درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر contract management


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

مواد افزودنی بتن

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
مواد افزودنی بتن:

ماده افزودنی بتن ماده‌ای است به غیر از سیمان پرتلند، سنگدانه، و آب، که به صورت گرد یا مایع، به عنوان یکی از مواد تشکیل دهنده بتن و برای اصلاح خواص بتن، کمی قبل از اختلاط یا در حین اختلاط به آن افزوده می‌شود. مواد افزودنی به دو گروه مواد افزودنی‌های شیمیایی و مواد افزودنی‌های معدنی تقسیم می‌شوند.

الف)افزودنی‌های شیمیایی بتن:

بر اساس آیین نامه بتن ایران (آبا) افزودنی‌های شیمیایی به پنج گروه زیر تقسیم می‌شوند:

1_حباب‌سازکاهنده آب

2_دیرگیرکننده

3_زودگیرکننده

4_روان‌کننده

5_کاهنده اب

 

 

 

 

 

 

 

الف)افزودنی حباب هواساز:

در مهندسی عمران، به هر گونه ایجاد عمدی حباب‌های ریز هوا در بتن، دَربَرگیری هَوا و به ماده‌ای که برای این کار به کار می‌رود افزودنی حباب هواساز گفته می‌شود.

اضافه کردن مواد حباب‌ساز به بتن سبب تولید حباب‌های ریز هوا در داخل بتن و بین سنگ دانه‌ها می‌شود. این حباب‌ها باید پس از سخت شدن بتن یا ملات در آن باقی بمانند.

کاریرد:

افزایش دوام بتن در برابر یخ بستن و ذوب شدن پیاپی

مقاومت بتن در برابر پوسته شدگی سطح ناشی از یخ زداهای شیمیایی

افزایش کارایی بتن و نفوذناپذیری بتن سخت شده به میزان زیاد

افزایش میزان روانی بتن

دادن حالت ارتجاعی و فنری به بتن

کاهش جدا شدن دانه‌ها و آب انداختن بتن

مواد حباب‌ساز:

چربی‌های طبیعی

اسید استتاریک

اسید اولئیک

مواد کف کننده

پودر آلومینیوم در مجاورت قلیایی‌ها

ترکیبات شوینده

ب)دیرگیرکننده:

دیرگیرکننده‌ها یا مواد افزودنی کندگیرکننده بتن یکی از انواع افزودنی‌های شیمیایی بتن طبق آیین‌نامه بتن ایران (آبا) است. این مواد جهت پایین آوردن فرآیند آب‌گیری در بتن استفاده می‌شوند. معروفترین دیرگیرکننده شکر می‌باشد. مقاومت نهایی بتن در حالت استفاده از دیرگیرکننده و بدون آن تفاوت چندانی نداد.

کاربرد:

به تاخیر انداختن گیرش بتن

بتن‌ریزی‌های حجیم

جلوگیری از ایجاد ترکهای ناشی از گیرش در بتن‌ریزی‌های پیاپی

حمل بتن در فاصله‌های طولانی

انواع:

دیرگیرکننده

دیرگیرکننده و کاهنده معمولی آب

دیرگیرکننده و کاهنده قوی آب

ج)زودگیرکننده:

زودگیرکننده‌ها یا مواد افزودنی تسریع‌کننده بتن یکی از انواع افزودنی‌های شیمیایی بتن طبق آیین نامه بتن ایران (آبا) است. این مواد جهت افزایش سرعت فرآیند آب‌گیری در بتن استفاده می‌شوند. معروفترین کندگیر کننده‌ها کلرید کلسیم، کربنات سدیم و ترکیبات آلومینات می‌باشد.

کاربرد:

افزایش سرعت گیرش بتن

در مناطقی که به دلیل سرمای شدید امکان یخ بستن آب بتن وجود دارد.

محل‌های که بدیل کمبود تعداد قالب، نیاز به باز کردن سریع قالب باشد.

انواع:

زودگیرکننده

زودگیرکننده و کاهنده معمولی آب

د)روان‌کننده:

رَوان‌کننده‌ها یا مواد افزودنی خمیری‌کننده و روان‌کننده بتن یکی از انواع افزودنی‌های شیمیایی به بتن طبق آیین نامه بتن ایران (آبا) است. همچنین برای بهبود کارایی بتن تازه از این مواد استفاده می‌شود.

کارایی:

بهبود خواص مخلوط‌های بتن خشن

ساخت بتن قابل پرداخت با ماله آهنی

بتن‌ریزی قطعات با تراکم زیاد آرماتور

بتن‌ریزی با لوله

تهیه بتنی فوق‌العاده روان

انواع:

معمولا روان کننده‌ها به دو دسته روان کننده‌های معمولی و فوق روان کننده‌ها تقسیم می‌شوند. در بازار روان کننده‌ها به دو صورت مایع و پودری وجود دارند.

ه)کاهنده آب:

ماده افزودنی کاهنده آب به منظور تقلیل مقدار آب مصرفی در شرایط یکسان روانی بتن، یا افزایش روانی بتن در شرایط یکسان میزان آب مصرفی به کار می رود.

انواع:

این مواد به دو نوع زیر تقسیم بندی میشوند :

کاهنده معمولی

کاهنده قوی آب

ب)افزودنی های معدنی بتن:

1)پوزولان‌ها:

پوزولان‌ها عبارتند از مواد سیلیسی یا سیلیسی و آلومینی که خود به تنهایی فاقد ارزش چسبانندگی بوده و یا دارای ارزش چسبانندگی کم هستند، اما به شکل بسیار ریز در مجاورت رطوبت طی واکنش شیمیایی با هیدروکسید کلسیم در دمای معمولی ترکیب‌هایی با خاصیت سیمانی به وجود می‌آورند.

واژه پوزولان از پوزولی (Pozzuoli) منطقه ای در ایتالیا گرفته شده كه حدود ۲۰۰۰ سال پیش برای اولین بار پوزولان در آنجا پیدا شده است.

اگر چه بتن دارای پوزولان، نسبت به بتن با سیمان پرتلند آهسته تر به مقاومت اولیه می رسد، اما مقاومت نهایی (ultimate strength) آن، برابر یا بیشتراز مقاومت بتن با سیمان پرتلند می باشد.

مزایا:

مصرف مواد پوزولانی در بتن می‌تواند یک یا چند خاصیت مشروح زیر باشد:

کاهش میزان سیمان

کاهش سرعت و میزان حرارت حاصل از فرایند آب‌گیری سیمان

بهبود کارآیی بتن

افزایش مقاومت بتن

افزایش پایایی بتن از طریق کاهش نفوزپذیری

صرفه ی اقتصادی

بالابردن مقاومت در برابر حمله اسیدها و قلیایی سنگدانه ها

جلوگیری از ترک خوردن سطحی گسترده بتن

کاهش بتن ریزی

انواع:

پوزولان‌ها بر دو نوعند :

پوزولان‌های طبیعی خام و یا تکلیس شده: خاکستر‌های آتشفشانی

پوزولان‌های صنعتی: خاکستر بادیfly ash، دوده سیلیس، سربازه كوره های آهن گذاری، خاكستر پوسته برنج، رس كلسینه

2) افزودنی های شبه سیمان بتن:

افزودنی های شبه سیمان بتن یکی از انواع افزودنی‌های معدنی بتن طبق آیین نامه بتن ایران (آبا) است. این مواد خاصیت پنهان هیدرولیکی دارند و وقتیکه بنحوی مناسب فعال شوند خواص سیمانی پیدا می کنند و نسبت به خاکستر بادی و دیگر مواد پوزولانیشباهت بیشتری به سیمان معمولی دارند.

3) رنگ‌دانه‌های بتن:

افزودنی های معدنی خنثی و رنگدانه ها بتن یکی از انواع افزودنی‌های معدنی بتن طبق آیین نامه بتن ایران (آبا) است. این مواد باید در مقابل نور و قلیایی ها مقاوم باشند و در واکنش های آبگیری سیمان دخالت نکنند.

کاربرد:

بهبود کارآیی و چسبندگی، بتن دارای مواد ریز دانه کم

استفاده بعنوان سنگدانه های بتن

انواع:

اکسید آهن (رنگ های قرمز، قهوه ای، سیاه، و زرد)

اکسید کرم (رنگ سبز)

دسته بندی مواد افزودنی بتن در استاندارد ASTM C494:

استانداردهای مختلف از جمله BS و ASTM اقدام به دسته بندی انواع افزودنی های بتن نموده اند. این دسته بندی در استاندارد ASTM تحت عنوان ASTM C494 بشرح ذیل در 7 گروه انجام شده است:

Type A – افزودنی كاهنده آب 

(Water reducing admixture)

این مواد كه اصطلاحا موسوم به روان كننده میباشند باعث كاهش آب طرح اختلاط بتن می شوند .

Type B – افزودنی تاخیر دهنده گیرش 

(Retarding admixture)

این مواد كه به نام دیرگیر بتن شناخته می شوند، باعث به تعویق افتادن زمان گیرش اولیه و نهائی بتن می شوند .

Type C – افزودنی تسریع كننده گیرش 

(Accelerating admixture)

این مواد كه به نام زودگیر بتن مشهور می باشند، باعث كاهش زمان گیرش اولیه و نهائی بتن و تسریع در روند كسب مقاومت در سنین كم بتن می شوند .

Type D – افزودنی كاهنده آب و تاخیر دهنده گیرش 

(Water reducing & Retarding admixture)

این مواد كه به روان كننده-دیرگیر بتن موسوم هستند، ضمن اینكه مقدار آب مورد نیاز برای ساخت بتن را كاهش می دهند، باعث به تعویق افتادن زمان گیرش اولیه و نهائی بتن نیز می شوند .

Type E – افزودنی كاهنده آب و تسریع كننده گیرش 

(Water reducing& Accelerating admixture)

این مواد روان كننده-زودگیر بتن می باشند و ضمن اینكه مقدار آب مورد نیاز برای ساخت بتن را كاهش می دهند، باعث تسریع در زمان گیرش و نیز روند كسب مقاومت بتن در سنین كم می شوند.

Type F – افزودنی كاهنده آب به مقدار زیاد 

(Water reducing admixture-high range)

این مواد كه به عنوان فوق روان كننده ها مطرح می شوند، باعث كاهش آب مورد نیاز برای ساخت بتن به مقدار 12 درصد یا بیشتر می شوند و نسبت به Type A از قدرت بیشتری برخوردارند.

Type G – افزودنی كاهنده آب به مقدار زیاد و تاخیر دهنده گیرش

انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran construction Engineering management association

(Water reducing admixture -high range & Retarding)

این مواد كه به عنوان فوق روان كننده-دیرگیر شناخته می شوند، ضمن آنكه باعث كاهش آب مورد نیاز برای ساخت بتن به مقدار 12 درصد یا بیشتر می شوند، زمان گیرش را نیز به تاخیر می اندازند و نسبت به Type D از قدرت بیشتری برخوردارند



مدیریت استراتژیک

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت استراتژیک

 

بررسی ادبیات استراتژی بیانگر پنج فاز مختلف در تکامل این پارادایم از جنگ جهانی دوم به بعد است. گلاک، کافمن، و والک(1980) سیر تکامل فرایند مدیریت استراتژیک را در چهار فاز تشریح کرده اند که فاز سوم آن طرح ریزی استراتژیک و فاز چهارم آن مدیریت استراتژیک بوده است.

 

 

 

 

 

حال، با تکامل پارادایم از مدیریت استراتژیک دهه 1980 به شکل انعطاف پذیرتری از تفکر استراتژیک در دهه 1990، فاز پنجمی نیز قابل درک است (استیسی، 1993. هراکلیوس، 1998) .

 

سیر تکامل پارادایم استراتژی

 

فاز 1 . طرح‌ریزی مالی

 

اولین فاز در تکامل پارادایم استراتژی به طرح‌ریزی مالی در دهه 1950 معروف است که تمرکز طرح‌ریزی های شرکت، شامل آماده سازی بودجه مالی طی یک افق زمانی که به سختی از 12 ماه فراتر می‌رفت، بوده است. در ادبیات تحقیق، دراکر (1954‌، ص 77) با توجه به این موضوع اظهار می کند که نقش مدیریت ارشد آن است که این پرسشهای کلیدی را در رابطه با استراتژی موردنظر قرار دهد: ‌کسب و کار ما چیست؟ و چه باید باشد؟

 

سلتزنیک (1957، ص62، 68-67) در کتاب خود باعنوان: رهبری در مدیریت زیر بنای برخی از مفاهیم اصلی مکتب طراحی را در این مقطع زمانی پی‌ریزی می کند: 

 

رهبری، هدف گذاری می کند، اما برای انجام کار، شرایطی را در نظر می‌گیرد که پیشاپیش تعیین کرده‌اند که سازمان چه کاری می تواند انجام دهد و در چه گستره ای می‌تواند آن را انجام دهد...

 

فاز 2 . طرح‌ریزی مبتنی بر پیش بینی 

 

این فاز در دهه 1960 منجر به آن شد که سازمانها از یک افق زمانی گسترده‌تر تحلیل محیطی، پیش بینی‌های چندساله و تخصیص منابع به صورت ایستا استفاده کنند. (گلاک و همکاران(1980 در این دوره چندلر(1962)، اندروز(1965)، و آنسوف(1965) سهم علمی بسزایی در تکامل ادبیات استراتژی داشتند. بویژه اندروز(1965) و آنسوف(1965) نخستین نویسندگانی بودند که به صراحت به جوهره و فرایند استراتژی اشاره داشتند. 

 

اندروز(1965، ص( 28) با تلفیق مفاهیم استراتژی از دیدگاه چندلر و دراکر، استراتژی را این‌گونه توصیف می‌کند: ...الگویی از عمده ترین هدف‌های عینی، منظورها یا هدف‌های کلان، که به گونه‌ای بیان شده است که بیانگر آن باشد که شرکت در چه کسب و کاری است یا باید باشد، نوع کسب وکار چیست و چه باید باشد... همچنین او برای نخستین بار مفهوم تحلیل قوت، ضعف، فرصت، تهدید: Swot را برای تلاش در جهت جفت و جور کردن آنچه شرکت قادر است، انجام دهد(قوتها و ضعفهای داخلی) با آنچه شرکت ممکن است انجام دهد (فرصتها و تهدیدات خارجی) مطرح کرد. 

 

فاز 3 . طرح‌ریزی بر پایه محیط بیرون

 

دهه 1970 در پاسخ به بازار و رقابت شاهد جنبش جدید استراتژی و ورود به فاز سوم باعنوان طرح‌ریزی بر پایه محیط بیرون بود. در این مقطع طرح‌ریزی استراتژیک در اوج شهرت قرار داشت. طرح‌ریزی به این شیوه شامل یک تحلیل جامع وضعیت و بررسی رقابت، ارزیابی استراتژی های مختلف، و تخصیص منابع به صورت پویا بود. (گلاک و همکاران 1980) تکنیک‌های تجویزی برای استراتژی طی این دوره بویژه با غالب شدن مکتب طرح‌ریزی به اوج خود رسیده بود. (مینتزبرگ، آلستراند، و لمپل 1998) و چارچوبهای ساده شده متعددی برای تحلیل استراتژیک توسط افراد مختلف که به طور عمده از مشاوران صنایع بودند، مطرح شد. این چارچوبها شامل مواردی از جمله: منحنی تجربه، ماتریس پورتفولیوی گروه مشاوران بوستون، و پروژه تجربی تأثیر سود استراتژی‌های بازاریابی(pims) بود. ماتریس پورتفولیوی گروه مشاوران بوستون، متداولترین چارچوب توصیه شده برای تصمیمات مربوطه است. از این روش، ماتریسی با چهار خانه شامل ستاره ها، علامت پرسشها، گاوهای شیرده و سگها حاصل می شود. کاستی اصلی این ماتریس آن است که اشاره ای به استراتژی واحد کسب و کار ندارد. علاوه بر آن، این ماتریس عوامل بسیار معدودی را برای اعتباردهی به استراتژی توصیه شده در سطح شرکت، به کار می گیرد و بر هزینه و رشد موثر بر نتایج واحدهای استراتژیک کسب و کار در محیط بازار متمرکز است.(هاکس و ماژولیف - 1983). هندرسون در دفاع از خود اظهار داشته که این ماتریس هرگز برای تجویز استراتژی طراحی نشده است، بلکه تمرکز این ماتریس بر این بوده است که به مدیران اجازه دهد به شیوه ها و با تجارب متفاوت به تعاملهای مختلف بین بخشهای یک شرکت بیندیشند و در باره آن گفتگو کنند.(کلاترباک و کرینر،1990)

پروژه تجربی pims توسط استاد دانشگاه هاروارد، پروفسور سید شوئفلر که یک اقتصاد دان صنعتی بود، ابداع شد. کلاترباک و کرینر (1990، ص 145)در مورد این بانک اطلاعاتی اظهار کرده‌اند: شوئفلر اعتقاد دارد که اگر فقط بانک اطلاعات گسترده ای داشته باشید، می‌توانید رفتار بازار را بخوبی الگوسازی کنید تا بدین‌‌وسیله اهرمهای لازم را بخوبی فشار داده باشید و حصول نتایج سودآور امری معقول باشد. پورتر(1982) اظهار می‌کند که رویکرد pims کاستیهای ویژه خود را دارد و به طور کلی روشی بسیار استقرایی است که پرسشهای متعددی را در رابطه با مناسب بودن یا نبودن معیارهای به کار گرفته شده، بدون پاسخ گذاشته است.

 

پرسشهای بیشتری در خلال کاربردهای pims در صنایع بویژه صنایعی که در بانک اطلاعاتی نیامده‌اند، باقی مانده است. انتقاد آخر آنکه pims از مشکلات احتمال وقوع عدم ثبات در تصمیمات مبتنی بر داده های تاریخی دوری جسته است. تیلور(1982) اظهار کرده است که فایده واقعی پروژه Pims خود همان بانک اطلاعات است نه کاربردهای تجویزی. 

در ادبیات استراتژی م

 

مشاهده می‌شود که الگوهای طرح‌ریزی این دوره، تبدیل به فرایندی شده‌اند که انرژی و وقت کارکنان ستادی را صرف خود کرده‌اند، (ویلسون،1994. مینتزبرگ،1994) و به رابطه مثبتی با عملکرد مورد انتظار شرکت نینجامیده است. (شریدر، تیلور، و دالتون، 1984. اسکات، میچل، و برنباوم، 1981) کفایت نداشتن رویکردهای تجویزی در تدوین و پیاده سازی استراتژی هنگام مواجهه با یک محیط بی ثبات کسب و کار، (به عنوان مثال: شوکهای اقتصادی عمده مانند شوک اول و دوم اوپک) نشانگر کاستیهای رویکردهای اندروز (1965) و آنسوف (1965) است. در نتیجه این دوره شاهد شروع روند انقباضی بخشهای طرح‌ریزی استراتژیک در شرکتها و کاهش قدرت سازمانی آنهاست. (استیسی، 1993)

 

مینتزبرگ(1990) از مشاهدات خود در رابطه با تکامل پارادایم استراتژی در این دهه سه نتیجه بجا گرفته است. اول اینکه تدوین استراتژی را در واقع می توان به عنوان تعاملی بین محیط پویای کسب و کار و نیروی فزاینده ناشی از بوروکراسی دانست. دوم اینکه شکل گیری استراتژی در طول زمان منتج به دنبال کردن چرخه عمر می شود و درنهایت اینکه تحقیق بر روی تاثیر متقابل استراتژی موردنظر و محقق شده، می تواند ما را به مرکز یک فرایند سازمانی توام با کمی پیچیدگی رهنمون شود.

 

فاز 4 . مدیریت استراتژیک

 

در دهه 1980 شرکتها با فاز جدیدی که از آن به عنوان مدیریت استراتژیک یاد می شود، مواجه شدند که عبارت بود از تلفیق منابع شرکت برای دستیابی به مزیت رقابتی. این فاز شامل موارد زیر بود:

 

1) یک چارچوب طرح‌ریزی که مرزهای سازمانی را در می نوردد و تصمیم‌گیری استراتژیک در رابطه با منابع و گروههای مشتریان را تسهیل می کند. 2) یک فرایند طرح‌ریزی که تفکر کارآفرینانه را ترغیب می کند. 3) یک سیستم از ارزشهای شرکت که تعهد مدیریت به استراتژی شرکت را تقویت می کند. گلاک و همکاران 1980 – ص 158). در این مقطع زمانی شاهد انتقال از پیش بینی های کمی به استفاده گسترده تر از تحلیلهای کیفی هستیم.(استیسی 1993) تلاشها بر ایجاد ماموریت و چشم?اندازی برای آینده، تحلیل مشتریان، بازارها، و قابلیتهای شرکت متمرکز شد (ویلسون 1994)

 

چارچوبهای تحلیلی که پورتر(1980، 1985، 1990) توصیه کرد، ازجمله تحلیل پنج نیرو، زنجیره ارزش، مدل الماسی مزیت رقابتی، و استراتژی به عنوان سیستم اجرایی، به ابزارهای ارزشمندی در مدیریت استراتژیک تبدیل شدند که توسط دانشگاهیان و صنعتگران مورد ستایش قرار گرفت. تلاش پورتر در این زمینه، به دلیل باریک بینی مدیریت استراتژیک، توسط مینتزبرگ(1990) و بارتلت و قوشال (1991) مورد انتقاد واقع شد. کار پورتر به خاطر تمرکز او بر‌روی موقعیت استراتژیک موسسه در بازار یا صنعت مربوطه و به دلیل غالب بودن آن در این دهه ، توسط مینتزبرگ مکتب موقعیت‌یابی لقب گرفت. کار ارزشمند دیگری که در زمینه‌های اقتصادی انجام شد، به نویسندگانی مانند: ورنرفلت(1984)، بارنی(1991)، و پیتراف (1993) و دیگران بر مبنای کار اولیه پنروز (1959) در ارتباط با نظریه مبتنی بر منابع شرکت برمی‌گردد. نظریه مبتنی بر منابع، به ضعفهایی در این پارادایم در درک فرایندهای داخلی در کار اول اندروز(1965) اشاره دارد. نقطه قوت آن این است که شرح می‌دهد، چرا برخی سازمانها نسبت به رقبایشان سودآورتر عمل می کنند و چگونه می‌توان شایستگیهای کلیدی را جامه عمل پوشاند و همچنین در تکوین آن دسته استراتژی‌های تنوع که عقلانی‌اند، کمک موثری کرد. نظریه مبتنی بر منابع به خاطر فقدان یک اتفاق نظر نمایان در رابطه با مفاهیم، عبارات و چارچوبهای کلیدی برای ارزیابی قابلیتهای شرکت مورد انتقاد واقع شد. علاوه بر این، نویسنده پیشرویی در این شاخه- مانند نقش پورتر در مزیت رقابتی- برای رهبری این گفتمان وجود نداشت(د ویت و مایر، 1998)

 

فاز 5 . تفکر استراتژیک

 

در اواسط دهه 1980 اثر بخش نبودن فرایند مدیریت استراتژیک، بسیاری از متخصصان این زمینه را هدایت کرد تا بر لزوم تفکر استراتژیک تاکید داشته باشند. در دهه 1990 پارادایم استراتژی با ظهور تفکر استراتژیک تکامل بیشتری پیدا کرد تا به طرح‌ریزی استراتژیک و مدیریت استراتژیک کمک و آنها را تسهیل کند. تکامل پارادایم استراتژی از طرح‌ریزی استراتژیک به مدیریت استراتژیک و سپس به تفکر استراتژیک، بازتابی از تغییرات اقتصادی، فناوری، و اجتماعی است که از آغاز آن در اواسط دهه 1950 بود و بویژه از 1984 با سطوح بالاتری از بی ثباتی در محیط، اوج گرفت و فرایند استراتژی در سازمانها را با نیازهای جدیدی روبه‌رو کرد. 

 

در یکسو نویسندگان ادبیات توصیفی و یکپارچه مانند اومایی(1982)، پیترز و واترمن(1982)، مینتزبرگ(1994) استراتژی را به عنوان یک هنر مطرح کرده‌اند و در سوی دیگر نویسندگانی مانند پورتر، اندروز(1965) و آنسوف (1965) که به ادبیات تجویزی تعلق دارند، استراتژی را به عنوان یک علم مطرح کرده‌اند. گروه دیگری از نویسندگان هستند که لزوم توازن برقرار کردن بین استفاده از شهود و تحلیل را در ادبیات استراتژی مطرح کرده‌اند (ویلسون،1994. ریموند، 1996. لیدکا، 1998. هراکلیوس، 1998 )

 

مینتزبرگ و همکاران (1998) در به روز کردن طبقه بندی مکتبهای طرح‌ریزی، اشاره به یک التقاط گرایی جدید در این پارادایم دارند که در پرتو پیشرفتهای اخیر، فرایند استراتژی در صدد فائق آمدن بر نیازهای یک محیط بی ثبات کسب وکار است. بطور مشخص در شرکتها نیز آگاهی بیشتری نسبت به مفید واقع نشدن چارچوب مدیریت استراتژیک، یادگیری سازمانی، خط مشی های سازمانی، فرهنگ سازمانی، ادراک و استدلال، زمینه های تصمیم گیری، پویایی گروهی، برای فائق آمدن شرکتها بر تغییرات و پیچیدگیهای محیط کسب و کار ایجاد شده است. 

 

مکتب های طرح‌ریزی و درسهایی از تکامل این پارادایم 

 

نویسندگان متعددی (شندل و هوفر 1979)، فاهی و کریستنسن (1986 )، هاف و ریجر (1987 )، مینتزبرگ (1990 )، مونتگومری (1988) ، مک کرنان(1997) بویژه در نیمه دوم 1980 تلاش کرده?اند تا ادبیات به نسبت جوان استراتژی را در مکاتب فکری ویژه‌ای طبقه بندی کنند. طبقه بندی مورد استفاده در این بحث، اثر مینتزبرگ(1990) است که درک عمیق و بالایی از التقاط گرایی این پارادایم در دهه 1990 با توجه به نیازهای محیط به ما می دهد و به تفهیم دقیقتر پیشرفتهای این حوزه بویژه به درک عمیقتر جنبه‌های کلان مکتب قدرت و مکتب ادراکی کمک می کند. 

 

از ویژگیهای مکاتب گفته شده می توان درسهای فراوانی کسب کرد که مهمترین آنها عبارت‌اند از: 

 

1 ) از دهه 1990 شاهد آن هستیم که فشارهای متعددی به سازمانها وارد آمده است که از آن می‌توان به لزوم انعطاف‌پذیرتر و قابل تطبیق تر شدن فرایند استراتژی یاد کرد. این فشارها عبارت‌اند از: سطح بالایی از بی‌ثباتی در محیط فراروی سازمانها (پراهالاد و هامل، 1994)، مشکلات مستمر در اجرای استراتژی‌های بهبود (ویلسون،1994. استیسی،1993. بن و کریستودولو،1996)، و اهمیت فزاینده فرهنگ سازمانی و سیاستهای درون سازمانی در تحقق استراتژی اثربخش(ویلسون، 1994). اثبات اینکه طرح‌ریزی های استراتژیک دهه 1970 و فرایندهای مدیریت استراتژیک دهه 1980 قادر به غلبه بر این فشارها نیستند، (استیسی، 1993) منجر به تکامل پارادایم استراتژی شد. (وال و وال، 1995 . هراکلیوس، 1998). در دهه 1990 شاهد تأکید بیشتر بر استراتژی به عنوان یک فرایند متقابل اجتماعی و تأکید بیشتر بر تصمیم گیری در سطح فردی و سازمانی هستیم. استراتژی، اکنون یک فرایند کلی است. کارکنان در تمام سطوح سازمان از جمله هیئت مدیره، مدیرعامل، مدیران ارشد، مشاوران داخلی، مدیران اجرایی (لیدکا،1998. لورنج،1998) و ذی‌نفعان بیرونی ازجمله: مشاوران، تأمین کنندگان، اعتباردهندگان، سرمایه داران، وام دهندگان می توانند در تفکر استراتژیک دخالت داشته باشند تا با نیل به ورودیهای مستمر خود و تعهد خود به فرایند استراتژی در تسهیل اجرای استراتژی، کمک کنند.(ویلسون، 1994. استیسی، 1993. وال و وال، 1995. بن و کریستودولو، 1996. ریموند، 1996)

 

بویژه کارکنان صف در این میان می‌توانند نقشی کلیدی در تعیین حد و مرز شرکت ایفا کنند و بینش ارزشمندی در مورد روندهای بازار و مشتریان به شرکت انتقال دهند،(لیدکا،1998. لورنج، 1998) که این بینش برای موفقیت استراتژیک جنب? حیاتی دارد (ویلسون، 1994)

 

2 . )بررسی ادبیات استراتژی نشان می دهد که فرایند مدیریت استراتژیک چارچوب قابل قبولی برای تفکر استراتژیک ارائه می‌کند. (ویلسون، 1994) وضعیت استراتژیک رویاروی سازمان، منحصر به فرد، گنگ و متناقض (استیسی، 1993) و بیانگر سطوح مختلفی از بی ثباتی وابسته به محیط است (بویسات، 1995)

 

در یک محیط با ثبات و قابل پیش‌بینی یک رویکرد تحلیلی و همگرا به تفکر استراتژیک در چارچوب مدیریت استراتژیک امکان‌پذیر است. (بویسات، 1995) سطوح بالاتری از بی?ثباتی، مدیران را در فعالیتهای روزمره خود با این چالش روبه رو می کند که باید تصمیم بگیرند از چارچوبها، آداب، قواعد و رویه های شرکت خود که به وضعیتهای استراتژیک اشاره دارند، چه موقع استفاده کنند و چه زمان دوری گزینند. در این زمینه لازم است کـه تفکر استراتژیک رویکردی، خلاق واگرا و شهودی شبیه آنچه عموماً در هنرها دیده می شود، داشته باشد.(استیسی، 1993) شون (1987) به این موضوع با عنوان بازتاب در عمل و هامل(1996) از آن با عنوان استراتژی به عنوان انقلاب یاد می کند. 

.3 )در رابطه با سطح مناسبی از عمق تفکر

 

استراتژیک و حد توازن استفاده از شهود و تحلیل، ممکن است آنچه برای یک شرکت و یا یک مدیر در یک وضعیت خاص مناسب پنداشته شود، الزاماً برای شرکت و یا مدیر دیگری در وضعیتی متفاوت مناسب نباشد. هراکلیوس (1998) با برداشتی بجا در این زمینه اظهار می‌کند که تفکر استراتژیک و طرح‌ریزی استراتژیک هر دو ضروری است و هیچ یک بدون دیگری کافی نیست. رویکردهای انعطاف‌پذیر در تفکر استراتژیک می توانند در رسیدن به طرح‌ریزی استراتژیک بهبود یافته ما را یاری کنند. ریموند(1996)، ویلسون(1998) و لیدکا(1998) نیز بر اهمیت توازن برقرار کردن بین شهود و تحلیل تاکید می کنند. هیچ فرمول منحصر به فردی برای موفقیت در تفکر استراتژیک وجود ندارد و رویکردی که برای یک شرکت یا مدیر کارساز باشد، ممکن است برای شرکت یا مدیر دیگری چنین نباشد.

 

4 . )با توجه به این بینش نو، بسیاری از شرکتها نمودار سازمانی خود را وارونه کرده?اند و مشتری را در سطوح بسیار بالا نشانده اند. این شرکتها کارکنان صف را به ریسک?پذیری شخصی و مسئولیت فردی در حوز? فکر و عمل تشویق می کنند.(هامل و پراهالاد، 1994 ) انعطاف پذیری سازمانی باید در درون سازمان ایجاد شود، به گونه‌ای که بتواند با تغییر سازگار شود و در برابر آن واکنش نشان دهد.(تاشمن و اورایلی، 1997) در این شرایط تیم‌های چند وظیفه ای نقش مهمتری را در فرایند استراتژی ایفا می کنند.(وال و وال، 1995) در این حالت، بسته به ضرورتهای هر وضعیت، تفکر و عمل به صورت متوالی (آیزنبرگ، 1984. لویرمان، 1998) یا همزمان رخ می دهند و هیئت مدیره و مدیریت ارشد شرکت محیط پشتیبان کننده‌ای را برای میسر ساختن این استقلال داخلی فراهم می آورند. انتخاب کارکنان و آموزش آنها در چنین شرایطی کلیدی خواهد بود. وقت مدیریت نیز از طریق تفویض اختیار به گونه بهینه‌ای صرف خواهد شد.(وال و وال، 1995)

 

-5 )استیسی (1993) اظهار کرده است که تضاد در درون سازمانها می تواند ناشی از تضاد ایجاد شده بر اثر یک رویکرد خلاقانه، واگرا و شهودی در برخورد با مسائل استراتژیک باشد. در نتیجه لازم است که تفکر استراتژیک، فرهنگ و سیاستهای سازمانی و همچنین رفتار گروهی را برای درک بهتر فرایندهای سازمانی مورد نظر قرار دهد.

 

از تکامل این پارادایم بدیهی است که مدیران و سازمانها باید به میدان گسترده‌ای از موضوعاتی مانند روان‌شناسی ادراکی(شناختی)، تئوری سیستم‌ها، تئوری اقتضایی، پویاییهای گروهی و مفهوم سازمانهای یادگیرنده وارد شوند تا تفکر استراتژیک اثربخش را تسهیل کنند. بخشی از این امر توسط مینتزبرگ در دهه 1970 با توجه به استراتژی موردنظر و استراتژی نوظهور مطرح شد و بعدها توسط سنگه (1990) در اثر برجسته‌اش باعنوان: سازمان یادگیرنده توسعه بیشتری یافت.

 

6 . )فناوریهای ارتباطات، محاسبات، دانش‌، در سالهای اخیر به صورت نمایی رشد داشته‌اند. همگرایی این فناوریها نیز خود یک توسعه عمده است. رشد و همگرایی این فناوریها اکنون شرکتها را قادر ساخته است تا بر محدودیتهای پیشین استراتژی مانند: زمان، موقعیت و شکل غلبه کنند. (فرگوسن، 1996) در دسترس بودن داده‌ها، انعطاف پذیری چگونگی دسترسی به داده‌ها، بهره‌گیری از سیستم‌های پشتیبانی تصمیم‌گیری برای تقویت و ارتقای استفاده از شهود و تجزیه تحلیل، و همچنین سهولت آموزش کارکنان(ساوتر-1999) ابزارهای خوبی برای سست کردن نظر مینتزبرگ درباره بهنگام بودن و استفاده از داده های آماده و انعطاف ناپذیر است. 

 

نتیجه گیری

 

وال و وال(1995 ، ص8) جمع بندی خوبی نسبت به سیر تکامل این پارادایم دارند: 

 

تغییرات جاری، بیانگر آن است که تلاش سازمانها در انطباق با شرایط خارجی برای بقا، بیشتر تکامل طبیعی بوده است تا تلاش هشیارانه ... . استراتژی بر اثر نیاز مبرم و فزاینده به واکنش نشان دادن به تغییرات بازار در حال تکامل است - همان نیازی که در مسطح کردن سلسله مراتب سازمانی نقش دارد- این حذف لایه های مدیریتی به نوبه خود، بر شیوه های خلق استراتژی های سازمانی اثرگذار است. 

 

گفت و شنودهای ارتباطی و استراتژیک از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. مدیران از سلسله مهارتها و تکنیک های متعددی برای فائق آمدن بر تغییرات و پیچیدگیهای محیطی استفاده می‌کنند. تفکر استراتژیک می‌بایستی خود را با این نیاز به انعطاف پذیری وفق دهد. 

 

تصویر هنوز کامل نیست. بینش حاصل از بررسی سیر تکامل پارادایم استراتژی مدخل ارزشمندی را برای عقلانی کردن اثربخش تفکر استراتژیک فراهم می‌کند، اما این فقط بخشی از مطلب است که می‌بایستی توسط شرکتهای نوی به کار گرفته شود. با وجود درسهای فراگرفته شده از تکامل این پارادایم، بر اهمیت بیشتر نقش مدیران صف در اداره کردن یک محیط بی ثبات تاکید می شود. همه کارکنان ستادی باید از آگاهی نسبت به چارچوب مدیریت استراتژیک برخوردار باشند. چنین چارچوبی انعطاف پذیری مناسبی برای آماده کردن تفکر استراتژیک فراهم می آورد.

 

مولف و مترجم :مسلم فدایی 

 

موضوع: مدیریت استراتژیک

 

انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran construction Engineering management association

گرد آورنده :کارگروه مهندسی مدیریت پروژه



اصول مدیریت اجرایی ساختمان

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
باتوجه به تحولات قرن اخیر كه در كلیه علوم و فنون من جمله در صنعت ساختمان سازی‌ایجاد گردید و با توجه به رشد روز افزون جمعیت و احتیاج جوامع بشری به مسكن بیشتر و در نتیجه احتیاج به گسترش شهرها كارشناسان متوجه شدند كه اگر شهرها به طوری افقی گسترش یا به سرویسهای شهری مانند آب برق تلفن گاز و به شهروندان با مشكل مواجه خواهد شد علاج‌این درد گسترش شهرها به صورت عمومی‌بود در نتیجه ساختمانهای یك یا دو طبقه قرون18و19 به ساختمانهای بلند قرن بیستم تبدیل شد.

رفته رفته مصالحی مانند آجر و آهك و ملاتها كم مقاومت منسوخ شد و مصالح مرغوبتری كه بتواند بارهای فشاری و كششی بیشتری را تحمل نماید مورد توجه قرار گرفت كه در راس آن سیمان بتن و انواع فولادمیباشد كه روز به روز مراحل تكامل خود را طی نموده و هر لحضه در آزمایشگاههای مهم دنیا در اثر آزمایشات شبانه روزی انواع مرغوب تر و كامل تری از آن ارائه می‌گردد.

 

الف ) بخش های مدیریتی:

 

اصول اجرائی ساختمان

 

انجام طراحی برای اجرا و منظور از طرح و اجرا، ‌ایجاد بنائی است كه بتواند وظائف مورد انتظار را به خوبی به انجام برساند.

اجرای طرح عینیت بخشیدن به آن طرح مطابق نقشه ها و سایر مدارك اجرائی است، كه خود حاصل تفكر طراح یا طراحان هر بنا از لحظه تكوین فكر‌ایجاد آن تا موقعی كه به دست بهره برداری كنندگان سپرده شود مراحلی را طی می‌كند كه شامل برنامه ریزی، طرح و محاسبه، اجرا و نظارت بر اجرا،كنترل كیفیت، آغاز بهره برداری و خبر خوشی است تا پس از حصول اطمینان از قابلیت بهره برداری آن، در اختیار بهره برداری كنندگان گذاشته شود.

 

بسته به بزرگی و كوچكی طرح و ماهیت آن، اهمیت هر یك از مراحل فوق متغیر بوده و بنابه ضرورت ممكن است گستره یكی از مراحل بسیار محدود شده و حتی مرحله‌ای با مراحل دیگر ادغام شود.

 

هر یك از‌این مراحل باید در چارچوب فنی، اقتصادی، زیست محیطی، زیبائی شناسی، اجتماعی و حتی سیاسی طی شود و چگونگی‌این مراحل در‌ایمنی،عملکرد آتی ( با ملحوظ داشتن خطوط هادی اداره كشور) آتی بنا و عمر مفید آن موثرند.

 

اما اثر مرحله اجرا و نظارت بر اجرا، بیش از هر مرحله است دیگری تجارب جهانی نشان می‌دهند كه در حدود هفتاد درصد تمام عللی كه بروز كاستیها و تقلیل عمر مفید بناها را سبب می‌شوند، از خطاهای‌این مرحله سرچشمه می‌گیرند

 

لازم به توضیح است كه برخلاف عرف معمول، در‌اینجا از اجرا و نظارت بر اجرا به عنوان یك مرحله نام برده شده و اجرا و نظارت، دو مقوله جدا از هم در نظر گرفته نشده‌اند .

 

این مسئله به منظور هماهنگی با یكی از دگرگونیهای بنیادی صنعت ساختمان است كه با وارد شدن مفهوم از طرف سازنده در روند ساختن بناها به جای مفهوم «كنترل كیفیت» «تضمین كیفیت» توسط دستگاه نظارت، در عمل بخش عمده وظائف دستگاه مجری و دستگاه نظارت، در هم ادغام شده است در واقع، به روال سنتی، دستگاه سازنده، بر حسب وظیفه، سعی می‌كند طرحی را كه اجرای آن به او سپرده شده، بر مبنای نقشه ها و با رعایت مشخصات فنی طرح بسازد.

 

مسئولیت او به اجرای كار طبق نقشه و مشخصات، در زمانی مشخص و معمولا ً با هزینه‌ای معین محدود است.

 

روشهای اجرای طرحهای ساختمانی و پیمانها

 

اجرای طرحهای ساختمانی صدها جزئیات فنی و ساختمانی و روابط پیچیده چند جانبه بین صاحبكار كارفرما، مجری طرح، ناظر، پیمانكاران جزء ، سازندگان مصالح و لوازم و فروشندگان آنها، تولید كنندگان و اجاره دهندگان تجهیزات ، نیروی انسانی، نهادهای مدیریت شهری و ادارات دولتی را شامل می‌شود.

 

روشهای اجرا

 

اجرای طرحهای ساختمانی ممكن است به یكی از صورتهای زیر انجام پذیرد:

 

امانی: كه صاحبكار یا قائم مقام او، یعنی كارفرما یا مجری طرح، رأسا ً عملیات اجرائی را مدیریت می‌كند و هزینه ها را می‌پردازد

 

صاحبكار: شخصی است حقیقی یا حقوقی كه طرح متعلق به او می‌باشد.

 

كار فرما یا مجری طرح: شخصی است حقیقی یا حقوقی كه صاحبكار تمام یا بخشی از اختیارات خود را برای اجرا به او تفویض كرده است.

 

مدیریت اجرا: كه صاحبكار شخص دیگری را به عنوان مدیر اجرائی،از طرف خود مامور اجرای كار می‌كند و تمام یا بخشی از اختیارات خود را به او تفویض می‌نماید و با نظر او تحت كنترل خود، هزینه های اجرائی را با ملحوظ داشتن اضافه مبلغی برای مدیریت، می‌پردازد.

 

مدیر اجرائی: شخصی است حقیقی یا حقوقی كه سازماندهی عملیات اجرائی به عهده او واگذار می‌گردد . كه صاحبكار یا كارفرما هر قسمت از كار را به پیمانكار مناسبی واگذار می‌كند كه آن بخش از كار را با مشخصات معلوم و به قید معلوم انجام دهد و خود، كار پیمانكاران جزء را هماهنگ می‌كند.

 

پیمانكار: شخصی است حقیقی یا حقوقی كه انجام خدمات مشخصی را تحت شرایط فنی و مالی معین در مدت زمانی معلوم، به عهده می‌گیرد.

 

پیمانكاری كامل: كه صاحبكار یا كارفرما، كل كار را به یك پیمانكار اصلی واگذار می‌كند و پیمانكار مزبور با امكانات خود و یا با استفاده از پیمانكاران جزء كار را به انجاممی‌رساند به عبارت دیگر كل كار را به مسئولیت خود، با مشخصات مورد نظر و به قیمت معلوم یا تحت شریط مالی مشخصی، به هر روشی كه صلاح بداند، انجام می‌دهد. در كلیه روشهای فوق، فرض بر‌این است كه طرح از پیش آماده شده‌ای، برای اجرا وجود دارد .

 

امروزه برای اجرای ساختمانها ابداع و به كار گرفته شده‌اند كه اجازه می‌دهند همزمان با تهیه طرح، كار اجرا نیز آغاز و پیش برده شود.

از جمله‌این روشها، روش اجرای سریع و روش طرح و ساخت یا طرح و اجرا را می‌توان نام برد.

 

اشكال مختلف پیمانها

 

جز در صورت اجرای امانی، در سایر حالات، برای روشن شدن حدود حقوق و تكالیف طرفین، پیمانهائی بین صاحبكار یا كارفرما از یك سو واجرا كنندگان كار از سوی دیگر بسته می‌شوند.

 

در‌این پیمانها، حجم كار و مبلغ قرارداد، مدت اجرا و مشخصات فنی، به عنوان اركان قرارداد مشخص می‌شوند.

 

پیمانهای اجرائی اشكال مختلف دارند كه متداولترین آنها به شرح زیرند:

 

«پیمانهای سرجمع» «گلوبال یا لام سام»

در‌این پیمانها، پیمانكار بازای اجرای طرح موضوع قرارداد، در مدت زمان معلوم، مبلغ مشخصی را دریافت می‌دارد معمولا ً هماهنگ با درصد پیشرفت كار، در موعدهای معین، بخشی از مبلغ قرارداد به پیمانكار پرداخت می‌گردد.

 

« پیمانهای مبتنی بر فهرست آحادیه »

 

در‌این پیمانها، برای واخد هر یك از اقلام كار، كه با مشخصاتی معین انجام داده شود، قیمت واحدی مورد توافق قرارمی‌گیرد، احجام اقلام كار برآورد و برمبنای آحاد بها، قیمت كل عملیات و مبلغ قرارداد تعیین می‌گردد كه بازای آن، پیمانكار طرح را در مدتی معین اجرا نماید.

پرداخت به پیمانكار، متناسب با پیشرفت كار، بر اساس صور توضعیتهای ماهیانه صورت می‌گیرد هر صور توضعیت حاوی احجام كارهای انجام شده تا تاریخ تنظیم آن می‌باشد كه براساس آن احجام و آحاد بها، قیمت كار انجام شده تا آن تاریخ محاسبه و پس از كسر پرداختهای قبلی و سایر كسورات مقرر، مابقی آن به پیمانكار پرداخت می‌گردد.

 

پرداخته و در مواعد مقرر « پیمانهای در صد هزینه » در‌این پیمانها، پیمانكار هزینه های اجرائی آن را باضافه درصدی كه پیشاپیش مورد توافق قرار گرفته، از كارفرما دریافت می‌كند پیمانكار به ازای دریافت‌این درصد، متعهد می‌شود كه كار را در مدت زمان مشخصی و با مشخصات تعیین شده در قرار داد به اتمام برساند.

 

محاسبه هزینه كارهای انجام شده ممكن است به روشهای مختلف صورت پذیرد در‌این پیمانها، اغلب سقفی برای هزینه های كل طرح تعیین می‌شود كه اگر پیمانكار، اچرای طرح را با هزینه‌ای كمتر از آن به پایان برساند بخشی از مبلغ صرفه جوئی شده را به عنوان جایزه دریافت می‌دارد و اگر طرح را با هزینه‌ای بالاتر از سقف تعیین شده تمام كند، جریمه‌ای به او تعلق می‌گیرد و یا حداقل، به مبلغ اضافه شده، درصدی تعلق نمی‌گیرد و چیزی به پیمانکار پرداخت نمی‌شود.

 

علاوه بر پیمانهای فوق، كه متداولترین پیمانهای اجرائی می‌باشند، اشكالی دیگر از پیمان نیز وجود دارند كه با اختلافهائی كم یا بیش، شبیه به پیمانهای مزبور می‌باشند.

 

گام نخست، آشنایی با كمیت و كیفیت طرح و ویژگیهای آن

 

اجرای هر طرح با آشنائی سازنده با آن طرح آغاز می‌شود برای اجرای هر طرحی، معمولاً آنچه طراح در ذهن خود خلق كرده است، از طریق نقشه ها و سایر مدارك اجرائی به سازنده انتقال داده می‌شود.

 

لذا اجرا كننده علاوه بر داشتن آشنائی قبلی با استانداردها، آئین نامه ها، ضوابط و مقررات عمومی‌ساختمانی باید قبل از هر چیز با مطالعه دقیق نقشه ها، دفترچه مشخصات فنی عمومی، دفترچه مشخصات فنی خصوصی، دستورالعملهای اجرائی، یادآوریهای فنی، برآورد و فهرست مقادیر و سایر مدارك اجرائی، بطور همه جانبه دریابد كه چه بنائی را با چه مشخصاتی و با رعایت چه معیارهائی می‌خواهد اجرا نماید و حجم كار چقدر استبه عبارت دیگر سازنده باید با كم و كیف كار آشنا شود و ضمن اطلاع از احجام اقلام كار، از مجموعه مورد احداث، تجسم فضایی دقیقی بدست آورد.

 

در‌این مرحله از كار، سازنده باید كامل بودن نقشه و سایر مدارك اجرائی را ارزیابی و از قابل اجرا بودن طرح اطمینان حاصل نماید و هیچ ابهامی‌را از نظر دور ندارد، بویژه باید هر گونه تناقض و ناسازگاری را كه بین مدارك مختلف اجرائی احساس می‌نماید، با طراح در میان گذاشته و از او بخواهد كه مدارك اجرائی را تكمیل كرده و از آنها رفع ابهام كند بطوری كه در هیچ مورد امكان تفسیرهای مختلف باقی نماند همچنین در‌این مرحله، اگر سازنده نظری در مورد جرح و تعدیل طرح برای هماهنگ كردن آن با امكانات و توانائیهای خود یا روش اجرای مشخصی دارد، میتواند پیشنهادهای خود را به طراح ارائه دهد زمان كوتاهی كه برای طی‌این مرحله صرف می‌شود، از اتلاف وقتهای بعدی، كه اغلب با توقف سازمان اجرائی و صرف هزینه های غیر لازم همراهند، جلوگیری می‌نماید.

 

گام دوم،آشنائی با محل اجرای طرح

 

پس از آشنائی با طرح، سازنده باید طی بازدید یا بازدیدهائی، با محل اجرای طرح آشنا شده و محدودیت ها و امكانات موجود در محل را ارزیابی كند.

 

در‌این مرحله، سازنده باید از طریق مشاهدات، مذاكرات، پرس و جو از افراد محلی، مطالعه مدارك و گزارشهای موجود، با عوارض سطحی، توپوگرافی، شرایط تحت الارضی، شرایط محیطی، اقلیم و آب و هوای محل اجرای طرح، راههای دسترسی به محل، امكانات دستیابی به مصالح، تجهیزات و نیروی انسانی در محل و بطور خلاصه تمام امكانات تسهیل كننده و موانع و اشكالات بازدارنده و معارضهای احتمالی، تا آنجا كه میسر است، آشنا گردد.

 

برای آشنایی با محیط كارگاه اجرای طرح، جمع آوری اطلاعات زیر، بسیار مفید خواهد بود درباره عوارض سطحی از قبیل طبیعت و میزان محلهای احتمالی پر شده با زباله، خاك دستی و محل قرار گرفتن و نوع رگه های سنگ احتمالی مسیرهای عبور جریانهای آب و احیانا ً گودالهای آبگیر در سطح كارگاه توپوگرافی، به عبارت دیگر تغییرات رقوم خاك در سطح کارگاه سازه های موجود در محل كارگاه و در مجاورت آن خاكریزهای نزدیك، خط ساحلی و عوارض مشابه آن راههای دسترسی به كارگاه( راه آهن،اتومبیل،كشتی)

 

درباره عوارض زیر زمینی از قبیل:

 

مسیر فاضلاب، قنات، تونل، زیر زمین و یا سایر سازه های زیر زمینی خطوط لوله نفت و گاز و آب یا لوله های بخار و هوای فشرده و غیره، خطوط تلفن و تلگراف و كابلهای زیر‌زمینی‌برق.

 

شالوده های موجود در محوطه كارگاه یا زمینهای مجاور اطلاعات مربوط به گمانه هاو سایر اطلاعات از قبیل تاریخچه رفتارسازه های مجاور، نشستهای خاك و غیره...

 

گام سوم، تهیه برنامه زمانبندی اجرا

 

پس از‌اینكه مشخص گردید چه بنائی در چه محلی باید ساخته شود، سازنده باید برنامه زمانبندی اجرای عملیات را تدوین نماید بطوریكه در هر مقطع زمانی، قدمهای اجرائی كه بلافاصله پس از آن لحظه برداشته شوند مشخص باشند. داشتن چنین برنامه‌ای كه تكلیف اجرا كنندگان را مشخص كرده باشد، تردیدهای مزاحم و بازدارنده را حذف كرده،‌ایجاد تحرك نموده و از اتلاف وقت و انرژی جلوگیری می‌كند.

 

تهیه برنامه زمانبندی، عملا ً در یك فرآیند تجزیه، بررسی اجزا و تركیب اجزای بررسی شده بنحوی مطلوب ومناسب با رعایت مسیر بهینه، به شرح زیر صورت می‌پذیرد.

 

ابتدا سیاهه‌ای از كلیه عملیاتی كه برای اجرای طرح لازمند، از تجهیز و راه‌اندازی كارگاه گرفته تا اتمام كار و برچیدن كارگاه، تدوین می‌گردد. سپس متناسب با حجم کار و شرایط موجود عملیات به چند «عمل اصلی» یا «فعالیت اصلی»تقسیم می‌شود.

 

پس از مشخص شدن فعالیتها یا عملهای اصلی، هر یك از آنها به تعدادی «عملیات جزء» یا «فعالیت جزء» تقسیم می‌شوند.

 

برای انجام هر واحد هر جزء عمل، مصالح، وسائل، تجهیزات، نیروی انسانی، آهنگ انجام، زمان لازم و هزینه های انجام برآورد می‌شوند و نیازهای كل آن جزء عمل تعیین می‌گردند.

 

از تركیب آنچه برای انجام جزء عملها تعیین شده، نوع و مقدار كل مصالح، نوع و حجم وسائل، انواع تجهیزات، انواع نیروی انسانی مورد نیاز و زمان كل اشتغال هر نوع از تجهیزات و نیروی انسانی و هزینه كل اجرا تعیین می‌گردند.

 

لازم به ذكر است كه حجم كل مصالح مورد نیاز، از جمع كردن ساده مصالح لازم برای جزء عملها به دست می‌آید ولی تعداد ماشین آلات، میزان تجهیزات و تعداد نیروی انسانی را نمی‌توان از جمع كردن ساده ارقام تعیین شده برای هر جزء عمل بدست آورد زیرا ماشین آلات مورد نیاز معمولا ً به صورت حاصلضرب «ماشین* ساعت» یا « ماشین* روز» و نیروی انسانی لازم به صورت حاصلضرب « نفر* ماه» تعیین می‌شوند و لذا، تعداد ماشین آلات و نیروی انسانی تابع زمانند و باید متناسب با مدت زمان اجرا، از طریق كارشناسی و مشخص كردن زمانهائی كه تعداد مورد نیاز حداكثرو حداقل است، تعیین می‌شوند. یا بالعكس اگر استفاده از تجهیزات، ماشین آلات و نیروی انسانی معینی الزام آور باشد، باید مدت زمان اجرا متناسب با‌این امكانات تعیین‌شود.

 

هزینه كل اجرا را هم نمی‌توان از جمع كردن ساده هزینه عملها محاسبه كرد زیرا سه عامل ماشین آلات، نیروی انسانی و زمان بر هزینه های اجرائی اثر می‌گذارند و بویژه باید مسئله تأمین منابع مالی و حجم سرمایه‌ای كه باید برای گردشكار كارگاه به كار گرفته شود، در محاسبه هزینه كل اجرا ملحوظ گردد. پیمانكاران با سابقه، هزینه های اجرائی را مستقیما ً برای هر عمل، بدون پرداختن به جزء عملها، محاسبه می‌نمایند

پس از روشن شدن حجم مصالح مورد نیاز، مبداء و منابع تهیه مصالح، چگونگی تهیه و تدارك آنها، وسیله و نحوه حمل به كارگاه، تحویل گرفتن، بار‌اندازی، انبار كردن و نگهداری در كارگاه، نحوه و وسائل برداشت و مصرف در كارگاه و بالاخره چگونگی نمونه برداری و كنترل كیفیت مصالح در مواعد مقرر، مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

 

بر اساس مطالعات انجام شده درباره مصالح، نیازهای تجهیزاتی كنترل و حك و اصلاح گشته و امكانات و نحوه تأمین قطعات یدكی، سوخت، مصارف و لوازم آنها بررسی می‌شوند.

 

در‌این مرحله، تهیه جدول برنامه ریزی ماشین آلات مورد نیاز می‌تواند به همه جانبه بودن مطالعه و تسهیل كار مطالعه كننده كمك نماید. در جدول شماره1 ، برنامه ریزی ماشین آلات مورد نیاز برای احداث یك كانال بتن آرمه، به عنوان مثال نشان داده شده است.

 

بر اساس آخرین مطالعات در مورد مصالح و نیازهای تجهیزاتی، نیازهای به نیروی انسانی تعیین گشته، منابع، امكانات، روشها و ضوابط تأمین نیروی انسانی، اعم از ماهر، نیمه ماهر و غیر ماهر، تبعات به كار گماردن آنان در كارگاه، شامل تأمین امكانات زیستی، بهداشتی، رفاهی و حتی در مورد طرحهائی كه اجرای آنها چند سال طول می‌كشد، علاوه بر تأمین امكانات فوق برای خانواده ها، امكانات آموزشی برای فرزنداشان، در حالات مختلف دسترسی به امكانات شهری یا عدم دسترسی به‌این امكانات، مطالعه و ارزیابی می‌شوند.

 

در‌این مرحله، تنظیم جدول طبقه بندی و تعداد كارگران مورد نیاز در هر مقطع زمانی، كمك مؤثری به امر برنامه ریزی خواهد كرد. جدول شماره 2، برنامه ریزی نیروی انسانی لازم برای احداث كانال بتن آرمه فوق را نشان می‌دهد.

 

پس از مشخص شدن كل نیازهای طرح و انجام مطالعات فوق، بسته به مورد، قدم بعدی برای تهیه برنامه زمانبندی، به شرح زیر برداشته می‌شود و مدت زمان اجرا تثبیت می‌گردد.

 

اگر زمان محدود باشد، سازنده از طریق مقایسه و واسنجی نیازها با آنچه در حال حاضر در اختیار دارد، كفایت یا عدم كفایت مقدورات خود را ارزیابی می‌كند و در صورت لزوم، كمبودها را بر طرف می‌نماید

 

اگر زمان محدود نباشد، سازنده زمان تقریبی لازم برای اجرای كار با امكانات موجود خود را برآورد و معقول بودن‌این زمان را بررسی می‌كند و اگر لازم باشد، تعادل منطقی را بین امكانات و مدت زمان اجرا بر قرار می‌سازد.

 

در‌این مورد باید توجه داشت كه امروزه زمان، پربهاترین اقلام مصرفی در كارگاه است و هنر یك مجری و سازنده خوب آن است كه با تأمین بموقع مصالح و به كار گرفتن وسائل، تجهیزات و نیروی انسانی به مناسبترین نوع و مقدار، زمان لازم برای اجرا را كوتاه كرده و از‌این راه هزینه های اجرائی را كاهش دهد. و طرح را هر چه زودتر به بهره برداری برساند. توجه كنید كه اگر یك كارخانه سیمان 3000 تنی فقط یك روز زودتر به تولید برسد، بازای آن یك روز، 3000 تن سیمان بیشتر تولید شده و میلیونها ریال ارزش افزوده خواهد گردید. لازم به یاد آوری است همانطور كه در شكل شماره 1 نشان داده شده ، برای انجام عملیات اجرائی، یك محدوده مدت زمانهای مناسب، واقع در حد فاصل یك زمان حداقل و یك زمان حداكثر وجود دارد، كه بازای مدت زمانهای واقع در‌این محدوده می‌توان كار را با صرف هزینه و انرژی به سرانجام رسانید ولی تقلیل مدت زمان اجرا به كمتر از حداقل فوق یا طولانی تر شدن مدت زمان عملیات اجرائی از حداكثر مزبور، به افزایش تصاعدی هزینه های اجرائی منجر می‌شوند. بدیهی است كه با توجه به ملاحظات فوق باید در مورد مدت زمان اجرا اتخاذ تصمیم به عمل‌اید و با‌ایجاد تعادل بهینه بین مقدورات و مدت زمان اجرا، مدت زمانی مناسب و معقول برای اجرای طرح تعیین و تثبیت شود.

 

پس از تثبیت مدت زمان اجرا، با در اختیار داشتن كلیه اطلاعات، طرح اولیه سازماندهی و گردشكار كارگاه، با‌این هدف تهیه می‌شود كه با به كار گرفتن اصول مهندسی و ابداع روشهای اجرائی بهتر، بتوان با همسو كردن همه نیروها و با تأمین گردشكاری مناسب، بنحوی كه هیچ فعالیتی مزاحم فعالیتهای دیگر نشود، با صرف حداقل مصالح، تجهیزات، انرژی و زمان، بیشترین نتیجه عملا ً ممكن را از دیدگاه كمی‌و كیفی، به دست آورد.

 

بر مبنای طرح سازماندهی تهیه شده با در نظر داشتن امكانات و محدودیت ها، در یك نظم منطقی و با رعایت تقدم و تأخر منطقی عملهای مختلف و تقدم و تأخرهای ناشی از ضرورتهای اجرائی، كوشش می‌شود با هماهنگ كردن فعالیتها بنحوی كه با هم تداخل زمانی نداشته باشند، برنامه زمانبندی عملیات اجرائی طوری تهیه می‌شود كه از امكانات، بیشترین استفاده به عمل‌اید و اثر بازدارنده محدودیتها كمترین باشد و اگر تأمین‌این نقطه نظرها، تغییر، تكمیل یا جرح و تعدیلاتی را در طرح اولیه سازماندهی و گردشكار كارگاه‌ایجاب نماید، با اعمال‌این تغییرات وجرح و تعدیلات، برنامه زمانبندی نیز تكمیل و حك و اصلاح می‌گردد.‌این رفت و برگشت از طرح سازماندهی به برنامه زمانبندی و از برنامه زمانبندی به طرح سازماندهی، تا جائی ادامه می‌یابد كه طرح مزبور، حالت نهایی و قطعی به خود بگیرد.

 

در عمل ممكن است، در بدو امر فقط خطوط كلی اجرا و كلیات سازمان اجرائی تعیین گردند و طرح سازماندهی نهائی بدست‌اید.

با داشتن تصویر روشنی از طرح سازماندهی نهائی و معمولا ً با رعایت مسیر بحرانی، برنامه زمانبندی اجرا چنان تأمین می‌شود كه هر جزء عمل زمانی انجام شود كه نتیجه حاصل از آن بیشترین باشد. مسیر بحرانی، عملها و جزء عملهایی را در بر می‌گیرد كه هر تأخیر در انجام هر یك از آنها، مستقیماً به تأخیری به همان‌اندازه در اتمام برنامه منجر می‌شود.

 

بدیهی است كه برنامه تدوین شده باید تمام عملیات اجرائی، از جمله استقرار و تجهیز كارگاه در شروع كار، گردشكار كارگاه در مدت اجرا و برچیدن كارگاه پس از اتمام عملیات اجرائی را دربرگیرد.

 

با توجه به آنچه گذشت، از یك سو برنامه زمانبندی مبتنی بر برآوردهای مصالح، تجهیزات، نیروانسانی، مدت زمان انجام و هزینه های انجام هر جزء عمل است كه مقولاتی احتمالی باشند و بسته به نوع و ماهیت كار و در عمل،‌این عدم قطعیتها بر روند انجام كار اثر می‌گذارند و اجازه نمی‌دهند كه كار كاملا ً طبق برنامه اجرا شود از سوئی دیگر واضح است كه برنامه زمانبندی عملیات اجرائی تابع امكانات و محدودیتهای موجود در موقع تهیه برنامه و مبتنی بر اطلاعاتی است كه تا آن موقع در اختیار بوده‌اند.‌این امكانات محدودیتها و اطلاعات، در طول مدت اجرا دچار تغییر و تحول می‌شوند، لذا برنامه زمانبندی،انطباق خود را با وضع موجود از دست می‌دهد، در‌این صورت، برای احتراز از هر گونه اتلاف وقت و امكانات،لازم است برنامه مورد تجدید نظر قرار گرفته و با شرایط موجود هماهنگ گردد. برای تأمین ‌این منظور، باید برنامه زمانبندی قابل انعطاف بوده و در آن امكان تجدید نظر و به روز آوردن در مواقع لزوم، پیش بینی شود. ارجح آن است كه در خود برنامه موعدهای برنامه مقرر گردد.

قدر مسلم‌این است كه برای تنظیم موفقیت آمیز برنامه، كسی كه‌این مسوؤلیت مهم را به عهده می‌گیرد باید شناختی درست از ماهیت كار و وابستگی بین عملها و جزء عملهائی كه كل كار را تشكیل می‌دهند، داشته باشد.

 

برنامه‌ای كه به‌این ترتیب تدوین می‌شود،گرچه گاهی مسائل تداراكاتی را هم در بر می‌گیرد ولی اكثرا برای‌اینكه‌این برنامه با موفقیت به اجرا در‌اید، لازم است كه برنامه های مشروحه زیر نیز به موازات آن تدوین و به موقع اجرا گذاشته شوند.

 

برنامه زمانبندی تدارك مصالح و مصارف، كه گردشكار كارگاه را تنظیم كرده و اجازه نمی‌دهد كه كار بدلیل كمبود مصالح تنظیم شود.

 

برنامه زمانبندی تأمین ماشین آلات و قطعات یدكی آنها، كه مدیریت ماشین آلات را میسر ساخته و از اتلاف زمان بدلیل نبودن تجهیزات در كارگاه یا راكد ماندن سرمایه در كارگاه به صورت ماشین آلات و تجهیزات اضافه بر آنچه مورد نیاز است، جلوگیری می‌نماید.

 

برنامه زمانبندی تأمین نیروی انسانی، كه مدیریت نیروی انسانی، استخدام بموقع افراد لازم و خاتمه دادن به خدمات آنها در زمان مقرر را میسر می‌سازد. بویژه‌این برنامه اجازه می‌دهد كه به افراد شاغل، پیشاپیش اطلاع داده شود كه جویای كار دیگری باشند.

 

برنامه زمانبندی تأمین منابع مالی، كه مدیریت سرمایه را میسر ساخته و از زیانهای پیش بینی نشده جلوگیری می‌نماید.

 

بدیهی است كه‌این برنامه ها مستقل از یكدیگر و از برنامه زمانبندی اجرا نیستند و باید در ارتباط كامل با یكدیگر تنظیم و به موقع اجرا گذاشته شوند با تدوین برنامه، گام سوم اجرا به پایان می‌رسد.

 

گام چهارم، شروع عملیات اجرائی و كنترل و بهنگام كردن برنامه

 

با برنامه زمانبندی تدوین شده، عملیات اجرائی شروع می‌شوند. برای اجرای موفقیت آمیز برنامه لازم است كار انجام شده بطور مستمر كنترل و با برنامه مقایسه و در صورت لزوم، برنامه بهنگام شود. ‌این كار مستلزم نمی‌تواند گره از كار اجرا باز كند. تایج كنترلها باید ثبت و پالایش شوند و بر اساس گزارشها و آمار تهیه شده از نتایج كنترلها، مسیر كار اصلاح گردد.

 

اگر كنترلها حاكی از پیشرفت كار بیش از میزان پیش بینی شده در برنامه باشند، اجازه می‌دهند كه با حك و اصلاح برنامه، مدت زمان كل اجرای طرح كاهش داده شود و اگر كنترلها نشان دهنده عقب ماندن اجرا از میزان تعیین شده در برنامه باشند، هشداری خواهند بود كه سازنده را به جستجوی علل عقب ماندگی و رفع علل مزبور و در صورت لزوم جرح و تعدیل برنامه واصلاح مسیر، رهنمون می‌شوند.

باید توجه داشت كه ضرورت ندارد كنترلها بسیار پیچیده و دارای دقت ریاضی باشند و به اصطلاح مو را از ماست بكشند. كافی است در كنترلها اقلام اصلی در نظر گرفته شده و بتدریج با فراهم آمار در هر زمینه، تدفیق شوند ولی استمرار كنترلها و مرتب بودن پالایش آنها، لازمه بهره برداری صحیح از كنترل برنامه است.

 

 

گام پنجم ، كنترل كیفیت مستمر

 

« کنترکل کیفیت» باید به عنوان یک« عمل اصلی» در برنامه ها گنجانده شود سایر عملهای اصلی بطور مرتب پیگیری شود، برای نشان دادن جایگاه ویژه آن، كنترل كیفیت در چارچوب برنامه به عنوان گامی‌مستقل‌این طرز تلقی اجازه می‌دهد كه چه در حالت نظارت سنتی، كه كنترل كیفیت رسمی‌توسط شخص ثالث انجام می‌شود، و چه در حالت اعمال نظارت توسط خود دستگاه سازنده به منظور تأمین كیفیت با یا بدون حضور شخص ثالث، بتوان كنترل كیفیت را، فارغ از سایر مسائل و مشكلات اجرائی، سازمان داد و به پیش برد.

 

گام ششم ،ایمنی،حفاظت و بهداشت كار

 

آنچه درچارچوب‌این صنعت صورت می‌گیرد به خاطر انسان و تأمین رفاه بیشتر اوست، عدم توجه به‌ایمنی، بهداشت و حفاظت آنهائی كه مستقیما ً در كار اجرا مشاركت دارند و افراد دیگری كه ممكن است درحیطه اثر عملیات اجرائی قرار گرفته و از آن آسیب ببینند. یك اجرا كننده و سازنده خوب باید كار خود را چنان سازماندهی كند كه خطری متوجه افراد دست‌اندركار اجرا و سایر افرادی كه با كارگاه در تماسند، نگردد.

 

شرایط لازم برای اجرای موفقیت آمیز طرح

 

اجرا كنندگان طرحهای ساختمانی باید توجه داشته باشند كه علاوه بر آنكه بخش قابل توجهی از ثروت ملی به صورت ساختمان از گردش خارج شده و«راكد می‌ماند» فضاهای تولیدی، خدماتی، آموزشی، بهداشتی و غیره نیز كه بدست آنان ساخته می‌شوند، اگر بنحو مطلوب اجرا نشده، از پایائی كافی برخوردار نباشند و نتوانند وظائف خود را انجام دهند، اجتماع ضرر خواهد كرد. اجرای ساختمانها بنحو مطلوب و برخوردار بودن آنها از پایائی كافی، در گروی آن است كه برداشتن شش گام اصلی فوق با رعایت جمیع جهات صورت پذیرد.

 

برای‌اینكه‌این شش گام اصلی با موفقیت برداشته شوند و با مراعات همه جانبه شرایط كار و كارگاه، برنامه‌ای مناسب تهیه و طرح طبق مشخصات مورد نظر، با حداقل هزینه و حصول حداكثر نتیجه اجرا شود، اجرا كننده باید شناخت كافی از مشخصات و همه عوامل مؤثر در كار داشته باشد .

 

این مسئله در مورد تمام بناها صادق است، هر چند كه بسته به حجم كار، نوع كار و سایر شرایط ممكن است برخی از گامها محدودتر یا گسترده تر باشند.

 

مشخصات مورد نظر، علاوه بر نقشه ها، در دفترچه مشخصات فنی عمومی‌و دفترچه مشخصات فنی خصوصی درج می‌شوند. در‌این مدارك، به استانداردهای مصالح و فرآورده ها، استانداردهای آزمایش و كنترل كیفیت مصالح و فرآورده ها ، آئین كاربردها، آئین نامه ها و و مقررات ملی ساختمانی كشور اشاره می‌شود. در پیمانهائی كه مبتنی بر فهرست بها بسته می‌شوند، بخشی از مشخصات در فهرست مزبور منعكس می‌گردد‌این فهرست صراحت دارد كه بازای انجام چه كاری و با چه مشخصاتی، چه پولی باید به انجام دهنده پرداخت شود. به عبارت دیگر در فهرست آحاد بها، برای هر یك از اقلام كار، نوع مصالح، نحوه كاربرد و اجرا، مشخصات كار انجام شده و نحوه‌اندازه گیری كار انجام شده ارائه داده می‌شوند.‌این مدارك را باید تمام دست‌اندركاران اجرا بشناسند و در موارد لازم از آنها استفاده كنند.

 

مدارك رسمی‌كه اجرا كنندگان باید بشناسند

 

مداركی كه برای شناخت مشخصات و سایر عوامل مؤثر در كار « در صنعت ساختمان» موجود و مورد استناد و استفاده مهندسان ساختمان می‌باشند، صرفنظر از كتابها و نشریاتی كه اصول نظری و دیدگاههای عملی در آنها تشریح گردیده‌اند، شامل هفت نوع مدرك رسمی‌به شرح زیرند:

§ استانداردهای مشخصات مصالح، مواد و فرآورده ها

§ استانداردهای آزمایش و كنترل مشخصات

§ آئین كاربردها

§ دفترچه های مشخصات فنی عمومی‌و اجرائی

§ آئین نامه ها

§ مقررات ساختمانی

§ دفترچه های فهرست آحاد بها

 

منظور از« استانداردها» مدارك رسمی‌منتشر شده از طرف سازمانها ذی ربط كشور در مورد مشخصات مصالح و فرآورده ها و روشهای كنترل‌این مشخصات است.

 

استانداردهای مشخصات، بسته به مورد حاوی تمام یا بخشی از قیود و شرایط مربوط به ابعاد هندسی، مشخصات فیزیكی، شیمیائی، مكانیكی و تكنولوژیكی مورد نظر مواد، مصنوعات و و تولیدات و رواداریهای آنها می‌باشند دراستانداردهای آزمایش و كنترل مشخصات، روشهای آزمایش مواد، مصالح و فرآورده ها به منظور بررسی كمی‌و كیفی مشخصات آنها و چگونگی ارزیابی و پذیرش مواد، مصالح و فرآورده ها بر مبنای نتایج حاصل از آزمایشها، شرح داده می‌شوند منظور از«آئین كاربرها» مدارك رسمی‌مربوط به روشهای كاربرد مصالح، مواد و فرآورده ها و قیود فنی است كه باید در موقع كاربرد رعایت شوند.

 

در صنایع دیگر «بجز صنعت ساختمان» عموما ً استانداردها برای تأمین قابلیت كاربرد تولیدات و كالاها كافی تلقی می‌شوند. زیرا تولید كننده با رعایت استانداردها و اعلام انطباق تولیدات خود با استاندارد مشخصی، تلویحا ً حداقل كیفیت مورد انتظار از آن را تضمین می‌كند و مصرف كننده با علم و اطلاع از‌این تضمین تلویحی، متناسب با نیازهای خود، كالای مورد نظر را انتخاب می‌نماید. در مواردی هم آئین كاربردها و وآئین نامه ها، به عنوان مكمل به كار برده می‌شوند ولی در‌این صنایع كمتر به مقررات و ضوابطی نظیر مقررات ساختمانی برخورد می‌كنیم.

 

از طریق هماهنگ كردن استانداردها در سطح جهانی، گستره تولید، عرضه و مصرف مواد و فرآورده ها وسعت می‌یابد و كار تولید كننده و مصرف كننده تسهیل می‌شود. امروز مثلا ً مصرف كننده‌ایرانی، به بركت وجود استانداردهای بین المللی، بدون دغدغه خاطر، لامپ ساخت استرالیا را برای نصب بر روی سرپیچ ژاپنی خریداری می‌نماید و مشكلی هم برایش پیش نمی‌آید.

 

مفاهیم ‌و واژه‌های اولیه

 

قرارداد:

 

عبارتست از قرارداد كتبی یا شفاهی كه به موجب آن كارگر در قبال دریافت حق‌‌‌‌‌‌‌ السعی كاری را برای مدت موقت یا غیر موقت برای كارفرما انجام می‌دهد.

 

قرارداد كار علاوه بر مشخصات دقیق طرفین حاوی موارد زیر است:

الف) نوع كار یا حرفه‌ای كه كارگر به آن اشتغال دارد.

ب) ساعات كار تعطیلات، مرخصی‌ها

ج) محل انجام كار

د) تاریخ انعقاد قرارداد

ه) مدت قرار داد

و) موارد دیگر

 

كارگر:

 

كارگر در قانون كار كسی است كه به هر عنوان در مقابل(حق‌ السعی) اعم از مزد، حقوق، سهل سود و سایر مزایا به درخواست كارفرما كار كند.

 

كارفرما :

 

شخصی است حقیقی(منظور یك نفر) یا حقوقی (منظور در غالب یك شركت) كه كارگر به درخواست و به حساب او در مقابل حق السعی كار می‌كند. مدیران، مسئولان و به طور عموم كلیه‌ی كسانی كه عهده‌دار اداره‌ی كارگاه هستند نماینده كارفرما محسوب نمی‌شوند.

كارفرما مسئول كلیه‌ی تعهداتی است كه نمایندگان مذكور در قبال كارگر به عهده می‌گیرند.

 

پیمانكار:

 

شخص حقیقی یا حقوقی كه برای انجام كار طبق مقررات و شرایط مندرج در آئین نامه گواهینامه صلاحیت پیمانكاری دریافت كرده باشد.

 

كارگاه:

 

محلی است كه كارگر به درخواست كارفرما یا نماینده او در آنجا كار می‌كند از قبیل مؤ‌سسات، صنعتی، كشاورزی، معدنی، ساختمانی، و امثال آنها.

كلیه‌ی تأسیساتی كه به اقتضاء كار متعلق به كارگاه هستند از قبیل نمازخانه، نهار ‌خوری، تعاونی‌ها، مراكز آموزشی،‌ جزء كارگاه محسوب می‌شوند.

 

انواع ساختمان:

 

الف) از لحاظ ـ مصالح مصرفی ب) از لحاظ ـ مصرف

 

الف)از لحاظ مصالح مصرفی:

 

1- ساختمانهای بتنی:

 

ساختمان بتنی ساختمانی است كه برای اسكلت اصلی آن از بتن آرمه استفاده شده باشد در ساختمانهای بتنی سقفها به وسیله دال‌های بتنی پوشیده می‌شود و یا از سقفهای تیرچه بلوك و یا سایر سقفهای پیش‌ساخته استفاده می‌شود و برای دیوارهای جدا كننده از انواع آجر و یا تیغه گچی و یا چوب استفاده می‌شود و ممكن است از دیوار بتن آرمه هم استفاده شود ساختمانهای بتنی دارای عمر طولانی، هزینه زیاد ساخت، مقاومت در برابر آتش‌سوزی می‌باشند.

 

2- ساختمانهای فلزی:

 

اسكلت‌این نوع ساختمانها (پل‌ها و ستونها) از پروفیلهای فولادی بوده و اتصالات آن در‌ایران معمولاً از جوش استفاده می‌شود. سقف‌این نوع ساختمانها به صورت تیرچه بلوك ، كمپوزیت و یا طاق ضربی می‌باشد از ویژگی‌های‌این ساختمان می‌توان به زنگ‌زدگی در برابر رطوبت‌، تغییر شكل در برابر آتش سوزی های شدید، اجرای اسكلت سریع صورت می‌گیرد، فضای كمتری اشغال می‌كند.

 

3- ساختمانهای آجری:

 

ساختمان‌هایی كه تحمل بارهای مرده و یا زنده به عهده دیوارهای آجری باربری باشد، سقف‌این ساختمانها از طاق ضربی و یا سقف تیرچه بلوك با استفاده از شناژهای افقی روی دیوارهای باربر و شناژهای قائم حداقل در 4 گوشه ساختمان در حالت بتن مسلح استفاده می‌شود ضخامت دیوارهای باربر 35 سانتیمتر و دیوارهای غیر باربر 11 سانتیمتری و 5 سانتیمتری استفاده می‌شود.

 

4 - ساختمانهای خشتی و گلی:

 

این ساختمانها با گل و یا خشت ساخته می‌شوند به علت ضعف مصالح مقاومت چندانی در برابر زلزله ندارند و به طور كلی باید از احداث آنها خودداری گردد.

 

ب) ساختمان از لحاظ كاربرد:

 

ساختمانها از لحاظ كاربرد به انواع ساختمانهای مسكونی، اداری، بیمارستانها، انبارها، مدارس و مكانهای عمومی‌مانند 

باشگاهها و ورزشگاهها و غیره تقسیم می‌شوند.

 

منابع و ماخذ:

 

1- نشریه شماره 55 سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی.

2- نشریه 4311 سازمان مدیریت و برنامه ریزی.

3- اجزای ساختمان، تالیف مهندس سیاوش كباری.

 

انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran construction Engineering management association

فرستنده: زهرا کهوندی

گرد آورنده : کارگروه مهندسی مدیریت پروژه



بتن آرمه،مزایا و معایب آن

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
بتن آرمه،مزایا و معایب آن

 

• مصالح ساختمانی گوناگونی از دیرباز توسط انسان مورد استفاده قرار گرفته است. در این میان شاید بتوان از چوب، سنگ، فولاد و بتن به عنوان پرمصرف ترین مصالح ساختمانی نام برد. بتن که در حقیقت یک نوع سنگ ساخته دست بشر است، از مقاومت فشاری قابل قبول و مقاومت کششی بسیار پایین (در حدود 10% مقاومت فشاری) برخوردار است. از طرفی در بسیاری از قطعات سازه ای، کشش مستقیم ویا کشش ناشی از خمش ایجاد می شود. به همین جهت برای جبران ضعف مقاومت کششی بتن، ایده ی بتن مسلح ابداع شده است. در این روش، در هر قسمت که قطعه ی سازه ای تحت کشش (کشش مستقیم یا کشش ناشی از خمش) قرار گیرد، از فولاد به عنوان یک ماده ی مقاوم در مقابل کشش ایجاد شده، استفاده میگردد.

 

 

 

 

 

• اگرچه ایده ی اولیه در ابداع بتن مسلح، اگذاری نقش مقاومت در مقابل تنش های کششی به فولاد بوده است؛ با این وجود فولاد می تواند به عنوان یک عنصر کمکی در تحمل فشار نیز در کنار بتن قرار گیرد. به همین دلیل میلگردهای مسلح کننده در قطعات فشاری نظیر ستون ها و یا حتی در ناحیه فشاری تیرها به عنوان فولاد فشاری نیز به کار رود.

• توجه شود که در یک مقطع بتن آرمه، ممکن است ترک های کششی در ناحیه کششی بتن و در جهت متعامد نسبت به جهت تنش های کششی ایجاد شوند. این ترک ها ممکن است از میلگردهای کششی نیز عبور کرده و تا نزدیکی های تار خنثی بالا روند. با این وجود، معمولا عرض این ترک ها بسیار محدود بوده (کوچکتر از 3/0 میلی متر) و در عملکرد قطعه بتن مسلح دخالت نمی کنند.

• سازگاری بتن و فولاد...

• بتن و فولاد سازگاری قابل توجهی برای تشکیل یک جسم مرکب دارند که در این میان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

• الف- ضریب انبساط حرارتی بتن و فولاد بسیار به هم نزدیک است؛ به همین دلیل تحت تاثیر تغییرات دمای متداول، تنش های قابل توجهی بین آنها ایجاد نمی شود.

• ب- بتن و فولاد چسبندگی بسیار خوبی با یکدیگر داشته و بین آن دو معمولا لغزش اتفاق نمی افتد؛ بنابراین می توانند عملکرد مرکبی با یکدیگر داشته باشند و همانند یک جسم واحد عمل کنند. چسبندگی بسار خوب بین بتن و فولاد، ناشی از چسبندگی شیمیایی بین دو ماده، و نیز ناصافی های سطحی و برآمدگی های آج میلگرد می باشد.

• ج- فولاد ماده ای است که به راحتی در معرض خوردگی شیمیایی قرار می گیرد؛ در حالی که بتن معمولا نفوذ ناپذیری قابل قبولی دارد و می تواند فولاد مسلح کننده را در مقابل خوردگی محافظت نماید.

• د- مقاومت فولاد در مقابل دمای آتش بسیار پایین است؛ در حالی که پوشش بتن که روی میلگرد ها قرار گرفته است، مقاومت بسیار خوبی در مقابل 

• پیشینه تاریخی بتن آرمه...

• اگر چه گفته می شود سیمان از دیرباز توسط ایرانیان و رومانیان به عنوان یک ماده ساختمانی به کار گرفته می شده است، اما سابقا ثبت سیمان پرتلند به جوزف آسپیدین انگلیسی در سال 1824 بر می گردد. از آن پس بتن غیر مسلح برای سالها به عنوان یک مصالح ساختمانی خوب، تولید شد.

• سابقه استفاده از بتن مسلح به سال 1850 بر می گردد که جوزف لامبوت فرانسوی یک قایق بتنی را که با شبکه ای از سیم های موازی مسلح شده بود، تولید کرد. با این حال اختراع بتن آرمه معمولا به جوزف مونیر فرانسوی نسبت داده می شود. وی در سال 1867، ابداع ساخت حوضچه ها و مخازن بتنی مسلح به شبکه ای از سیم آهنی را برای خود ثبت نمود. از آن به بعد مونیر تا سال 1881،موارد متعددی از کاربرد بتن مسلح را از جمله در ساخت لوله ها و تانک ها، صفحات و دال های مسطح، پل های عابر پیاده، قوس ها، ساختمان ها و اجزاء رابط خطوط آهن به نام خود به ثبت رساند. با این وجود گفته می شود که وی دانش مربوط به رفتار بتن آرمه و یا روش مناسب جهت محاسبات طراحی را نداشته است.

• در آمریکا ویلیام وارد نخستین ساختمان بتن آرمه را در سال 1875 در نیویورک بنا نمود. همچنین تادیوس هیات که در ابتدا یک وکیل بود، در دهه 1850 تجربیاتی را در مورد تیر بتن آرمه انجام داد. وی میله های آهنی را در ناحیه کششی تیر قرار داد و در نزدیکی تکیه گاه آن را به طرف بالا خم کرده و در ناحیه فشاری محار نمود. او همچنین میله های قائمی را در نزدیکی تکیه گاه ها برای تحمل برش به کار برد. هیات در سال 1877 یک کتاب 28 صفحه ای در ارتباط با موضوع تحقیقات خود منتشر کرد.

• همچنین رانسام در دهه 1870 در شهر سانفرانسیسکو مواردی از استفاده از بتن آرمه تجربه نمود. وی در سال 1884، استفاده از میله های آجدار را با پیچاندن میله هایی با سطح مقطع مربعی و به منظور فراهم نمودن چسبندگی بهتر بین فولاد و بتن، به نام خود ثبت کرد. همچنین وی در سال 1890، ساختمان یک موزه دو طبقه به طول 95 متر را به صورت بتن آرمه بنا نمود. این ساختمان در زلزله سال 1906 سانفرانسیسکو و نیز در آتش سوزی متعاقب این زلزله، آسیب جزئی دید که این عملکرد و نیز عملکرد مناسب سایر ساختمان های بتن آرمه در آن زلزله و آتش سوزی متعاقب، منجر به اقبال عمومی به این سیستم جدید ساختمان سازی گردید.

• در سال 1903، تشکیل یک کمیته مشترک از نمایندگان سازمان های علاقه مند در زمینه بتن آرمه در آمریکا، نقطه شروعی برای همگانی کردن دانش طراحی بتن آرمه بود. از آن به بعد در دهه اول قرن بیستم، آزماشات متعددی توسط دانشمندان در آمریکا و اروپا جهت تعیین مقاومت فشاری بتن، و مدول الاستیسیته بتن انجام گرفت. از سال 1916 تا 1935، بیشتر تحقیقات بر ستون های بتن آرمه با بار خارج از محور، شالوده بتن آرمه و نیز مقاومت نهایی تیرها بیشتر مورد توجه محققین قرار گرفت.

• از آن به بعد و تاکنون تحقیقات بسیار زیادی در زمینه رفتار قطعات و سازه های بتن آرمه انجام گرفته است. هزاران رساله کارشناسی ارشد و دکترا در این زمینه در دهه های اخیر به رشته تحریر در آمده است. با این وجود به اعتقاد نگارنده، هنوز ناشناخته های فراوانی در زمینه رفتار اجزاء بتن آرمه وجود دارد. از همین رو در حال حاضر نیز بسیاری از تحقیقات زنده ی دانشگاه های معتبر و مراکز تحقیقاتی دنیا در زمینه اجزاء و قطعات بتن آرمه معطوف می کردد.

• مزایا و معایب بتن آرمه...

• مصالح مختلفی مثل فولاد، چوب، مصالح بنایی و بتن ممکن است به عنوان گزینه هایی برای ساخت یک بنا مطرح باشند. این گزینه ها برای بسیاری از سازه های متداول وجود دارند؛ اگر چه در ساخت اسکلت سازه های بلند، ممکن است به فولاد و بتن محدود گردند. با این وجود امروزه بتن آرمه به عنوان یک گزینه قابل اعتماد برای ساخت بسیاری از سازه های کوچک و بزرگ محسوب می گردد؛ به طوری که شاید بتوان از آن به عنوان مهم ترین ماده ساختمانی موجود با کاربردی فراگیر در تمام دنیا نام برد.

• امروزه بسیاری از ساختمان های کوچک و بزرگ، پل ها، سد ها، تونل ها، کانال ها، مخازن و تانک ها، دیوارهای حائل، لوله ها و روسازی ها از بتن آرمه ساخته می شود. موفقیت قابل توجه بتن آرمه نسبت به سایر مصالح ساختمانی و به خصوص فولاد در کاربرد فراگیر آن را می توان مرهون موارد زیر دانست:

1. بتن مقاومت فشاری قابل قبولی در مقایسه با بسیاری از مصالح ساختمانی دیگر دارد.

2. تمامی اجزاء تشکیل دهنده بتن(به جز سیمان) به عنوان مصالح محلیو ارزان قیمت محسوب می شوند. تقریبا در همه جا می توان آب، ماسه و شن را از فواصل نزدیک به محل بتن ریزی حمل نمود که این مساله منجر به سهولت و رغبت بیشتر به بتن، و ارزانتر تمام شدن آن خواهد شد.

3. بتن را می توان به سهولت به هر شکل دلخواه در آورد. با ساختن قالب مناسب، تقریبا هر گونه مقطع سازه ای و شکل معماری را می توان از بتن آرمه تولید نمود. در مقابل، مقاطع فولادی در ابعاد مشخص و در کارخانه تولید می شوند و تولید مقطع خاص از مصالح فولادی گاه مشکل و یا غیر ممکن خواهد بود.

4. بتن مقاومت بسیار خوبی در مقابل آتش دارد.یک ساختمان بتن آرمه می تواند ساعت ها در مقابل آتش سوزی های مهیب مقاومت کند، بدون آنکه فرو ریزد. این مساله فرصت کافی برای مهار آتش و نیز تخلیه ساختمان از نفرات و اموال را فراهم میکند. در مقابل یک ساختمان فولادی در برابر آتش سوزی کاملا ضعیف خواهد بود. فروریزی برج های دوقلوی نیویورک که در واقعه 11 سپتامبر سال 2001 مورد حمله قرار گرفتند، به دلیل اسکلت فولادی آنها بود. چنانچه این برج ها از مصالح بتن آرمه ساخته شده بودند، جان هزاران انسان و نیز میلیون ها دلار ثروت موجود در آنها حفظ می شد.

5. بتن همچنین مقاومت خوبی در مقابل رطوبت و آب دارد. اگر آب در تماس با بتن، حاوی بعضی از یون ها از قبیل یون سولفات و یا یون کلرور نباشد، برای بتن و حتی میلگرد های موجود در بتن، مشکلی ایجاد نمی کند.

6. اجزاء بتن آرمه از صلبیت بالایی برخوردار هستند. به همین دلیل معمولا ساکنان یک ساختمان بتن آرمه در هنگام وزش شدید باد و یا تحرک زیاد همسایگان، لرزه ای را احساس نمی کنند و آرامش آنها حفظ می شود.

7. اجزاء بتنی در مقایسه با سازه فولادی به صورت ذاتی به محافظت و نگهداری کمتری نیاز دارند. به خصوص اگر بتن ریزی به صورت متراکم انجام گرفته باشد و در قسمت های در تماس با هوا از بتن هوادار استفاده شده باشد، پس از شروع بهره برداری از سازه ی بتن آرمه تقریبا نیاز به مراقبت جدی ندارد.

8. بتن در مقایسه با سایر مصالح ساختمانی، عمر بهره دهی بسیار طولانی دارد. تحت شرایط مشخص، یک سازه بتن آرمه می تواند برای همیشه بدون کاهش در ظرفیت باربری مورد استفاده قرار گیرد.این مساله مبتنی بر این واقعیت است که بتن در طول زمان نه تنها کاهش مقاومت ندارد، بلکه با گذشت طولانی زمان با تحکیم بیشتر سیمان، افزایش مقاومت نیز داشت. با این وجود، تاثیر عوامل مخرب محیطی و یون های مهاجم ممکن است دوام بتن را در طول زمان به مخاطره بیندازد.

9. بتن در بعضی از اجزاء سازه ای نظیر پی ها، دیواره های زیر زمین و شمع ها، به عنوان تنها گزینه اقتصادی محسوب می شود.

10. اجرای بتن و سازه ی بتن آرمه در مقایسه با سایر مصالح نظیر فولاد و یا حتی چوب، نیاز به نیروهای اجرایی و کارگران با مهارت بالا ندارد. 

انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran construction Engineering management association

گرد آورنده : کارگروه مهندسی مدیریت پروژه



مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر contract management

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر contract management,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|