درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت پروژه

اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

آیا با قانون اساسی می توان پروژه را اداره کرد؟

1396/02/3
12:44
امیرحسین ستوده بیدختی
آیا با قانون اساسی می توان پروژه را اداره کرد؟

فرآیند قانون گذاری در جوامع، از زمانی که قانون گذاری وضع گردیده، یک حرکت از بالا به پایین و از کل به جزء بوده است. رهبران جامعه با الهام از خواست مردم و بر اساس آنچه تشخیص می دهند "درست" است، منشور قانون اساسی را تدوین می کنند. این منشور بالاترین و در عین حال کلی ترین بخش از قانون است که به منظور جهت دهی حرکت جامعه و آنچه انتظار می رود در اثر این حرکت محقق گردد، تدوین می شود. بعد از منشور نوبت به قانون اساسی می رسد که در آن آرمان های موردنظر جامعه درج می شود. بایدها و نبایدها در این مستند ثبت شده، بعد از توافق بر آن، بنیان قوانین جاریه که برای اداره جامعه مورد نیاز می باشند، معین می گردد. بر اساس قانون اساسی شقوق مختلف قانون، قانون خانواده، قانون کار، قانون بیمه و به اصطلاح کتب دیگر تدوین می گردند. اما چند موضوع باید در حین قانونگذاری رعایت گردد:

    قوانینی که درسطح جزیی تر قرار دارند، نمی توانند قوانین کلی تر را نقض کنند.
    برای ترمیم قوانین کلی تر شرایط سخت تری قایل می شوند.
    بدون درنظرگرفتن قوانین کلی تر، تدوین قوانین جزیی امکانپذیر نمی باشد.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


قراردادهایی که در اوان پروژه منعقد می شوند، به دلیل اینکه هنوز چشم انداز روشنی از وضعیت پروژه به وجود نیامده است، اقلام کلی و خط مشی ها را ترسیم می کنند، درست مانند قانون اساسی. اما برای اداره کردن و مدیریت پروژه، ضمن لازم بودن، کافی نیستند. در نبود قراردادهای مکمل، مبتنی بر برنامه های پروژه که به نوبه خود انعکاس دهنده واقعیت های پروژه هستند، کار به روش های فعلی که مبتنی بر "زور" هستند می کشد.
آنچه که باعث بروز مشکلات ارتباطات در پروژه ها می شود، مجموعه ای از مطالب هستند که به درستی در متن قراردادها به آنها پرداخته نشده است. البته همانگونه که گفته شد در مقطعی که قرارداد منعقد می شده امکان چنین عملی نبوده است. عدم پرداختن به موضوعاتی که به واقع اصل پروژه را تشکیل می دهند، باعث ایجاد محیطی در پروژه می گردد که در نهایت به پروژه صدمه وارد می سازد. مهم است که در قراردادها این پیش بینی شده باشد که در مقطعی بعد از تأیید توافقات برای همکاری، نحوه دقیق همکاری بر اساس برنامه پروژه تدوین و به تأیید مجدد طرفین قرارداد برسد. 

منش مدیریت پروژه و مک دونالد

1396/01/27
12:56
امیرحسین ستوده بیدختی
منش مدیریت پروژه و مک دونالد

پارچه نوشته های بزرگی بر سردر رستوران های مک دونالد نصب می شود که بر روی آنها نوشته شده "یک ساندویچ بیگ مک فقط 99 سنت". 99 سنت دقیقاً همان قیمت تمام شده این ساندویچ است. پس شرکت مک دونالد سود خود را از کجا به دست می آورد؟ مشتری وارد رستوران می شود به خیال اینکه غذای امروز وی ارزان تمام خواهد شد. اما در هنگام پرداخت باید 6 دلار پرداخت کند! واقع مطلب این است که آن ساندویچ را نمی شود بدون نوشابه خورد، و قیمت نوشابه مثلاً دو دلار است. با اضافه شدن سیب زمینی و شاید یک دسر سیب مجموع هزینه ها به همان 6 دلار بالغ می گردد.
این تکنیک بازاریابی را به نام روش مک دونالد می شناسند. در این روش، مشتری را با معروف ترین محصول جذب کرده، بعد با فروش محصولات مکمل، به قیمت بالا، سود مورد نظر را به دست می آورند. از طرف مشتری، اگر توجه لازم به این شیوه نشود در انتها خیلی دلخور خواهد شد و از این معامله گله مند. از داستان مک دونالد این نتیجه را می گیرم که به عنوان یک مشتری باید حواسم جمع باشد و بدانم که اصل مطلب کجاست. با تشخیص درست می توان هم به هدف رسید و هم دلخور نشد.
اکثر تکنیک های مدیریت پروژه، آنهایی که در کتب استانداردهای مدیریت پروژه ثبت شده اند، در دهه پنجاه و شصت میلادی تولید شده اند؛ تکنیک مسیر بحرانی، PERT، ارزش کسب شده، آنالیز مشتریان و بقیه آنها. شاید به غیر از زنجیره بحرانی که در اواخر دهه نود به میان آمده دیگر نتوان از تکنیک جدیدی اسم برد. نرم افزارها نیز با توجه به رشد پیکربندی سیستم ها رشد کرده اند. آنچه در کتب مدیریت پروژه بیشتر درج می شود همین تکنیک ها هستند. شاید ما به عنوان خواننده بیشتر به همین تکنیک ها توجه می کنیم. ولی واقعیت این است که تکنیک ها حکم بیگ مک را دارند و اصل سود در جای دیگری نهفته است. آموزش تکنیک های مدیریت پروژه چه در غالب تئوری و چه در غالب نرم افزاری در کوتاه مدتی امکانپذیر است. این کاری است که ما سالهاست به آن مشغولیم، اما به طرز قابل ملاحظه ای نمی توانیم از "فواید" این آموزش ها بهره مند شویم! چرا؟ به دلیل اینکه اصل قضیه در بهره مندی مورد انتظار در جای دیگری قرار دارد که بر روی پارچه نوشته های بزرگ تبلیغاتی دیده نمی شوند. بهره مندی از تکنیک های مدیریت پروژه مدیون استقرار "منش" و رفتار پروژه ای است. سازمان ها حاضر هستند که برای آموزش تکنیک ها هزینه کنند، که این هم خود جای قدردانی دارد! اما برای تغییر رفتار و استقرار منش پروژه ای تا به امروز سازمانی را در کشور مشاهده نکرده ام که جرأت لازم را داشته باشد. توجه کنید! نمی توان تکنیک مسیر بحرانی را در سازمان مستقر کرد وقتی که نظم لازم برای انجام کارها وجود ندارد. نمی توان قراردادها را مدیریت کرد در حالیکه ثبت وقایع پروژه اهمیتی ندارد. نمی توان پروژه را مدیریت کرد در حالیکه معلوم نیست ذینفع مالک است، مدیر است یا پیمانکار!
ما در اوک برای چند وقتی است که با شرکت های بزرگ پروژه ای دنیا در حال تبادل افکار هستیم، آنها بیشتر می گویند و ما بیشتر گوش می کنیم!! در بُعد تکنیک ها و اطلاعات، به نظر می آید که ما نسبت به آنان چیزی کم نداریم. شاید در بسیاری از اوقات دانش و اشراف شرکت های معتبر نسبت به تکنیک ها تعجب ما را بر انگیخته باشد. اما در بُعد منش کار پروژه ای، دنیایی از یادگیری وجود دارد. هنگام تهیه ساختار های تقسیم کاری قبل از اینکه به معیارهای تجزیه بپردازند به مالکیت آن توجه می کنند، چه ارگانی در تهیه، نگهداری و توزیع آن مسئولیت دارد و در انتها باید پاسخگو باشد. برای تشکیل جلسات باید دستور جلسه نوشت و در پایان هم صورت جلسه تهیه کرد. مهمتر از همه چیز، در مقابل تأمین اهداف پروژه در داخل سازمان باید مسئولین و پاسخگویان مشخص گردند. بعد از اتمام پروژه زمانی را برای استراحت و بازیابی انرژی تخصیص می دهند.
رفتار و منش پروژه ای کار کردن نیاز اصلی موفقیت در پروژه هاست، نه بیگ مک تکنیک ها؛ توجه کنیم.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



مدیریت پروژه چیست؟

1396/01/20
12:05
امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت پروژه چیست؟

به گفته ای، مدیریت پروژه عبارت است از فرآیند سازماندهی شیوه ای که تغییرات به طور مؤثر در درون یک سازمان به اجرا در می آید.
بسیاری از کسب و کارها با انجام پروژه هایی که دارای اهداف مشترک هستند، به مقاصد خود دست می یابند. غالباً پروژه ها دارای طول مدت محدود، تعدادی فعالیت و افراد درگیر، موعدها، و بودجه های ثابت هستند. مدیران پروژه، اینها را برنامه ریزی می کنند، مورد پایش قرار می دهند، و در صورت لزوم به انجام اقدامات اصلاحی می پردازند.
صرف نظر از نقشتان، این احتمال وجود دارد که در طی زندگی حرفه ای خود مجبور شوید پروژه ای را مدیریت کنید، یا نقشی فعال در آن داشته باشید. در صورتی که بدانید چگونه با فعالیت ها، افراد، موعدها، و مسئولیت های متعدد، شعبده بازی کنید، بر شهرت خود خوهید افزود و احتمال ارتقای خود را بهبود خواهید بخشید.
با صرف وقت:

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    چهارچوب های کاری مختلف مدیریت پروژه را بیاموزید تا بتوانید پروژه ها را از ابتدا تا انتها با موفقیت اجرا کنید.
    کشف کنید که چگونه می توانید افراد و فعالیت ها را به طور مؤثرتر زمانبندی نمایید.
    حمایت های لازم را برای ایده های خود جلب کنید به گونه ای که پشتیبانی و سرمایه مورد نیاز برای شروع پروژه خود را به دست آورید.
    در نهایت، با استراتژی های مدیریت تغییر آشنا شوید تا بتوانید دیگران را تشویق کنید که بر بی میلی خود نسبت به تغییرات غلبه نمایند.


مدیریت پروژه، نانو تکنولوژی، اخلاق

1396/01/8
12:55
امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت پروژه، نانو تکنولوژی، اخلاق

اندازه جرم مواد در محدوده علم نانو به اندازه یک میلیاردیم (9-10) متر است. در این اندازه، اثر قوه جاذبه بر روی اجرام ناچیز بوده، در عوض اصطکاک سطح افزایش می یابد. با استفاده از تکنولوژی نانو می توان به موادی دست یافت که به لحاظ استحکام و انعطاف، باورنکردنی باشند. مهم این است که بتوان جرم را در این اندازه تولید نمود و سپس محیطی را فراهم نمود که با یکی از متدولوژی های متداول بتوان آنها را به هم پیوند زد.
این مفهوم کوچک سازی اجرام، البته در اندازه های بسیار کوچک، همان مطلبی است که می تواند در تدوین متدولوژی های مؤثر مدیریت پروژه در ایران کارآیی داشته باشد. اگر بتوان کارهای پروژه را به اندازه های کوچک تقسیم کرد، خیلی کوچک، حالا اگر به اندازه نانو نباشند حداقل سایز مایکرو داشته باشند، چه اتفاقی می افتد؟ اگر کارها کوچک شده باشند تأثیر "قدرت جاذبه" بر روی آنها کمتر خواهد شد. اما قدرت جاذبه در این محیط چیست؟ به نظر من قدرت جاذبه در محدوده مدیریت پروژه همان "تخصص" است. یعنی اگر کارها را به اندازه های کوچکتری تقسیم کنیم برای اجرای آنها به تخصص کمتری نیاز خواهیم داشت. این موضوع چندان پیچیده نیست! وقتی که کار تجزیه گشته و به اندازه کوچکتری در می آید، از پیچیدگی آن کاسته و ساده تر خواهد شد. کار ساده تر را با تخصص کمتر نیز می توان انجام داد. این عمل با مفهوم نانو کاملاً مطابقت دارد. از طرف دیگر به علت اینکه کارها ساده تر شده اند، و به تبع آن تعداد آنها نیز بیشتر گشته، لذا اصطکاک بین کارها بیشتر خواهد شد. درست مانند همان پدیده ای که در نانو انتظار آن می رود. تبلور اصطکاک سطحی در محدوده مدیریت پروژه "ساختار سازمانی" پرو ژه است. پس با تجزیه کارها به اندازه های کوچکتر می توان نیاز به تخصص را کاهش داد، و این خود کمک بسیار بزرگی برای اجرای پروژه هایی است که به متخصصین با تجربه زیادی نیاز دارد، و برای مدیریت اصطکاک ناشی از افزایش کارها باید ساختار سازمانی مناسب را طراحی کرد.
بسیار خب، اینک که مفاهیم نانو را در طراحی متدولوژی مدیریت پروژه مطرح کرده و قرینه های آنها را ترسیم کردیم به الزامات اجرایی نیز توجه می کنیم. آنچه از اجرایی کردن مفاهیم فوق به دست می آید احتیاج کمتر به تخصص و در نتیجه جبران ریسک های متناظر با آن می باشد. اما لازمه موفقیت، طراحی سازمان مناسب خواهد بود. سازمانی که به علت حضور تعداد زیادی از کارشناسان کم تجربه، از ضعف ثبات سازمانی رنج خواهد برد. بسیاری از کارشناسان جوان در مصاف با پروژه ها به اصطلاح "کم" می آورند. از دوری خانواده گرفته تا انتظاراتی که تأمین کننده نظریه "یک شبه ره صد ساله رفتن" باشد. چگونه این اصطکاک سطحی را مدیریت خواهیم کرد؟ کلید موفقیت سازمان پروژه در همین موضوع نهفته است. در چنین شرایطی که از یک طرف کشور از کمبود متخصصین باتجربه رنج می برد، و از طرف دیگر با جوانانی سر و کار دارد که باید تحت نظر مراقبت های "ویژه" قرار گیرند، چگونه می توان سازمانی مؤثر و کارآ را با همین نیروها تدارک دید؟ پاسخ این سؤال جاری نمودن فرهنگ مناسب توسط مدیران ارشد سازمان های پروژه ای است. فرهنگی که اخلاق را در رأس توجهات خود قرار دهد، و مدیرانی که به آن فرهنگ عمل نمایند. باز هم برمی گردیم به موضوع اساسی ایجاد صلابت سازمانی؛ اخلاق. می خواهم از نانو شروع کنم و یا از هر نقطه دیگر ولی لاجرم تضمین اجرای مناسب تمامی تئوری هایی که در زمینه مدیریت سازمانی می دانم، بر می گردد به اخلاق. اینک شما قضاوت کنید، در مجموعه دروس مدیریت پروژه، در دانشگاه های معظم دنیا، و یا دانشگاه های خودمان، که اینک بعضی از آنها به عنوان بهترین دانشگاه های مهندسی دنیا شناخته می شوند، کدام یک به اخلاق در پروژه توجه می کنند؟ خودتان را خسته نکنید، صفر! ما در طی سال ها کار کردن در ایران مسائل مدیریت پروژه را شناسایی کرده ایم، در همین مدت نیز در محیط پروژه ها کار کرده ایم، و اینک به شما خوانندگان محترم می گوییم که تجربه ما می گوید که از بی اخلاقی، بد اخلاقی، کج اخلاقی رنج می بریم و به دلیل نبود و یا رقیق بودن مبانی اخلاقی در پروژه ها سازمان های محکم و مؤثر پروژه ای نیز نداریم. مسئله را می دانیم، راه حل را نیز می بینیم، اما نمیدانم چه بلاهتی است که همچنان بر تکنیک های "سیب زمینی" تأکید داریم. تنها چیزی که می تواند این روحیه را توجیه نماید بی علاقگی به پیشرفت کشور است. رمز موفقیت در اجرای موفق مفاهیم نانو در متدولوژی های مدیریت پروژه، استقرار مبانی و فرهنگ اخلاقی سازمانی است.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت پروژه

مدل سازی اطلاعات ساختمانمدیریت منابع انسانی
قراردادمدیریت دانش
موفقیتبرنامه ریزی
مدیریت پروژهتکنیک های خلاقیت
مدیریت ساختاستراتژی
چابکی در پروژهداستان مدیریتی
ساخت و ساز نابمدیران
مهندسی ارزشتصمیم گیری
مدیریت ریسک دفتر مدیریت پروژه
مدیریتبتن
رهبریمدیران پروژه
تکنیک های مدیریتی مهارت های مدیریتی
توسعه پایداراستاندارد PMBOK
کنترل پروژهآزمون pmp
سازمانمدیریت ساخت در شبکه های اجتماعی
مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت پروژه,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|