درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - هم راستایی، طنزی سی ساله که باید پایان پذیرد

سال نو مبارک

هم راستایی، طنزی سی ساله که باید پایان پذیرد

1395/12/24
13:33
امیرحسین ستوده بیدختی
 رادیو ورزش در خصوص دست آوردهای ورزشی در طی سی سال گذشته مشغول مصاحبه با صاحب نظران و اهالی ورزش بود. در این بین با یکی از اساتید دانشگاه نیز صحبتی می کردند. ایشان فرمودند که اجازه دهید یک سری آمار خدمت شنوندگان ارائه کنم تا شاید مشخص گردد که ما در طی این سی سال چه کارهایی انجام داده ایم. ایشان عنوان کردند که هنگامی که خودشان مدرک دکترایشان را از آمریکا گرفته و به ایران مراجعت کرده بودند، یعنی در سال 1356، تنها سه نفر در ایران دارای مدرک دکترای تربیت بدنی بودند. این آمار در حال حاضر بیش از 150 نفر می باشد. در همین حال، هزاران نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد و کارشناسی در همین رشته می باشند. مقالاتی که توسط این قشر از فرهیختگان در مجلات علمی به چاپ می رسد در سطح بسیار بالا و هم راستا با پیشرفت های علمی در این زمینه و در سطح بین المللی می باشد. این دست آوردها به قدری درخور بوده اند که هنگامی که در سمیناری که اخیراً در کیش برگزار شد، مدعوین خارجی از سطح دانش کارشناسان ایرانی در زمینه تربیت بدنی شگفت زده شده اند. آنها، یعنی خارجیان، گفته اند که کارشناسان و محققان ایرانی در آستانه های علمی در این زمینه حرکت می کنند. این را اضافه کنید به تجهیزات آزمایشگاهی بسیار پیشرفته که در اختیار دانشگاه های ما در همین رشته قرار دارد. تجهیزاتی که مجموعه آنها فقط در آزمایشگاه های پیشرفته دنیا وجود دارد.
حالا با تمام این توضیحات که استاد محترم عرضه کردند آیا اشکالی دارد که سؤال شود پس نتیجه این همه سرمایه گذاری تبدیل به چه شده است؟ کدام رشته ورزشی از این همه سرمایه و زمان استفاده می کند؟ این همه انرژی در کجا تبدیل به نتیجه شده است؟ در کدام رشته ورزشی قهرمانی یا همگانی می توان برنامه ای یافت که نشان دهد از این مسیر، یعنی مسیر دانشگاه، هدف گذاری شده است؟ آیا ما مقاله چاپ می کنیم که مورد تأیید کارشناسان خارجی قرار بگیریم یا اینکه دردی از دردهای بیشمار ما درمان گردد؟ بگویم در رشته روانشناسی ورزشی نتیجه گرفته ایم که باور کردنی نیست. ما همچنان در مواجهه با تیم های کشورهای عربی دچار استرس می شویم. اگر بگویم که در کسب مدال سیر و روند یکنواختی را طی می کنیم، که باز هم آمار مدال های جهانی و المپیک ما گویای نوساناتی است که هیچ مدلی نمی تواند آنها را تجزیه و تحلیل کند. آخر به غیر از استعداد خام و نهفته در قهرمانان ما چه چیز دیگری از این همه سرمایه گذاری عاید سیستم و سازمان ورزشی کشور شده است؟ آیا سرمایه گذاری در کشورهای پیشرفته ورزشی نیز به همین منوال است؟ آیا در عرض پنجاه سال گذشته، شما به یاد دارید که آمریکا، روسیه (شوروی)، کشورهای اروپای غربی و حتی کوبا جزو 10 کشور اول کسب مدال ها نباشند؟ خب این یعنی پایداری در کسب نتیجه. اما راجع به خودمان چه بگوییم؟ در بازی های آسیایی تهران به رتبه دوم آمدیم و اینک با تایلند بر سر مقام ششم آسیا باید رقابت کنیم، آن هم با کسب مدال های انفرادی. اما ورزش تافته جدا بافته ای از تار و پود ایران نیست. این دو راهی که دانشگاه های ما از یک طرف و صنعت ما از طرف دیگر می روند به مانند دو خط متنافر است که به یکدیگر کاری ندارند. شاید بتوان ادعا کرد که هم راستایی بین دانشگاه های ما و واحدهای صنعتی غربی به مراتب بیشتر است، یعنی انرژیی که در ایران صرف تحقیق و مطالعه می گردد بیشتر به کار آنان می آید تا مرحمی بر زخم های ملت ما باشد.
این اشکال از دانشگاه و یا صنعت، به تنهایی، نیست. سیستم ارتباطاتی بین این دو موجودیت با مشکل مواجه است. دانشگاه ما از صنعت بی خبر و صنایع ما نسبت به دانشگاه با بغض و تنگ نظری نگاه می کنند. جالب توجه این است که بیشتر موانع بر سر راه ارتباط بین صنعت و دانشگاه را فارغ التحصیلان دانشگاهی که جذب صنعت شده اند می تراشند. یادم می آید وقتی که به سامان دادن وضعیت خط Trim 2 ایران خودرو مشغول بودیم، این مهندسان شرکت بودند که بیشترین مقاومت را در مقابل تغییرات نشان می دادند. از این بگذریم که دردی است عمیق و پرداختن به آن نیز فعلاً دوایی محسوب نمی شود. الگو برداری از کشورهای دیگر هم درد ما نیست چرا که ساختارهای مالکیت در کشورهای دیگر با ایران متفاوت هستند. آخر نمی شود که الگوی کشورهایی که براساس اقتصاد بازار آزاد که در آن مالکیت از آن بخش خصوصی است استفاده کرد در حالی که تکلیف مالکیت در ایران هنوز با رودربایستی تعیین می شود. بخش خصوصی و دولتی را می شناسیم ولی نمی دانیم که مثلاً سازمان تأمین اجتماعی مربوط به کدام بخش می شود؟!! مشکل اساسی آوردن نیروهای دانشگاهی به فضای صنعتی همراه با الگو قرار دادن یافته های دانشگاهی در محیط صنعتی است. نباید این ارتباط با مشکل بیکاری ربط داده شود، نباید این ارتباط با فقرزدایی هم ردیف قرار گیرد، این ارتباط منحصر به فرد بوده و به منظور ارائه راهکاری مناسب جهت رسوب کردن دانش دانشگاه ها در صنایع می باید مورد بررسی واقع شود.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


راه حلی که من پیشنهاد می کنم بازنگری در قانون کار، حذف سوبسیدها به واحدهای صنعتی با مالکیت دولتی یا شبه دولتی، و ایجاد تسهیلات مالیاتی برای شرکت های واسطه ارائه خدمات است. با این سه راهکار، می توان نیروی دانشگاهی را وارد بخش خصوصی نمود و با ایجاد جو رقابت بین واحدهای خدماتی، براساس قانون کار جدید که در آن، جایگاه کارفرما به عنوان مالک تقویت شده باشد، تنها واحدهایی از این قماش بتوانند در بازار حضور داشته باشند که متعهد باشند که می توانند نتیجه تولید کنند، نه اینکه تجهیزات به خرج ملت جمع کرده و مقالات را برای دیگران چاپ کنند. اگر داستان همراستایی بین ارگان ها مد نظر است تا انرژی و سرمایه های کشور به هدر نروند، ابتدا باید هدف همراستایی را روشن ساخت. هدف همراستایی نتیجه است، خواه مدال باشد، یا صادرات یا کاهش زمان پروژه ها، ولی باید نتیجه مدنظر باشد. تأمین نتیجه منجر به پاداش و عدم تأمین آن، مستحق جبران و تاوان خواهد بود. آیا بخش های دولتی چنین ظرفیتی را دارند؟ آیا می توان از بخش دولتی، مثلاً در سازمان ورزش، که بهانه این نوشتار قرار گرفت، انتظار داشت که اگر نتیجه نداد تاوان دهد؟ از کجا بیاورد؟ حتماً دوباره از جیب ما. بیاییم به این داستان خنده دار، به این طنز که زخمی بر پیکر پیشرفت ماست، پایان دهیم. اجازه دهیم که مسئولان مسئولیت بپذیرند نه اینکه با سرمایه همه ما پز کارشناسی دهند. آخر یکی نیست بپرسد خداوکیلی شما چنانچه از جیب خودتان هم می خواستید خرج کنید، همینطور "ریسک" می کردید؟ واژه "ریسک پذیری" برای استفاده در مورد مدیرانی که از جیب ملت ارتزاق می کنند، تنها در بعد سیاسی معنی دارد نه در ابعاد اقتصادی. با تمامی نعماتی که خداوند به ما ارزانی داشته، بیاییم با سازماندهی بهتر و قراردادن هر چیز در جایی که خداوند تعریف کرده است، شکر این نعمت ها را به جا آوریم. 

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - هم راستایی، طنزی سی ساله که باید پایان پذیرد

مدل سازی اطلاعات ساختمانمدیریت منابع انسانی
قراردادمدیریت دانش
موفقیتبرنامه ریزی
مدیریت پروژهتکنیک های خلاقیت
مدیریت ساختاستراتژی
چابکی در پروژهداستان مدیریتی
ساخت و ساز نابمدیران
مهندسی ارزشتصمیم گیری
مدیریت ریسک دفتر مدیریت پروژه
مدیریتبتن
رهبریمدیران پروژه
تکنیک های مدیریتی مهارت های مدیریتی
توسعه پایداراستاندارد PMBOK
کنترل پروژهآزمون pmp
سازمانمدیریت ساخت در شبکه های اجتماعی
مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - هم راستایی، طنزی سی ساله که باید پایان پذیرد,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|