درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت منابع انسانی

22.jpg (364×96)11.jpg (364×96)

ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

اجزاء یك طرح پیشنهادی(Proposal)

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی
به طور كلی هر طرح پیشنهادی از 3 بخش تشكیل می شود:
بخش فنی ‏Technical Section
بخش مدیریتی Management Section
بخش هزینه Cost Section
1-بخش فنی:این بخش معمولاً مشكل ترین و پیچیده ترین قسمت یك طرح پیشنهادی بوده و شامل موارد زیر است:
شرح مساله
بحث فنّی (محدوده كار ؛ مشخصات محصول یا خدمات ؛ خطرات احتمالی ؛ زمان بندی كلان یا جزیی )
طرح ریزی برنامه ( برنامه ریزی نیروی انسانی مورد نیاز فازهای انجام كار؛ معرفی پرسنل كلیدی و تخصیص آنها به فازها )
شرح تجهیزات و تسهیلات اصلی مورد نیاز
فرضیات؛ تفاوتها و استثناها (مغایرتها با مشخصات یا شناسنامه كار معرفی شده از طرف مشتری )
اطلاعات تكمیلی و تجربیات قبلی (در زمینه مشابه )
2-بخش مدیریتی: این بخش معمولا آسانترین قسمت یك طرح پیشنهادی است زیرا اطلاعات آن در طرحهای قبلی موجود بوده و شامل موارد زیر است:
توانایی مدیریتی (ساختار سازمانی ؛ ثبات مالی و اقتصادی شركت ؛ مشخصات كلی پرسنل ؛ سیستمهای اداری و تجاری و ...)
مدیریت برنامه (ساختار مورد نیازبرای مدیریت پروژه ؛ رزومه پرسنل كلیدی ؛ نحوه ارتباطات با مشتری ؛ شیوه مدیریت كردن پیمانكارهای جزء و مشاركتها )
تسهیلات مورد نیاز
كنترل زمانبندی و هزینه (شیوه پیگیری فعالیتها و مقایسه برنامه با واقعیت و نحوه گزارش دهی آنها)
تاریخچه و تجربیات شركت
3-بخش هزینه :محتوای این بخش به نوع قرارداد و ماهیت محصول یا خدمات پیشنهادی بستگی دارد كه شامل موارد زیر است :
بیانیه(شناسنامه) كار (مشخصات كامل كار مورد درخواست
كلان هزینه ها (اقلام عمده هزینه كل طرح)
زمانبندی انجام كار
مبنای محاسبه سود
تجهیزات و امكانات قابل تامین از سوی مشتری
اقلام هزینه
طرز محاسبه هزینه اقلام و هزینه كل
تكنیكهای براورد هزینه (سیاستها و روشهای شركت در برآورد هزینه ها)
اطلاعات تكمیلی (اطلاعات بیشتر در مورد برآوردهای مواد ؛ نیروی كار و سربار) 

انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management Association

 منبع:مدیریت پروژه ایرانی


پیمانكاری مدیریت (Management Contracting (MC

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت پیمان MC شخصیتی است حقوقی كه به نمایندگی از طرف مجری طرح ؛ مسوولیت مدیریت؛ كنترل و هماهنگی پروژه ها و مراحل اجرایی را به عهده دارد. مدیریت طرح وظایف خود را در چارچوب روشها ؛ضوابط و دستورالعملهایی كه به تایید مجری رسیده است انجام داده و با اعمال مدیریت مستقیم و روزانه بر سایر عوامل اجرایی در مقابل مجری مسئولیت صحت انجام كیفی و كمی كار را طبق مشخصات؛ برآوردها و برنامه‌های اولیه و تغییرات احتمالی آن با ارائه گزارشات مستمر بعهده دارد.
در حقیقت مجری جهت مدیریت؛ كنترل و هماهنگی پروژه‌ها و مراحل اجرایی طرح پس از كسب مجوز از مراجع ذیصلاح می تواند از یك شركت بعنوان مدیریت پیمان MC استفاده و كلیه وظایف و مسوولیتهای كارفرمایی را به جز برخی موارد كه ذكر خواهد شد به وی تفویض كند.
به بیان دیگر پیمانكار مدیریت پیمان MC،‌ مدیریت زمان، هزینه و كنترل كیفیت طرح را برعهده داشته و بمنظور اجرای كار با تعدادی پیمانكار جزء – پس از تصویب نهایی و انعقاد قراردادها با كارفرما- ارتباط برقرار می‌كند. در واقع پیمانكار مدیریت پیمان MC نقش مدیریتی كارفرما را در قراردادهای سنتی “طراحی – مناقصه – اجرا” ایفا نموده و بدین‌ترتیب وظایف و مسئولیتهای كارفرما را كاهش می‌دهد.
در این روش:
· پرداخت به پیمانكار مدیریت پیمان معمولاً بصورت Cost Plus Fee انجام می‌گردد.
· كارهای اجرایی معمولاً به قسمتهای كوچكتری تقسیم گردیده و رقابت زیادی در مناقصه ایجاد می‌شود.
· برای هر قسمتی از كارها كه به مناقصه می‌رود طراحی باید تكمیل شده باشد.
· در این نوع قرارداد در مقایسه با روش طراحی و اجرا بصورت جداگانه؛ طراح در مراحل اولیة طراحی باید تصمیمات بیشتری اتخاذ نماید.

انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management Association

منبع:مدیریت پروژه ایرانی


مدیریت پروژه های EPC

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی
در مدیریت پروژه براساس روش قراردادی EPC ” مسئولیت طراحی و اجراء بطور كامل بر عهدة‌ پیمانكار اصلی است بقسمی كه بعد از تكمیل پروژه،اصطلاحاٌ كارفرما فقط با چرخاندن یك كلید میتواند بهره‌برداری از تسهیلات اجرا شده را آغاز نماید. در این حالت كارفرما یا مشاورین او فقط در فرایند مناقصه و نظارت عالیه بر كار پیمانكار دخالت خواهد داشت. “EPC‌ كلید در دست” حد اعلای سپردن مسئولیت طراحی و اجرا به پیمانكار را تداعی می‌نماید. بنابراین نیازی نیست كه مشخص شود آیا یك نقیصه بدلیل طراحی غلط بوده یا از اجرای ضعیف ناشی شده است و بعنوان یك قانون كلی، هر عیب و نقصی كه در محدودة ‌تعریف شده كار حادث شود مسئولیت پیمانكار عمومی – پتروپارس- خواهد بود.
استفاده از روش “EPC كلید در دست”‌درگیری كارفرما را در فرایند طراحی و اجراء در مقایسه با سایر روشهای قراردادی به مقدار قابل ملاحظه‌ای كاهش داده و نقش او بطور عمده، مدیریت قرارداد و بسته به مفاد پیمان EPC كلید در دست مرور و یا تائید كارهای طراحی خواهد بود.
تلفیق مسئولیتهای طراحی با اجراء همچنین امكان كاهش زمان كلی تكمیل پروژه یا به عبارتی اجرای سریع ("Fast Track" Construction)را میسر می‌سازد بعلاوه با فراهم ساختن امكان طراحی واجرای اقتصادی میتوان هزینه‌های پروژه را كاهش داد.
در روش “EPC كلید در دست” مرحلة‌ مناقصه از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد. در این مرحله كارفرما بایستی نیرو و منابع زیادی را بمنظور اطمینان از قابلیتهای پیمانكاران و كیفیت طرح‌های پیشنهادی آنها صرف نموده همچنانكه پیمانكار نیز بایستی وقت و انرژی زیادی برای تهیه پیشنهاد خود با اطمینان از این نظر كه قابل اجرا بوده و قیمت پیشنهادی سودآور می‌باشد، مصرف دارد.
كارفرما ممكن است پیمان “EPC‌ كلید در دست” را فقط برای قسمت مشخصی از پروژه انتخاب نماید كه به عنوان “نیمه كلید در دست”(semi-turnkey) معروف است. در واقع بسته به میزان كاری كه كارفرما بصورت مستقیم یا توسط مشاورین یا پیمانكاران دیگری مستقل از پیمانكاران EPC كلید در دست انجام می‌دهد، مقدار مسئولیت كارفرما هم برای كاری كه خود انجام می‌دهد و هم‌ هماهنگی با وظایف پیمانكار EPC كلید در دست افزایش می‌یابد. این نوع قرارداد متضمن موارد زیر خواهد بود:‌
· پرداخت‌ها در این روش ممكن است بصورت یك قلم یا فهرست بهایی باشد.
· در مراحل اولیة طراحی بایستی مشخصات فنی اكمل و روشنی تهیه شود.
· كارفرما در بدو امر از نظر فنی و قراردادی، نیازها و الزامات خود را مشخص می‌نماید.
· بعد از انعقاد قرارداد، معمولاً كارفرما در بحثها و مذاكرات موضع ضعیفی خواهد داشت.
· بایستی ترتیبی اتخاذ گردد كه هزینة‌ طراحی انجام شده توسط پیمانكار در مرحلة مناقصه نیز ملحوظ گردد.
· در این روش ممكن است محدوده و نیز روش كنترل كارهای طراحی توسط كارفرما منشأ بروز اختلاف گردد.

انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management Association

منبع:مدیریت پروژه ایرانی


برآورد هزینه ها: مبانی و تعاریف

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی
برآورد دقیق از هزینه های پروژه بخشی ضروری از اركان اصلی كنترل ومدیریتی است . دلیل واضح انجام برآورد هزینه ها كمك به تصمیمات مربوط به قیمت گذاری است ولی این به معنی همه كار نیست . برآورد هزینه اغلب برای تمام پروژه های بازركانی مشتمل بر پروژه های درون سازمانی و پروژه هایی كه بدون بهای قطعی فروخته می شوند لازم است . برنامه ریزی ، پیش - تخصیص دادن منابع پروژه ، برقراری بودجه برای منابع مالی ، كنترل نیروی انسانی و هزینه و اندازه گیری دستیافتهای پروژه در مقابل كارآیی مورد نظر همگی نیازمند تهیة برآوردهایی سالم هستند .
مبانی و تعاریف ضروری هزینه ها
در چرخه های حسابداری معمولا" چنین استنباط شده است كه كلمة ‘‘ هزینه ‘‘ هرگز نباید به تنهایی بدون صفات كیفی بكار رود. باید بطور دقیق روشن گردد كه چه نوع هزینه ای مورد نظر است . طرق بسیاری را می توان در اعمال هر هزینه توصیف كرد ، ولی در محدودة این فصل ، لازم است برخی واژه هایی كه بر آورد كنندة هزینه است و مدیر پروژه باید از آن آگاه باشد را چارچوب بندی كنیم . نیازی نیست كه لغات خود توصیفی چون " هزینه های نیروی انسانی " یا " هزینه های مواد " و... را شرح دهیم ، فهرست زیر محدودبه چند واژة ضروری است كه ممكن است برای خوانندگان آشنا نباشد . واژه ها بر اساس حروف الفبای انگلیسی مرتب شده اند .
_ هزینه یابی جذبی Absorption Costing
به بازیافت سربار نگاه كنید
_هزینه های تحت خطی below- the-line cost
این واژه به عنوان نامی انتخابی برای فوق العاده های بسیاری كه در ابتدای برآورد هزینة كلی و پایه به آن اضافه میشود بكار میرود . این هزینه ها میتوانند شامل ملاحظاتی برای افزایش هزینه، افت و خیز نرخ ارز و سایر ملاحظات بیشتر باشد.
افزایش هزینه ها Cost Escalation
افزایش هزینه ، افزایش در هر یك از اجزای هـــزینه های پروژه است در زمانیكه هزینه آن جزء بین دو تاریخ متفاوت ( مثلا ، زمان حال و دو سال بعد ) . بدلیل افزایش حقوق و دستمزد و فشارهای ناشی از تورم بر بهای پرداخت شده برای مواد و قطعات خریداری شده ، افزایش هزینه اغلب با نرخ درصد سالیانه بیان می گردد .
هزینه های مستقیم Direct Costs
هزینه ها یی كه به طور مستقیم به یك كار یا بخشی از تجهیزات پروژه نسبت داده می شوند ، هزینه های مستقیم نام دارند . لذا اگر شخصی دو ساعت را صرف ساخت یك قطعة مركب كه اختصاصا" می تواند به عنوان ملزومات یك پروژة مجزا شناخته شود صرف كند آنگاه هزینة زمان صرف شده توسط شخص هزینه ای مستقیم خواهد بود و می تواند به این عنوان ثبت شده وبرای پروژه مطالبه شود .
هزینه های كارخانه ای factory costs
قابل اعمال برای پروژه های ساخت و تولید ، هزینة كارخانه ای هزینة یك كار یا پروژه پیش از اضافه كردن اضافه بها برای سود( مبلغ مربوط به سود ) است . این هزینه مشتمل بر تمام هزینه های مستقیم و غیر مستقیم نیروی انسانی ، مواد و مخارج می باشد . البته با هزینه های طراحی اغلب به عنوان هزینه های غیر مستقیم تولید برخورد می گردد. ولی بدلیل این كه مثال یك پروژة طراحی و ساخت یكی از اجزاء خاص تولید برای یكبار است ، هزینه های طراحی مهندسی می توانند مستقیما" وابسته شده و برای كار مطالبه شوند .
هزینه های ثابت fixed costs
هزینه هایی ثابت نامیده می شوند كه بدون تغییر باقی بمانند و حتی وقتی كه حجم كار بین صفر تا حداكثر تغییر می كند نیز صرف شوند . این هزینه ها شامل هزینه هایی چون حقوق مدیریت ، حقوق پرسنل اجرایی ، كرایه ، نرخ دارایی ، مالیات شغلی ، گرمایش ، بیمه و غیره باشد . هزینه های ثابت اغلب می توانند با هزینه های غیر مستقیم ( سربار) برابر فرض شوند .
هزینه های غیر مستقیم ( هزینه های سربار - سربار ) indirect costs
تدارك و مكان یابی یك كارخانه یا دفتر مدیریت عمومی و اجرایی ، گرمایش ، روشنایی ، نگهداری و غیره همگی هزینه هایی هستند كه عموما" در روند اجرای یك فعالیت باید متحمل آن گردیم . با این وجود این هزینه ها نمی توانند بطور مستقیم در هر كار یا پروژه ای یكسان باشند ، بنابراین هزینه های غیرمستقیم نامیده می شوند . این هزینه ها می توانند شامل هزینه های مخارج كارگران و مواد باشند . به این هزینه های غیر مستقیم اغلب هزینه های سربار اطلاق می گردد وبرای سادگی به آنها " سربار " می گویند .
توجه كنید كه تدارك تسهیلات كارگاهی برای یك پروژة ساختمانی ، كه ابتدا می تواند شامل جایابی و خدماتی باشد كه باید به عنوان هزینه های غیرمستقیم به دفتر اصلی یا دفتر شهر ارجاع شوند و به عنوان هزینه های مستقیم طبقه بندی شوند و به همین دلیل این هزینه ها اختصاصا" برای پروژة مورد نظر تهیه شده و تنها می توانند برای آن پروژة در نظر گرفته شده مطالبه شوند .
تفاوتهای خاصی بین شركتها در تفسیر هزینه های مستقیم و غیر مستقیم وجود دارند . به عنوان مثال برخی از شركتها هزینة چاپ نقشه برای پروژه ها را نیز مطالبه كرده و آنها را با صدور صورتحساب برای مشتزی پوشش می دهند.سایر شركتها ممكن است چنین هزینه هایی را به عنوان هزینه های غیر مستقیم در نظر بگیرند و آنها را به صورت سربارمطالبه نمایند .برخی اوقات طبقه بندی هزینه ها تحت عنوان هزینه های مستقیم یا غیر مستقیم حتی از پروژه ای به پروژة دیگر متفاوت است و بستگی به این دارد كه هر مشتری چه چیزی را به عنوان هزینة مستقیم دز نظر گرفته است .
برآوردكنندگان هزینه و مدیران پروژه باید در این زمینه كه چه چیزهایی هزینه های مستقیم و غغیر مستقیم را در شركت تشكیل می دهند آگاهی داشته و نیز باید به هر پیش بینی خاصی كه در پیشنهاد یا قرارداد هر پروژه موجود است توجه كنند .
اگرچه هزینه های مستقیم غالبا هزینه های ثابت هستند اما می توانند شامل بخشی از هزینه های متغیر باشند . نگهداری یك ادارة مركزی دائمی جزو هزینه های ثابت غیر مستقیم در نظر گرفته خواهد شد چرا كه این ادارة مركزی صرفنظر از جهش حجم كاری این هزینه را بوجود می آورد . اجاره كردن یك دفتر موقتی برای كاركنان در بخشهای اجرایی ، یك هزینة متغیر است ، بطوریكه تعدادشان بستگی به حجم كاری داشته و مدیریت می تواند بطور دلخواه تصمیم به افزایش یا كاهش تعداد كاركنان موقتی ( و همینطور هزینه های آنها ) بگیرد . طبقه بندی هزینه های سربار به هزینه های ثابت و متغیر در بسیاری از مباحث موجود در این كتاب مناسب نیست ، ولی در صنایع فرآیندی و تولیدی به عنوان یك عامل كنترل بها ی مرتبط با سوددهی و حجم تولید بسیار با اهمیت است . با این حال در تمام كارهای مشتمل بر پروژه های صنعتی ، مدیریت خواهان كاهش هرچه مقدور تر هزینه های سربار خواهد بود ، چرا كه هزینه های سربار زیاد بخت شركت را برای رقابت در بازار مصرف كاهش می دهد . این وقتیكه ساده ترین و سریعترین صرفه جویی می تواند انجام گیرد در مورد هزینه های سربار متغیر نیز صدق می كند .
بـار نیـروی كــار Labor burden
بار نیروی كار میزانی است كه _ اغلب به صورت یك درصد توصیف می گردد_ به كاركنان اصلی ساعتی یا هفتگی اضافه می شود تا جبران تعطیلی ، وقوع احتمالی بیماری یا سایر غیبت ها را بنماید ، و مقادیر بر حسب سرمایه بوسیلة كارفرما به عنوان سود كاركنان یا بر اساس قانون قابل پرداخت است .( برای مثال در انگلستان این میزان مشتمل بر سهم مالیات و بیمة ملی كارفرما است ).
بــار مـــواد Material burden
موادیكه برای یك پروژه خریداری می شوند، كه به خودی خود به عنوان هزینه های مستقیم در نظر كرفته می شوند ، به نوعی بوسیلة پیمانكاران به منظور پوشش هزینه های نظارت و حمل آنها با اضافه بها محاسبه می شوند .
این اضافه بها اغلب از 15 درصد یا كمتر برای اقلام خیلی بزرگ كه مستقیما به كارگاه حمل می شوند تا 25 درصد برای مقادیر كم هزینه كه هزینه های حمل مرتبط با مقادیرشان زیاد است تغییر می كنند . متداول ترین نرخ برای بارمواد 15 درصد است .
هـزینه های سـربـار overhead costs _ نگاه كنید به هزینه های غیر مستقیم .
بازیـافت هزینه های سربــار overhead recovery
اكثر سیستمهای هزینه یابی پروژه ها بر مبنای مطالبة نیروی انسانی مستقیم ( شامل بار نیروی انسانی ) ، بصورت حاصلضرب زمان ثبت شدة هر كار در هزینة استاندارد ساعتی مورد نیاز برای هر رده عمل می كنند. آنگاه یك مقدار نسبی( اغلب به عنوان یك نرخ درصدی ) می تواند به این هزینة نیروی انسانی اضافه شود تا بخشی از هزینه های سربار غیر مسثقیم شركت را پوشش دهد .
در برخی صنایع ، نرخ سربار می تواند تا 100 % ، 200 % و حتی بیشتر برسد ( به عنوان مثال ، در شركتهایی با سطح تحقیق و توسعة منابع بسیار بالا ) . در صنایع متمركز بر نیروی انسانی ، با تحقیق و توسعة اندك و بدون سطح مقدماتی بالا ، نرخ سربار ممكن است 50 درصد یا بیشتر باشد . از آنجا كه موقعیت شركتها( حتی جاییكه كار مشابهی را انجام میدهند ) بطور قابل ملاحظه ای از یكی به دیگری متفاوت است برای مثالهای این كتاب نمی توان میزان نمونه ای عنوان نمود . شركتی كه می كوشد هزینه های غیر مسثقیم خود ( و نرخ سربار خود ) را به حداقل برساند آشكارا موقعیت قابل رقابتی از نظر هزینه و قیمت داراست .
این روش بازیابی هزینه های سرباز به عنوان ‘‘ وصول ‘‘ در هزینه های مستقیم نیروی انسانی هزینه یابی جدبی نام دارد. مقرر كردن نرخ یك كار حسابداری كه خواهان مهارت و ادراك است میباشد . حصول پاسخ صحیح بستگی به پیش بینیهای دقیق حجم و برآورد و كنترل هزینة سربار موثر دارد .
اگر حجم كاری برنامه ریزی شده جنبة عینی نداشته باشد ، نیروی مستقیم كمتری می تواند هزینه شده تا در كاهش مشابهی در بازیافت برنامه ریزی شده نتیجه بخش باشد . وقتی چنین چیزی رخ می دهد شرایط موجود ‘‘ سربار تحت بازیافت ‘‘ نام دارد .
هزینة اولیه Prime cost
جمع همة هزینه های مورد نیاز برای یك كار خاص یا یك پروژه ( نیروی انسانی مستقیم بعلاوة مواد مستقیم بعلاوة مخارج مستقیم ) اغلب هزینة اولیه نامیده می شود .
هزینه های استاندارد Standard costs
برآورد بودجه و محاسبه و گزارش دهی هزینه برای هر فعالیت یا پروژة در دست اجرا وقتی كسل كننده و غیر فابل انجام خواهد بود كه از تمام نرخهای مختلف پرداختی به اشخاص استفاده شود . برای مثال در مهندس با كارایی مشابه و عنوان كاری یكسان ممكن است دو حقوق مختلف دریافت كنند . چنین اختلافهایی به دلایل بسیار معتبری می توانند در هر سطحی از مدیریت یا نیروی كار رخ دهند . برآورد كنندة هزینه به هیچ وجه نمی تواند افرادی كه ماهها یا سالها بعد از برآورد هزینه آغاز به كار كرده و در كارها دخیل خواهند شد را مشخص كند . حتی اگر بتوان نامها را مشخص كرد ، هیچ تضمینی برای اینكه همان افراد آن كار را انجام دهند وجود ندارد .
راه حل خوبی كه برای این مسئله وجود دارد تطبیق با هزینه های استاندارد است .
برای هزینه های نیروی انسانی ، قدم اول طبقه بندی افراد بر مبنای چند قاعدة مناسب است ( اغلب بر مبنای كاری كه انجام می دهند و سطح كلی آنها در ساختار حقوقی ) است . برای مثال در اینجا طبقه بندی كه یك شركت برای كاركنان دفتر مركزی خود در پروژه های سرمایه ای شامل پروژه های مهندسی ، خرید و مدیریت ساختمان انجام داده است آورده شده است :

رتبــه

مـشمـولیـن

تـوضیــحــات

1

روسای شركت ، مدیران قسمتها و كاركنان متخصص مشاور صف

 

2

مدیران پروژه ها و مدیران دوایر

شامل مهندسین كلیة تخصصهای مهندسی

3

مهندسین پروژه و مهندسین ارشد

بدون توجه به تخصصهای مهندسی

4

مهندسین پایین رتبـه

بدون توجه به تخصصهای مهندسی

5

گروه دفتر طراحی راهبرها و بازبین ها

 

6

نقشه كش ها و طراحــــان

 

7

كاركنان اجرایی

شامل مامورین خرید ، كارمنــــــدان بازرگـانی منشی ها كاركنـان دفـتری وكلیة كاركنانی كه در خدمات اجرایی مشغولند و بدون توجه به ارشدیت یا حقوق آنها

 

بهتر است كه تعداد طبقات متفاوت در حداقل نگه داشته شوند ( در صورت امكان كمتر از 10 طبقه). حسابداران هزینة میانگین حقوقی را برای آنها در هر رتبة استانداردی تعیین می كنند . آنگاه همة برآوردها و كارهای واقعی با استفاده از این رتبه ها و نرخ های استاندارد ، هزینه یابی می شوند . چون استانداردها در حدود بخش حسابداران محاسبه می شوند ، این روش همچنین مزیت حفظ اسرار درآمدی اشخاص را داراست : برآوردكنندگان هزینه ها و كاركنان اجرایی چروژه تنها نیازمند داشتن نرخ های استاندارد جاری هستند . با این وجود نرخهای استاندارد به خودی خود باید محرمانه تلقی شوند ( برای مثال ممكن است كه توسط رفیب مورد استفاده قرار گیرند ).
هزینه های متغیر Variable costs
هزینه های متغیر ، هزینه هایی هستند كه در یك نرخ به سطح فعالیت كاری بستگی دارند . این هزینه ها بطور نمونه منحصر به هزینه های مستقیم می شوند ولی ممكن است محتویات كوچك غیر مستقیمی داشته باشند .
مغایرت هزینه ها Cost variance
یك اختلاف هزینه به هر انحراف اندازه گیری شده بین هزینه های برآورد شده ، برنامه ریزی شده ویا بودجه بندی شده و هزینه های اندازه گیری شده برای عملكرد مطابق برنامه اطلاق میگردد . این مغایرتها بخصوص در گزارشهای هزینه ای اهمیت دادند چرا كه قوانین گزارش دهی یا مدیریت را بلا استثناء برآورده می سازد . واژة مغایرت همچنین در هزینه یابی استاندارد برای تشریح خطاهایی كه باید كوچك بوده و حاصل بكارگیری میانگین های محاسبه شده است ، بكار می رود . خطاهایی كه وقتی هزینه یابی دستمزدها و دفتر كل خرید بطور دوره ای با هزینه یابی پروژه تطبیق داده می شوند آشكار می گردند .
مغایرتها بخصوص در مدیریت پروژه مفید هستند ، چرا كه خطاها را مشخص نموده و مبانی مدیریت را بلا استثنا برآورده میكنند .

انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management Association

منبع:مدیریت پروژه ایرانی


مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت منابع انسانی

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت منابع انسانی,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|