درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - یک حکایت مدیریتی


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

یک حکایت مدیریتی

1395/06/11
21:48
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
یک حکایت مدیریتی

شرکتی قصد داشت برای مدیریت و رهبری یکی از پروژه های بزرگ و کلیدی خود مدیری استخدام کند. بنابراین مدیر ارشد شرکت، خود شخصاً مصاحبه استخدامی را انجام می داد.
در مصاحبه نفر اول، مدیر ارشد گفت: "درباره کارکنان سازمان قبلی خود توضیح دهید."
مصاحبه شونده پاسخ داد: "آنها تنبل بودند و تحصیلات کمی داشتند؛ شما باید همیشه حواستان به آنها می بود زیرا دائماً سعی می کردند کم کاری کنند یا محل کار خود را ترک نمایند؛ در برقراری ارتباط ضعیف بودند؛ در مقابل تغییر مقاومت می کردند و فقط به فکر خودشان بودند."
مدیر ارشد گفت: "این خیلی بد است. متأسفم که بگویم همان نوع از کارکنان را شما در این شرکت پیش رو خواهید داشت و به نظر نمی رسد شغلی باشد که شما از آن لذت ببرید."
در مصاحبه نفر بعدی نیز، مدیریت ارشد همان پرسش را مطرح کرد. نفر دوم گفت: "آنها واقعاً عالی بودند؛ اگرچه خیلی از آنها نمی توانستند بخوانند و ما در برقراری ارتباط با یکدیگر مشکل داشتیم، اما خیلی علاقمند به بهبود و پیشرفت بودند؛ وقتی همدیگر را بهتر شناختیم، آنها همیشه سعی می کردند به یکدیگرکمک کنند و باهم کارکنند."
مدیر ارشد گفت: "این بسیار خوب است. همان نوع از کارکنان را شما در این شرکت پیش رو خواهید داشت."

 مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management


نتیجه: افراد در سازمان مطابق انتظارات و برداشت مدیران خود رفتار می کنند.
(منبع: سایت راهکار مدیریت)

نظرات
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ادامه مطلب ادامه مطلب

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - یک حکایت مدیریتی

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - یک حکایت مدیریتی,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic