درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه (ICEMA)

مدل سازی اطلاعات ساختمانمدیریت منابع انسانی
قراردادمدیریت دانش
موفقیتبرنامه ریزی
مدیریت پروژهتکنیک های خلاقیت
مدیریت ساختاستراتژی
چابکی در پروژهداستان مدیریتی
ساخت و ساز نابمدیران
مهندسی ارزشتصمیم گیری
مدیریت ریسک دفتر مدیریت پروژه
مدیریتبتن
رهبریمدیران پروژه
سازمانمدیریت ساخت در شبکه های اجتماعی

10 مرحله برای برآورد ساعت های کاری در پروژه

1395/09/15
15:14
امیرحسین ستوده بیدختی
10 مرحله برای برآورد ساعت های کاری در پروژه

برآورد، یکی از مهمترین بخش های فرآیند برنامه ریزی است. ابتدا قبل از برآورد مدت زمان و هزینه، باید ساعت های کاری برآورد شود. برای برآورد ساعت های کاری، مراحل زیر را دنبال کنید:

    تعیین کنید که برآورد شما تا چه حد باید دقیق باشد. معمولاً هر چه برآورد دقیق تر باشد، لازم خواهد بود که از جزئیات بیشتری در پروژه آگاه باشید، و احتمالاً به زمان بیشتری هم نیاز خواهید داشت.

    برآورد اولیه ساعت های کاری را تهیه کنید. حجم کار پروژه را با استفاده از یک یا چند تکنیک برآورد، تخمین بزنید.

    ساعت های کاری را بر اساس منابع تخصیص یافته، تعدیل کنید. (اختیاری) احتمالاً برآورد شما بر مبنای توانایی یک منبع متوسط انجام شده است. اگر در مورد توانایی منابع تخصیص یافته، اطلاعات بیشتری دارید، ممکن است لازم باشد که برآورد خود را بر آن اساس، تعدیل نمایید.

    ساعت های کاری منابع متخصص را اضافه کنید. مطمئن شوید که ساعت های منابع ویژه و پاره وقت را در نظر گرفته اید.

    زمان دوباره کاری را بیفزایید. (اختیاری) در برخی از پروژه ها ساعت هایی برای دوباره کاری، هر چند اندک، در نظر گرفته می شود.

    زمان مدیریت پروژه را اضافه کنید. یک قانون سرانگشتی، آن است که 15 درصد برای مدیریت پروژه به ساعت های کاری اضافه شود.

    ساعت های احتمالی را بیفزایید. این ساعت ها برای نشان دادن عدم قطعیت یا ریسک مرتبط با برآوردها در نظر گرفته می شود.

    مجموع ساعت های کاری را محاسبه کنید. تمامی اجزای برآورد شده را، که در بالا بیان شد، با یکدیگر جمع کنید.

    در صورت لزوم برآوردها را بازنگری و اصلاح نمایید. گاهی اوقات به نظر می رسد که برآورد انجام شده، به طور مشهودی بالا یا پایین است. در این صورت به عقب برگردید و اصلاحات لازم را انجام دهید.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    تمامی فرضیات را مستند کنید. شما هرگز از تمامی جزئیات به طور قطعی آگاه نخواهید شد. بنابراین، بسیار مهم است که تمامی فرضیاتی را که در طی برآورد در نظر گرفته اید، مستند نمایید.


SQ3R

1395/09/15
15:14
امیرحسین ستوده بیدختی
SQ3R

SQ3R تکنیکی مفید است که به شما کمک می کند تا از زمان مطالعه خود حداکثر بهره برداری را به عمل آورید. همچنین به شما کمک می کند تا ساختار یک موضوع را در ذهن خود سازماندهی کنید؛ و نیز به شما امکان می دهد تا اهداف مطالعه را تعیین نمایید و اطلاعات مهم را از داده های غیرمرتبط، مجزا سازید.

SQ3R یک تکنیک 5 مرحله ای برای مطالعه است. این مراحل عبارتند از:

    Survey (مطالعه اجمالی):
    فهرست مطالب، مقدمه، مقدمه فصل ها و خلاصه فصل ها را اجمالاً بررسی کنید تا یک دید کلی سطحی نسبت به متن به دست آورید و دریابید که آیا این اطلاعات به درد شما می خورد یا خیر.
    Question (پرسش):
    هر پرسشی را که در مورد موضوع مورد نظر یا در طی مطالعه اجمالی به ذهنتان می رسد، یادداشت کنید. این پرسش ها تقریباً می تواند به عنوان اهداف مطالعه در نظر گرفته شود.
    Read (مطالعه):
    اکنون سند مورد نظر (کتاب، مقاله، گزارش، ...) را مطالعه کنید. جزئیات بخش های مفید را بخوانید و مراقب باشید که تمامی نکات مرتبط را درک کنید.
    Recall (یادآوری):
    پس از مطالعه بخش های مناسب، چند مرتبه آنرا در ذهن خود مرور کنید. حقایق اصلی یا فرآیندهای اساسی نهفته در موضوع مورد نظر (هسته موضوع) را جدا کنید و سپس ببینید که سایر اطلاعات چگونه در اطراف آن جای می گیرند.
    Review (بازبینی):
    بازبینی می تواند از طریق مطالعه مجدد سند، گسترش دادن یادداشت هایتان، یا بحث کردن با همکاران در مورد موضوع، انجام شود. یک شیوه بسیار مؤثر برای بازبینی اطلاعات، آموزش دادن آن به فردی دیگر است.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



برچسب ها:SQ3R ،

8 قانون برای تصمیمات

1395/09/15
15:13
امیرحسین ستوده بیدختی
8 قانون برای تصمیمات
    نسبت به تصمیمات خود، متعهد باشید. برای موفقیت باید باور داشته باشید که می توانید آنچه را که در نظر دارید، انجام دهید، و واقعاً بخواهیدکه به آن دست یابید.

    واقع بین باشید. کلید دستیابی به اهداف، داشتن انگیزه مستمر است. اگر اهدافی را برگزینید که بسیار دشوار هستند، با ریسک شکست مواجه خواهید بود. شکست های پشت سر هم در یک امر، می تواند انگیزه شما را عمیقاً کاهش دهد.

    تصمیمات خود را مکتوب کنید. یک تکنیک ساده اما قوی برای واقعیت یافتن اهداف، آن است که تصمیمات خود را بنویسید.

    برنامه ای تهیه کنید. تشریح آنچه که می خواهید به دست آورید، یک چیز است؛ تصمیم گیری در مورد اینکه چگونه آنرا انجام دهید، یک چیز کاملاً متفاوت است.

    منعطف باشید. همه چیز دقیقاً مطابق برنامه شما پیش نخواهد رفت. اگر برای انجام تصمیمات خود، رویکردی کاملاً خشک اتخاذ کنید، اولین مانع کوچک می تواند شما را از مسیر خود منحرف سازد.

    از یک سیستم یادآوری استفاده کنید. داشتن تعهدات، مسئولیت ها، و وظایف بسیار، حفظ تمرکز بر برنامه را دشوار خواهد کرد. بنابراین بهتر است از یک سیستم یادآوری کمک بگیرید.

    پیشرفت خود را پیگیری کنید. از کیفیت کار خود، آگاه نخواهید شد مگر آنکه پیشرفت خود را مورد پایش قرار دهید.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    به خودتان جایزه بدهید. اگر چه دانستن اینکه کاری به خوبی انجام شده است، خود می تواند یک پاداش محسوب شود، اما همه ما از اینکه گاهگاهی جایزه های کوچک دریافت کنیم، لذت می بریم. هنگام تهیه برنامه، مایل استون هایی را مشخص کنید که با رسیدن به آنها به خودتان جایزه بدهید.

پروژه کار کیست؟

1395/09/15
15:12
امیرحسین ستوده بیدختی
پروژه کار کیست؟

شرکت هایی که به کارهای پروژه ای مشغول هستند، با این ابهام به صورت مستمر دست به گریبانند که بالأخره فرد پروژه ای چه مشخصات و خصوصیاتی دارد؟ بگذریم از اینکه به خاطر همین ابهام، سازمان های اینگونه شرکت ها با اهداف پروژه ای شکل نگرفته اند. اما به هر حال پاسخ به این نکته، مهم است که به واقع چه کسی پروژه کار است؟
شما پروژه ای را تعریف می کنید و شخصی را نیز برای مدیریت آن تعیین می کنید. کاملاً واضح است که شخص تعیین شده دارای سمت مدیریت پروژه است، چرا که مسئولیت مدیریت آن پروژه را بر عهده دارد. اما آیا این شخص، پروژه کار است؟ یعنی دارای مشخصات و خصوصیاتی است که در اجرای پروژه، مورد نیاز هستند و مطابق با شرایط پروژه انتخاب شده است؟ چه مشخصاتی است که باعث می گردد تا مدیر پروژه، یک پروژه کار باشد؟ این مشخصات، ارتباطی معین با تعریف خود پروژه دارد. ما تا کنون توجه خود را در ارتباط با پروژه به محصول نهایی معطوف کرده بودیم و آن محصول را به عنوان پروژه می شناختیم. برایش نیز ویژگی هایی از نوع زمان و هزینه و کیفیت و یا محدوده کار قائل بودیم. با این مشخصات، به غیر از محصولات شاخص مانند نیروگاه ها و پالایشگاه ها، سخت بود که بگوییم کدام قلم محصول پروژه هست یا خیر! اکثر اقلامی که در طی فرآیند گسسته تولید می گردند، می توانند حکم پروژه داشته باشند. مثلاً وقتی راجع به مونتاژ خودرو صحبت می کنیم، آیا نمی توانیم فرض کنیم که هر خودرو بر روی هر هنگری که وارد خط می شود، یک پروژه است؟ هر خودرو زمانی موقت داشته و هزینه و کیفیت خاصی را نیز خواهد داشت. ولی تا به حال کسی نیامده که بگوید هر خودرو در خط مونتاژ به مانند یک پروژه است و باید برایش مسیر بحرانی تعریف کنیم!
به نظر من آنچه یک محصول را پروژه می سازد، نوع ارتباطی است که سازمان با آن محصول برقرار می کند. ارتباط با پروژه دارای دو ویژگی است که اگر سازمان و یا بخشی از سازمان، پذیرای این دو ویژگی باشد، باید گفت که آن سازمان و یا بخشی از آن، پروژه کار است. این دو ویژگی عبارتند از:

    رابطه موقت و
    ریسک.

سازمانی که رابطه موقت و ریسک محصول را بپذیرد، به اصطلاح یک سازمان پروژه کار است. حال همان مدیر بالا را در نظر بگیرید که برای مدیریت یک پروژه تعیین شده است. آیا نوع رابطه ای که با پروژه دارد در برگیرنده موقت بودن آن می شود؟ اگر می شود که نیمی از راه را رفته ایم. حال آیا مدیر مورد نظر ریسک (یا ریسک های) مرتبط با پروژه را نیز تقبل می کند؟ اگر اینگونه باشد که این مدیر علاوه بر اینکه یک مدیر پروژه هست، یک پروژه کار نیز می باشد.
اکنون به سازمان خود نگاه کنید. مدیرانی را تعیین کرده اید که در اصطلاح برایشان فیل، زنده یا مرده اش صد تومان بیشتر ارزش ندارد. درست است که مدیر پروژه هستند و درست است که به دنبال منافع پروژه می باشند اما

    اولاً: به طور دائم در سازمان شما هستند و
    ثانیاً: ریسک پروژه را متقبل نمی شوند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


اگر پروژه ضرر کند، آنان ضرر نمی کنند و به همین صورت از سود پروژه نیز چیزی عایدشان نمی شود. به صورت مطلبی در حاشیه نیز باید این را اضافه نمایم که وقتی راجع به ریسک پروژه صحبت می کنیم، نباید نفر- ساعت را به عنوان واحدی از ریسک بپذیریم؛ چرا که در این صورت، ریسک از سود خواهد بود نه از سرمایه. بگذریم؛ آنانی که ادعای پروژه کاری می کنند و مایلند که در سود پروژه سهیم باشند و انتظار دارند که به سبب اینکه مدیر پروژه هستند و یا کارشناس پروژه و این واژه پروژه را یدک می کشند، از فواید پروژه نیز بهره مند گردند، باید بدانند که تنها پسوند پروژه داشتن معیار پروژه کار بودن نیست؛ و تنها در صورتی که پروژه کار باشند، باید انتظار سود از پروژه را داشته باشند و به همینگونه در ضرر پروژه نیز شریک باشند؛ شراکتی که بیشتر نفرـ ساعتشان را به یغما خواهد برد، و جیبشان را خالی می کند. پروژه کار یعنی مقاطعه کار، یعنی کارآفرین، یعنی همانی که اعتماد به نفسش باعث می گردد زیر یوغ حقوق ماهانه نرود.
برچسب ها:پروژه ،

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه (ICEMA)

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه (ICEMA),مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه (ICEMA) است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|