تبلیغات
مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر موفقیت

درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر موفقیت


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

داستان موفقیت: ساب وِى، بزرگترین ساندویچ فروشى زنجیره اى دنیا

1398/03/1
03:24
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ساب وى ( Subway ) یكى از بزرگترین مجموعه رستوران هاى زنجیره اى آمریكایى است. این رستوران در منوى غذایى خود تنها ساندویچ هاى ساب مارین و سالاد عرضه مى كند. این برند نخستین بار توسط فِرِد دلوكا و با سرمایه پیتر باك در سال 1965 راه اندازى شد. ارائه غذاى سالم و خدمات باكیفیت به مشترى  ها باعث شد تعداد شعبه هاى این رستوران در دنیا با سرعت زیادى افزایش یاید و از مرز 44 هزار شعبه عبور كند. دفتر مركزى این برند در شهر میل فورد واقع در ایالت كنتیكت آمریكا قرار دارد و با وجود چالش هاى بسیار، همچنان به رشد خود ادامه مى دهد. داستان شكل گیرى برند ساب وى در سال 1965 ، فرد دلوكا مبلغ 1000 دلار از دوست خانوادگى خود به نام دكتر پیتر باك قرض گرفت تا رستورانى را به نام Pete's Subway  در شهر بریج پورت ایالت كنتیكت راه اندازى كند. آنها حدود یك سال بعد شركت Doctor's Associates را بنیانگذارى كردند. این شركت هیچ وابستگى به سازمان پزشكى ندارد و نام Doctor's Associates (دستیاران دكتر) از این جهت براى آن انتخاب شد كه دلوكا قصد داشت از طریق این كسب و كار، خرج شهریه دانشكده پزشكى خود را تأمین كند و در آینده دكتر شود. باك نیز در آن زمان مدرك دكترا داشت و همكارى آنها در واقع همكارى بین 2 دكتر بود. آنها در اولین سال تأسیس رستوران یك هدف براى خود تعیین كرده بودند و قصد داشتند در عرض 10 سال تعداد شعبات خود را به 32 واحد برسانند.  دلوكا خیلى زود اصول اولیه اداره كسب و كار را یاد گرفت و متوجه شد كه تهیه غذاى باكیفیت از مواد درجه یك، دادن سرویس عالى به مشترى ها، پایین نگه داشتن قیمت ها و پیدا كردن محل مناسب براى افتتاح شعبه از جمله مواردى است كه باعث موفقیت یك رستوران مى شود. رعایت كردن این موارد به آنها كمك كرد كه بتوانند شعبات خود را در آمریكا گسترش دهند. آنها تا سال 1974  توانستند 16 شعبه جدید در سراسر ایالت كنتیكت افتتاح كنند. آنها متوجه شدند كه نمى توانند این مقدار را به 32 واحد یعنى هدف اولیه خود برسانند؛ بنابراین تصمیم گرفتند شعبات خود را از طریق فرانشیز گسترش دهند. فرانشیز (فرنچایز یا حق امتیاز) نوعى كسب و كار است كه بر اساس آن به یك شركت اختیار فروش محصولات یا تولیدات یك شركت دیگر داده مى شود. در سال 1968 نام این رستوران به ساب وى تغییر كرد و شعبات خود را در آمریكا گسترش داد. اولین شعبه آن در خارج از آمریكا در سال 1984 و در بحرین افتتاح شد. نام این رستوران از سال 2007 به طور مداوم در لیست 500 فرنچایز برتر مجله Entrepreneur چاپ شده و توانسته است در سال 2012 رتبه دوم این لیست را كسب كند. این مجموعه رستوران همچنین در سال 2010 عنوان بزرگترین رستوران زنجیره اى جهان را از آن خود كرد و توانست 1012 شعبه بیشتر از رستوران مك دونالد افتتاح كند. 
البته ناگفته نماند كه صدها شعبه از این رستوران به دلیل ضرر دهى طى چند سال اخیر بسته شده اند؛ با این حال، این برند توانست عنوان بیشترین شعبه از یك رستوران در آمریكا را از آن خود كند.را در درازا برش مى دهند و داخل آن را با انواع گوشت، پنیر، سبزى ها و چاشنى هاى دیگر پر مى كنند. از جمله محصولات دیگر این رستوران مى توان به رپ ( Wrap )، سالاد، پنینى، كوكى، دونات و مافین اشاره كرد. البته منوى این رستوران با توجه به قوانین و فرهنگ هر كشور در سراسر جهان متفاوت است، اما ساندویچ هایى مانند گوشت، مرغ، بوقلمون و ... در همه آنها مشترك است. رستوران ساب وى در سال 2006 پیتزاى شخصى را در منوى خود وارد كرد. مواد اولیه این پیتزا نیز مانند ساندویچ توسط خود مشترى ها تعیین و به مدت 85 ثانیه گرم مى شود. منوى صبحانه و پیتزا در تمام شعبه هاى این رستوران وجود ندارد و تنها در برخى از آنها سرو مى شود. این برند در سال 2009 تصمیم گرفت قهوه Seattle's Best Coffee را كه متعلق به برند استارباكس است نیز به منوى صبحانه خود در آمریكا اضافه كند. ساب وى بعد از مك دونالد بزرگترین تبلیغ كننده فست فود است. این  رستوران مبلغ 516 میلیون دلار صرف تبلیغات در سال 2011 كرد. شعار تبلیغاتى این برند "تازه بخورید" است و در تبلیغات خود روى نان تازه پخته  شده و مواد اولیه تازه تمركز مى كند. آنها همچنین ساندویچ هاى خود را جلوى مشترى و با مشخصات دقیق مورد نظر او تهیه مى كنند. این ساندویچ ها توسط كارمندانى تهیه مى شود كه این برند لقب "هنرمندان ساندویچ ساب وى" را به آنها داده است. دلیل موفقیت برند ساب وى این رستوران به دلیل ابتكارى كه در نحوه ارائه ساندویچ هاى خود داشت بسیار مورد محبوبیت مشترى ها قرار گرفت. مشترى ها در این رستوران مى توانند ساندویچ خود را از منوى پیشنهادى این رستوران انتخاب كنند یا اینكه ساندویچ دلخواه خودشان را سفارش دهند. مشترى ها در مرحله اول باید نان ساندویچ خود را انتخاب كنند و سپس داخل آن را با انواع ژامبون ها یا گوشت هاى مورد علاقه خود پر كنند. سپس مى توانند از فروشنده بخواهند كه داخل ساندویچشان پنیر بریزد. در مرحله آخر مى توانند مخلفاتى مانند گوجه فرنگى، خیارشور، كاهو و ... را براى ساندویچ خود انتخاب كنند. اكنون ساب وى به عنوان بزرگترین رستوران زنجیره اى فروش ساندویچ شناخته مى شود و بیش از 44 هزار شعبه در 112 كشور دنیا دارد. (منبع: سایت شركت پگاه سیستم)


16 چیز كه دوستان موفق شما ترك كرده اند

1398/02/19
03:16
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
یك لحظه بنشینید و بیندیشید كه آنچه دوستان موفق شما انجام مى دهند در مقایسه با عملكرد دوستان ناموفقى كه همواره گله و شكایت دارند، چه تفاوتى دارد. دوستان موفق شما متفاوت فكر مى كنند، متفاوت صحبت مى كنند، و 10 برابر سختكوش تر از دوستان ناموفقتان هستند. موفقیت بسیار آسانتر از آن چیزى است كه تصور مى كنید، اما باید الگویى براى خود انتخاب كنید و افراد مناسب را سرمشق خود قرار دهید. دوستان بازنده و ناموفق شما آنهایى هستند كه ذهن شما را با دروغ پر مى كنند. آنها به شما مى گویند كه نمى توانید این كار را انجام دهید، یا این كار بسیار سخت است، یا این كار اصلاً معنى ندارد. همه اینها چرند است! به دوستان موفق خود گوش كنید. یك بار و براى همیشه از دوستان ناموفق خود جدا شوید. سرنوشت، چیزهاى بزرگى براى شما رقم زده است. در اینجا به 16 چیز كه دوستان موفق شما آنها را كنار گذاشته اند، اشاره مى شود:  آنها این باور را كه نمى توانند دنیا را تغییر دهند، كنار گذاشته اند. آنها معتقدند كه مهم نیست كجا به دنیا آمده اید، چقدر تحصیل كرده اید، یا چقدر پول دارید؛ مهم این است كه باور داشته باشید مى توانید دنیا را تغییر دهید. آنها اجازه مى دهند كه باور درونیشان به سوى دنیایى بهتر هدایتشان كند.  آنها تكیه بر شانس را ترك كرده اند. شانس واقعاً یك افسانه است. دوستان موفق شما از مدت ها قبل اعتقاد به شانس را رها كرده اند و به جاى آن بر "همت" خود تكیه مى كنند.  آنها استفاده از مُسكن را رها كرده اند. دوستان موفق شما بااستفاده از مُسكن، از دشوارى ها فرار نمى كنند؛ آنها سعى مى كنند درد را بیابند و مانند یك بولدوزر، آنرا نابود كنند.  آنها افراد منفى نگر را رها كرده اند. آنها با افرادى كه هیچ ایده اى درباره هیچ چیز ندارند، معاشرت نمى كنند و به حرف هاى ایشان گوش نمى دهند. دوستان موفق شما با این افراد، همچون حشرات ناقل مالاریا رفتار مى كنند.  آنها وقت تلف كردن را كنار گذاشته اند. آنها به آنچه كه مى توانند به دست آورند، ایمان دارند. آنها هر لحظه از زندگى را گرانبها مى دانند و نمى خواهند حتى یك ثانیه از آنرا هدر دهند.  آنها فقط مصرف كننده نیستند. به جاى آنكه تمام روز را به تماشاى ویدئوهاى یوتیوب بگذرانند، از آنها براى خلاقیت، ایده مى گیرند.  آنها خودخواهى را رها كرده اند. دوستان موفق شما بینش، خانواده و اهداف خود را بر هر چیز دیگرى مقدم مى دارند. آنها همچنین دیوانه وار به رسیدگى و خدمت به دیگران توجه دارند.
   آنها پول خود را هدر نمى دهند. افراد موفق اول خودشان پرداخت مى كنند و بعد مقدار زیادى از درآمدشان را سرمایه گذارى مى نمایند. آنها هرگز بخشیدن پول را فراموش نمى كنند، حتى وقتى كه پول زیادى براى بخشیدن نداشته باشند. میزان بخشش شما، میزان ثروتمند شدنتان را تعیین مى كند.  آنها باور نداشتن دیگران را ترك كرده اند. دوستان موفق شما، دیگران را باور دارند و خردمندانه از میان آنها "یك تیم" برمى گزینند. آنها استعدادهاى خام را مى بینند، و دوست دارند كه افرادخاص را صیقل دهند تا همچون الماسى زیبا بدرخشند.  آنها افكار منفى را كنار گذاشته اند. آنها ذهن خود را بشدت تأدیب كرده و تحت نظم درآورده اند. مغز آنها مركز دنیاى آنهاست و مى دانند كه تمامى موفقیت ها از همین مكان آغاز مى شود. آنها هر روز مغز خود را آموزش مى دهند تا از پاسخ هاى پیش فرض مغز، كه معمولاً منفى هستند، پیشگیرى نمایند.  آنها چیزهاى بیهوده را ترك كرده اند. چیزهایى كه در خدمت آنها نیست، مانند اخبار یا نتیجه مسابقات ورزشى و ... از برنامه آنها حذف شده است.  آنها در شكست ها متوقف نمى شوند. شكست به دوستان موفق شما امكان مى دهد كه چیزهایى را كه نمى دانستند، بیاموزند. شكست براى آنها یك تجربه منفى بازدارنده نیست، بلكه فرصتى براى آموختن است.  آنها مجرد بودن را رها كرده اند. دوستان موفق شما متوجه شده اند كه شریك زندگى آنها تنها كسى است كه در تمامى چالش ها، ایشان را پشتیبانى مى كند   "طبیعتِ موفق بودنِ" آنها را تقویت مى نماید.  آنها نقاب به چهره نمى زنند. از نظر آنها، جعلى بودن، گناهى بزرگ است؛ و آشكار كردن آنچه هستند، تنها شیوه زندگى  آنهاست.  برایشان مهم نیست كه دیگران چه نظرى درباره آنها دارند. آنها سعى نمى كنند كسى غیر از خودشان را تحت تأثیر قرار دهند. به همین دلیل از اینكه كارى را انجام دهند و شكست بخورند، نمى ترسند.  آنها تسلیم نمى شوند. آنها به این باور رسیده اند كه شما نمى توانید سه ماه بر روى چیزى كار كنید و بعد بگویید: "من كشش كافى ندارم و این كار را كنار مى گذارم". آنها تمامى كشمكش ها و رنج ها را تحمل مى كنند تا عنوان "موفق" را به دست آورند. آنها هرگز "تسلیم نمى شوند". 


داﺳﺘﺎن ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ: ﻣﺎرك ﺑﻨﯿﻮف، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ ﮐﻪ ﺗﺎﺟﺮ ﺷﺪ

1397/12/7
21:18
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ﻣﺎرك ﺑﻨﯿﻮف" در  25ﺳــﭙﺘﺎﻣﺒﺮ  1964در ﺳــﺎن ﻓﺮاﻧﺴﯿﺴــﮑﻮى آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻪ دﻧﯿﺎ آﻣﺪ. ﭘﺪرش، راﺳــﻞ ﺑﻨﯿﻮف"، ﺻﺎﺣﺐ ﯾﮏ ﻓﺮوﺷــﮕﺎه ﻣﺤﻠﻰ ﺑﻮد. ﻣﺎرك دﺑﯿﺮﺳــﺘﺎن را در ﻣﺪرﺳــﻪ ﺑِﺮﻟﯿﻨﮕِﯿﻢ" ﮔﺬراﻧﺪ و در  1982دﯾﭙﻠﻢ ﮔﺮﻓﺖ. او از ﭘﯿﺶ از دﺑﯿﺮﺳﺘﺎن ﺑﻪ راﯾﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻋﻼﻗﻪ داﺷﺖ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ را ﺧﯿﻠﻰ زود ﯾﺎد ﮔﺮﻓﺖ. دﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻧﻰ ﺑﻮد ﮐﻪ اوﻟﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اش را، ﺑﻪ ﻧﺎم آﻣﻮزش ﺷﻌﺒﺪه ﺑﺎزى"، ﺑــﻪ ﻗﯿﻤــﺖ  75دﻻر ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺠﻠــﻪ راﯾﺎﻧﻪ ﻓﺮوﺧﺖ. در ﭘﺎﻧﺰده ﺳــﺎﻟﮕﻰ ﺑﺮاى ﺧﻮدش ﮐﺴــﺐ وﮐﺎرى راه اﻧﺪاﺧﺘﻪ ﺑﻮد و ﺗﺤﺖ ﻧﺎم Liberty Software ﺑﺎزى ﻣﻰ ﺳﺎﺧﺖ و ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﻻﻧﺶ ﻣﻰ ﻓﺮوﺧﺖ. در  16ﺳﺎﻟﮕﻰ و ﺑﺎ ﭘﺎﯾﺎن دﺑﯿﺮﺳﺘﺎن، از ﺣﻖ ﭘﺨﺶ آﺛﺎرش ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ  1500دﻻر درآﻣﺪ داﺷــﺖ ﮐﻪ در آن زﻣﺎن ﺑﺮاى ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎى داﻧﺸــﮕﺎه ﮐﺎﻓﻰ ﺑﻮد. ﻣﺎرك ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ، رﺷﺘﻪ ﺗﺠﺎرت را ﺑﺮﮔﺰﯾﺪ و در  1986از داﻧﺸــﮕﺎه ﮐﺎﻟﯿﻔﺮﻧﯿﺎى ﺟﻨﻮﺑﻰ )USC( ﻟﯿﺴﺎﻧﺲ ﮔﺮﻓﺖ. اﻟﺒﺘﻪ در ﻃﻰ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻫﯿﭽﮕﺎه ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ را رﻫﺎ ﻧﮑﺮد. ﺑﻨﯿﻮف ﺑﻌﺪ از ﻓﺮاﻏﺖ از ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻣﻰ ﺧﻮاﺳــﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ را ﺑﻪ ﻃﻮر ﺣﺮﻓﻪ اى دﻧﺒﺎل ﮐﻨﺪ وﻟﻰ ﯾﮑﻰ از اﺳــﺘﺎداﻧﺶ ﺑﻪ او ﺗﻮﺻﯿﻪ ﮐﺮد ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺷــﻐﻠﻰ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ راﯾﺎﻧﻪ وﻟﻰ ﻧﻪ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎً ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ ﺑﺮود؛ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮش ﻣﺎرك ﺑﯿﺸــﺘﺮ ﺑﻪ درد ﮐﺎرﻫﺎى ﺗﺠﺎرى ﻣﻰ ﺧﻮرد. او ﻫﻢ اﯾﻦ ﺗﻮﺻﯿﻪ را ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ و در ﺑﺨﺶ ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن ﺷﺮﮐﺖ اوراﮐﻞ" ﻣﺸﻐﻮل ﺑﻪ ﮐﺎر ﺷﺪ. ﺣﻀــﻮر ﻣﺎرك ﺑﻨﯿﻮف در اوراﮐﻞ  13ﺳــﺎل ﺗﻤﺎم ﺑﻪ ﻃــﻮل اﻧﺠﺎﻣﯿﺪ. ﻃﻰ اﯾﻦ ﻣﺪت، ﺳﻤﺖ ﻫﺎى اﺟﺮاﯾﻰ ﻣﺘﻌﺪدى در ﻓﺮوش، ﺑﺎزارﯾﺎﺑﻰ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺷــﺮﮐﺖ داﺷــﺖ. در  23ﺳــﺎﻟﮕﻰ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺗﺎزه ﮐﺎر ﺑﺮﺗﺮ اوراﮐﻞ اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪ و ﺳــﻪ ﺳــﺎل ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﺎوﻧﺖ ﻣﺪﯾﺮ ﻋﺎﻣﻞ ارﺗﻘﺎ ﯾﺎﻓــﺖ. او ﺑﺎ ﺣﻘﻮق  300ﻫﺰار دﻻر، ﺟﻮاﻧﺘﺮﯾﻦ ﻓﺮدى ﺑﻮد ﮐﻪ در اوراﮐﻞ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺳﻤﺖ ﻣﻰ رﺳﯿﺪ. در اﯾﻦ 13 ﺳﺎل، راﺑﻄﻪ ﺑﻨﯿﻮف ﺑﺎ "ﻟﺮى اﻟﯿﺴﻮن" )Larry Ellison(، ﻣﺆﺳﺲ ﺷﺮﮐﺖ، ﺑﺴﯿﺎر ﻧﺰدﯾﮏ ﺷﺪ. اﯾﻦ دو دوﺳﺖ و ﻫﻤﮑﺎر، روﺣﯿﺎﺗﻰ ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﻫﻢ داﺷﺘﻨﺪ و ﺳﻔﺮﻫﺎى زﯾﺎدى ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﻰ رﻓﺘﻨﺪ. ﻣﺎرك ﻣﻌﻤﻮﻻ در ﻗﺎﯾﻘﺮاﻧﻰ، ﻟﺮى را ﻫﻤﺮاﻫﻰ ﻣﻰ ﮐﺮد. آﻧﻬﺎ ﺣﺘﻰ ﺗﻌﻄﯿﻼت ﺳــﺎل ﻧﻮ را ﺑﺎ ﻫﻢ و در ﮐﻨﺎر ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎﯾﺸﺎن در ژاﭘﻦ ﻣﻰ ﮔﺬراﻧﺪﻧﺪ. 
 13ﺳﺎل ﮐﺎر در ﯾﮏ ﺟﺎ و درﺟﺎ زدن ﭼﯿﺰى ﻧﺒﻮد ﮐﻪ ﺑﻨﯿﻮف را راﺿﻰ ﻧﮕﻪ دارد؛ ﺑﺮاى ﻫﻤﯿﻦ، ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ از ﻣﺪﯾﺮان ارﺷﺪ و ﻗﺪﯾﻤﻰ اوراﮐﻞ اﯾﺪه ﻫﺎﯾﺶ را ﻣﻄﺮح ﮐﺮد. آﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﻣﻮاﻓﻘﺖ ﮐﺮدﻧﺪ و ﺳــﺮاﻧﺠﺎم در  1999ﭘﺎرك ﻫﺮﯾﺲ ، دﯾﻮﯾﺪ ﻣﻮﻟﻨﻮف" و ﻓﺮاﻧﮏ دوﻣﻨﮕﺰ" ﺑﻪ رﻫﺒﺮى ﻣﺎرك ﺑﻨﯿﻮف ﺷﺮﮐﺖ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس" )Salesforce( را ﺑﺎ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻧﺮم اﻓﺰارى ﺗﺄﺳــﯿﺲ ﮐﺮدﻧﺪ. اﯾﻦ ﺷــﺮﮐﺖ ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎى ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮى )CRM( ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ و آﻧﻬــﺎ را ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻧﺮم اﻓﺰار ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﺧﺪﻣﺖ" )SaaS( ﺑﻪ ﻓﺮوش ﻣﻰ رﺳﺎﻧﺪ. ﺗﺎ دﻫﻪ  90ﻣﯿﻼدى ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎى ﻧﺮم اﻓﺰارى، ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺻﻮرﺗﻰ ﻣﻰ ﻓﺮوﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺮﯾﺪاران ﺑﺮاى اﺳﺘﻔﺎده، ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺑﻮدﻧﺪ آﻧﻬﺎ را ﺑﺮ روى ﺳــﺮورﻫﺎى ﺧﻮد ﻧﺼﺐ ﮐﻨﻨﺪ. اﯾﺪه ﺑﺰرگ ﻣﺆﺳﺴﺎن ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎى ﺗﺠﺎرى ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻧﺤﻮى در اﺧﺘﯿﺎر ﻣﺸــﺘﺮى ﻗﺮار دﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﺮورﮔﺮ وب ﺑﻪ آن دﺳﺘﺮﺳــﻰ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﭘﺲ از ﻣﺪﺗﻰ راﺑﻄﻪ ﺑﻨﯿﻮف و اﻟﯿﺴــﻮن، ﺷﮑﺮاب ﺷــﺪ. ﺑﻨﯿﻮف ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻫﺪف اﺻﻠﻰ اﻟﯿﺴﻮن از ﻫﻤﮑﺎرى ﺑﺎ او و ﻋﻀﻮﯾﺖ در ﻫﯿﺌﺖ ﻣﺪﯾﺮه، ﮐﺴــﺐ اﻃﻼع از اﺳــﺮار و اﯾﺪه ﻫﺎى آﻧﻬﺎ ﺑﻮده؛ ﺣﺘﻰ ﮐﻤﻰ ﺑﻌﺪ ﻓﻬﻤﯿﺪ اوراﮐﻞ در ﻏﯿﺎب او در ﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﮏ ﻣﺤﺼﻮل ﺑﺮاى رﻗﺎﺑﺖ ﺑﺎ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس اﺳﺖ. ﺷــﺮﮐﺖ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس از ﺑﺤﺮان ﻣﻮﺳﻮم ﺑﻪ ﺣﺒﺎب دات ﮐﺎم" ﺟﺎن ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ در ﺑﺮد و ﺑﺴﺮﻋﺖ رﺷﺪ ﮐﺮد و ﺧﯿﻠﻰ زود ﺑﻪ ﯾﮑﻰ از ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ در ﺑﺎزار راﯾﺎﻧﺶ اﺑﺮى ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪ و در ﺑﻌﻀﻰ زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎ رﻗﯿﺐ ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳﺎﻓﺖ ﮔﺮدﯾﺪ. ﺳــﯿﻠﺰﻓﻮرس در ﺳــﺎل ﻫﺎى ﺑﻌﺪ ﺗﺤﺖ رﻫﺒﺮى ﺑﻨﯿﻮف ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎى زﯾﺎدى را در ﺧﻮد ادﻏﺎم ﮐﺮد و ﺣﻮزه ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﺶ را ﮔﺴــﺘﺮش داد، از ﺟﻤﻠﻪ ﺷــﺮﮐﺖ ﻫﺎى: ﺳــﻨﺪﯾﺎ ، ﮐﯿﺪن ، ﮐﻦ ﻟِﺖ ، ﮐﻮرال ، اﯾﻨﺴــﺘﺮاﻧﺖ ، ﮔﺮوپ اِﺳﻮﯾﻢ" و اﯾﻨﻔﺮﻣﺎورز". در ﺳــﺎل ﻫــﺎى  2010و  2011ﻫﻢ ﭼﻨﺪ ﺷــﺮﮐﺖ دﯾﮕﺮ را ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺧﻮد اﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮد.
زﯾﺮﺷــﺎﺧﻪ ﻫﺎى اﺻﻠﻰ ﺷــﺮﮐﺖ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس در ﺳﻪ ﮐﺸــﻮر ﺳﻮﺋﺪ، ﺳﻨﮕﺎﭘﻮر و ژاﭘﻦ ﻗﺮار دارﻧﺪ. ﺑــﺎ روى ﮐﺎر آﻣﺪن "ﺳــﺎﺗﯿﺎ ﻧﺎدﻻ" )Satya Nadella( در ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳــﺎﻓﺖ، ﺑﻨﯿــﻮف در ﭼﻨــﺪ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ، او را دوﺳــﺖ ﻧﺰدﯾﮏ ﺧﻮد ﺧﻄﺎب ﮐــﺮد. اﯾﻦ دو ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣــﻞ ﺗﻼش ﮐﺮدﻧﺪ در ﻣﻮاردى ﮐﻪ در رﻗﺎﺑﺖ ﻧﯿﺴــﺘﻨﺪ، ﻫﻤﮑﺎرى ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﺮاى ﻣﺜﺎل اﮐﻨﻮن ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳﺎﻓﺖ آﻓﯿﺲ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﻬﺘﺮى ﺑﺎ ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎى ﺗﻮﺳــﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ اﺳــﺖ. اﻟﺒﺘﻪ ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳﺎﻓﺖ ﯾﮏ ﺑﺎر ﺳﻌﻰ ﮐــﺮد ﺑــﺎ ﭘﺮداﺧﺖ  50ﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر، ﺳــﯿﻠﺰﻓﻮرس را ﺑﺨﺮد، اﻣــﺎ ﺑﻨﯿﻮف ﻗﯿﻤﺖ ﭘﯿﺸــﻨﻬﺎدى ﺧﻮد را  70ﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر اﻋﻼم ﮐﺮد و ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﻰ ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳــﺎﻓﺖ 
از ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﭘﺲ ﻧﺸﺴﺖ. ﺑﻨﯿﻮف ﯾﮑﻰ از رﻫﺒﺮان ﭘﯿﺸــﮕﺎم در اﯾﺠﺎد ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺷــﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﻰ ﺷــﻮد. در ﺳﺎل  2016ﻣﺠﻠــﻪ ﻓﻮرﭼــﻦ" او را ﺑــﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻼش ﻫﺎﯾــﺶ در ﺟﻬﺖ ﺑﺮﻗﺮارى ﻋﺪاﻟﺖ، در ﻓﻬﺮﺳــﺖ  50رﻫﺒﺮ ﺑﺮﺗﺮ ﺟﻬﺎن ﻗﺮار داد. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺧﻮاﻧﻨﺪﮔﺎن اﯾﻦ 
ﻣﺠﻠﻪ او را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺗﺎﺟﺮ ﺳﺎل اﻧﺘﺨﺎب ﮐﺮدﻧﺪ.
)ﻣﻨﺒﻊ: ﺳﺎﯾﺖ ﺷﺮﮐﺖ ﭘﮕﺎه ﺳﯿﺴﺘﻢ(


14 ﭼﯿﺰ ﮐﻪ اﻓﺮاد ﻣﻮﻓﻖ ﻫﺮ روز اﻧﺠﺎم ﻣﻰ دﻫﻨﺪ

1397/12/1
21:14
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
داﺷﺘﻦ دﺳﺘﺮﺳﻰ ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ اﻓﺮاد ﻓﻮق اﻟﻌﺎده ﻣﻮﻓﻖ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﺪ اﻃﻼﻋﺎﺗﻰ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎورﻧﮑﺮدﻧﻰ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺪﻫﺪ در ﻣﻮرد اﯾﻨﮑﻪ آﻧﻬﺎ واﻗﻌﺎً ﮐﯿﺴــﺘﻨﺪ، ﭼﻪ ﭼﯿﺰى آﻧﻬﺎ را ﺑﺮﺟﺴــﺘﻪ و ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﻣﻰ ﺳﺎزد، و از ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮ اﯾﻨﮑﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰى آﻧﻬﺎ را ﺗﺎ اﯾﻦ ﺣﺪ ﺳﺎزﻧﺪه و ﻣﻮﻓﻖ ﮐﺮده اﺳﺖ. ﮐِﻮﯾــﻦ ﮐﺮوس ﺑﺎ ﺑﯿﺶ از  200ﻧﻔﺮ از اﻓــﺮاد ﻓﻮق اﻟﻌﺎده ﻣﻮﻓﻖ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﮐﺮده اﺳــﺖ، از ﺟﻤﻠﻪ  7ﻣﯿﻠﯿــﺎردر،  13ﻗﻬﺮﻣﺎن اﻟﻤﭙﯿﮏ، و ﮔﺮوﻫــﻰ از ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﺎن ﻣﻮﻓﻖ. آﻧﻬﺎ در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﯾﮏ ﭘﺮﺳﺶ ﺳﺎده و ﺑﺎز، اﻃﻼﻋﺎت ﺟﺎﻟﺒﻰ را اراﺋﻪ داده اﻧﺪ، و آن ﭘﺮﺳﺶ اﯾﻦ ﺑﻮده: اوﻟﯿﻦ راز ﭘﺮﺑﺎزده ﺑﻮدن ﺷﻤﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟". ﮐﺮوس در ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﺎﺳــﺦ ﻫﺎى آﻧﻬﺎ، ﺟــﻮاب ﻫﺎ را ﮐﺪﮔﺬارى ﮐﺮد ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﻧﮑﺎت ﻣﻔﯿﺪى را اراﺋﻪ ﮐﻨﺪ. ﻣﻮارد زﯾﺮ، ﺑﺮﺧﻰ از ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎى اوﺳﺖ:
 واﺣﺪ زﻣﺎن ﺑﺮاى آﻧﻬﺎ دﻗﯿﻘﻪ اﺳــﺖ، ﻧﻪ ﺳــﺎﻋﺖ؛ و ﺑﺮاى ﺗﮏ ﺗﮏ دﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎى ﺧﻮد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ دارﻧﺪ.
 در ﻫﺮ زﻣﺎن ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻫﺮ روز ﺻﺒﺢ ﯾﮏ ﯾﺎ دو ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪون وﻗﻔﻪ ﺑﺮ روى ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ وﻇﯿﻔﻪ ﺧﻮد ﮐﺎر ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ.
 از To_Do_List اﺳــﺘﻔﺎده ﻧﻤﻰ ﮐﻨﻨــﺪ و ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ را ﺑﺮ روى ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻮد، زﻣﺎﻧﺒﻨﺪى ﻣﻰ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ دﭼﺎر اﺳــﺘﺮس ﻧﺎﺷﻰ از ﮐﺎرﻫﺎى اﻧﺠﺎم ﻧﺸﺪه، ﻧﻤﻰ ﮔﺮدﻧﺪ.
 آﻧﻬﺎ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﻰ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰى ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ آﯾﻨﺪه ﺷﺎن را ﺧﺮاب ﮐﻨﺪ، و اﻣﺮوز راه ﺣﻠﻰ ﺑﺮاى آن ﻣﻰ ﯾﺎﺑﻨﺪ.
 ﻋﻼوه ﺑﺮ ﮐﺎر، ارزش دﯾﮕﺮى ﻫﻢ در زﻧﺪﮔﻰ ﺧﻮد دارﻧﺪ. اﯾﻦ ارزش ﺑﺮاى اﻓﺮاد ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﻣﺘﻔﺎوت اﺳــﺖ؛ ﺑﺮاى ﺑﻌﻀﻰ، اوﻗﺎﺗﻰ اﺳــﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮاده ﺳﭙﺮى ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﺮاى ﺑﺮﺧﻰ ورزش و ﺑﺮاى ﺑﺮﺧﻰ دﯾﮕﺮ، ﻣﺮور ﺧﺎﻃﺮات ﮔﺬﺷــﺘﻪ. آﻧﻬﺎ آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ  1440دﻗﯿﻘﻪ ﻫﺮ روز ﺧــﻮد را ﻣﯿﺎن اﯾﻦ ارزش ﻫﺎ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ.
 آﻧﻬﺎ ﻫﻤﻮاره ﯾﮏ دﻓﺘﺮﭼﻪ ﯾﺎدداﺷــﺖ ﺑﺎ ﺧــﻮد دارﻧﺪ؛ ﻫﺮ ﻧﮑﺘﻪ اى ﮐﻪ ﻣﻰ آﻣﻮزﻧﺪ ﯾﺎ ﻫﺮ ﻓﮑﺮى ﮐﻪ ﺑﻪ ذﻫﻨﺸــﺎن ﺧﻄﻮر ﻣﻰ ﮐﻨﺪ، ﯾﺎدداﺷﺖ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ و ﺑﺎ اﯾﻦ ﮐﺎر، ذﻫﻦ ﺧﻮد را آزاد ﻣﻰ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.
آﻧﻬــﺎ ﻓﻘﻂ در اوﻗﺎﺗﻰ ﺧﺎص، ﻃﺒــﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، اﯾﻤﯿﻞ ﻫﺎ و ﭘﯿﺎم ﻫﺎى ﺧﻮد را ﺑﺮرﺳﻰ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ، آن ﻫﻢ ﻣﺨﺘﺼﺮ و ﻣﻔﯿﺪ.ﺗﺎ ﺣﺪ اﻣﮑﺎن از ﺷﺮﮐﺖ در ﺟﻠﺴﺎت ﻣﻰ ﭘﺮﻫﯿﺰﻧﺪ.
ﺗﻘﺮﯾﺒــﺎً ﺑــﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻧﻪ" ﻣﻰ ﮔﻮﯾﻨﺪ زﯾﺮا ﻣــﻰ داﻧﻨﺪ ﮐﻪ در ﻫﺮ روز ﻓﻘﻂ 1440 دﻗﯿﻘﻪ دارﻧﺪ و ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ آﺳﺎﻧﻰ اﯾﻦ دﻗﺎﯾﻖ را از دﺳﺖ ﺑﺪﻫﻨﺪ. ﻗﺎﻋــﺪه  80/20را دﻧﺒــﺎل ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻣﻰ داﻧﻨﺪ ﮐــﻪ ﮐﺪام ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎ ﺑﯿﺸــﺘﺮﯾﻦ ﻧﺘﺎﯾﺞ را ﺑﻪ دﺳــﺖ ﻣﻰ دﻫﺪ؛ ﺑﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻣﻰ 
ﮐﻨﻨﺪ و از ﺑﻘﯿﻪ ﺻﺮف ﻧﻈﺮ ﻣﻰ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﺗﻘﺮﯾﺒــﺎً ﺗﻤﺎﻣﻰ ﮐﺎرﻫــﺎ را ﺑﻪ دﯾﮕﺮان واﮔﺬار ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻧﻤﻰ ﭘﺮﺳــﻨﺪ: ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﻢ اﯾﻦ ﮐﺎر را اﻧﺠﺎم دﻫﻢ؟"، در ﻋﻮض ﻣﻰ ﭘﺮﺳــﻨﺪ: اﯾﻦ ﮐﺎر ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﺪ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد؟". ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﺎر ﺑﻪ ﺳﺮاغ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﻣﻰ روﻧﺪ. ﻣﺜﻼً اﮔﺮ اﯾﻤﯿﻠﻰ را ﺑﺎز ﮐﻨﻨﺪ، آﻧﺮا ﻧﻤــﻰ ﺑﻨﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻌﺪاً دوﺑﺎره ﺑﻪ آن رﺳــﯿﺪﮔﻰ ﮐﻨﻨﺪ؛ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ و ﻫﻤﺎن ﻣﻮﻗﻊ ﺗﮑﻠﯿﻔﺶ را روﺷﻦ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﯾﮏ روال ﻣﻌﻤﻮل ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﻰ دارﻧﺪ. اﯾﻦ ﻋﺎدت ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺘﻔﺎوﺗﻨﺪ و از ﻓﺮدى ﺑﻪ ﻓﺮد دﯾﮕﺮ ﻓﺮق ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. ﭘﺮورش ﺟﺴﻢ از ﻃﺮﯾﻖ ﺷﺴﺘﺸﻮ ﺑﺎ آب، ﺧﻮردن ﯾﮏ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺳــﺎﻟﻢ، ورزش ﺳﺒﮏ، ﭘﺮورش ذﻫﻦ از ﻃﺮﯾﻖ ﻣﺪﯾﺘﯿﺸــﻦ ﯾﺎ ﻧﯿﺎﯾﺶ، ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﻟﻬــﺎم ﺑﺨﺶ ﯾﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ روزﻧﺎﻣﻪ، از ﺟﻤﻠﻪ 
اﯾﻦ ﻋﺎدات ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ. آﻧﻬﺎ از وﻋﺪه ﻫﺎى ﻏﺬاﯾﻰ، ﺧﻮاب و اﺳﺘﺮاﺣﺖ ﺧﻮد ﺻﺮف ﻧﻈﺮ ﻧﻤﻰ ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﺮاى اﯾﺸــﺎن ﻏﺬا ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﺳﻮﺧﺖ، ﺧﻮاب ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﺑﺎزﯾﺎﺑﻰ، و اﺳﺘﺮاﺣﺖ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎﯾﻰ ﺑﺮاى ﺷــﺎرژ ﻣﺠﺪد اﺳــﺖ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﮐﺎر ﺑﯿﺸﺘﺮى اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ.


مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر موفقیت

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر موفقیت,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|