درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر پاسخ


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

7 ﭘﺮﺳﺶ و ﭘﺎﺳﺦ درﺑﺎره رﻫﺒﺮى

1397/03/27
04:21
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
 Hairs Holdingsرﺋﯿﺲ ﺷﺮﮐﺖ  ،Tony O. Elumelu, C.O.N
ﻣﻰ ﻧﻮﯾﺴﺪ:
ﺷﻤﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪه اﯾﺪ، ﻣﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻰ دﻫﻢ:
 رﻫﺒﺮى واﻗﻌﻰ ﭼﯿﺴـﺖ؟ رﻫﺒﺮى ﻋﺒﺎرت اﺳــﺖ از ﭼﮕﻮﻧﮕﻰ ﻫﺪاﯾﺖ اﻓــﺮاد ﺑﺮاى اراﺋﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ. رﻫﺒﺮى ﻋﺒﺎرت اﺳــﺖ از اﯾﺠﺎد ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻰ ﻣﯿﺎن داﺧﻞ و ﺧﺎرج. رﻫﺒﺮى ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از اﻟﻘﺎى اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﻪ اﻓﺮادﺗﺎن، زﯾﺮا ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ رﻫﺒﺮ، ﺷﻤﺎ ﻫﻤﻮاره ﺑﺸﺪت ﺑﺮ روى ﺧﻮد ﮐﺎر ﻣﻰ ﮐﻨﯿﺪ و اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺧﻮد را داﺋﻤﺎً ﺑﻬﺒﻮد ﻣﻰ ﺑﺨﺸﯿﺪ.
 راﺑﻄﻪ ﻣﯿﺎن رﻫﺒﺮى و ﻫﺪف ﭼﯿﺴـﺖ؟ رﻫﺒــﺮى، ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ آﻣﯿﺰﺗﺮ ﺧﻮاﻫــﺪ ﺑﻮد اﮔﺮ ﻫﺪف ﮔﺮا ﺑﺎﺷــﺪ، اﮔﺮ ﺑﺎ ﺑﺼﯿﺮت ﻫﻤﺮاه ﺑﺎﺷــﺪ. رﻫﺒﺮى، ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬارﺗﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد اﮔﺮ درك ﺑﺎﻻﯾﻰ از ﺿﺮورت وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
 رﻫﺒﺮى و ﻣﯿﺮاث: رﻫﺒﺮى، ﺗﺼﺎدﻓﻰ ﻧﯿﺴﺖ؛ رﻫﺒﺮان ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ و آﻧﻬﺎﯾــﻰ ﮐــﻪ ﺑﻪ ﻣﯿﺮاث ﻣﻰ اﻧﺪﯾﺸــﻨﺪ، آﻧﻬﺎﯾﻰ ﮐﻪ ﻧﮕﺮان اﯾﻦ ﻫﺴــﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ در ﻣﻮردﺷــﺎن ﻗﻀﺎوت ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ، ﻏﺎﻟﺒﺎً رﻫﺒﺮان ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ اى ﻫﺴﺘﻨﺪ.
 رﻣﺰ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺧﻮدِ ﺷـﻤﺎ ﭼﻪ ﺑﻮده اﺳـﺖ؟ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ اﺳﺘﺮاﺗﮋى، ﮐﻤﺘﺮ از  10درﺻﺪ ﭼﯿﺰى اﺳــﺖ ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﻰ ﺷــﻮد. آﻧﭽﻪ ﻣﻨﺠــﺮ ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﻰ ﺷــﻮد، ﻣﺆﺛﺮ ﺑﻮدن اﺟﺮاﺳــﺖ، و ﻣﺆﺛﺮ ﺑﻮدن اﺟﺮا اﺗﻔﺎق ﻧﻤﻰ اﻓﺘﺪ ﻣﮕﺮ آﻧﮑﻪ اﻓﺮادى ﻣﻨﺎﺳــﺐ داﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺷــﯿﺪ. اﻣﺎ ﺣﺘﻰ اﮔﺮ اﻓﺮاد ﻣﻨﺎﺳــﺐ را ﻫﻢ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷــﯿﺪ اﻣﺎ ﻧﺘﻮاﻧﯿﺪ آﻧﻬﺎ را ﺑﺮاﻧﮕﯿﺰﯾﺪ، ﻧﺨﻮاﻫﯿﺪ ﺗﻮاﻧﺴــﺖ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ را از آﻧﺎن درﯾﺎﻓﺖ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﻌﺘﻘﺪم ﮐﻪ در ﻣﯿﺎن ﺑﺴــﯿﺎرى از ﭼﯿﺰﻫﺎى دﯾﮕﺮ، ﻣﻬﻤﺘﺮﯾــﻦ ﻋﺎﻣﻞ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ، رﻋﺎﯾﺖ ﺑﺮاﺑﺮى ﺣﻘﻮق اﻓﺮاد اﺳﺖ.
 ﯾﮏ رﻫﺒﺮ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ اﻓﺮاد ﺧﺮاﺑﮑﺎر" رﻓﺘﺎر ﻣﻰ ﮐﻨﺪ؟ اول اﯾﻨﮑﻪ آﯾــﺎ ﭼﻨﯿﻦ اﻓﺮادى وﺟﻮد دارﻧﺪ؟ ﺑﻠﻪ! اﯾﻦ اﻓﺮاد ﻣﻤﮑﻦ اﺳــﺖ ﺑﻪ ﻧﺎم ﻫﺎى ﻣﺨﺘﻠﻔﻰ ﺷــﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ، ﻣﺜﻼً اﻓﺮاد ﺑﺎزدارﻧﺪه ﯾﺎ اﻓﺮادى ﮐﻪ از ﻧﮕﺮش و ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳــﺎزﻣﺎن ﭘﯿﺮوى ﻧﻤﻰ ﮐﻨﻨﺪ". ﻣﻦ ﺷــﺨﺼﺎً آﻧﻬﺎ را اﻧﮕﺸــﺘﺎن ﺟﺬاﻣﻰ" ﻣﻰ ﻧﺎﻣﻢ- ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳــﺮﯾﻌﺘﺮ ﻗﻄﻊ ﺷــﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﯿﻤﺎرى آﻧﻬﺎ ﺑﻪ اﻧﮕﺸــﺘﺎن دﯾﮕﺮ ﺳﺮاﯾﺖ ﻧﮑﻨﺪ. اﻣﺎ ﻗﺒﻞ از اﯾﻦ اﻗﺪام، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ آﯾﺎ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﯿﺪ اﯾﻦ اﻧﮕﺸــﺘﺎن را درﻣﺎن ﮐﻨﯿﺪ. ﭼﮕﻮﻧﻪ اﯾﻦ ﮐﺎر را اﻧﺠﺎم ﻣﻰ دﻫﯿﺪ؟ 

ﺑﺎ ﻣﺸﺎوره، آﻣﻮزش، ﻣﯿﺎﻧﺠﯿﮕﺮى، ﯾﺎ ﺗﺄدﯾﺐ؟
 اﺳـﺘﺮاﺗﮋى ﻫﺎى ﺷـﺨﺼﻰ ﺷـﻤﺎ ﺑﺮاى اﻟﻘﺎى ﻧﻈﻢ و اﻧﻀﺒﺎط ﻣﯿﺎن ﭘﯿﺮواﻧﺘﺎن ﭼﯿﺴـﺖ؟ ﻣﻦ ﺗﺼــﻮر ﻣﻰ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ اﮐﺜﺮ اﻓﺮاد ﻣﺎﯾﻠﻨﺪ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎﺷــﻨﺪ، ﻣﺎﯾﻠﻨﺪ از ارزش ﻫﺎى ﯾﮏ ﻓﺮد ﻣﻨﻈﻢ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﻨﺪ. در اﯾﻨﺠﺎﺳــﺖ ﮐﻪ ﭘﺎى آﻣﻮزش و ﺗﻮﺳــﻌﻪ ﺑﻪ ﻣﯿﺎن ﻣﻰ آﯾﺪ. اﻓﺮاد، اﺷﺘﺒﺎﻫﺎت ﺻﺎدﻗﺎﻧﻪ اى را ﻣﺮﺗﮑﺐ ﻣﻰ ﺷــﻮﻧﺪ ﺑﺮاى اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ درﺳﺘﻰ آﻣﻮزش ﻧﺪﯾﺪه اﻧﺪ. ﻣﺴــﺌﻠﻪ دﯾﮕﺮ، وﺿﻮح اﻫﺪاف اﺳﺖ. اﻓﺮاد ﺑﺎﯾﺪ درك ﮐﺎﻣﻠﻰ از دﯾﺪﮔﺎه 
ﺷﺮﮐﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺎدل و در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل، ﻗﺎﻃﻊ ﺑﺎﺷﯿﺪ.
 ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯿﺎن ﻓﺪاﮐﺎرى ﻫﺎى ﺷـﺨﺼﻰ ﺧﻮد ﺑﺮاى دﯾﺪﮔﺎﻫﺘﺎن و ﻓﺪاﮐﺎرى ﻫﺎى ﺷـﺨﺼﻰ ﮐﻪ از زﯾﺮدﺳﺘﺎﻧﺘﺎن اﻧﺘﻈﺎر دارﯾﺪ، ﺗﻌﺎدل ﺑﺮﻗﺮار ﻣﻰ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﻰ ﮐﻨﻢ اﮔﺮ ﺷــﻤﺎ ﻣﻨﺎﻓﻊ اﻓﺮادﺗﺎن را در اوﻟﻮﯾﺖ ﻗﺮار دﻫﯿﺪ، آﻧﻬﺎ ﻫﻢ دﯾﺪﮔﺎه ﺷــﻤﺎ را در اوﻟﻮﯾﺖ ﻗﺮار ﺧﻮاﻫﻨﺪ داد. اﮔــﺮ اﻓﺮادﺗــﺎن را ﻣﻘﺪم ﺑﺪارﯾﺪ، آﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﻣﺄﻣﻮرﯾﺖ و اﻫﺪاف ﺷــﻤﺎ را ﻣﻘﺪم ﺧﻮاﻫﻨﺪ داﺷﺖ."


هیچکس پاسخ را نمی داند

1395/11/11
10:35
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
هیچکس پاسخ را نمی داند

از همه طرف راه حل می آید. هر کسی نظر خود را صائب دانسته، حل مشکلات را در گرو ‌‌‌"تنها راه" که توسط ایشان مطرح می گردد، می داند. عجیب است که برای درست نشان دادن راه حل ها از قید باید هم استفاده می کنند. صحت راه حل های ارائه شده هم تجارب بسیار موفق کسانی است که تنها راه حل ها را عرضه می کنند. مشکلات یک جامعه،‌ یک کسب و کار، کارزاری می شود برای عقده گشایی ها و اثبات اینکه وجود صاحب ایده برای این دنیا واقعاً ضروری بوده است. تا به حال شده که از ایده دهنده پرسیده شود که مشکل چیست که برایش این نسخه را می نویسید؟ در بهترین حالت می تواند عنوان مشکل را بگوید. شاید بی انصافی کرده باشم، گاهی اوقات هم می تواند مثال هایی را برای تقریب اذهان به اینکه مشکل چیست، مطرح کند. اما براستی می داند که مشکل چیست؟ به مثال همیشگی خود ارجاعتان می دهم. این دانش عمومی است که ترافیک یک معضل و یک مشکل در سطح شهر تهران است. تا این جای کار، عنوان مشکل را عرضه کرده ایم. اما مشکل این ترافیک چیست؟ خودروها زمان زیادی را در آن صرف می کنند، ‌صف های طولانی در خیابان شکل می گیرد، خیابانذها تبدیل به پارکینگ شده اند، بدتر از همه ترافیک مسبب اصلی آلودگی هوای تهران است. کدامیک از این گزاره ها تشریح مشکل ترافیک تهران بود؟ هیچکدام. تمامی جملات، خروجی های مشکل ترافیک تهران را بیان می کند و نه مشکل را. دلیل اینکه مشکل ترافیک تهران را حتی یک نفر هم نمی داند، واضح است: ترافیک تهران تا به حال بر اساس مدلی که می بایست عمل می کرده، عمل نکرده که بتوان نقایص آن مدل، و یا به اصطلاح مشکلات آنرا، شناسایی کرد. در جایی که از مدیران ترافیک تا مصرف کنندگان آن، یعنی رانندگان و صاحبان خودرو، از فرهنگ ترافیک، که عبارت است از اِعمال مجموعه قوانین طراحی شده برای مدل ترافیک، بی بهره هستیم، چگونه می توانیم مشکلات آنرا شناسایی کنیم؟ اما، اما و صد اما که همه برای این مسئله که تنها عنوان آنرا می دانیم چه راه حل هایی که ندارند. از مترو گرفته تا مونوریل، تا کمبود خیابان ها، تا بسته بودن محیط حوالی بازار تهران، تا ماشین های فرسوده، تا اصلاح طلبان و اصول گرایان، همه و همه دلیل وضعیت وخیم ترافیک تهران هستند!! هیچکس نمی داند که مشکل چیست، تنها به عنوان مشکل بسنده می کنیم و انتظار داریم که از همان عنوان به روش های حل سقوط کنیم. این در حالیست که به زعم همه ما مشکل ترافیک یک امر بدیهی نیست که بتوان برای حل آن مثلاً از درایت معمول در جامعه استفاده کرد.
ندانستن شرح مسائل اینک گریبان ما را بدجوری گرفته است. مشکل اقتصاد چیست؟ کسی نمی داند! همه می دانیم که در اقتصاد مشکل داریم، اما مشکل چیست؟ کسی نمی داند. نتایجش را می دانند، مشکل را نمی دانند. مثلاً یکی می گوید مشکل اقتصاد این است که بیکاری داریم. در صورتی که بیکاری نتیجه مشکل اقتصاد است، نه خود مشکل اقتصاد. شخص دیگری می گوید تورم داریم، این هم نتیجه عملکرد اقتصاد است. رکود هست، این هم مشکل اقتصاد نیست، بلکه نتیجه مشکل اقتصادی است. تفاوت قائل شدن بین شرح مسئله و نتایجی که از خود مسئله فعلاً گریبانگیر است، بسیار حیاتی می نماید. در غیاب این نگاه که بتوان با صرف انرژی مسائل را شناسایی کرد، خود به ایجاد فرصتی برای لومپن ها تبدیل می شود که با یادآوری عملکردهای بسیار "موفق" خود، رأی به حل یک شبه مشکلات بدهند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


سال ۸۱ وارد شرکت ایران خودرو میشدیم. دعوا بود بین قائم مقام تولید و مدیر تولید بر سر اینکه راه حل افزایش تولید خودروها در خط تریم ۲ به چه شیوه ای باید باشد. مدیر تولید ادعا می کرد که افزایش تولید بدون افزایش ایستگاه ها و افزایش نیروی کار امکانپذیر نیست، درحالیکه قائم مقام تولید ادعای متفاوتی داشت و می گفت تعداد کارگران در حال حاضر در خط بسیار است. به هر حال ما وارد کار شدیم. هر کسی که می رسید، جواب مشکلات را می گفت!! من در مواجهه می گفتم که اگر جواب را می دانید، پس ما اینجا چکار می کنیم. سرتان را درد نیاورم، حدود چهار ماه طول کشید تا همه را در خط مجبور کردیم همان کاری را که طراحی شده بود، انجام بدهند. وقتی عملکرد را منطبق بر طرح کردیم، می توانستیم بدون اریب مشکلات خط را شناسایی کنیم. هر مشکل را با روشی محلی حل کردیم و به عددی که برای تولید انتظار داشتند، رسیدیم. این تجربه را در بسیاری از موقعیت ها به کار بردیم. ابتدا با فشار و پایش مستمر مطمئن شدیم که آنچه قرار بوده اجرا گردد، اجرا شود. تنها پس از تطبیق عمل با برنامه می توانستیم کاستی ها را شناسایی کنیم. یعنی تا تمامی قوانین راهنمایی و رانندگی، از خط کشی خیابان ها و علامت گذاری ها، تا چراغ های راهنمایی، درست کار نکنند، نمی توان به مشکل رانندگان خودرو اشراف پیدا کرد و راه حلی برای آن ارائه نمود. تا رانندگان خودرو به تمامی قوانین عمل نکنند، نمی توان مشکل کمبود خیابان ها را شناسایی کرد و راه حل داد. تا به قانون عمل نکنیم، نمی توانیم مشکل را شناسایی کرده، برای رفع آن، راه حل بدهیم. قوانین، مدل زندگی مدنی است. اگر در این مدل مشکلی وجود دارد، که قطعاً دارد، تنها با عمل به آنها می توانیم مشکلات را تشخیص دهیم و از سیاست بازی فاصله بگیریم. هیچکس مشکل را نمی داند، ‌و لذا هیچکس پاسخ را نمی داند.


برچسب ها:پاسخ ،دعاوی ،ادعا ،

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر پاسخ

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر پاسخ,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|