درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر نیروی انسانی

22.jpg (364×96)11.jpg (364×96)

ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ ﭼﯿﺴﺖ؟

1396/07/14
16:43
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ اى از اﻟﮕﻮﻫﺎى ﻓﮑﺮى ﺧﻮدﺷﮑﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ را ﺑﻪ ﺗﻼش ﺑﺮاى دﺳﺘﯿﺎﺑﻰ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﺑﻠﻨﺪ ﻏﯿﺮواﻗﻊ ﺑﯿﻨﺎﻧﻪ، وادار ﻣﻰ ﮐﻨﺪ. دﮐﺘــﺮ Tal Ben-Shahar در ﮐﺘــﺎب ﺧــﻮد، The Pursuit of Perfect"، ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﻰ دﻫﺪ ﮐﻪ دو ﻧﻮع ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ وﺟﻮد دارد:
ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ ﺗﻄﺒﯿﻘﻰ 
ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ ﻧﺎﻫﻨﺠﺎر
ﮐﻤــﺎل ﮔﺮاﯾﺎن ﺗﻄﺒﯿﻘﻰ ﺑﺮاى ﺗﻮﺳــﻌﻪ ﻣﻬﺎرت ﻫﺎى ﺧﻮد، ﺗــﻼش ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. اﺳــﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎى آﻧﻬﺎ ﻫﻤﻮاره رو ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ اﺳــﺖ، و روﯾﮑــﺮد آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﮐﺎر، ﺑﺎ ﺧﻮش ﺑﯿﻨﻰ، ﻟﺬت و آرزوى ﺑﻬﺒﻮد، ﻫﻤﺮاه اﺳــﺖ. ﺑﺪﯾﻬﻰ اﺳــﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ، ﯾﮏ ﻧﻮع ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ ﺳﺎﻟﻢ اﺳﺖ.
ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﺎن ﻧﺎﻫﻨﺠﺎر ﻫﺮﮔﺰ از آﻧﭽﻪ ﺑﻪ دﺳــﺖ ﻣﻰ آورﻧﺪ، راﺿﻰ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﻧﺪ. اﮔﺮ ﭼﯿﺰى ﮐﺎﻣﻞ ﻧﺒﺎﺷﺪ، آﻧﺮا رد ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺗﺮس از ﺷﮑﺴﺖ، ﺗﺮدﯾﺪ، ﻧﺎﺧﺮﺳﻨﺪى، و ﺳﺎﯾﺮ اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻧﺎراﺣﺖ ﮐﻨﻨﺪه را ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﺑﺴــﯿﺎر ﻣﻬﻢ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻔﺎوت ﻣﯿﺎن ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ ﻧﺎﻫﻨﺠﺎر و ﺗﻼش ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺮاى ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ را درك ﮐﻨﯿﻢ.
ﮐﻤــﺎل ﮔﺮاﯾــﺎن ﻧﺎﻫﻨﺠﺎر، اﺷــﺘﺒﺎﻫﺎت را ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل ﻣﻰ داﻧﻨــﺪ، زﯾﺮا ﻓﮑﺮ میکنند که اشتباه باعث میشود که دیگران آنها را بی کفایت و فاقد صلاحیت، تصور کنند.
در مقابل افرادی که به شیوه ای سالم برای برتری یافتن تلاش میکنند،اشتباهات را فرصتی برای رشد میدانند؛آنها درک میکنند که اشتباه، بخشی از فرآیند یادگیری است و آنرا می پذیرند.

10 ﭼﯿﺰ ﮐﻪ اﻓﺮاد ﺑﺎﻫﻮش ﺑﯿﺎن ﻧﻤﻰ ﮐﻨﻨﺪ

1396/06/24
13:37
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺎ و ﻋﺒﺎرت ﻫﺎﯾﻰ وﺟﻮد دارد ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺎﯾﻞ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ ﺑﻪ ﺳﺎدﮔﻰ آﻧﻬﺎ را در ﻣﺤــﻞ ﮐﺎر ﺑﺮ زﺑﺎن ﺑﯿﺎورﯾــﺪ. اﯾﻦ ﻋﺒﺎرت ﻫﺎ ﻗﺪرت وﯾﮋه اى در ﺧﻮد دارﻧﺪ: آﻧﻬﺎ ﺗﻮاﻧﺎﯾﻰ ﻋﺠﯿﺒﻰ دارﻧﺪ در اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺷــﻮﻧﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﺪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺮﺳﯿﺪ، ﺣﺘﻰ اﮔﺮ ﺻﺤﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
ﺑﺪﺗﺮ از ﻫﻤﻪ، وﻗﺘﻰ ﮐﻪ ﺑﯿﺎن ﺷﻮﻧﺪ، دﯾﮕﺮ ﻧﻤﻰ ﺗﻮان آﻧﻬﺎ را ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺖ. ﻣﻨﻈﻮر ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه، ﺑﯿﺎﻧﺎت ﺑﺮﺧﻮرﻧﺪه اى ﮐﻪ ﯾﮑﺒﺎره از زﺑﺎن ﮐﺴﻰ در ﻣﻰ رود، ﯾﺎ ﺟﻮك ﻫﺎى ﻧﺎﺟﻮر، ﯾﺎ ﺻﺤﺒﺖ ﻫﺎى ﺳﯿﺎﺳــﻰ ﻧﺎدرﺳــﺖ ﻧﯿﺴــﺖ. ﻣﻨﻈﻮر او اﻇﻬﺎرات ﻇﺮﯾﻒ و دﻗﯿﻘﻰ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ آﺳﯿﺐ را وارد ﻣﻰ ﺳﺎزد و ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻰ ﺷﻮد بی کفایت و نا مطمئن به نظر برسید مهم نیست چقدر با استعداد باشید یا چه عملکردی داشته باشید؛عبارات خاصی وجود دارد که فورا نگاه دیگران را نسبت به شما تغییر میدهد و میتواند برای همیشه شما را در یک هاله منفی نگهدارد. این عبارت ها آنقدر بار منفی دارند که در مدتی کوتاه،کسب و کارها را نابود میکنند در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می شود:
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﯿﻮه اﻧﺠﺎم ﺷﺪه.
ﺗﻘﺼﯿﺮ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ.
ﻣﻦ ﻧﻤﻰ ﺗﻮاﻧﻢ.
اﯾﻦ ﻋﺎدﻻﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ.
اﯾﻦ در ﺷﺮح وﻇﺎﯾﻒ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺷــﺎﯾﺪ اﯾﻦ ﯾﮏ اﯾﺪه ﻣﺰﺧﺮف ﺑﺎﺷــﺪ .../ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﻢ ﯾﮏ ﺳــﺆال اﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺑﭙﺮﺳﻢ.
ﺳﻌﻰ ﺧﻮاﻫﻢ ﮐﺮد.
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ دﻗﯿﻘﻪ ﻃﻮل ﻣﻰ ﮐﺸﺪ.
از اﯾﻦ ﮐﺎر ﻣﺘﻨﻔﺮم.
اوﺗﻨﺒﻞ/ ﺑﻰ ﮐﻔﺎﯾﺖ/ اﺣﻤﻖ و ﻧﺎدان اﺳﺖ.

ﭼﺮا ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﻤﺎن ﮐﺘﺎب ﻫﺪﯾﻪ دﻫﯿﻢ؟

1396/06/24
07:41
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
 آﻣﻮزش ﮐﺎرﮐﻨﺎن و ﺑﺎﻻﺑﺮدن ﻣﻬﺎرت ﻫﺎى آﻧﺎن: ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺘﺎب ﻫﺎى ﺑﻪ روز و ﻣﻔﯿﺪ ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﻰ ﺑﻰ ﺷﮏ ﺳﻬﻢ ﺑﺴﺰاﯾﻰ در آﻣﻮزش ﮐﺎرﮐﻨﺎن و ارﺗﻘﺎى ﻣﻬﺎرت ﻫﺎى آﻧﻬﺎ ﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ.
 ﺑﺎﻻﺑﺮدن ﻣﻬﺎرت ﻫﺎى ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﻰ ﻣﺪﯾﺮان ﺳﺎزﻣﺎن: ﺑﺮاى ارﺗﻘﺎى ﻣﻬﺎرت ﻫﺎى ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﻰ ﻣﺪﯾﺮان ﺳﺎزﻣﺎن، ﮔﺎﻫﻰ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﯾﮏ ﮐﺘﺎب ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﯾﮏ دوره آﻣﻮزﺷﻰ، ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ.
 دﺳـﺘﯿﺎﺑﻰ ﺑﻪ اﯾﺪه ﻫﺎى ﺟﺪﯾﺪ در ﮐﺴـﺐ وﮐﺎر: داﺷﺘﻦ اﯾﺪه و ﻧﻮآورى در اﻧﺠﺎم ﮐﺎرﻫﺎ و ﭘﺮوژه ﻫــﺎ ﺧﻮد ﺑﻪ ﺧﻮد رخ ﻧﻤﯽ دﻫــﺪ؛ ﻻزﻣﻪ اﯾﺪه ﭘﺮدازى، ﺧﻮدﺑﺎورى در ﺧﻼﻗﯿﺖ اﺳــﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻰ ﺷﻮد.
 ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺑﻪ ﻣﺪﯾﺮاﻧﻰ ﻣﺘﻔﮑﺮ: ﺣﺘﻤﺎً ﯾﮑﻰ از دﻏﺪﻏﻪ ﻫﺎى ﺷﻤﺎ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﺘﺎن و ﺑﻬﺒﻮد ﻣﺴﯿﺮ ﺷﻐﻠﻰ آﻧﻬﺎﺳﺖ؛ ﺑﺮاى ﮐﻤﮏ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ در اﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮ، اﯾﺸﺎن را ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﮐﻨﯿﺪ.
 اﻓﺰاﯾﺶ ﺑﻬﺮه ورى ﮐﺎرﮐﻨﺎن: ﻗﻄﻌﺎً ﻣﺪﯾﺮان و ﮐﺎرﮐﻨﺎن آﮔﺎه و اﻫﻞ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ، ﺑﺮاى ﻫﺮ ﺳــﺎزﻣﺎﻧﻰ ﺑﺎزدﻫﻰ ﺑﯿﺸﺘﺮى ﺧﻮاﻫﻨﺪ داﺷﺖ.
 اﻓﺰاﯾـﺶ ﺑﺎزدﻫـﻰ ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺑﻪ روز ﻣﺪﯾﺮﯾﺘـﻰ: ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺘﺎب ﻫﺎى ﺑﻪ روز در ﻣﺤﯿﻂ رﻗﺎﺑﺘﻰ، اﻓﺮاد ﺳﺎزﻣﺎﻧﺘﺎن را ﺑﻪ ﻣﺰﯾﺖ رﻗﺎﺑﺘﻰ ﺷﻤﺎ در ﻣﻘﺎﺑﻞ رﻗﯿﺒﺎﻧﺘﺎن ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺮد. 


مهمترین محدوده مدیریت؟ مدیریت نیروی انسانی

1395/10/2
22:41
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
مهمترین محدوده مدیریت؟ مدیریت نیروی انسانی

یکی از معیارهای خوشمزه من این بوده که اگر مدیری، مسئولی، برای انجام کاری شعار می داد که باید همه دست به دست هم دهیم تا فلان کار انجام شود، یقین می کردم که قرار نیست آن کار انجام شود. اینکه تمامی ملت بخواهند در راستای کاری مشخص، که مد نظر این مسئول می باشد، وحدت نظر و انگیزه های یکسان داشته باشند، تحققش حتی به افسانه نیز نزدیک نیست، غیرممکن است. اما توجه به موضوع همبستگی بین عده ای برای انجام فعلی مشخص، می تواند جالب باشد. موضوع در هر اندازه و شکلی که باشد، چالشی است. اینکه مثلاً تیم پروژه در مورد اهداف پروژه با هم در یک مسیر قرار داشته باشند و تلاشی منظم برای تحقق اهداف به عمل آورند، اصلاً بدیهی نیست. طبق مطالعاتی که توسط ژان کویلارد در دانشگاه اوتاوا انجام شده (که این تنها یکی از منابع بیشمار می باشد) بزرگترین چالش در تحقق اهداف پروژه، مدیریت نیروی انسانی پروژه بوده است. اگر این ادعا درست باشد، باید از ما متخصصین مدیریت پروژه پرسید که در بین تمامی تئوری ها و محصولاتی که در این زمینه تولید شده چه سهمی به مدیریت نیروی انسانی تخصیص یافته، و آیا سهم تخصیص یافته تناسبی با این ادعا دارد یا خیر؟
در دهه هشتاد میلادی مطالعه ای در آمریکا شده بود که نشان می داد یک قطعه، از زمانی که وارد کارگاه می شود تا زمانی که کامل شده و از کارگاه خارج می گردد، ۹۵ درصد زمان خود را به منتظر ماندن در صف های ماشینکاری می گذراند و تنها ۵ درصد از این دوره را بر روی ماشین و در حال عملیات سپری می کند. این اعداد در تضاد کامل با حجم تحقیقات برنامه ریزی تولید در مراکز علمی بود. بر عکس آمار فوق مشخص شده بود که ۹۵ درصد تحقیقات حول بهینه کردن آن ۵ درصد و تنها ۵ درصد از تحقیقات در مورد بهینه کردن زمان انتظار قطعه انجام می گیرد. تنها از روی مشاهدات خود و توجهی که به امور مکانیزه محدوده مدیریت پروژه می شود، برداشت می کنم که به حوزه مدیریت منابع انسانی به اندازه اهمیتی که دارد، توجه نمی شود. چالشی که در این زمینه روبروی مدیریت پروژه است را می توان به این صورت عنوان کرد: چگونه می توان تیم های مختلف، افراد مختلف و سازمان های مختلف را که دارای اهداف متفاوت می باشند، برای دوره ای محدود و در راستای اهداف پروژه به صورت منظم هماهنگ نمود و بعد از اتمام کار، دوستانه از یکدیگر جدا شد؟؟ پاسخ به این چالش چندان ساده نیست، بخصوص وقتی که پیچیدگی های پروژه بالا باشد.
برنامه ای که برای انجام پروژه تدوین می شود، با توجه به اهداف پروژه تهیه می گردد. لذا می توان اطمینان داشت که برنامه، مجموعه تصمیماتی است که مسئولان در قبال رسیدن به اهداف پروژه اتخاذ نموده اند. هر فعالیت بر روی برنامه یک متولی دارد و چه بسا که تیمی از کارشناسان، عهده دار انجام آن باشند. می توان برنامه را به مجموعه قوانین اجرایی پروژه تعبیر کرد. دست اندرکاران انجام برنامه، در هر سطح و مقامی، به مانند شهروندان پروژه می مانند که می باید بر اساس قوانین تعریف شده با یکدیگر تعامل داشته باشند. از این منظر، مدیریت نیروی انسانی کار زیاد مشکلی به نظر نمی رسد چرا که هم قوانین نوشته شده و هم متولیان و مجریان شناخته شده هستند. اما واقعاً چالش در جایی است که هیچ تضمینی برای اینکه اطمینان حاصل گردد که این افراد به قوانین احترام گذارده، آنها را رعایت می کنند، وجود ندارد. مشخص است که یک راه حل برای حصول اطمینان از رعایت قوانین (برنامه) اعمال دستورالعمل های تنبیهی به دلیل نقض آنهاست. خود این امر توجیه می کند که نظامی در پروژه مستقر گردد که نقض قوانین را بدون جانبداری و اعمال نظر ثبت کند (دستگاه مانیتورینگ). با این حال و با توجه به اینکه برنامه، سیستم پایش و دستورالعمل های تنبیهی می توانند در زمینه مدیریت نیروی انسانی کمک کنند، ‌اما تجربه های زیادی نشان می دهد که این مجموعه کافی نیست و موفقیت پروژه ها مرهون پرداختن به مدیریت شفاف و صریح، و ‌در عین حال عزتمندانه، با رعایت محدودیت زمان می باشد.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر نیروی انسانی

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر نیروی انسانی,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|