درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - توسعه پایدار شهری

22.jpg (364×96)11.jpg (364×96)

ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

توسعه پایدار شهری

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
توسعه پایدار شهری

 

 

 

توسعه پایدار به مفهوم حرکت بر محور انسان-محیط است و توسعه امکانات اقتصادی با توجه به ملاحظات محیطی و عدالت اجتماعی را مورد توجه قرار می دهد. توسعه پایدار پس از مشکلات ایجاد شده از توسعه صرفا اقتصادی پس از جنگ جهانی مطرح گردید. جایی که توسعه بی رویه باعث اختلافات طبقاتی و مشکلات زیست محیطی عدیده ای شده و مسیر توسعه به ابعاد محیطی و اجتماعی کمتر از اقتصادی بها داده بود.

 

با توسعه روزانه شهری شدن زندگی بشر مفاهیم مربوط به توسعه پایدار به این حیطه وارد گردید و توسعه پایدار شهر محصول نگاه های جدید به عدالت اجتماعی,فضایی و محیطی نسبت به شهر است. شهرها در سال 2020 جمعیتی معادل 75 درصد کل جهان را در عینی در خود جای خواهند داد که تقریبا 2 درصد از فضای شهری را در اختیار دارند. بنابر این این تراکم عجیب و بی سابقه جمعیت و نیاز عمومی به جذب منابع اساسی منجر به بهره برداری های غیر طبیعی از منابع محلی و استثمار منابع همسایگی خواهد شد. آثار این توسعه با پس ماند های غیر قابل پیش بینی به جای مانده از شهرها ادامه داشته و آلودگی ها و بیماری ها و گونه های زندگی حاشیه ای جدید محصول این توسعه خواهد بود.

 

اما توسعه پایدار شهری به عنوان جزئی از توسعه پایدار بر پایه استفاده معقول از منابع طبیعی استوار شده است و در این نوع توسعه ملاحظات سه گانه, محیطی, اقتصادی و اجتماعی در کنار هم لحاظ خواهد شد.بنابر این شهر پایدار برآمده از فرایند توسعه ای است که هنیت و امکان ارتقای همیشگی سلامت اجتماعی - اقتصادی بوم شناسانه شهر و منطقه را  فراهم کرده و این ذهنیت و امکان را به عینیت و اقدام مبدل ساخته است.

 

بنابر این راه کارهای زیر به عنوان راه کارهای توسعه پایدار شهری مطرح است :

 

1-  حداقل سازی پیامد های زیست محیطی

 

2- حداقل سازی مصرف منابع تجدید ناپذیر

 

3- بهره برداری از منابع تجدید پذیر

 

در این مسیر به ناچار سیاست هایی مثل کاهش اتکا به خودروی شخصی, افزایش فشردگی کالبدی در توسعه شهری, حفاظت و احیای نظام های طبیعی در شهر و منطقه پیرامونی, کاهش مصرف منابع و تولید آلودگی در شهر و منطقه, بهبود زیست پذیری اجتماعات بشری, پایندگی و تقویت اقتصاد شهری و اصلاح نظام اداری و حکمرانی شهری, بایستی اعمال شود تا شهر به سمت پایداری هدایت شود.

 

 

 

پیش فرض های توسعه پایدار شهری:

 

در راستای تحقق توسعه پایدار شهری می بایست شرایطی فراهم شود تا امكان بستر سازی توسعه پایدار انسانی و بهبود رفاه اجتماعی شهروندی، فراهم گردد كه در این بستر می توان به برقراری عدالت اجتماعی(هاروی، 1376: ص110- 99) طراحی اقلیمی هماهنگ با محیط زیست انسانی (بحرینی، شیعه، 1380)، تقویت ساختارهای همبستگی اجتماعی همچون تعهد و مسئولیت پذیری، تقویت بنیانهای اجتماعی و خانوادگی و احیای محیط زیست همگانی (بحرینی، 1378) وایجاد انتظام ساختاری در فضای شهری برای ادراك زیباشناختی و خوانایی شهری (كوین لینچ، 1381: ص12- 34) و بهبود بهره گیری از فضاهای شهری و افزایش رضایت شهروندی (بحرینی، 1378، ص98- 129) و یكپارچگی بخشی به ساختار بصری محیط و منظر شهری (گوردن كالن، 1377: ص64- 90) اشاره كرد. كمیسیون جهانی محیط زیست نیز الزامات توسعه پایدار را چنین بیان می كند:

 

مشاركت شهروندان در تصمیم گیری در بستر یك نظام سیاسی

 

چاره اندیشی برای تنشهای حاصل از ناموزونی توسعه در بستر یك نظام اقتصادی

 

التزام به ترمیم و حفاظت محیط زیست در بستر یك نظام تولیدی

 

فراهم سازی الگوهای پایداری از تجارت مالی در بستر یك نظام دانش فنی

 

ایجاد الگوهایی از تجارت و دارایی در بستر یك نظام بین المللی

 

وجود انعطاف پذیری و خود اصلاحی در بستر یك نظام مدیریتی

 

بر این اساس توسعه پایدار شهری در تكوین مفاهیم زیر جنبه كارامدی به خود می گیرد:

 

الف- بسترسازی عدالت اجتماعی و شهروندی

 

ب- بستر سازی مشاركت شهروندی و همبستگی اجتماعی

 

پ- بسترسازی تقویت بنیان نهادهای اجتماعی و بنیان خانوادگی

 

ث- رویكرد استرتژیك بر پدیداری توسعه پایدار شهری

 

ج- گسترش آداب و فرهنگ شهرنشینی

 

چ- مساعدت و سازماندهی ارگانهای دولتی و خصوصی

 

ح- كارامد سازی سیاستها و برنامه های سیاست گذاری در حوزه كلان شهری

 

خ- گسترش حقوق شهروندی و بهینه سازی مناسبات مدنی

 

طراحی پایدار در ساختار شهری بر مینای سه اصل اساسی شكل می گیرد:

 

اصل اول را می توان صرفه جویی در مصرف منابع دانست كه در صدد است تا با مصرف بهینه منابع، میزان كاربرد ذخایر تجدید ناپذیر را در سخت و كاركرد بناهای شهری پایین آورد.

 

اصل دوم بر طراحی بر اساس چرخه حیات مبتنی است كه نتایج و تبعات زیست محیطی كل چرخه حیات منابع ساخت و ساز شهری را از مرحله تدارك تا بازگشت به طبیعت در بر می گیرد.

 

اصل سوم را طراحی انسانی می دانند كه ریشه در نیاز به حفظ عناصر زنجیره ای نظامهای زیستی دارد و تداوم حیات و بقای انسان را در پی دارد. بر این اساس طرحی شهری و معماری پایدار می بایستی كیفیت محیط های كار و زیستی را بهبود بخشد كه موجب افزایش بهره وری و كاهش فشارهای روانی انسانی و بهبود شرایط زیستی می گردد كه همان مفهوم رفاه اجتماعی و شهروندی را به ذهن متبادر می كند.

 

دسته بندی نظری دیدگاه های توسعه شهری

 

1- دیدگاه پرنشیب و آزار دهنده: توسعه پایدار در این دیدگاه به منابع طبیعی به عنوان یك سرمایه نگاه می‌شود و حداكثر استفاده كردن از آن مورد نظر است. شركتهای صنعتی چند ملیتی با سرمایه‌های بیكران بدون كوچكترین توجهی به منابع با ارزش محیطی از آن استفاده می‌كنند و حتی اگر آلودگیهای ایجاد شده از این گونه فعالیتهای صنعتی به پاره شدن پرده اوزون بینجامد، آنها همچنان به حداكثرسازی سرمایه‌های خود مشغولند، در این دیدگاه نظرات مخربی وجود دارد و دسته‌آی به این اعتقاد چسبیده‌اند كه اگر به هوش و استعداد انسان میدان بدهیم و مخصوصاً این هوش و استعداد را از طریق تكنولوژی بیان نماییم، این قدرت و استعداد انسان می‌تواند هر گونه مسأله محیطی را حل كند. براساس این نظریه هیچ محدودیتی در زمینه ظرفیت درك انسان وجود ندارد. و این قدرت انسان می‌تواند هر گونه سیستم محیطی را تحت نفوذ خود درآورد. در این دیدگاه محیط طبیعی براساس سودمندی آن در سیستم اقتصادی ارزیابی می‌شود و از سوی دیگر توسعه پایدار تنها هم معنی رشد پایدار تلقی می‌گردد. جایی كه توسعه در شكل كاملا خام خود تنها با محصول ناخالص ملی GNP اندازه‌گیری می‌شود. دیدگاه‌های رسمی در زمینه حسابداری بدون تغییر باقی مانه‌اند. در این گونه دیدگاه‌های رسمی توجه كال به یك سلسله متغیرهای باریك مانند درآ«د، سرمایه‌گذاری، سود و صادرات معطوف می‌گردد. در دیدگاه پرنشیب و آزاردهنده توسعه، ابزار سیسات‌گذاری به صورت مداوم به حداكثر سازی محصول رشد آن می‌پردازد. محدودیت این دیدگاه در متن توسعه پایدار عبارت از این است كه این دیدگاه با معیار پول نگاه متمركزی بر سیستم فعالیت اقتصادی دارد. و از نتایج محیطی این گونه فعلاً كاملاً‌چشم می‌پوشد. طی دیدگاه رشد رسمی در زمینه اجرای پروژه‌های شهرهای مانند راه‌های شهری و تنظیم كاربری اراضی شهری و چگونگی مصرف انرژی، تأثیرات محیی این قبیل پروژه‌ها را بكلی از نظر دور می‌دارد و هر مشكلی در محیط پیش می‌آید، بدون توجه به حال خود رها می‌شود. درباره این امر در كشورهای جهان سوم حتی مسئولی برای رسیدگی به مشكلات وجود ندارد، به عنوان مثال از نتایج توسعه صنعتی در شهرهای ایران مخصوصاً‌ تهران آلودگی هوا كه تقریباً بجز محیط زیست هیچ مرجعی خود را مسئول آن نمی‌داند، و متأسفانه دست محیط زیست نیز از چند طرف بسته شد و عملاً نمی‌تواند كاری انجام دهد. هم اكنون در شهرهای بزرگ ایران مانند تهران و تبریز و اصفهان و غیره، برجسازی‌ها با مسایلی مواجه شده‌اند. به عنوان مثال در تهران برجهای منفردی كه در سطح شهر مخصوصاً شمال تهران درست شده از نظر تأسیساتی محیط اطراف خود را دچار مشكل كرده‌اند . شبكه لوله‌های آب محلات مختلف براساس مقدار مصرف معمولی جمعیت محاسبه شده‌اند، وقتی در نقطه‌ای مصرف قابل توجهی بر این سیستم اعمال می‌شود، دیگران در مضیقه قرار می‌‌گیرند. موارد فوق، نكات بارز دیدگاه پرنشیب و آزاردهنده توسعه پایدار است.به هر حال توسعه پرنشیب و آزاردهنده روشی از توسعه است كه طی آن به هر قیمت باید سرمایه‌ها افزایش یابند و به حداكثر برسند. این امر در زمینه‌ كارهای بزرگ و یا درباره كارهای كوچك تولیدی یكسان است و در جهان سوم مشكلات شهری به این دیدگاه مربوط می‌شود.

 

2- توسعه پایدار ضعیف :طی این دیدگاه هدف با ارزشی تعقیب می‌گردد و آن عبارت است از "رشد سرمایه داری را با امور محیطی تركیب كردن." طی این هدف اینگونه نكات بررسی می‌شوند كه اصول اقتصادی نئوكلاسیك را می‌توان در حل مسائل محیطی به كار برد. لازمه اهداف سیاست‌گذاری در زمینه توسعه پایدار ضعیف در نظر گرفتن رشد اقتصادی است، اما طی آن هزینه‌ةای محیطی نیز مورد توجه قرار می‌گیرند. و برای این منظور حساب معینی تعیین می‌گردد. این امر ممكن است، زیرا در اینجا محیط بعنوان منابع قابل اندازه‌گیری در نظر گرفته می‌شود. طی این دیدگاه منابع محیطی به عنوان سرمایه‌های ثابت تلقی می‌شوند، در حالی كه اقتصاد مجاز است به دنبال هر آرمان و هدف اجتماعی مناسب برود. طی این دیدگاه برای پایداری دو نوع ابعاد اصلی تعریف می‌شود

 

1- توسعه پایدار كه چنین معنی می‌شود: رشد پایدار با توجه به سرانه درآمد واقعی طی زمان و با توجه به اهداف رشد اقتصادی رسمی بدون تخلیه ذخیره‌های سرمایه‌های ملی،

 

2- نكته دو به استفاده پایدار از منابع و محیط، بشرطی كه سرمایه‌های محیطی كاملاً تخلیه نشود، توجه می‌كند. توسعه پایدار ضعیف نفوذ افزاینده‌ای بر آژانسهای بین‌المللی داشته است كه این امر شامل بانك جهانی سازمان ملل متحد می‌شده است و تقریباً هم معنی مدیریت محیطی تلقی شده است. در این باره طبیعت به عنوان تولید كننده مصالح و عوامل و ثروت محیطی فرض می‌شود كه هر دو فرم ثروت اندوزی با اهداف اجتماعی مربوط می‌شود. و بدتر اینكه در این دیدگاه طبیعت به عنوان عامل پر از ثروت است كه این ثروت باید در اختیار انسان قرار گیرد.

 

اما دیگران كمی از این موقعیت عقب می‌نشینند و می‌گویند: ثروت اندوزی از طبیعت از جهت مصالح و ثروت محیطی در واقع باید مانند یك شریك با طبیعت تلقی شود. اما دراین باره باید از مدیریتهای پیشرفته و دارای فكر روشن و با ابزار تكنولوژی پیشرفته استفاده نشود كه قادر باشند كاملاً پاره‌ای از جهات طبیعت را تحت نفوذ خود درآورده و ثروت خود را چندین برابر افزایش دهند.

 

اگرچه در این روند قرن هیجدهمی بناچار كاربرد ابزاری مانند ارزیابی نتایج تصمیم‌گیری محیطی تجزیه و تحلیل هزینه و سود، و ایجاد و قیمتهای سایه محیطی و غیره را نیز قبول كرده‌اند. مخالفان این دیدگاه بحث‌های، متضادی دارند. گروهی آن را مانع رشد اقتصادی می‌دانند. و گروه دیگری آن را مخرب ساختار محیطی تلقی می‌كنند. بنابراین محافظت محیطی در این باره یك عامل كلیدی در زمینه هدف‌گذاری و سیاست‌گذاری شناخته شده است. در این باره توسعه شهری نامنظم خود تبدیل به بحث مهمی می گردد.از این روهم باید در کلیه قوانین شهری تجدید نظر گردد و هم باید سیاستگذاران سطح بالای ممالك در تنظیم سیاستهای خود به ارزشهای محیطی نادر توجه كافی مبذول نمایند. گرچه غالباً مدیران محیطی مسایل محیطی استانها را به فراموشی می‌سپارند. به عنوان مثال ما در ایران هیچگاه در موارد آلودگی محیطی شهرهایی مثل تبریز و اصفهان و مشهد بحثی به میان نیاورده‌ایم. تنها گاهی مسئولان در مورد آلودگی هوای تهران و اینكه باید در زمینه از دور خارج كردن پاره‌ای از اتوبوسها و مینی‌بوسها و سواریهای دودزا اقداماتی معمول گردد، حرفهایی زده‌اند که حرفهای آنان از دایره حرف بیرون نرفته و در همان دایره باقی مانده است و هوای تهران همچنان بشدت آلوده است.

 

3- توسعه پایدار قوی طرفداران این دیدگاه مدعی این نكته هستند كه پیش شرط هر گونه توسعه اقتصادی، محافظت محیطی است. آنها به سیاست گذاران سطح بالای ممالك اروپایی توصیه نموده‌اند كه در زمینه تنظیم سیاستهای اقتصادی خود محافظتهای محیطی را نیز با آن سیاستها تركیب نمایند، به عبارت دیگر هر گونه توسعه اقتصادی باید طوری انجام شود كه محیط لطمه نخورد و اگر از ثروت محیطی استفاده می‌شود هزینه‌هایی باید تعیین گردد تا مخصوصاً منابع تجدیدپذیر اقتصادی كاملاً از بیخ و بن تهی نشوند، و هم چنین صنایع فاضلابها و دودهای خود را بدون تصفیه كامل به محیط رها نكنند. مدتی است چنین سیاستهایی عملاً در پاره‌ای از كشورهای اروپایی اجرا شده و كشورهای معین اروپایی سعی كرده‌اند كلیه فاضلابها تصفیه و بعد به رودخانه‌هایی مانند تایمز و راین و دانوب ریخته شوند. اكنون آب این رودخانه‌ها كاملاً زلال شده و در كنار آنها مكانهایی برای گشت و گذار مردم فراهم شده است. از این گذشته در انگلیس غالب اتومبیلها از فیلترهای تصفیه دود استفاده می‌كنند. در نتیجه با وجود متروی لندن و تدابیری از نوع فوق هوای لندن دیگر آلوده نیست. به صورت كلی طی دیدگاه فوق هر گونه سیاست گذاری اقتصادی با عطف توجه كامل نسبت به سرمایه‌های محیطی، چه آنهاییكه تجدیدپذیر هستند و چه آنهاییكه قابل تهی شدن هستند، مورد توجه قرار می‌گیرد و تصویب می‌شود. در این باره محافظت از این گونه سرمایه‌ محیطی كه ارزش نگهداری آن‌ها مسلم است (جنگلهای مناطق حاره) یا اینكه باید آنها را توسعه بدهیم (خاك‌های پست شده) بایدتوجه داشت كه انجام این گونه عوامل نیاز به تنظیم بازار و مداخله اولیای امور استان دارد، كه باید سلسله وسیعی از ابزار را به كار برند و هم چنین در موارد خاص وقتی تغییراتی در اقتصاد محلی رخ می‌دهد كه كاربرد پایدار منابع محیطی مورد نیاز می‌شود درگیری مجامع محلی الزامی می‌شود. در این دیدگاه توجهی كمی به دیدگاه كمی مبذول می‌شود، اما به هر حال رشد كیفی بیشتر مورد توجه است، در عین حال اهداف رشد اقتصادی نیز كماكان مورد توجه سیاست گذاران توسعه پایدار قرار دارد. اگر چه این دیدگاه گاهی به نظریات و سیاستهای دیدگاه توسعه پایدار ضعیف متمایل می‌شود و گاهی به مسیر دیدگاه توسعه پایدار قوی بر می‌گردد. ولی به هر حال در این دیدگاه استفاده از ابزار سیاست‌گذاری مهم است. برای مثال ابزار قانونی، اقتصادی قانونی، برنامه‌ریزی كاربردی اراضی، برانگیزاننده‌های مالی و ابزار اقتصادی مانند مالیتهای فضای سبز و جریمه‌های آلوده‌ كننده‌ها، منابع قابل معامله، انواع تشویق‌ها، طرح‌های باز پس دادن سپرده‌ها، تشویق به تغییر رفتار و انطباق با قوانین، از طریق اطلاع رسانی و آموزش و ترغیب عموم مردم. در این باره تغییر رفتار درانواع مصارف كالاها با هدف صرفه‌جویی مورد نظر دیدگاه توسعه پایدار قوی است. در مدل توسعه پایدار قوی، ابزار قانونی و اقتصادی برنامه‌ریزی بر روی مدیریت منابع متمركز شده است. در این باره همچنین سطح وسیعی از موضوعات اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد، توجهی كه بر روی شاخص توسعه پایدار نیز متمركز می‌گردد.

 

4- مدل ایده‌آل :توسعه مدل ایده‌آل توسعه پایدار یك نظر عمیق و وسیع است كه هدف آن تغییر ساختار اجتماع، اقتصاد و سیاست است، به صورت كلی اجزای این سیستم طوری چیده شده است كه رفتار انسان را نسبت به محیط و طبیعت اصلاح كند. به این دلیل این دیدگاه را دیدگاه اكولوژیست نیز نامیده‌اند كه اكولوژیستهای افراطی نیز آن را قبول كرده‌اند . این مدل توسعه پایدار خالص را در نظر می‌گیرد. جاییكه هر چه در طبیعت می‌گذارد و یا در آن می‌نشاند به همان مقدار از آن بر می‌دارد در این باره هیچگونه فرمی از رشد كلی به زبان كمی اندازه‌گیری نمی‌شود، زیرا كه قرار است خود بشر در این اكوسیستم زندگی كند، به عوض آن رشد مورد نظر با معیارهای كیفی زندگی اندازه‌گیری می‌شود، نه با استانداردهای زندگی. مدل ایده‌آل توسعه پایدار تنها به زندگی انسان فكر نمی‌كند، بلكه كلیه عوامل زنده و غیره زنده بجز انسان را بسیار پرارزش تلقی می‌كنند. زیرا ارزشهای ذاتی و اصل اینگونه عوامل برای زندگی انسان بسیار مفید است. از سوی دیگر این مدل در جستجوی معیارهای برابری برای فرمهای گوناگون زندگی است. در این باره نیز مدل ایده‌آل توسعه پایدار نوعی مدل كلی نگر را كه به روابط متقابل، اعمال متقابل و مكانهای متقابل عناصر زندگی توجه دارد، مورد استفاده قرار می‌دهد. و نهایتاً در این مدل، "ارزش" در فرایند طبیعی و گروه‌ها نهفته است، و نه در هستی مجرد زندگی افراد. و به این ترتیب در این مدل ابعاد اجتماعی توسعه پایدار بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و معیارهای اندازه‌گیری موجود را در زمینه كیفیت زندگی كافی نمی‌بیند و پیشنهاد می‌نماید شاخصهای بیشتری در زمینه اندازه‌گیری كیفیت زندگی فراهم گردد. طرفداران این دیدگاه می‌گویند كه تا كنون كارهای تحقیقاتی زیادی در زمینه این مدل انجام شده است كه در خارج از سیستمهای اقتصادی و اجتماعی قرار دارند. برای مثال سازمانهای غیرانتفاعی خصوصی دراروپا كارهای كیفی قابل توجهی انجام داده‌اند كه به تعریف و تشخیص ثروتهای غیر پولی، كمك قابل توجهی می‌كند. اگر این مدل ایده‌آل توسعه پایدار توسعه یابد می‌تواند این گونه فعالیتها را با سیستمهای حسابداری اقتصادی سابق تركیب كند. مخالفان این نظریه به اجرای سیاستهای آن ایراد می‌گیرند، اما در عین حال با این نظر كه" در مصرف منابع زمین باید حد اعتدال را مراعات كرد و از آنچه باقی مانده محافظت نمود، آنچه را كه تجدیدناپذیر است نباید بی‌مهابا مصرف كرد و دور انداخت، نباید محیط زندگی را آلوده كنیم و نتایج آن را كه خود زندگی را نابود می‌كند از نظر دور بداریم"، موافق هستند. اكولوژیستها در زمینه محافظت محیطی اعتقاد به فراهم نمودن محدودیتهای معینی در زمینه فعالیت اقتصادی هستند. به همین دلیل این نظریه مقبولیت قابل توجهی نیافته است، زیرا پاره‌ای از كشورهای صنعتی جهان در زمینه قبول مفاهیم توسعه پایدار به حداقل تغییرات سیاسی در زمینه توسعه پایدار ایده‌آل تن داده‌اند. آنها معتقدند كه محدودیت اقتصادی به عدم توسعه اقتصادی- كالبدی و قدرت سیاسی خواهد انجامید. به این ترتیب چهار نوع دیدگاه توسع پایدار هر كدام به جهاتی از توسعه نظر دوخته‌اند. در هر چهار نوع دیدگاه این فعالیتهای اقتصادی و صنعتی است كه ایجاد مسأله می‌نماید. از سویی توسعه كشورها مبتنی بر توسعه اقتصادی است و از سوی دیگر همین توسعه اقتصادی كه به دنبال آن توسعه صنعتی مطرح می‌شود، خود ایجاد كننده مشكلات محیطی است. بنابراین ضرورت زندگی انسان كه اكنون به خطر افتاده، توسعه پایدار را امری الزامی می‌نماید.

 

 

 

دیدگاههای جدید در توسعه پایدار شهری:

 

در بیشتر كشورهای در حال توسعه تأسیسات زیربنایی، تكنولوژی و نیروی متخصص مورد نیاز صنعت در شهرها وجود داشته‌اند؛ لذا غالب فعالیتهای اقصتادی و تولیدی در كنار این شهرها شكل گرفته و باعث رشد سریع آنها شده است. از طرف دیگر تمركز سرمایه‌ها در شهرهای بزرگ باعث دوگانگی اقتصادی شده و همان گونه كه اقای جان فریدمن (Friedman, 1982) مطرح می‌نماید، این گونه شهرها مانند پمپ قوی، سرمایه‌ها و نیروی انسانی كارآمد را به خود جلب می‌كنند و باعث تخلیه آنها از دیگر مناطق و مخصوصاً مناطق محروم می‌شوند و ایجاد دوگانگی اقتصادی در منطقه می‌نمایند. یكی از اثرات توجه خاص به صنعتی كردن جوامع و تمركز سرمایه‌ها در كنار شهرهای بزرگ رشد سریع شهرنشینی می‌باشد. بیشتر برنامه ریزان در كشورهای در حال توسعه معتقدند كه رشد اقتصادی رابطه مستقیمی با شهرنشینی دارد. 

 

آقای متور (Mathur, 1998) در مطالعات خود در كشورهای جهان سوم، به این نتیجه می‌رسد كه روند رشد اقتصادی در كشورهای در حال توسعه و افزایش رشد طبیعی جمعیت، دو عامل اصلی در شهرنشینی ومخصوصاً تمركزجمعیت درشهرهای بزرگ می‌باشندكه باعث برتریت یا (Urban primacy) می‌شوند.

 

اقای سیمونز (Simmuns, 1994) مطرح می‌نماید كه توسعه اقتصادی و تمركز سرمایه ها به روند رشد شهرهای بزرگ دامن زده و عوامل مؤثر را چنین می‌داند : 

 

- برنامه بهداشت عمومی كه از میزان مرگ و میر می‌كاهد.

 

- تمركز صنایع در كنار شهرهای بزرگ

 

- تمركز ساختمانها و فعالیتهای دولتی در كنار شهرهای بزرگ

 

- مكانیزه و مدرنیزه شدن وسایل تولیدات كشاورزی كه باعث آزاد شدن كشاورزان و ازدیاد بیكاری آنها و مهاجرت به شهرها و مخصوصاً شهرهای بزرگ می‌شود. باید توجه داشت كه اختلاف سطح درآمد شهری و روستایی یكی از عوامل مؤثر در مهاجرت روستایی به شهر و شهرهای بزرگ می‌باشد. 

 

واضح است كه تمركز جمعیت در شهرهای بزرگ مشكلاتی را برای اینگونه شهرها به وجود آورده و بیشتر برنامه ریزان شهری و منطقه‌ای معتقد هستند كه رشد بی‌رویه شهرها و شهرهای بزرگ هزینه‌های زیادی را برای دولتها ایجاد می‌كند. به عنوان نمونه، كمبود مسكن، عدم دسترسی به خدمات شهری، ازدحام و نهایتاً از بین رفتن محیط زیست. آقای الشخص (El-shakhs, 1994) اثرات عمده تمركز جمعیت در شهرهای بزرگ را در سطح كلی Macro و در سطح كوچك Micro چنین مطرح می‌نماید :

 

1- تمركز جمعیت در شهرهای بزرگ از رشد شهرهای كوچك و روستاها می‌كاهد.

 

2- این تمركز به پراكندگی منطقه‌ای و عدم تعادل بین گروههای اجتماعی دامن زده و ایجاد عدم ثبات می‌كند.

 

3- تمركز باعث از بین رفتن زمینهای زراعی برای ساختن مسكن می‌شود. از نظر سطح كوچك Micro این تمركز باعث :

 

- كمبود خدمات اجتماعی، فرهنگی می‌گردد.

 

- عدم استفاده صحیح از زمین می‌شود. 

 

- نیاز به حمل ونقل بیشتر و باعث بالا رفتن هزینه‌ها می‌گردد. 

 

- باعث بالا رفتن كم كاری و بیكاری می‌گردد و مخصوصاً برای افراد فقیر و كم درآمد

 

- ایجاد كپر و حاشیه نشینی شهری می‌شود. - باعث ازدحام و از بین رفتن محیط زیست می‌گردد.

 

  توسعه پایدار باید برای جوامع شهری در آینده در نظر گرفته شود، به صورتی كه علاوه بر اینكه مشكلات شهرهای بزرگ را حل می‌كند، از به خطرافتادن زندگی نسلهای آینده جلوگیری به عمل آورد. توسعه پایدار باید در جهتی حركت نماید كه از منابع به صورت عاقلانه و اندیشمندانه استفاده شود و زندگی نسلهای آینده را به خطر نیاندازد. 

 

نظریه قطبهای رشد: 

 

بعضی از برنامه ریزان رشد شهرهای بزرگ را در مراحل اولیه توسعه الزامی می‌دانند و تمركز سرمایه‌ها و نیروهای انسانی را عامل توسعه در نظر گرفته‌اند. و معتقد هستند كه ایجاد صنایع و سرمایه‌گذاریها صنعتی مخصوصاً در كنار شهرهای بزرگ و مناطقی كه دارای پتانسیل رشد هستند، باعث می‌شود كه همانند موج به سایر نقاط و مناطق محورم سرایت و پخش گردد و اثر آن به دورترین نقاط هم برسد. این طرز تفكر مورد انتقاد بسیار از برنامه ریزان قرار گرفته است. 

 

به عنوان مثال آقای روندنیلی(Rondinell, 1999) مطرح می‌نماید كه چنین طرز تفكری با شكست مواجه شده و تجمع سرمایه ها و نیروی انسانی در شهرهای بزرگ نمی تواند توسعه را به نقاط محروم و شهرهای كوچك انتقال دهد و حتی در بعضی از كشورها این روش باعث دوگانگی اقتصادی شده است. 

 

توسعه اکروپلتین :

 

در اوایل سال 1980 میلادی یك مدل برنامه‌ریزی غیرمتمركز به نام اگروپلیتن توسط جان فریدمن (Jahn Friedman, 1973) مطرح گردید. هدف از این برنامه ایجاد همبستگی مابین شهرها و روستاها ، آشنا كردن مردم محلی و روستاها به زندگی شهری و سهیم كردن آنها در توسعه و عمران مناطق بوده است. این تئوری بر روی گسترش صنایع كوچك كه نیاز به تخصصهای بالا ندارد تأكید می‌نماید. و همچنین بر خودیاری مردم تكیه می‌كند. این طرح تشكیل شده است از واحدهایی از یك منطقه كه دارای شهری مبنی بر 10000 تا 25000 جمعیت و تعدادی روستا كه دارای تراكم 200 نفر در كیلومتر مربع باشند و محدوده این طرح عبارت است از منطقه‌ای با شعاع 5 الی 10 كیلومتر مربع كه با دوچرخه می‌توان آن را طی نمود. مجموع جمعیت منطقه بین 50000 تا 150000 در نظر گرفته شده و فرض بر این است كه اغلب مردم این ناحیه به كشاورزی مشغول هستند. پر واضح است كه تعیین چنین مناطقی برای توسعه تا اندازه‌ای مشكل و در بعضی موارد امكان پذیر نمی باشد. آقای هانسن (Hansen, 1990) دو مشكل اساسی را در این رابطه مطرح می‌نماید : 

 

- ساختار سیاسی اغلب كشورهای جهان سوم با این طرح هماهنگی ندارد.

 

- این طرح واقعیت پیشرفت و ارتباط خارجی را فراموش كرده است. بعضی از برنامه ریزان معتقد هستند كه چنین طرحی یك مفهوم ایده‌آل نگر بوده و در عمل با مشكل رو به رو می‌شود. 

 

رشد شهرهای كوچك و متوسط:

 

بعضی از برنامه ریزان، شهرها و مراكز رشد شهری را تنها راه برای توسعه مناطق می‌دانند و برای حل معضلات و مشكلات آینده شهرهای بزرگ پیشنهاد می‌كنند كه شهرهای كوچك و متوسط كه بین 100000 تا 500000 جمعیت دارند در كشورهای جهان سوم باید رشد نمایند تا بتوانند مهاجرتهای روستایی را از شهرهای بزرگ به سمت شهرهای متوسط سوق داده تا بتوانند از مشكلات شهرهای بزرگ در آینده بكاهند.

 

آقای رودل (Ruddel, 1999) نظرات خود را در مورد نقش شهرهای كوچك و متوسط چنین مطرح می‌نماید كه توسعه شهرهای كوچك و متوسط روش مناسبی برای توسعه فضایی و ایجاد رشد اقتصادی و تعادل اجتماعی است و می‌تواند به عنوان شقی در مقابل رشد شهرهای بزرگ عمل نماید. ایشان چنین مطرح می‌نماید كه باید سرمایه ها را از شهرهای بسیار بزرگ به سمت شهرهای كوچك و متوسط سوق داد. آقایان هاردوی و سترویت (Harday and Sutherwaite, 1998) پنج دلیل را بر اهمیت رشد شهرهای متوسط در توسعه مناطق مطرح می‌نمایند كه می‌توان به عنوان شق‌هایی در مقابل رشد بی‌رویه شهرهای بزرگ مطرح نمود : 

 

- غالباً شهرهای كوچك ومتوسط هستند كه بیشتر روستاییان با آنها در ارتباط اند. به عنوان مثال مدرسه، مراكز بهداشتی، مراكز سرویس دهی كشاورزی به كشاورزان و بازار فروش تولیدات كشاورزان بیشتر در شهرهای كوچك و متوسط وجود دارند.

 

- اغلب مدیریتهای دولتی در سطح مناطق در شهرهای كوچك و متوسط وجود دارند. توسط این مراكز دولت می‌تواند به مشكلات و مسایل روستاهای اطراف پی برد و نیز به امكانات موجود در منطقه آگاهی پیدا كند.

 

- بعضی از این شهرها نقش مهمی در تولیدات كشاورزی و بسته بندی و انتقال به مناطق دیگر و مخصوصاً شهرهای بزرگ را دارند.

 

- سیاستهای دراز مدت نشان داده است كه سوق سرمایه‌ها به سمت شهرهای كوچك و متوسط باعث ثبات منطقه‌ای گردیده و از رشد بی‌رویه شهرهای بزرگ جلوگیری می‌نماید. با مطالعه این سه نظریه به این نتیجه می‌رسیم كه نظریه قطبهای رشد به دلیل عدم پیوستگی و ارتباط تنگاتنگ مابین سكونتگاهها در كشورهای در حال توسعه كارآیی نخواهد داشت.

 

و نظریه اگروپلیتن به دلیل ایده آل نگری و دور بودن از واقعیت در كشورهای در حال توسعه مثل ایران كارایی منطقی نخواهد داشت و نهایتاً در بعد فضایی رشد شهرهای كوچك و متوسط كه دارای آستانه جمعیتی لازم برای سرمایه گذاری هستند، می‌تواند در آینده به عنوان مكانهایی برای مهاجران ساماندهی شود و از تهاجم به شهرهای بزرگ جلوگیری به عمل آورد و توسعه پایدار را در این جوامع محقق نماید. 

 

 انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management Association

گرفته شده سایت مرجع مدیریت شهری


مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - توسعه پایدار شهری

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - توسعه پایدار شهری,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|