درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مشارکت Partnering


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

مشارکت Partnering

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
مشارکت(Partnering ) چیست؟

 

ظهور مشارکت

 

مشارکت مفهوم جدیدی نیست و مدتهاست كه بگونه‌ای غیررسمی ‌به‌كار گرفته شده است. در سال 1929‌، جمعی از تجار نیویورك با تشكیل تیمی‌، تصمیم به ساخت بلندتـرین سـاختمـان دنیـا گرفتند. در كمتـر از دو سـال (18 ماه)‌، ساختمان Empire State تكمیل گردید با نرخ پیشرفت كاری كه گاه به 5/4 طبقه در هفته هم می‌رسید‌. این، نتیجه همكاری مستمر تیمی‌، روح اعتماد‌، ارتباطات گسترده‌ و باز و مشاركت همه‌جانبه بود كه سبب گشت این پروسه ساخت و ساز برای همه عوامل ذینفع در آن موفقیت آمیز باشد.

 

ایده مشارکت ‌ابتدا در ژاپن‌، ایالات متحده و استرالیا و به‌دنبال نقص متدهای اجرائی مـرسـوم در مواجهه با معیارها و ضوابط مطروحه کارفرمایان در ارضای اهداف پروژه­هایی كه هر روز بزرگ‌تر و پیچیده‌تر می‌شدند‌، سرچشمه گرفت. شالوده این طرح در ژاپن توانست درسایه انقلاب مدیریتی Kaizen كه بر روی مدیریت كیفیت نهائی (TQM) متمركز بود از حمایت گسترده‌ای برخوردار گردد.

 

 اما در این میان گزارش سرمیشل لاتام (Latham) با عنوان “تشكیل تیم” كه در سال 1994 منتشر شد، نقش انگیزشی مهمی ‌برای رویكرد به مفهوم مشارکت‌ ایفا كرد. این گزارش‌، راه‌های بهبود روند تكمیل پروژه‌های ساخت و ساز را با حركت از سمت ارتباطات معارضانه مرسوم به سمت یك سیستم مفیدتر اجرا بر پایه شناسایی اهداف مشترك و یافتن روش‌های موثر برای تحقق این اهداف در برمی‌گیرد.

 

 ایده لاتام در دوازدهمین جلسه گروه كاری هیات ساخت و ساز كه در جولای 95 برگزار شد به تصویب رسید و نتیجه آن با عنوان  مشارکت (Partnering ) در تیم” در سال 1997 در نشریــات این گروه به چــاپ رسیــد كــه دربــرگیرنـده اصـول اسـاسی مشارکت ‌بــوده و از طریــق نمــونه‌های عینی نشان داده است كه چگونه تئوری مشارکت ‌می‌تواند در عمل با موفقیت همراه گردد.

 

از سوی دیگر در آوریل 1997 فرماندهی آماد ارتش آمریكا (AMC)‌، راهنمای “مشارکت‌برای موفقیت”     را برای كـمـك و تشــویق پیمــانكــاران ارتش‌، مــدیران بــرنــامه ریــزی‌، مسئولان قرارداد و تمامی بخش‌های ذینفع در پروژه‌های ساخت و ساز، منتشر كرد تا روند تنظیم و اجرای قرارداد‌ها را بهبود بخشد‌. این راهنما شامل مروری بر واژه مشارکت ‌بود و اینكه چرا برای برنامه‌های ارتش حیاتی است‌. راهنما              فرآیند چهارمرحله‌ای روشنی را برای تبدیل مشاركت به عنصری ارشمند برای هر نوع برنامه‌ای پیش رو می‌گذارد. همچنین راهنما شامل نمونه‌های بیشمار و 32 پاسخ به سوالاتی است كه عموماً در رابطه با مشارکت ‌پرسیده می‌شوند، تا به خواننده برای درك بهتر فرآیند و مزایای بالقوه آن در جهت پیشبرد طرح‌هایش کمك كند.

 

مشارکت(Partnering )چیست ؟

 

 مشارکت ایـده‌ای نیـست كــه تعبیــرســازان صنــعت سـاخـت و سـاز به منظــور سرپوش گذاشتن بر  مشكــلات ایــن صنعت از جــانــب خــود مطرح كرده باشند‌. از سویی، مشارکت ‌را نمی‌توان شكل جدیدی برای قرارداد محسوب كرد. در واقع مشارکت، ‌روندی سازمان یافته و بسیار دقیق برای خلق ارتباطات بهبود‌یافته در انجام پروژه‌های ساخت و ساز است. روشن‌ترین تعریف مشارکت ‌را لاتام (Latham) در “مشارکت(Partnering )در تیم” ارائه كرده است : "مشارکت ‌یك فرآیند مدیریتی سازمان‌یافته در جهت نیل به سهولت در كارگروهی در محدوده قرارداد است كه اجزای اساسی آن‌ اهداف متقابل‌، شیوه‌های مورد توافق برای حل و فصل مشكلات و تلاش برای بهبود مستمر و روز افزون می‌باشد.

 

مشارکت ‌دربرگیرنده مفاهیم كار گروهی (Teamwork) و بهبود مسمتر برای كارفرما و پیمانكار بوده و نیازمند صداقت میان طرفین‌، آمادگی برای پذیرش ایده‌های جدید‌، روح اعتماد و درك سود متقابل است‌. بنابراین مشارکت‌سه بخش واضح و مهم را در برمی‌گیرد :

 

 اهداف متقابل                            (mutual objectives)‌

 

 حل و فصل بهنگام مشكلات    (ontime problem resolution)

 

 بهبود مستمر                           (continuous improvement)    

 

 در هر حال پیش از شناخت و به‌كارگیری هر یك از این بخش‌ها در پروژه‌، پیش‌شرط‌هایی باید رعایت گردند. فاكتور اساسی‌، تعهد كامل به اصول و فرآیندهای مشارکت‌ از جانب همه بخش‌های عضو تیم‌، از كارفرما گرفته تا پیمانكاران جزء است.

 

 تنها وقوع چنین امریست كه زمینه‌ساز موفقیت مشارکت‌ خواهد بود و این تعهد میان طرفین است كه به‌جای اسناد قرارداد، ارتباط میان آنها را هدایت می­كند.

 

بنابراین مشارکت‌ حركتی موزون و برنامه‌ریزی شده توسط تمام بخش‌های ذینفع در یك پروژه ساخت و ساز می‌باشد. حركتی در جهت تعهد به تلاشی ساماندهی شده برای خلق محیطی سرشار از اعتماد متقابل‌، ارتباط باز‌، همكاری و كار گروهی كه سبب منتفع شدن همه بخش‌ها می‌گردد. این خود چارچوبی قدرتمند ایجاد می‌كند كـه بستر لازم بـرای ارتبـاطـات كـاری پـایـا و توسعه و رشد روز افزون مهیا می­سازد.

 

مشارکت ‌از دیدگاه فرماندهی آماد ارتش آمریكا (AMC) معاهده ای است میان دولت و صنعت برای بهبود ارتباطات و تسهیل برنامه عقد قرارداد كه بواسطه فرآیندی رسمی ‌یا غیررسمی ‌انجام می‌گیرد و هدف اولیه آن، تامین منابع و خدمات با بالاترین كیفیت و در اسرع وقت و قیمتی منطقی برای کارفرمایان است‌. در اصل تنظیم فرایندی است كه طرفین برای تشكیل رابطه‌ای برمبنای كار تیمی‌، همكاری، اعتماد و حسن نیت متقابل متعهد می‌گردند. نتایج اجرای مشارکت ‌برای (AMC) بسیار موثر بوده است. افزایش بی رویه قیمت‌ها‌، تأخیر در تحویل و ادعاهای حقوقی تا حد زیادی از بین رفته است. در محیط قراردادی كه از دیرباز آلوده این نوع مسائل بوده است چنین امری واقعاً یك دستاورد بی‌نظیر و ماندگار است. (AMC)   اكنون مفهوم مشارکت ‌را در تحقیق و توسعه، انتخاب مواد و مصالح‌، فعالیت های پایه و قرارداد خدمات مهندسی و حمایتی مورد بهره برداری قرارداده است. مشارکت ‌تبدیل به بخش جدایی‌ناپذیری از برنامه حل و فصل متناوب اختلافات (Alternative Dispute Resolution,ADR) در (AMC)  شده است که بر اجتناب از درگیری‌ها و مشاجرات قبل از آنكه ضربه ای جدی به اجرای قرارداد وارد کنند تاكید دارد. (AMC) هفت فاكتور ضروری زیر را برای موفقیت مشارکت خاطرنشان می‌كند :

 

1ـ تعهد به اصول مشارکت از جانب مدیریت ارشد هر یك از سازمانهای دخیل در پروژه

 

2ـ رعایت تساوی حقوق برای همه اعضای ذینفع در پروژه

 

3ـ گسترش اعتماد میان همه بخش‌ها از طریق روابط میان پرسنل تیم و ایجاد محیطی برای ارتباط باز و نیز شناخت و توزیع عادلانه ریسك‌ها.

 

4ـ تهیه منشور مشارکت ‌بصورت جمعی و توسط اعضا كه بازتاب دهنده اهداف متقابل و تعهدات است.

 

5ـ تلاش برای تحقق اهداف متقابل و تدارك مكانیزمی ‌برای حل و فصل مشكلات و اختلافات.

 

6ـ ارزیابی مستمر بر پایه اهداف تدوین شده برای حصول اطمینان از پیشرفت برنامه و اینكه همه بخش‌ها مسئولیتی كه بر عهده‌شان گذاشته شده را به خوبی به انجام می‌رسانند.

 

7ـ حل و فصل بهنگام همه مشكلات و اختلافات در پائین تراز ممكن در خلال پروژه.

 

چرا Partnering ؟

 

مشارکت ‌بر این فرض بنا گشته است كه ارتباط مرسوم میان كارفرما و پیمانكار ناكافی، كم اثر و ناقص است‌. لذا پیش از پرداختن به منطق پشت مشارکت‌، شناخت شاخصه‌‌های ارتباط متداول و مرسوم كارفرما و پیمانكار ضروری به نظر می‌رسد.

 

 در تضاد ذاتی و لاینفك مابین هزینه‌های كارفرما و سود پیمانكار‌، هر دو آنها تمایل دارند تا مواضعی مخالف هم اتخاذ نمایند. تضاد آشکار منافع، طبیعتاُ کارفرمایان را به پیمانکاران ظنین می‌سازد. بازتاب این بدگمانی، در نظارت ظالمانه بر نحوه اجرای پیمانكار، اتخاذ مواضع ستیزه‌جویانه‌، درخواست‌های متعدد برای تطابق با نقشه ها و بودجه و … نمود می‌یابد.

 

 كارفرماها تصور می‌كنند كه تا اندازه‌ای كاهش اعتماد لازم بوده و تنها توسط ظنین شدن به انگیزه‌های پیمانكار است كه می‌توانند از منافع خود محافظت كنند. از طرفی چون پیمانكاران در موقعیتی قرار دارند كه با تقاضاها و نیازهای كارفرما مواجهند، می‌توانند با در نظر گرفتن یك حاشیه سود مناسب به كار ادامه دهند. آنها آمادگی این را دارند كه از هر روزنه‌ای كه در قرارداد می‌یابند به نفع خودشان بهره برداری كنند. به‌علاوه به‌دلیل نامعلوم بودن تمامی زوایای یك پروژه در حین تكمیل‌، نیاز به تطابق با طرح اولیه اصلی همواره وجود دارد. واكنش‌های پس‌زننده از جانب كارفرما نیز پروسه تصمیم‌سازی را كند و وقت‌گیر ساخته و سوددهی  پروژه را کاهش می‌دهد..

 

سوء ظن و عدم اطمینان، از روند موثر مذاكرات و حل مشكلات ممانعت می‌كند. حل و فصل مشكلات، در اثر بروز درگیری­ها و مشاجرات به تعویق افتاده و این امر سبب تأخیرهای هزینه­بر و بروز واكنش‌های قابل بحث و تردیدآمیز از سوی مدیریت ارشدی می‌گردد كه از ارائه یك سیستم تصمیم‌سازی مناسب برای رفع مشكل ناتوان گشته است. یك چنین درگیری‌هایی معمولاً به دادگاه ختم می‌شوند و این هنگامیست كه طرفین تشخیص می‌دهند تنها راه حفظ منافعشان در دادخواهی از طرف مقابل است. طرفین مشكلات را به وكلایشان واگذار می‌كنند تا دردادگاه از منافع آنها دفاع كنند. پیمانكاران به منظور مراقبت از حاشیه سودشان‌، هزینه‌های دادخواست ها و تاخیرات زمانی را در قیمتهای مناقصه‌شان لحاظ می‌كنند. فاجعه اینجاست كه مشكلات كوچك، اغلب به‌دلیل عدم موفقیت در حل و فصل آنها در هنگام بروزشان‌، به سرعت به موانعی بزرگ مبدل می‌گردند.

 

 بطور خلاصه مشخصه بارز ارتباط متداول و مرسوم میان كارفرما و پیمانكار‌، استراتژی سود ـ زیان و عدم اعتماد است كه خود مانعی برسر راه مدیریت مناسب پروژه بوده و سبب اتخاذ مواضع معارضانه در هنگام حل مشكلات می‌گردد. طرفین به ارتباط دورادور خود در قالب دو تیم پروژه مستقل و با اهداف مغایر ادامه می‌دهند. هر طرف سعی در انتقال ریسك‌ها به طرف مقابل دارد. قراردادها مملو از دادخواست‌‌هایی است كه هیچ امكانی برای خلاقیت و نوآوری باقی نمی‌گذارند. تلاش‌های زیادی صرف تهیه پرونده دادخواست‌هایی شده است كه در كمین تكمیل پروژه هستند. این وضع سبب رشد تصاعدی منازعات و دادخواست‌ها در طی دهه گذشته گردیده است.

 

مشارکت‌ بر پایه تشخیص و تصدیق این مطلب بنا شده است كه رابطه معارضانه سود ـ زیان مرسوم میان كارفرما و پیمانكار، یك سیر نزولی به سوی یك موقعیت زیان ـ زیان برای هر دو طرف طی می‌كند. در حالیكه در سایه مشارکت‌، برغم درگیری ذاتی میان كارفرما و پیمانكار‌، آنها اهداف مشتركشان را برای ایجاد یك ارتبـاط گسترده تـر و مـوثـرتـر تقسیـم می‌كننـد. بـه عنـوان مثـال هم كارفرما و هم پیمـانكار، تمایل دارند با بودجه‌ای معین‌، كیفیت كـارشـان بـالاتـر رود. هیـچكـدام از دوگروه نمی‌خواهند دوباره‌كاری كنند و هر دو تمایل به اجتناب از منازعات هزینه‌بــر دارند. به‌عــلاوه هــر دو می‌خواهند كه روند تكمیل پروژه ایمن و بهنگام باشد‌. توجه به این اهداف مشترك‌، زمینه را برای تغییر درنگرش و طرز برخورد آنها فراهم می­آورد. تفرقه و پراكندگی به انسجام بدل میگردد و زمینه مشاركت موثر هر دو گروه بـرای حــل مشكلات پدید می‌آید. پیمانكار و كارفرما، نه با موضعی ستیزه جویانه و در حكم رقیب، بلكه به‌صورت شركائی با تمایلات و اهداف مشترك به یكدیگر نزدیك می‌شوند.

 

 مشارکت‌ ارائه‌گر مفهومی ‌فراتر از تنها یك دگرگونی در طرز برخورد و نگرش بوده و فرآیندی برای ترویج همکاری و مشاركت میان كارفرما و پیمانكار ارائه می‌دهد.. مشارکت ‌می‌كوشد ارتباط باز را به‌جای فریبكاری و تزویر‌، تصمیمات بهنگام و زمانمند را به‌جای تأخیرات‌، همیاری را به‌جای تفرقه، تلاش گروهی برای حل مشكلات را به‌جای مرافعه و دادخواهی و بالاخره استراتژی سود ـ سود را به جای سیستم سود ـ‌ زیان جایگزین كند. در مشارکت “عدم منازعه و دادخواهی” هدف مشترک همه بخش‌های ذینفع است و مجالی برای پرونده‌سازی و اقامه دعاوی وجود ندارد. ریسك‌ها اكنون توزیع شده است، پیش از آنكه مدتی بعد در مورد آنها دعاوی حقوقی شکل گیرد. اعتماد متقابل، احترام و همکاری قویأ توسط مدیریت ارشد طرفین تحکیم می‌گردد.

 

مشارکت(Partnering )چه هنگام و برای انجام چه نوع پروژه هایی مناسب است ؟

 

مشارکت ‌می­تواند پایه هر پروژه ساخت و سازی باشد‌، هرچند واضح است كه مزایای مشارکت ‌در پروژه‌های بزرگ از قبیل بیمارستان‌، فرودگاه‌، بزرگراه‌ها، مجتمع‌هـای تجاری و … بسیـار چشمگیرتر است. با این‌حـال اصـول مشارکت‌ را می‌تـوان به‌طـور یكسـان در پروژه­های كوچك نیز به‌كار برد. شرط اساسی موقعیت یا اندازه پروژه نیست‌، بلکه میزان اعتقاد و جانب‌داری مدیریت و پرسنل همه بخش‌هاست‌. مشارکت ‌تنها وقتی مناسب است و تنها هنگامی ‌موفق خواهد بود كه مدیریت سازمان‌های مربوطه اصول آن را باور داشته باشند‌. این به معنای اعتقاد داشتن به درستی و صداقت اعضای سازمان‌های دیگر درگیر‌، آغوش باز برای پذیرفتن كمك و یاریشان و تعهد برای روبرو شدن با چالش‌های هر پروژه و تصمیم برای بهبود مستمر عملیات كاری است. مشارکت ‌مبتنی بر اختیار دادن به كاركنان‌، اعتماد به تصمیمات آنها و توجه به اعضای دیگر تیم ساخـت و ســاز و كــاركردن روی  بـازخـوردهای آنان به‌گونه‌ای سازنده و مـوثـر است. امـا شـایــد بــرای مـوفقیت مشارکت ‌پیش از هـمه كـارفرماها بایستی به اصول و فرآیند های آن اعتقاد راسخ داشته و اطمینان حاصل كنند كه این اصـول تـوسط همــه اعضــای تیـم به‌خصوص پیمـانكار اصلی تائید شده است.

 

مشارکت ‌برای پروژه هـای ارزشمنـد و بـا درجه ریسك بالا بسیار مناسب است‌. مشارکت ‌از طریــق ایجــاد و انتشــار اهـداف متقـابل و استــراتـژی حـل و فصـل بـهنگام مشـكلات و مـرافعــات و خلـق احســاس خــوشــاینـــد كــار گروهــی، اجـازه می‌دهد كــه طـرفین بـه همكــاری خــود حتـی در شـرایـط بد اقتصادی نیز ادامــه دهـند. ایـن خصیصــه سبــب می‌گردد كــه مشارکت‌ بــه‌نحو ایده‌آلی برای پــروژه‌هــای بــا ارزش بــالا و دارای ریـسك زیــاد كـه خطرات بالقوه دادخواست ها و جرائم مالی در كمین آنها هستند، مناسب باشد.

 

خــلاصــه اینكــه مشارکت‌ را می‌تــوان بــرای پـروژه‌هایی بــا هــر انــدازه یــا هـر طــول مـدتی به‌كــاربست ‌. امــا نكتــه مهم ایــن است كــه مــراحــل مشارکت ‌را در هـــر پروژه بــایستی بــه دقت به‌ انجــام رسـاند. در عین حــال نحــوه هدایت و انجام هر مرحله بستگی به اندازه‌، چارچوب زمانی پروژه و توافق طرفین دارد.

 

اصول مشارکت ( Partnering )

 

مشارکت‌ سه اصل بارز و اساسی دارد كه عبارتند از : اهداف متقابل‌، حل و فصل مشكلات‌ و  بهبود مستمر.

 

اهداف متقابل

 

 اساس مشارکت‌ بر تعریف اهداف دوجانبه مشخص و قابل‌تعقیب می‌باشد. این اهداف بایستی آشكار و ملموس بوده و برای جلوگیری از هدایت مشارکت ‌ به سمت ارتباطات كاری منطبق بر روابط به‌جای ضوابط و كاهش قرار گرفتن در معرض فشارهای بازار‌، مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرند.

 

 این اهداف بایستی از ابتدا تا انتهای پروژه و از طریق بازخوردها و واكنش های حاصل از نشست‌های پروژه و ارتباط تنگاتنگ و موثر میان اعضای تیم همواره مورد بازبینی و ارزیابی قرار گیرند. مزایای مشارکت‌ فزاینده و تجمعی است‌، بنابراین مشاركت‌های استراتژیك بلندمدت بسیار سودآورتر از همكاری صرفاً در یك پروژه است. این بدان معنی است كه مدیریت همه بخش‌ها نیاز به برقراری اهداف واقع‌گرایانه مدت‌دار باهدف تداوم همكاری و سودآوری منطقی و مناسب برای همه اعضای تیم دارند.

 

 پایه این اهداف متقابل بایستی بر اعتماد میان طرفین و حسن نیت باشد. یك تشكیلات با حوزه عمل باز كـه بـه هـر بخش اجـازه بـازبینـی و درك ملزومات كاری سایر اعضای تیم را می‌دهد، ریسك فسادهای اداری را كاهش می‌دهد و بر احترام به سایر اعضای تیم تأكید می‌كند.

 

مشارکت‌ به بهترین شكل در تیم‌های با فرهنگ كاری یكسان بكار گرفته شده است كه نشان از اهمیت فراوان پروسه ارزیابی‌های قبل از قرارداد دارد.

 

 در ابتدا تمایل براین بود كه پروژه های مشارکت‌ بر پایه موافقت‌نامه‌ای رسمی‌كه نیازمند امضاء و تائید همه بخش‌ها بود بناگردند. مفاد چنین توافقنامه‌هایی تمام یا بخشی از موارد زیر را پوشش می‌دهند :

 

زمان‌بندی تكمیل كار‌

كنترل هزینه‌

ایمنی طرح

توجه به كیفیت در هنگام تكمیل طرح و پروسه ساخت‌

تلاش‌های زیست محیطی‌

احترام‌، اعتماد و طرز برخورد مناسب با سایر اعضای تیم‌

فرایند بهبود مستمر‌

تقسم مبالغ صرفه جوئی شده ناشی از پیشرفت‌ها و بهبودهای پروژه‌

بكارگیری مكانیزمی‌ مورد توافق برای حل و فصل مشكلات و اختلافات

 اما اخیراً معمول‌تر آن است كه از تشریفات گسترده احتراز شده و در عوض پروسه مشارکت‌ با تعهد به حفظ اعتماد حاصل شده از قراردادهای پیشین و نتایج حاصل از روند بهبود مستمر ریشه‌دار و عمیق گردد. (البته این برای سازمان‌هایی است كه تجربه مشارکت قبلی ‌با هم داشته و مایل به ادامه آن در پروژه‌های جدید هستند). بدین ترتیب نیاز به تشریفات اداری و كاغذ بازی‌های غیرضروری از میان می‌رود.

 

حل و فصل مشكلات

 

 حل و فصل مشكلات غالباً اولین چالش برسر به‌كارگیری مشارکت ‌است. مشارکت‌ موفق، برپایه اتخاذ یك رویكرد سیستماتیك در حل و فصل مشكلات است‌. استراتژی مهم‌، حذف زمینه‌های مشكلات و موارد اختلاف، پیش از به‌وقوع پیوستن آنهاست. این بدان معنی است كه برای مثال‌، به منظور حصول اطمینان از برقراری جوی آرام در محیط كار‌، از قبل با پیمانكار اصلی مشورت كرده و پیش‌بینی‌های لازم را انجام داد. اما مهم‌تر از همه، ایجاد تغییری پایه ای در نگرش همه اعضای تیم ساخت و ساز است. در جلسات مهم پروژه كه بایستی توسط نماینده كارفرما اداره یا نظارت گردد، همه اعضا بایستی به جای مقصر جلوه دادن یكدیگر تشویق به جستجو و ارائه راه حل‌های موثر برای مشكلات گردند. مشكلات بایستی در كوتاه‌ترین زمان ممكن و در پائین‌ترین تراز رفع شوند. این بدان معنی است كه كمپانی‌ها بایستی به نمایندگان خود برای گرفتن تصمیماتی از جانب آنها اختیار داده و به قضاوت های آنان اعتماد كنند.

 

هرگونه مشكلی باید با رعایت تساوی حقوق برای همه بخش‌ها و بدون توجه به قدرت و توان مالی طرفین مرتفع گردد.

 

بنابراین راه حل مشارکت‌ برای رفع مشكلات، بر پایه ایجاد یك حس مشترك می‌باشد. این حس مشترك با پذیرش این اصل كلی در صنعت ساخت و ساز كه نگرش‌های ستیزه‌جویانه سبب اتلاف هزینه و زمان و كاهش گسترده رضایت شغلی می‌شوند، استحكام می‌یابد.

 

بهبود مستمر

 

 بهبود مستمر بطور بالقوه بزرگ‌ترین مزیت مشارکت‌ است‌، هر چند كه ممكن است نسبت به باقی مزایای آن وضوح كمتری داشته باشد. همان‌گونه كه پیشتر اشاره شد‌، مزایای مشارکت ‌روندی تجمعی دارند. با تشكیل مشاركت‌های استراتژیك بلندمدت می‌توان با دردست گرفتن قراردادهای متناوب‌، از این مزایای فزاینده بهره‌برداری وسیع‌تری كرد.تجارب حاصل از یك پروژه را می‌توان در پروژه های بعدی به‌كار بست كه این سبب بهبود در روند اجرا و عملیات كاری می‌شود.

 

 برای هر چه موثرتر گشتن روند بهبود مستمر‌، برقراری مجموعه‌ای از اهداف كمیت‌پذیر‌، ثبت پیشرفت‌های حاصل شده در راه تحقق آنها و ارزیابی مستمر فعالیت‌های تیم با ملاك قراردادن این اهداف، حیاتی است. اهداف می‌توانند دربرگیرنده گستره وسیعی چون سرعت ساخت، هزینه‌های قرارداد‌، روابط مجموعه‌، امنیت محیط كار، كیفیت ساخت و … باشد. یكی از مزایای مشارکت‌این است كه سبب شده بپذیریم رقابت‌، تنها راه برای به‌دست آوردن سود بیشتر نیست. مثال خوب در این مورد تاكیدی است كه مشارکت ‌بر مشاوره مفصل و زودهنگام طرفین، پیش از شروع هر مرحله كار دارد كه نه‌تنها هزینه‌ها را كاهش داده‌، بلكه سبب كوتاه شدن مدت زمان ساخت می‌شود. بار دیگر تاكید می‌گردد كه مزایای مشارکت‌ روندی تجمعی دارند.

انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management Association

منبع:وبسایت دکتر روانشادنیا



نظرات

ادامه مطلب ادامه مطلب

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مشارکت Partnering

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مشارکت Partnering,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات