درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت ساخت

22.jpg (364×96)11.jpg (364×96)

ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

اجزاء یك طرح پیشنهادی(Proposal)

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی
به طور كلی هر طرح پیشنهادی از 3 بخش تشكیل می شود:
بخش فنی ‏Technical Section
بخش مدیریتی Management Section
بخش هزینه Cost Section
1-بخش فنی:این بخش معمولاً مشكل ترین و پیچیده ترین قسمت یك طرح پیشنهادی بوده و شامل موارد زیر است:
شرح مساله
بحث فنّی (محدوده كار ؛ مشخصات محصول یا خدمات ؛ خطرات احتمالی ؛ زمان بندی كلان یا جزیی )
طرح ریزی برنامه ( برنامه ریزی نیروی انسانی مورد نیاز فازهای انجام كار؛ معرفی پرسنل كلیدی و تخصیص آنها به فازها )
شرح تجهیزات و تسهیلات اصلی مورد نیاز
فرضیات؛ تفاوتها و استثناها (مغایرتها با مشخصات یا شناسنامه كار معرفی شده از طرف مشتری )
اطلاعات تكمیلی و تجربیات قبلی (در زمینه مشابه )
2-بخش مدیریتی: این بخش معمولا آسانترین قسمت یك طرح پیشنهادی است زیرا اطلاعات آن در طرحهای قبلی موجود بوده و شامل موارد زیر است:
توانایی مدیریتی (ساختار سازمانی ؛ ثبات مالی و اقتصادی شركت ؛ مشخصات كلی پرسنل ؛ سیستمهای اداری و تجاری و ...)
مدیریت برنامه (ساختار مورد نیازبرای مدیریت پروژه ؛ رزومه پرسنل كلیدی ؛ نحوه ارتباطات با مشتری ؛ شیوه مدیریت كردن پیمانكارهای جزء و مشاركتها )
تسهیلات مورد نیاز
كنترل زمانبندی و هزینه (شیوه پیگیری فعالیتها و مقایسه برنامه با واقعیت و نحوه گزارش دهی آنها)
تاریخچه و تجربیات شركت
3-بخش هزینه :محتوای این بخش به نوع قرارداد و ماهیت محصول یا خدمات پیشنهادی بستگی دارد كه شامل موارد زیر است :
بیانیه(شناسنامه) كار (مشخصات كامل كار مورد درخواست
كلان هزینه ها (اقلام عمده هزینه كل طرح)
زمانبندی انجام كار
مبنای محاسبه سود
تجهیزات و امكانات قابل تامین از سوی مشتری
اقلام هزینه
طرز محاسبه هزینه اقلام و هزینه كل
تكنیكهای براورد هزینه (سیاستها و روشهای شركت در برآورد هزینه ها)
اطلاعات تكمیلی (اطلاعات بیشتر در مورد برآوردهای مواد ؛ نیروی كار و سربار) 

انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management Association

 منبع:مدیریت پروژه ایرانی


اصول مدیریت و کنترل پروژه ها

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی
1 - تعریف پروژه

 

 یک پروژه را می­توان به صورت زیر تعریف کرد: مجموعه­ ای از فعالیتها که برای دستیابی به منظور یا هدف خاصی انجام می­گیرند. پروژه­ ها شامل فعالیتهایی هستند که باید در تاریخهایی معین، با هزینه­ هایی معین و کیفیتی تعیین شده،اجرا شوند. پروژه­ ها ممکن است کارهایی باشند که انجام آنها در فواصل زمانی مشخصی لازم می­شود. مثلاً: بستن حسابهای کارخانه در انتهای سال مالی، تعمیرات اساسی یک پالایشگاه (Overhall) هر دو سال یک بار و ... همینطور ممکن است پروژه­ها شامل کارهایی باشند که فقط یک بار توسط سازمان انجام خواهند گرفت، مثل پروژه­های ساختمانی، عمرانی، توسعه سازمان، پروژه­های تحقیقاتی و یا ...

 

با توجه به آنچه که گفته شد، اموری نظیر: تشکیل یک سمینار، تالیف و یا انتشار یک کتاب، راه­اندازی یک کارخانه، تولید یک محصول جدید، اجرای یک برنامه فضایی، انجام یک عمل جراحی پیوند قلب، فراهم نمودن مقدمات و رفتن به مسافرت و هزاران امر دیگر که توسط انسان انجام می­گیرند، هر یک به خودی خود عبارت از یک پروژه می­باشند.

 

2 - سازمان یک پروژه

 

برای دستیابی به هدف یا منظور یک پروژه، لازم است سازمانی برای اجرای فعالیت­های لازم تشکیل گردد. این سازمان باید دارای منابع و امکانات کافی و مناسب برای اجرای پروژه باشد. منابع و امکانات به صورت داده­ها (ورودی­ها) به سازمان وارد می­شوند. سیاستها، روشها و برنامه­های اجرای کارها نیز جزئی از داده­های ورودی به سازمان می­باشند. امور مدیریت و کنترل، عبارت از کاربرد صحیح و مناسب منابع و امکانات برای اجرای فعالیت­ها به منظور دستیابی به اهداف پروژه می­باشد. این منظور یا هدف نهایی عبارت از ستاده­های (خروجی­های) سازمان بوده و شامل عواملی است که سازمان برای دستیابی به آنها تشکیل شده و فعالیتهای لازم را با کاربرد ورودیها به اجرا درآورده است. برای داشتن امکانات لازم جهت کنترل نحوه پیشرفت کارها، و مقایسه بازده عملی سازمان با آنچه که برنامه­ریزی شده، و یا در چارچوب سیاستها و خط­مشی­ها تبیین شده است، لازم است اطلاعات مناسبی از نحوه پیشرفت کارها به مدیریت برسد. این اطلاعات می­تواند نشان دهنده عواملی نظیر تاریخهای عملی اجرای مراحل مختلف کارها، نیروی انسانی و هزینه صرف شده، کیفیت کارهای انجام شده و سایر آگاهی­هایی که می تواند مدیریت را در تصمیم­گیری برای اجرای مراحل بعدی پروژه یاری نماید باشد.

 

برای اینکه چنین اطلاعاتی، به طور مرتب و به شکلی مناسب به مدیریت برسد، تشکیل یک سیستم اطلاعات بازتابی، به عنوان بخشی از سازمان پروژه، امری ضروری و اجتناب ناپذیر می­باشد. سیستم اطلاعات بازتابی، با برقراری یک کانال ارتباطی بین ستاده­ها (خروجی­ها) و مدیریت، به طور مستمر، اطلاعات لازم را از ستاده­ها برداشت نموده و به مسئولین اجرای پروژه بازتاب میدهد.

 

                                                             

 

مدیریت پروژه می­تواند با تجزیه و تحلیل اطلاعات بازتابی، پیشرفت کارها و نحوه کاربرد امکانات و منابع را کنترل نموده و در موارد لازم، نسبت به ایجاد تغییراتی جهت تصحیح و بهسازی سیاستها، روشها و برنامه­ها اقدام نماید و یا در خصوصیات سایر منابع و امکانات، تغییراتی به وجود آورد. بدیهیست ایجاد تغییرات در داده­ها، یک کار مستمر و الزامی نبوده و در صورتی که قبل از اجرای پروژه­ها، برنامه­ریزی­ها با دقت کافی انجام گرفته باشند، ممکن است انجام تغییرات در داده­ها، در میزانی اندک، قابل اغماض باشد.

 

 

3- دوره زمانی یک پروژه از آغاز تا پایان

 

دوره زمانی یک پروژه را از لحظه­ای که موضوع اجرای آن، به صورت یک نظریه، در فکر پایه­گذاری می­شود تا آن لحظه که پروژه تکمیل شده و هدف نهایی آن حاصل می­گردد، می­توان به چند مرحله متمایز تقسیم نمود. تقسیم­بندی دوره زمانی یک پروژه به مراحل مختلف، عموماً بستگی به نوع و طبیعت پروژه­هایی که برنامه­ریزی می­شوند نداشته و این تقسیم­بندی معمولاً بر اساس نوع و خصوصیات فعالیت­های لازم در هر یک از مراحل اجرای پروژه انجام می­گیرد.

 

به طور عام در هر پروژه، چهار مرحله (فاز) متفاوت و متمایز، قابل تعریف می­باشد. این چهار مرحله عبارتند از:

 

مرحله 1- مرحله نظری

 

مرحله 2- مرحله طرح و برنامه­ریزی

 

مرحله 3- مرحله اجرا

 

مرحله 4- مرحله پایانی (اختتام)

 

                                                      

 

طول مستطیل­ها نشان دهنده زمانهای نسبی برای اجرای فاز­های پروژه می­باشد. طول مستطیل­ها در مواردی می­تواند نشانگر سایر عوامل، نظیر بودجه یا نیروی انسانی برای اجرای مراحل مختلف باشد. بدیهی است که زمانهای لازم در فازهای مختلف یک پروژه، بستگی به طبیعت و خصوصیات پروژه دارد. هر یک از مراحل پروژه، اندکی زودتر از تکمیل فاز پیشین خود آغاز شده­اند. در ادامه، هر یک از چهار مرحله (فاز) پروژه، توضیح داده می­شوند.

 

 

 

مرحله نظری

 

نقطه آغازین یک پروژه، با هر طبیعت و خصوصیتی که باشد، عبارت از یک نظریه یا فکر و یا خواسته است که توسط یک شخص یا یک گروه از اشخاص، یا یک موسسه و سازمان ایجاد می­شود. در موارد زیادی این فکر توسط صاحب پروژه، یعنی کسی که تصمیم دارد برای اجرای پروژه سرمایه­گذاری نماید ابداع می­شود. در مواردی نیز ممکن است سازمانها و موسساتی که خود سرمایه و امکانات کافی برای اجرا ندارند، و یا سرمایه­گذاری در زمینه مورد نظر را شخصاً به صلاح نمی­دانند، نظریه را به اشخاص واجد شرایط و امکانات پیشنهاد نمایند. (مشاورین اقتصادی و موسسات صنعتی بین­المللی، در موارد بسیاری چنین پیشنهاداتی را به سرمایه­گذاران داخلی در کشورها ارائه نموده­اند). این نظریات به هر صورت که به وجود آمده باشند، باید قبل از برنامه­ریزی برای اجرا، از نظر امکان­پذیر بودن و اقتصادی بودن مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار گیرند. در صورتی که نتیجه چنین مطالعاتی نشانگر این امر باشد که اجرای پروژه با در نظر گرفتن همگی شرایط محلی، نظیر اوضاع اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ... امکان­پذیر بوده و از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه می­باشد، آنگاه انواع گزینه­های ممکن برای اجرای پروژه، طراحی و تبیین شده و هر یک از این گزینه­ها مورد ارزیابی قرار می­گیرند. (بدیهیست فعالیتهای اولیه طراحی در این فاز، برای نشان دادن چارچوب کلی گزینه­ها بوده و شامل جزئیات نمی­باشد). با انتخاب گزینه بهینه، که معمولاً در آن عواملی کلی نظیر ظرفیت و محل مشخص شده­اند، طراحی پروژه یا جزئیاتی نسبتاً بیشتر (ولی نه به آن میزان جزئیات که برای اجرا کافی باشد) آغاز شده و در پیرو آن، عوامل هزینه، زمان و حجم منابع لازم، نظیر نیروی انسانی (در سطوح مختلف مهارتها و تخصص­ها) و تجهیزات، برآورد می­شوند. چنین برآوردهایی معمولاً با تفکیک فازهای باقیمانده پروژه (فازهای برنامه­ریزی، اجرا و پایانی) به عمل می­آیند.

 

برای تشریح بهتر، یک پروژه ساختمانی را مورد نظر قرار می­دهیم. چنین پروژه­ای، ممکن است مربوط به یک سازمان دولتی، یک موسسه خصوصی و یا یک شخص حقیقی باشد. در هر یک از این شرایط، رد فاز نظری باید روشهای تقریباً یکسانی برای اجرای این پروژه دنبال شوند.

 

صاحب کار، نظرات و خواسته­های خود را برای مشاور طرح توضیح می­دهد. وظیفه مشاور، آن است که نظرات و خواسته­های صاحب کار را به طور دقیق، دریافت و امکانات ایجاد طرحی برای برآورد خواسته­های صاحب کار را مورد بررسی دقیق قرار دهد. در صورتی که شرایط لازم برای اجرای طرح وجود داشته و اجرای طرح از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه باشد، همانگونه که گفته شد، مشاور گزینه­های مختلف برای اجرای پروژه را طراحی نموده و نکات مثبت و منفی هر یک از گزینه­ها را جهت صاحب کار مشخص می­نماید. طرحهایی که در این مقطع توسط مهندس مشاور تهیه می­شوند، همانگونه که بیان شد، دارای جزئیات کاملی به آن میزان که بتوان با استفاده از نقشه­های تهیه شده، ساختمان را بنا نمود، نمی­باشند. اطلاعاتی که در این مرحله از نقشه­ها قابل برداشت هستند، معمولاً در حدودی از جزئیات هستند که بتوانند پروژه را بخوبی تعریف نموده و حجم کارها و سطح منابع لازم را نشان دهند. در مورد پروژه ساختمانی مورد مثال، این اطلاعات می­توانند شامل مطالب زیر باشند:

 

-            تعیین محل اجرای پروژه

 

-            حجم کارها (سطح زیربنا، تعداد طبقات، ...)

 

-            نوع اسکلت (فلزی، بتون مسلح، ...)

 

-            انواع سرویسهای تاسیساتی (روش تامین حرارت یا برودت، آب آشامیدنی، فاضلاب، برق، ...)

 

-            برآورد منابع مالی، نیروی انسانی، مواد و مصالح و تجهیزات لازم

 

-            برنامه زمان­بندی مقاطع مختلف اجرای کار

 

صاحب کار با در دست داشتن اطلاعات فوق و همچنین با سنجش امتیازات یا اشکالات مربوط به گزینه­های مختلفی که توسط مهندس مشاور ارائه شده، گزینه­ای را که جمعاً دارای امتیازات بیشتری باشد انتخاب می­نماید. با این انتخاب، فعالیت­های مربوط به فاز اول پروژه پایان یافته و پروژه برای شروع فعالیت­های فاز دوم آماده شده است.

 

بدیهیست در فاز دوم که مربوط به طراحی دقیق­تر و تعیین برنامه­بندی زمانی و برآورد حجم منابع لازم به صورتی دقیق می­باشد، تغییراتی در آنچه که در فاز اول تهیه شده است داده خواهد شد، ولی چهارچوب اصلی طرح به همان حالت که در فاز اول تهیه شده و مورد موافقت نهایی قرار گرفته است، باقی خواهد ماند.

 

به طور خلاصه، در فاز نظری به سئوالات زیر پاسخ داده می­شود:

 

الف) آیا نظریه ارزش اجرایی دارد؟

 

ب) در صورتی که جواب الف مثبت است، چه گزینه­هایی برای اجرا، مناسب و منطقی به نظر می­رسند.

 

ج) گزینه بهینه از بین گزینه­های مناسب و منطقی، کدام است؟

 

مهندس مشاوری که برای اجرای وظایف فاز اول انتخاب می­شود، ممکن است خود وابسته و در استخدام دائمی سازمان صاحب کار باشد. چنین حالتی در موسسات بزرگ که در داخل سازمان خود قسمتی با نام دفتر فنی یا دفتر طرح و مهندسی، و یا با نامهای مشابه دیگر دارند، به چشم می خورد در بسیاری از موارد نیز ممکن است صاحب کار دارای چنین تشکیلاتی نباشد، و یا اگر دارای چنین تشکیلاتی هست، حجم کار بیش از آن باشد که توسط افراد خود سازمان قابل انجام باشد. در چنین شرایطی، کار مشاوره به صورت قرارداد به موسسات مهندسی مشاور واگذار می شود.

 

باید توجه داشت که در بسیاری از کشورها، قوانین و مقررات بخصوصی از سوی دولت برای اجرای صحیح و دقیق مراتب مرحله یکم پروژه­ها تدوین شده است. در اغلب موارد، پروژه­های دولتی وقتی قابل بررسی برای تامین اعتبار و بودجه هستند که فاز اول طرح، اجرا شده و گزارش دقیقی بر اساس مطالعات به عمل آمده، ارائه شده باشد. قابل ذکر است که با وجود اهمیت خاصی که فاز اول پروژه­ها برای اجرای دقیق و صحیح آنها در فاز­های بعدی دارد، در بسیاری از موارد، توجه کافی به این مرحله از پروژه نشده و دقت و بودجه کافی برای آن در نظر گرفته نمی­شود. به همین سبب، تعداد بسیار زیادی از پروژه­ها را می­توان نام برد که به علت عدم اجرای دقیق و صحیح فاز اول، در مراحل بعدی با اشکالات مالی و تجهیزاتی مواجه شده­اند.

 

 

 

مرحله طرح و برنامه­ریزی

 

در این مرحله، امور مربوط به پروژه از نظر سازمان و تشکیلات با مرحله یکم تشابه زیادی دارد، ولی همانگونه که گفته شد، امور طراحی و برنامه­ریزی با دقت بیشتری اجرا شده و دارای جزئیات کاملتری می­باشند.

 

 

 

 در این مرحله اطلاعات بین فعالیتهای مختلف رفت و برگشت نموده و با بهره­گیری از این مبادله اطلاعات، سعی می­شود جزئیات لازم مدنظر قرار گرفته و در نقشه­ها و گزارشات منعکس شوند. در حین اجرای فعالیت­های این مرحله، در مقاطعی دریافت و موافقت صاحب کار ضروری می­شود. قابل توجه است که در این مرحله، نقشه­ها در سه سری تهیه می­شوند. نقشه­های سری اول ، عمدتاً نشان دهنده مشخصه­هایی از طرح که در فاز یکم تایید شده­اند می­باشند. نقشه­های سری دوم که در شکل نقشه­های کامل نامیده شده­اند، بر اساس نقشه­های ساده سری اول، ولی با جزئیات کاملتری تهیه شده­اند. با این حال، هنوز دارای آن مقدار از جزئیات نیستند که پیمانکار بتواند براحتی با مراجعه به این نقشه­ها کلیه عملیات ساخت را اجرا نماید. به عنوان مثال در یک پروژه ساختمانی، نقشه­های کامل شامل نقشه­های معماری، ساختمانی، تاسیسات حرارتی و برودتی، آب، فاضلاب، برق­رسانی، روشنایی، مخابرات، دفع آب باران در محوطه و... می­باشند. برای اینکه میزان جزئیات نقشه­ها مشخص شود، باید گفت: که مثلاً در نقشه­های معماری سری دوم، ابعاد و موقعیت اطاقها،َ کریدورها، راه­پله­ها، درب و پنجره­ها، ... و شکل کامل نماهای مختلف ساختمان مشخص شده­اند. همچنین در نقشه­های تاسیسات حرارتی و برودتی، به عنوان مثال، ابعاد کانالهای انتقال هوا و محل نصب کانالها در داخل سقفهای کاذب مشخص گردیده­اند. حال برای ساخت درب و پنجره، علاوه بر ابعاد اصلی، لازم است نوع و اندازه پروفیلهای فلزی که در ساخت درب و پنجره به کار می­روند، نیز مشخص باشد، یا برای ساخت کانالهای انتقال هوا، لازم است نوع اتصال (درز) که برای به هم پیوستن دو قطعه کانال در نظر گرفته شده است نیز مشخص شود. چنین جزئیاتی معمولاً در نقشه­های سری دوم وجود ندارند. این جزئیات در سری سوم نقشه­های طرح که نقشه­های اجرایی (یا کارگاهی) نامیده می­شوند قابل ارائه می­باشند.

تخمین دقیق مقادیر کار و مصالح و در پیرو آن، تهیه سیاستها و روشهای مناسب برای قراردادهای اجرایی (سیاستهای پیمان) همراه با دریافت موافقت  صاحب کار، از وظایف مهندس مشاور در این مرحله از طرح می­باشد. در همین مرحله، لازم است برنامه زمان­بندی شده دقیقی برای فعالیتهای اجرایی تهیه شود. در بسیاری از قوانین مربوط به پیمان پروژه­های دولتی، وجود برنامه­های زمان­بندی برای اجرای پروژه­ها، جزء لازم اسناد پیمان بوده و بدون آنها اسناد پیمان، کامل شده تلقی نمی­شوند. با تهیه شدن اسناد پیمان (شامل نقشه­های کامل، برآوردها، برنامه­های زمان­بندی برای اجرا، ...) و تعیین پیمانکار (یا پیمانکاران) بر اساس ضوابط و مقررات وضع شده در پروژه (و با در نظر گرفتن مقررات و محدودیتهای دولتی)، بخش عمده فعالیتهای فاز دوم، عملی شده و مشاور خود را برای اجرای وظایف فاز سوم، که در آن باید به امور نظارت و کنترل بر نحوه اجرا بپردازد، آماده می­سازد. در همین مرحله، امور مربوط به تهیه نقشه­های اجرایی (نقشه­های کارگاهی) نیز توسط مشاور دنبال می­شوند و در مواردی، کار تهیه این نقشه­ها در فاز سوم پروژه نیز ادامه یافته و به ترتیبی که این نقشه­ها در فاز سوم پروژه جهت آگاهی از جزئیات نحوه اجرا برای پیمانکار لازم می­شوند، تهیه و در اختیارش قرار می­گیرند.

 

از نکات مهم در این مرحله، آن است که طراح، باید همراه و هماهنگ با طرح هسته اصلی سیستم، امکانات پشتیبانی لازم برای سیستم را نیز طراحی نماید.به عنوان مثال در صورتیكه پروژه مربوط به طراحی و ساخت یک مرکز صنعتی و تولیدی می­باشد، لازم است توام با طراحی کارخانه و ماشین­آلات تولیدی، امکانات لازم برای نگهداری و تعمیرات کارخانه نیز طرح شده و مثلاً نقشه­های کارگاههای تعمیرات و ماشین­آلات لازم در این کارگاهها نیز طراحی شوند. (بدیهیست که چنین امری اختصاص به یک کارخانه نداشته و برای هر سیستمی، وجود امکانات پشتیبانی در همان لحظات اول شروع بهره­برداری از سیستم، لازم خواهد بود.

 

 

 

مرحله اجرا

 

در انتهای فاز دوم پروژه، تقریباً همه فعالیتهایی که لازم است در اجرا عملی بشوند، مشخص شده و شیوه­ها و برنامه­های زمان­بندی برای اجرای فعالیتها تعریف شده­اند. در فاز سوم، هدف این می­باشد  که پیشرفت کارهای پروژه، مطابق با برنامه­ها و اصول و کیفیت­های تعیین شده در فاز دوم به مرحله عمل می­آیند. مسلم است که در این فاز، سازمان اجرایی بمراتب بزرگتر از سازمانهایی که در فازهای قبلی پروژه فعالیت داشتند خواهد بود.

 

هزینه­های صرف شده برای اجرای فعالیتها نیز به مراتب بیش از هزینه­های مراحل قبلی پروژه می­باشد. در این فاز، همانگونه که اشاره شد، عامل کنترل دارای نقش اساسی بوده و لازم است با برداشت اطلاعات و آمار مناسب از نحوه پیشرفت کارها و مقایسه مشخصه­های مختلف کارهای اجرا شده با آنچه که برنامه­ریزی شده روند پیشرفت کارها و صرف هزینه و سایر منابع را کنترل نمود. تهیه مواد و مصالح، تامین تجهیزات، استخدام نیروی کار متخصص در امور فنی، مالی، پرسنلی و ...، از وظایف اولیه مورد لزوم در این مرحله می­باشند. در بسیاری از موارد، ممکن است مجموعه کارهایی که پیمانکار اجرای آنها را برعهده گرفته است، در حجمی بیشتر از یا دارای طبیعتی متفاوت با کارهایی باشد که پیمانکار بتواند با کادری که دائم در اختیار دارد از عهده اجرای آنها برآید. در این صورت، پیمانکار اقدام به بستن پیمانهای دست دوم با سایر پیمانکاران خواهد نمود تا آنها با کاربرد تخصص­ها یا تجهیزات و امکانات  بهتری که در اختیار دارند اجرای گروهی از فعالیتها را برعهده بگیرند. برای بستن پیمانهای دست دوم، لازم است موافقت صاحب کار جلب شود.

 

واضح است که در حین اجرای کار، علیرغم دقت نظری که در تهیه طرحها و برنامه­ها در فاز دوم، به عمل آمده است، ایجاد تغییراتی در طرح، غیر قابل اجتناب می­باشد.

 

پیمانکار در مراحل اجرای کار، به طور مستمر، با مشاوری که در فاز امور نظارت و کنترل را برعهده دارد تبادل نظر نموده و در مواردی که ایجاد تغییرات و تصمیماتی در طرح ضروری باشد، با موافقت مشاور در این موارد اقدام خواهد نمود. در چنین شرایطی نقشه­های نشان دهنده حالت عملی اجرای فعالیت­ها توسط پیمانکار تهیه خواهند گردید.

 

 

 

مرحله پایانی (اختتام)

 

مرحله پایانی پروژه­ها را می توان به خودی خود یك پروژه نامید. در این مرحله لازم است كارها به صورتی برنامه­ریزی شوند كه براحتی قابل قبول به وسیله دستگاه نظارت و قابل تحویل به صاحب كار باشند. بدیهیست چنین شرایطی بستگی كامل به نحوه اجرای فعالیتها در طول فاز اجرایی دارد ولی در اغلب موارد مشاهده شده است كه در مرحله پایانی و تحویل پروژه ، پیچیدگی مسائل بین پیمانكار، دستگاه نظارت و صاحب كار، به حد اعلای خود رسیده و كار تحویل موقت و آغاز بهره­برداری از سیستم را به تعویق انداخته است. چنین شرایطی باعث خواهد شد كه سرمایه به كار گرفته شده برای مدتی بدون استفاده مانده و از سوی دیگر، پیمانكار نیز به علت درگیری و وابستگی به پروژه نتواند از منابع و امكانات خود در سایر پروژه­ها استفاده نماید. در مراحل پایان فاز سوم (فاز اجرایی) معمولاً‌كاربرد نیروی انسانی و تجهیزات روند كاهشی داشته و بنابراین برعهده پیمانكار است كه در این مراحل،‌با برنامه­ای دقیق و حساب شده، پرسنل و تجهیزات خود را كه در پروژه كاربرد ندارند به كاری دیگر بگمارد، یا به كار افرادی كه به صورت موقت برای این پروژه استخدام شده­اند و كار جدیدی برای آنها در نظر ندارد خاتمه داده، با آنها تسویه حساب نماید. رعایت صحیح مقررات دولتی و حل و فصل مسائل با اتحادیه­های كارگری از وظایف مشكل، ولی غیرقابل اجتنابی است كه پیمانكار با آن مواجه خواهد بود. در اواخر فاز سوم و شروع فاز پایانی، روحیه افراد شاغل در پروژه به دلیل نگرانی در مورد از دست دادن شغل و بیكار ماندن بمراتب ضعیفتر از دوره­های آغاز فاز اجرا می­باشد. پیمانكار باید این مسائل را در نظر داشته و با دقت و سنجش جنبه­های مختلف امور پرسنلی به حل آنها بپردازد.

 

در مرحله پایانی پروژه، تهیه گزارشات و یادداشت­های دقیق از نحوه اجرای كارها، باعث خواهد شد كه پیمانكار، برای شركت در مناقصات جدید، و برای اجرای پروژه­های جدید، منابع اطلاعاتی با ارزشی در اختیار داشته باشد.

 

در پایان این بحث، می­توان به طور خلاصه گفت: كه دقت در اجرای وظایف در مرحله چهارم و برنامه­ریزی صحیح برای تحویل هر چه سریعتر پرو‍ژه، علاوه بر آنكه از نظر اقتصادی به نفع صاحب كار و پیمانكار می­باشد از نظر كسب اعتبار برای شركت پیمانكاری و فراهم آوردن زمینه­های مناسب در دریافت پروژه­های جدید نیز دارای نقش و اهمیت قابل توجهی می­باشد.

 

 

 

وظایف مدیریت پروژه

 

وظایف اصلی مدیریت پروژه را می توان ایجاد هماهنگی لازم در اجرای فعالیت­ها برای كاربرد مناسب منابع و امكانات به منظور رسیدن به هدف نهایی پروژه دانست.

 

در ایجاد این هماهنگی الزاماً محدودیت­های زمانی، بودجه، نیروی انسانی، تجهیزات، مواد و سایر منابع و امكانات، همچنین محدودیت­های مربوط به كیفیت كارهای قابل اجرا و روشهای اجرای آنها، قوانین و مقررات حاكم بر محیط و بسیاری از محدودیت­های دیگر كه به نوعی با فازهای مختلف پرو‍ژه ارتباط خواهند داشت مورد نظر قرار می­گیرند.

 

برای انجام وظایف، مدیر احتیاج به برنامه­ریزی، سازماندهی،‌ رهبری و كنترل خواهد داشت. دو موضوع اصلی كه باید مدنظر بوده و پاسخی برای آنها تهیه شود عبارتند از:

 

1-   مقادیر (كمیتها) را چگونه باید تعیین نمود؟

2-   آیا از منابع و امكانات به صورتی كارآ و موثر استفاده می­شود؟

برای پاسخگویی به سئوال اول می­توان از تكنیك­های مختلف برنامه­ریزی و برنامه­بندی زمانی، روشهای تعیین سطح منابع و همچنین از روشهای موازنه زمان و هزینه استفاده نمود. سئوال دوم با كاربرد اطلاعات بازتابی در حین اجرای پروژه و كنترل روند اجرای فعالیتها قابل پاسخگویی خواهد بود.

 

بدیهیست عملیات برنامه­ریزی و برنامه­بندی زمانی مربوط به قبل از شروع عملیات اجرایی بوده ولی فعالیتهای كنترل همراه با عملیات اجرایی ادامه می­یابند. در برنامه­ریزی و برنامه­زمانی، پارامترهای زمان، هزینه و سایر منابع و امكانات لازم به نحوی تعیین می­شوند كه بتوان پروژه را به اقتصادی­ترین صورت ممكن اجرا نمود.امور كنترل به این منظور اعمال می شوند كه كارهای اجرایی مطابق آنچه كه برنامه ریزی و برنامه­بندی شده­اند انجام شوند. بنابراین، به منظور فراهم شدن امكانات لازم جهت كنترل، لازم است در ساختار سیستم­های مدیریت پروژه­ها، شرایط و وسایل لازم برای دریافت اطلاعات بازتابی فراهم شده باشند.

 

سیستم­های اطلاعات بازتابی، آگاهیهای لازم را از فعالیت­های اجرایی دریافت و با برنامه­هایی كه در مرحله قبل از اجرا تهیه شده­اند مورد مقایسه قرار داده و تجزیه و تحلیل می­كنند. نتایج این مقایسه به طور مستمر به سطوح مختلف مدیریت گزارش می­شوند. بدیهی است كسی كه در راس سازمان قرار دارد، به دلیل محدودیت وقت و اشتغال به سایر امور اجرایی نمی­تواند مستقیماً دریافت كننده همگی اطلاعاتی باشد كه از طریق سیستم اطلاعات بازتابی به مدیریت گزارش می­شوند،‌ بنابراین: لازم است نوع اطلاعاتی كه باید به مدیر و یا به سایر سطوح مدیریت در سازمان گزارش شوند، قبلاً مشخص شده باشد، تا مسیر جریان اطلاعات حالت ثابت و تعیین شده­ای داشته و از تداخل وظایف و مسئولیتها جلوگیری شود. قابل ذكر است كه اطلاعات دریافت شده در سطوح مختلف مدیریت، ممكن است برحسب لزوم ، به سایر سطوح گزارش شوند و یا در جلسات عمومی به صورت گروهی مورد بحث و تحلیل قرار گیرند.

 

اطلاعاتی كه از روند عملی پیشرفت كارها جمع­آوری شده و با مقادیر برنامه­ریزی شده مورد سنجش و مقایسه قرار می­گیرند، ممكن است شامل اطلاعات مالی از نحوه صرف بودجه و یا تاریخهای اجرای امور مختلف پروژه باشند.

 

مدیریت با بهره­گیری از نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل اطلاعات، در مورد نحوه پیشبرد فعالیت­ها تصمیم­گیری نموده، و این تصمیم­ها و راهنمایی­ها به امور اجرایی پرو‍ژه منتقل می­شوند ممكن است در مواردی نیز، نتیجه این تصمیم­گیری­ها ، ایجاد تغییرات و تصحیحاتی در برنامه­های تعیین شده باشد.

 انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management Association

با پیشرفت زمان تقریباً انواع فعالیتهای ساخت و تولید ویا فعالیت­های پژوهشی و علمی، در مقایسه با گذشته، در حجمی وسیع­تر و با پیچیدگی بیشتری تحت پروژه­هایی به مرحله اجرا درمی­آیند، پروژه­هایی كه محتاج به صدها و هزارها فعالیت  می­باشند، و در اجرای آنها درصد قابل توجهی از بودجه یك كشور صرف می­شوند، برای برنامه­ریزی چنین پروژه­هایی ، مسلماً‌ كاربرد روشهای علمی برنامه­ریزی امری ضروری می­باشد. لازم به توضیح است كه در اغلب موارد كه موضوع برنامه­ریزی یك پروژه مطرح می­شود، فقط برنامه­ریزی فعالیتهای فاز اجرایی كه شامل امور ساخت و تولید هستند مورد توجه مسئولین پروژه قرار می­گیرد،‌ولی فعالیت­های لازم در سایر فازهای پروژه نیز به نوبه خود دارای آن مقدار پیچیدگی و حجم هستند.


بتن سبک (فوم بتن)

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی
بتن سبک (فوم بتن)

فوم بتن پوششی است جدید جهت مصارف مختلف در ساختمان که به علت خواص فیزیکی منحصر به فرد خود بتنی سبک و عایق با مقاومت لازم و کیفیت مطلوب نسبت به نوع استفاده از آن ارائه میدهد.  این پوشش از ترکیب سیمان، ماسه بادی (ماسه نرم)، آب و فوم ( ماده شیمیایی تولید کننده کف ) تشکیل می شود.

  ماده کف زا در ضمن اختلاط با آب در دستگاه مخصوص، با سرعت زیادی، حباب های هوا را تولید و تثبیت نموده و کف حاصل که کاملا پایدار می باشد در ضمن اختلاط با ملات سیمان و ماسه بادی در دستگاه مخلوط کن ویژه، خمیری روان تشکیل می دهد که به صورت درجا با در قالب های فلزی یا پلاستیکی قابل استفاده می باشد.  این خمیر پس از خشک شدن با توجه به درصد سیمان و ماسه بادی دارای وزن فضایی از 300 الی 1600 کیلو گرم در متر مربع خواهد بود. 

 ویژگی های عمده فوم بتن

 ۱- عامل اقتصادی : سبکی وزن با مقاومت مطلوب فوم بتن یا توجه به نوع کاربرد آن , بطور کلی به لحاظ اقتصادی مخارج ساختمان را میزان قابل ملاحظه ای کاهش می دهد چون در نتیجه استفاده از آن , وزن اسکلت فلزی و دیوار ها و سقف کاهش یافته و ضمناً باعث کاهش مخارج فونداسیون و پی در ساختمان می گردد که با توجه به خواص فوق، با سبک تر بودن ساختمان، نیروی زلزله خسارات کمتری را در صورت وقوع متوجه آن می سازد.  

  ۲- سهولت در حمل و نقل و نصب قطعات پیش ساخته : حمل و نقل قطعات پیش ساخته : حمل و نقل قطعات پیش ساخته با فوم بتن هزینه کمتری را نسبت به قطعات بتنی دربرداشته و نصب قطعات بعلت سبکی آنها.  بسیار آسان می باشد، هر گونه نازک کاری به راحتی روی پوشش فوم بتن قابل اجراست و ضمناً چسبندگی قابل توجهی با سیمان و گچ دارد.  

 ۳- خواص فوق العاده عایق بودن در مقابل گرما , سرما و صدا : فوم بتن به علت پایین بودن وزن مخصوص آن یک عایق موثر در مقابل گرما , سرما و صداست.  ضریب انتقال حرارتی فوم بتن ( طبق جدول شماره 3 ) بین 65 0/0 تا 435/0می باشد ( ضریب هدایت حرارتی یتن معمولی بین 3/1 تا 7/1 می باشد ) استفاده از فوم بتن بعنوان عایق باعث صرفه جویی در استفاده از وسایل گرمازا و سرمازا می گردد.  فوم بتن عایق مناسبی جهت صدا با ضریب زیاد جذب آکوستیک به سمار می رود که در نتیجه بعنوان یک فاکتور رفاهی در جهت جلوگیری از ورود صداهای اضافی اخیرا مورد توجه طراحان قرا کرفته است.  

 ۴- خصوصیات عالی در مقابل یخ زدگی و فرسایش ناشی از آن و مقاومت در برابر نفوذ رطوبت و آب : نظر به اینکه فوم بتن در قشرهای سطحی دارای تخلخل فراوان می باشد در نتیجه شکاف های مویین و و درزهای کمتری در سطح ایجاد می شود و اگر  پوشش فوم بتن با ضخامت کافی مورد استفاده قرار گیرد در مقابل خطر نفوذ باران و رطوبت مقاومت مطلوبی خواهد داشت.  

 ۵- مقاومت فوق العاده در مقابل آتش : مقاومت فوم بتن در مقابل آتش فوق العاده می باشد.  

به طور مثال قطعه ای از نوع فوم بتن با وزن فضایی 700 الی 800 کیلو گرم در متر مکعب که حداقل 8 سانتی متر ضخامت داشته با شد به راحتی تا 1270 درجه سانتی گراد را تحمل می نماید و اصولا  در وزن های پایین غیر قابل احتراق است.  

 ۶- قابل برش بودن : به دلیل قابل برش بودن با اره نجاری و میخ پذیر بودن آن.  کارهای سیم کشی و نصب لوازم برقی و تاسیسات خیلی سریع و به راحتی قابل عمل خواهد بود.  

 کاربرد فوم بتن در ساختمان

 ۱- شیب بندی پشت بام : فوم بتن با صرفه ترین و محکم ترین مصالح سبکی است که می توان از آن برای پوشش شیب بندی استفاده نمود .  نظر به اینکه با دستگاه مخصوص به صورت بتن یکپارچه در محل قابل تهیه و استفاده است می توان مستقیماً روی آن را عایق بندی یا ایزولاسیون نمود.

 ۲- کف بندی طبقات : به دلیل سبکی وزن فوم بتن و آسان بودن تهیه آن.  می توان تمامی کف طبقات.  محوطه و بالکن ساختمان را بعد از اتمام کارهای تاسیساتی با آن پوشانده و بلافاصله عملیات بعدی را مستقیماً روی آن انجام داد.

 ۳- بلوک های غیر بار بر سبک : با بلوک های تو پر به ابعاد دلخواه می توان تمامی کار تیغه بندی قسمت های جدا کننده ساختمان را با استفاده از ملات یا چسب بتن انجام داد.  با این نوع بلوک ها علاوه بر اینکه از سنگین کردن ساختمان جلوگیری می شود عملیات حمل و نصب خیلی سریع انجام می گیرد و دست مزد کمتری هزینه می شود.  پس از اجرای دیوار می توان مستقیما روی آن را گچ نمود.  این بلوک ها دارای وزن فضایی بین 800 الی 1100 کیلو گرم می باشند.  

  ۴- پانل های جدا کننده یکپارچه و نرده های حصاری جهت محوطه و کاربری در موارد خاص : جهت ساخت دیوارهای سردخانه ها.  گرم خانه ها و سالن های ضد صدا می توان در محل با قالب بندی.  فوم بتن را به صورت یک پارچه عمودی ریخت.  به دلیل ویژگی عمده عایق بودن این نوع بتن.  جهت عیق بندی سردخانه ها.  گرم خانه ها.  پوشش لوله های حرارتی و برودتی و......  کاربرد مهمی دارد.  ضمنا به دلیل اینکه عایق صدا می باشد برای موتورخانه ها و اتاق های آکوستیک مورد استفاده وسیع قرار می گیرد. 

انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management Association

منبع:وبلاگ مهندسی عمران و معماری


مقاوم سازی پل ها

-
-
امیرحسین ستوده بیدختی
مقاوم سازی پل ها

پل ها در زمره سازه های مهمی هستند که در صورت آسیب پذیری تحت زلزله باعث ایجاد خسارات سنگین و تحمیل هزینه های هنگفت می گردد. با توجه به اینکه اینگونه سازه ها معمولا دارای وزن سنگین و همچنین دهانه های بلند می باشند چنانچه دارای مقاومت و شکل پذیری کافی نباشند بشدت تحت نیروهای لرزه ای آسیب پذیر خواهند بود. برای جلوگیری از خرابی پل ها و در نتیجه ایجاد خسارات مالی در اثر زلزله می­توان اینگونه سازه­ها را با روش های متفاوتی مقاوم سازی نمود.

انواع خسارات لرزه ای وارد بر پل ها

 

خسارات وارد بر ستون ستون ها

 

 

بر اساس آیین نامه های جدید طراحی لرزه ای پل، ستون های پل می توانند تحت نیروهای لرزه ای تسلیم شده و در نتیجه تحت تغییر شکل های غیر الاستیک قرار گیرند. با این نوع نگرش در طراحی می توان از لحاظ نیروهای لرزه ای اعمال شده بر ستون ها در صورت رفتار الاستیک اجتناب نمود و در نتیجه به طرح های اقتصادی­تری دست یافت. تسلیم شدن ستون ها ضمن اقتصادی نمودن طراحی باعث ایجاد میرایی هیسترتیک و در نتیجه استهلاک انرژی ورودی لرزه ای به سازه و کاهش نیرو های وارد شده به بخش روسازه می گردد. اما درصورت تسلیم شدن ستون های پل، این المان ها باید بتوانند تغییر شکل های غیر الاستیک را تحمل نمایند در غیر این صورت دچار خرابی می گردند.

خرابی ستون ها بسیار حائز اهمیت می باشد زیرا این المان ها بارهای ثقلی سازه را تحمل می نمایند. در نتیجه درصورت خرابی آنها تحت تغییر شکل های شدید لرزه ای کل سازه دچار فروریزش می گردد. برای آنکه ستون های پل بتوانند تغییر شکل های پلاستیک را تحمل نمایند باید جزییات آرماتوربندی مندرج در آیین نامه ها مانند مقدار و فاصله خاموت ها و طول مهاری آرماتورهای طولی را رعایت نمایند. شکل زیر خرابی یک ستون بتنی بعلت فقدان آرماتور عرضی مناسب و کمانش آرماتورهای طولی را نشان می دهد.

فروریزی عرشه پل ها

 

یکی از رایج ترین نوع خرابی های پل ها در زلزله فروریزی عرشه پل بعلت فقدان طول نشیمنگاه و اتصال مناسب بین دو انتهای عرشه با ستون ها می باشد. ایجاد درز انقطاع بین پانل های عرشه پل برروی ستون ها بسیار متداول می باشد. دو انتهای پانل عرشه برروی بالشتک هایی برروی ستون ها بصورت اتکایی قرار می گیرد. چنانچه طول این نوع تکیه گاه کم باشد، اختلاف جابجایی ستون پل ها در زلزله بعلت ارتعاشات ناهمگون ستون ها باعث از دست رفتن تکیه گاه عرشه شده، و عرشه بصورت یک جسم یکپارچه فرو می ریزد.

همانطور که در شکل زیر مشاهده می گردد جابجایی نسبی زیاد ستون ها نسبت بیکدیگر بعلت پدیده روانگرایی در زلزله اتفاق افتاده و باعث فروریزی ستون ها شده است.اینگونه خرابی در پل های مورب و منحنی شکل نیز بعلت ایجاد تغییر شکل های چرخشی حول محور عمود بر عرشه اتفاق می افتد.

 

کمانش تیر ورق ها

 

بعلت سختی و مقاومت زیاد فولاد، پل های فلزی دارای المان های لاغر و سبکی برای مقابله با بارهای ثقلی و لرزه ای می باشند. چنانچه مهاربندی جانبی مناسبی بین شاهتیرهای پل وجود نداشته باشد این گونه تیرها بشدت تحت نیروهای جانبی لرزه­ای که در جهت عرضی بر این تیرها وارد می­شوند آسیب پذیر هستند و چنانچه دارای سخت کننده و مهاربندی جانبی مناسبی نباشند دچار کمانش جانبی می شوند.

 

ضربه زدن عرشه پل ها بیکدیگر

 

در صورت عدم کفایت فاصله درزهای انقطاع پل، پانل های عرشه بیکدیگر ضربه زده و باعث ایجاد خربی در عرشه و یا تیر تحتانی 

می گردد. نمونه ای از این خرابی در شکل زیر نشان داده شده است.

آسیب دیدگی بالشتک ها

 

در بسیاری از مواقع بالشتک هایی که زیر تیر عرشه قرار می گیرند تحت نیروهای زلزله دچار خرابی شده که باعث افزایش نیروهای وارد به روسازه می گردند. همانطور که قبلا گفته شد برای جلوگیری از ایجاد خسارات مالی بعلت خرابی پل ها در زلزله، روش های متفاوتی برای مقاومت سازی اینگونه سازه ها وجود دارد که در زیر به برخی از آنها به اختصار اشاره می گردد.

مقید کردن درزهای انقطاع

 

همانطور که گفته شد عدم کفایت طول نشیمنگاه برای عرشه و از بین رفتن درز انقطاع یک از علل اصلی فروریزی پل ها در زلزله های مختلف بوده است. برای جلوگیری از این نوع خرابی می توان از قیدهایی استفاده نمود تا از جداشدگی درزها جلوگیری نماید. همچنین می توان با بکار بردن بستهای مناسبی اتصال مناسبی بین روسازه و ستون ها بر قرار نمود تا از جدا شدن عرشه پل از ستون ها و در نتیجه فروریزی آن جلوگیری نمود.

محصور نمودن ستون ها

 

با توجه به آنکه ستون های پل تحت اثر نیروهای لرزه ای تسلیم می شوند دچار تغییر شکل های پلاستیک شدیدی می گردند. در نتیجه این ستون ها باید دارای شکل پذیری کافی برای تحمل تغییر شکل­های زیاد باشند. در صورت عدم وجود جزییات آرماتور بندی مناسب برای ایجاد شکل پذیری مناسب و همچنین افزایش مقاومت خمشی و برشی ستون ها (در صورت نیاز) می توان از ایجاد ژاکت پیرامون این المان ها استفاده نمود. این ژاکت پیرامونی می توان بتنی، فولادی و یا از مصالح پلیمری باشد.

تیرهای اتصال

 

با ایجاد تیرهای اتصال در میانه ارتفاع ستون های پل می توان قاب هایی با سختی و مقاومت بالا در جهت عرضی پل تشکیل داد. این تیرها همچنین باعث کوتاه شدن طول موثر ستون ها و درنتیجه افزایش مقاومت و شکل پذیری آنها می شوند.

مقاومت سازی پل های فلزی

 

پل های فلزی معمولا دارای مقاطع لاغر و سبک می باشند که در صورت عدم رعایت آیین نامه های جدید تحت زلزله آسیب پذیر می باشند. برای تقویت اینگونه پل ها می توان بر حسب نیاز از اضافه نمودن سخت کننده به شاهتیرها و ستون ها، اضافه نمودن مهاربند فولادی برای افزایش سختی و مقاومت عرضی سازه استفاده نمود. همچنین می توان از میراگرهای مختلف در اعضای مهاربندی استفاده نمود تا با افزایش شکل پذیری و استهلاک انرژی ورودی زلزله نیروی وارد شده بر سازه را کاهش دهد. در شکل زیر نمونه ای از مقاوم سازی پل با استفاده از مهاربندهای فلزی نشان داده شده است.

انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management Association

منبع:وبلاگ مهندسی عمران و معماری


مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت ساخت

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت ساخت,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|