درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت منابع


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

ﺑﺮاى ﮐﺴﻰ ﮐﺎر ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺮاى اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎ، ﺳﺨﺘﮑﻮﺷﻰ و وﻓﺎدارى ﺷﻤﺎ ارزش ﻗﺎﺋﻞ ﺑﺎﺷﺪ

1398/09/5
22:40
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ﺑﻪ ﺟﺎﯾﻰ ﺑﺮوﯾﺪ ﮐﻪ ﻗﺪر ﺷﻤﺎ را ﺑﺪاﻧﻨﺪ، ﻧﻪ ﺟﺎﯾﻰ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﺤﻤﻠﺘﺎن ﮐﻨﻨﺪ.
اﮔﺮ ارزش واﻗﻌﻰ ﺷﻤﺎ را ﻧﻤﻰ ﺑﯿﻨﻨﺪ، زﻣﺎن ﯾﮏ ﺷﺮوع ﺗﺎزه ﻓﺮارﺳﯿﺪه اﺳﺖ.
اﮔﺮ از اوﻟﯿﻦ روز ﻫﻔﺘﻪ ﻣﻰ ﺗﺮﺳﯿﺪ و روز ﻣﻮرد ﻋﻼﻗﻪ ﺷﻤﺎ روز ﺗﻌﻄﯿﻞ آﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ اﺳﺖ، ﺷﺎﯾﺪ زﻣﺎن آن ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺤﻞ ﮐﺎر ﺧﻮد را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ.
رﻫﺒﺮاﻧﻰ ﮐﻪ ارزش اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎ، ﺳﺨﺘﮑﻮﺷﻰ و وﻓﺎدارى ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺧﻮد را ﻧﻤﻰ ﺑﯿﻨﻨﺪ، ﭘﺎﯾﺪار ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ ﻣﺎﻧﺪ. ﯾﮑﻰ از وﻇﺎﯾﻒ ﯾﮏ رﻫﺒﺮ، آن اﺳــﺖ ﮐﻪ ﻗﺪر اﻓﺮاد ﺧﻮد را ﺑﺪاﻧﺪ، و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺎ اﻓﺘﺨﺎر )PRIDE( آﻧﻬﺎ را ﺗﺸــﻮﯾﻖ ﻧﻤﺎﯾﺪ. در اﯾﻨﺠﺎ PRIDE از ﺣﺮوف اول ﮐﻠﻤﺎت زﯾﺮ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ و ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ آﻧﻬﺎ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ:
 )ارﺗﻘﺎ دادن(Promote  
)ﭘﺎداش دادن(Reward  
)دﺧﺎﻟﺖ دادن آﻧﻬﺎ در اﻣﻮر(Involve  
)ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﺮدن(Defend  
)دادن ﻗﺪرت و اﺧﺘﯿﺎر( Empower 



ساعت، توربیون و قطب نما

1398/02/4
10:06
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
چرخ دنده ها براى تغییر سرعت یا جهت حركت در سیستم هاى مكانیكى مورد استفاده قرار مى گیرند. با توجه به دایره محدود دانش مكانیكى من، هیچ فضایى به اندازه ساعت هاى مچى مرا شیفته چرخ دنده ها نمى كند (البته گیربكس خودرو هم به فاصله كمى از ساعت قرار دارد). ساعت ها از یك منظر به سه دسته  تقسیم مى شوند:  الكترونیكى،  اتوماتیك و  كوكى. 

اولى با باطرى كار مى كند و چرخ دنده اى در كار نیست. دسته دوم مكانیزم چرخ دنده ها را دارا مى باشد، اما با بهره گیرى از یك سكان كه به صورت خودكار و با حركت مچ و دست حركت مى كند، كوك مى شوند. اما دسته سوم را خودِ شما باید كوك  كنید، كه عمدتاً عمل كوك كردن، فنر داخل ساعت را فشرده كرده، با آزاد شدن تدریجى فنر، نیروى لازم جهت حركت چرخ دنده ها تولید مى گردد. هر چه ساعت  مكانیزم ساده تر و در عین حال خروجى هاى بیشتر داشته باشد، ارزش بالاترى هم خواهد داشت. لذا ساعت هاى كوكى كه قادر به نمایش وقت (ساعت، دقیقه و ثانیه) همراه با داده هاى دیگر مانند تقویم، هنگام شب یا روز، وقت دوم، و كورونومتر باشند، داراى بالاترین ارزش مالى هستند. البته یك نكته دیگر را هم باید اضافه كنم: حركت چرخ دنده ها، و به تبع آن عقربه هاى ساعت، متأثر از نیروى جاذبه قدرى كندتر از گذر حقیقى زمان خواهد بود. لذا مشاهده مى كنید كه ساعت ها از زمان واقعى عقب مى افتند. مكانیزم دیگرى در ساعت ها تعبیه مى شود كه نامش توربیون است. من با چگونگى كاركرد آن آشنا نیستم اما نتیجه حركت سریع توربیون باعث خنثى كردن تأثیر نیروى جاذبه شده، عقربه ها با زمان واقعى تطبیق بیشترى پیدا مى كنند. در همینجا لازم است متذكر شوم كه قیمت یك ساعت مكانیكى (توربیون در ساعت هاى باطرى دار قرار نمى گیرد) با توربیون بین چهار تا هشت برابر قیمت همان ساعت بدون توربیون است!! نقش توربیون به تعبیر روزنامه نگاران "جمع كردن حاشیه ها" ست. توربیون اجازه مى دهد كه چرخ دنده ها آن كارى را كه باید انجام دهند، بدون درگیر شدن با حواشى، (در این مورد نیروى جاذبه) انجام دهند. در سازمان مدیریت پروژه مى توان بهترین چرخ دنده ها، سازمان مناسب همراه با نیروهاى خبره، را تأمین كرد اما اگر فكرى به حال حاشیه هاى محیط پروژه نكنیم با تأخیر در انجام وظایف محوله روبرو خواهیم شد (این به معناى تأخیر در اتمام پروژه نیست، اما فعلاً مجالى براى تشریح ندارم). نسبت قیمت ساعت ها به گونه اى كه در بالا به لحاظ استفاده از توربیون عرض كردم در پروژه ها هم با نسبت بسیار بالاتر وجود دارد. به پروژه هاى خود بنگرید، حاشیه ها را حس مى كنید؟ توربیون سازمان پروژه شما كجاست؟ ساعت با تمامى ظرافت ها و شگفتى هایش گذر زمان را با دقتى قابل برآورد نشان مى دهد. با استفاده از ساعت مى توان مدت زمان طى كردن مسیرى از نقطه a به نقطه b را اندازه گرفت؛ اما ساعت نمى تواند بگوید كه آیا نقطه b در جهت درست حركت ما قرار دارد یا خیر. چنین انتظارى از ساعت نمى رود، ولى به هنگام حركت، تشخیص جهت الزامى است. اگر ذره اى در جهت یابى اشتباه كنیم، تاوان آن را باید با برگشت ها و تنظیمات مجدد و با صرف هزینه هاى نجومى (مى گویند وقت طلاست) جبران كنیم. در این مورد نیاز ما به قطب نماست. قطب نما همیشه شمال واقعى را شناسایى كرده، بر حسب آن، جهت درست را نشان مى دهد. با وجود تمامى چرخ دنده ها در ساعت، حتى با استقرار یك توربیون بى نظیر، احتیاج به یك قطب نما براى رسیدن به مقصد، واضح است كه بدیهى است. البته در صورتى كه هدف، تنها حركت كردن باشد و جهت مشخصى مد نظر نباشد آنگاه به قطب نما نیازى نخواهد بود؛ چه بسا كه وجود قطب نما خود باعث بروز هیجانات بیمورد شود. اما با فرض اینكه در انجام و تكمیل یك پروژه، هدف و مقصدى مشخص مد نظر است، باید از خود سؤال كنیم كه در پروژه ما چه سازمان و یا چه شخصى نقش قطب نما را ایفا مى كند؟ اگر قرار شد كه در هم بلولیم، نیازى به ساعت و قطب نما نداریم. اما اگر قرار بر این شد كه پروژه انجام دهیم آنگاه باید در طراحى چرخ دنده ها زمان صرف كنیم و پارامترهاى آنرا، كه سایز چرخ دنده هاست، بدقت محاسبه كنیم، نحوه تعامل چرخ دنده ها را با یكدیگر تنظیم كرده، توربیون را مستقر كنیم و قطب نما را در كنار خود داشته باشیم. لذا باید از خود بپرسیم: 


 كدام ساختارها براى پروژه نیاز به تعریف دارند؟  دوره هاى زمانى یك برنامه را چگونه تدوین كنیم؟  افق برنامه ریزى را چگونه محاسبه كنیم؟  آیا آنانى كه در سِمَت مدیریت (جمع كردن حواشى) قرار گرفته اند، براى این كار مناسبند؟ (حداقل، دوره اى كلاسیك در مدیریت دیده اند؟)  قطب نماى پروژه، آن شخص و یا سازمانى كه باید از هدف پروژه حراست كند، كیست؟ با این همه چرخ دنده و پارامتر و اجزا، چه كسى مسئولیت ایجاد وحدت كلمه، حركت به سوى هدفى مشترك، را پاسدارى مى كند؟ 


از ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺧﻮد ﻣﺮاﻗﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ وﮔﺮﻧﻪ رﻗﺒﺎﯾﺘﺎن اﯾﻦ ﮐﺎر را ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮐﺮد!

1397/04/3
04:21
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
وﻗﺘﻰ ﮐﺎرﻣﻨﺪى ﺷــﺮوع ﺑﻪ ﮐﺎر ﻣﻰ ﮐﻨﺪ، ﻣﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺪﯾﺮ، وﻓﺎدارى او را ﺑﻪ دﺳﺖ آورده اﯾﻢ، زﯾﺮا او را اﺳﺘﺨﺪام ﮐﺮده اﯾﻢ و ﻓﺮﺻﺘﻰ ﺑﻪ او داده اﯾﻢ. اﻓﺮاد ﺗﺎزه اﺳــﺘﺨﺪام ﺷﺪه، ﺑﺎ ﺷﻮر و اﺷﺘﯿﺎق و اﻧﺮژى ﻓﺮاوان ﻣﻰ آﯾﻨﺪ و آﻣﺎدﮔﻰ آﻧﺮا دارﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﻮه ﻫﺎ را ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﻨﻨﺪ.
اﯾﻦ وﻓﺎدارى و ﺷﻮر و ﺷﻮق ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺴﺮﻋﺖ از ﺑﯿﻦ ﺑﺮود.
 ﻣـﺎ وﻓﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳـﺖ ﻣﻰ دﻫﯿـﻢ اﮔﺮ درك ﻧﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ وﻓﺎدارى ﭼﯿﺴـﺖ. ﺟﯿﺴــﻮن ﻓﺮﯾــﺪ )Jason Fried( ﻣﺪﯾﺮ ﻋﺎﻣﻞ ﺷــﺮﮐﺖ Basecamp ﻣﻰ ﮔﻮﯾﺪ: وﻓﺎدارى ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از ﺑﺎﻻ ﺑﺮدن ﺷــﺎﺧﺺ ﻫﺎ، ﺳﺮ وﻗﺖ ﺣﺎﺿﺮ ﺷــﺪن، ﻗﺎﺑﻞ اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻮدن، اﻧﺠﺎم آﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺷــﻤﺎ ﻣﻰ ﮔﻮﯾﯿﺪ ﻣــﻰ ﺧﻮاﻫﯿﺪ اﻧﺠﺎم دﻫﯿﺪ، اﻣﯿﻦ ﺑﻮدن، درﺧﻮاﺳــﺖ ﮐﺎر روزاﻧﻪ ﻋﺎدﻻﻧﻪ، اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﮐﺎر، اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﻣﺸــﺘﺮى، اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﺳــﺎزﻣﺎن، اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﻫﻤﮑﺎران، ﺗﻠﻒ ﻧﮑﺮدن وﻗﺖ، ﺳﺨﺖ ﻧﮑﺮدن ﮐﺎر ﺑﺮاى دﯾﮕﺮان، اﯾﺠــﺎد ﻧﮑﺮدن ﮐﺎرﻫﺎى ﻏﯿﺮﺿﺮورى ﺑﺮاى دﯾﮕﺮان، ﺗﻨﮕﻨﺎ ﻧﺒﻮدن، و اﻧﺠﺎم ﻧﺪادن ﮐﺎرﻫﺎى ﺑﯿﻬﻮده".

 ﻣـﺎ وﻓـﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳـﺖ ﻣﻰ دﻫﯿﻢ اﮔـﺮ از ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﻤﺎن ﭼﯿﺰى را ﺑﺨﻮاﻫﯿﻢ ﮐﻪ آﻧﺮا ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺪﻫﮑﺎر ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ: ﺳﻼﻣﺘﻰ آﻧﻬﺎ، درﺳﺘﮑﺎرى آﻧﻬﺎ، ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ آﻧﻬﺎ، آراﻣﺶ ﻓﮑﺮى آﻧﻬﺎ و ﺧﺎﻧﻮاده ﺷﺎن.
 ﻣﺎ وﻓﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳﺖ ﻣﻰ دﻫﯿﻢ اﮔﺮ ﻣﺎﻧﻊ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﺸﺎن ﺑﺸﻮﯾﻢ.
 ﻣـﺎ وﻓـﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳـﺖ ﻣـﻰ دﻫﯿﻢ اﮔـﺮ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻧﯿﺎز را ﺑﻪ ﻣﺎ دارﻧﺪ، ﺧﻮد را از اﯾﺸﺎن ﭘﻨﻬﺎن ﮐﻨﯿﻢ.
 ﻣـﺎ وﻓﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳـﺖ ﻣﻰ دﻫﯿـﻢ اﮔﺮ اﻓﺮادى را ارﺗﻘﺎ دﻫﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ارﺗﻘﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ.
 ﻣـﺎ وﻓـﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳـﺖ ﻣﻰ دﻫﯿﻢ اﮔﺮ ﺑـﻪ آﻧﻬﺎ اﺟﺎزه ﻧﺪﻫﯿﻢ ﺷﻮر و ﺷﻮق ﺧﻮد را دﻧﺒﺎل ﮐﻨﻨﺪ.
 ﻣﺎ وﻓﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳﺖ ﻣﻰ دﻫﯿﻢ اﮔﺮ ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ ﻣﺸﮑﻼت ﺧﻮدﻣﺎن، ﻓﺮﺻﺖ ﭘﯿﺪا ﻧﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ اﯾﺸﺎن ﮐﻤﮏ ﻧﻤﺎﯾﯿﻢ.
اﻓﺮاد ﻗﻮى ﺑﺮاى ﺧﻮدﺷﺎن اﯾﺴﺘﺎدﮔﻰ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ؛رﻫﺒﺮان ﻗﻮى ﺑﺮاى دﯾﮕﺮان اﯾﺴﺘﺎدﮔﻰ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ.


ﭼﺮا ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ؟

1396/11/27
07:50
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
 وﻗﺖ ﻃﻼﺳـﺖ. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻃﺒﻖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻋﺒﺎرت اﺳــﺖ از ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿــﺮى در زﻣﺎن ﺣﺎل ﺑﺮاى آﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﯿﻢ در آﯾﻨﺪه اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ". ﺑﻪ اﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﯿﻦ اﺗﺨﺎذ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺗﺎ اﺟﺮاى ﺗﺼﻤﯿﻢ، ﮐﻪ در اﺻﻄﻼح ﺑﻪ آن ﻟﯿﺪ ﺗﺎﯾﻢ" ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻰ ﺷــﻮد، ﮔﻨﺠﯿﻨــﻪ اى را در اﺧﺘﯿﺎر ﻣﺎ ﻗﺮار ﻣﻰ دﻫﺪ ﮐﻪ وﻗﺖ اﺳــﺖ. وﻗــﺖ دارﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺮاى اﺟــﺮاى ﮐﺎرﻫﺎﯾﻰ ﮐﻪ ﻗﺼﺪ اﻧﺠﺎﻣﺸــﺎن را دارﯾﻢ آﻣﺎده ﺷــﻮﯾﻢ. اﻟﺒﺘﻪ ﺗﺒﻠﻮر ﻃﻼﯾــﻰ ﺑﻮدن اﯾﻦ وﻗﺖ، ﻣﻮﻗﻌﻰ ﻣﺤﻘﻖ ﻣﻰ ﺷﻮد ﮐﻪ آﻧﺮا ﻫﺪر ﻧﺪﻫﯿﻢ و ﺑﺮاى ﻣﻘﺼﻮد آﻣﺎده ﺳﺎزى ﻣــﻮرد ﺑﻬﺮه ﺑﺮدارى ﻗــﺮار دﻫﯿﻢ. در ﺻﻮرﺗﻰ ﮐﻪ ﻟﯿﺪ ﺗﺎﯾﻢ را ﺑﻰ ﺗﻮﺟﻪ رﻫﺎ ﮐــﺮده، ﻣﻨﺘﻈﺮ رﺳــﯿﺪن ﻣﻮﻗﻊ اﺟﺮاى ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت ﺧﻮد ﺷــﻮﯾﻢ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮاى ﺳﻨﺎرﯾﻮﻫﺎى ﮐﻤﺪى ﻗﯿﺮ و ﻗﯿﻒ" ﻫﻢ آﻣﺎده ﺷﻮﯾﻢ. راﺳﺘﺶ ﺑﻬﺮه ﺑﺮدن از ﻫﻤﯿﻦ ﻟﯿﺪ ﺗﺎﯾﻢ ﺑﺮاى ﻣﻦ ﺗﻔﺎوت ﺑﯿﻦ ﺻﺒﺮ و اﻧﺘﻈﺎر را ﻣﺤﺴــﻮس ﮐﺮده. اﺳﺘﻔﺎده از ﻟﯿﺪ ﺗﺎﯾﻢ، ﯾﻌﻨﻰ اﺻﺮار ﺑﺮ ﻣﻮﺿﻊ ﺧﻮد ﺟﻬﺖ آﻣﺎده ﺑﻮدن ﺑﺮاى اﻧﺠﺎم ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت"، ﮐﻪ در ﻧﺰد ﻣﻦ ﻣﻌﻨﻰ ﺻﺒﺮ را دارد، ﯾﮏ ﻓﻌﻞ ﻓﻌﺎل. از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ دﺳﺘﺮﺳــﻰ ﺑﻪ ﻟﯿﺪ ﺗﺎﯾﻢ و ﻫﺪر دادن آن ﺗﺎ ﻫﻨﮕﺎم رﺳــﯿﺪن ﺑﻪ زﻣــﺎن اﻧﺠﺎم ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت را ﻋﻤﻠﻰ ﻣﻨﻔﻌﻼﻧﻪ ﻣﻰ ﭘﻨﺪارم ﮐﻪ از آن ﺑﻪ اﻧﺘﻈﺎر ﯾــﺎد ﻣﻰ ﮐﻨﻢ. ﺻﺒﺮ را ﻓﻌﺎل و اﻧﺘﻈﺎر را ﻣﻨﻔﻌﻞ ﻣﻰ ﭘﻨﺪارم و ﻟﺬا ﺗﻮﺻﯿﻪ ﺑﻪ 
ﺻﺒﺮ ﻣﻰ ﮐﻨﻢ. 
 ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى، ﺑﺎ ﺣﺎل" ه. ﯾﮑﻰ از دوﺳــﺘﺎﻧﻢ، آﻗﺎى ﻣﻬﻨﺪس زﻣﺎﻧﻰ، ﺑﻨــﺪه را ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻌﻨﻰ دﻗﯿــﻖ اﯾﻦ اﺻﻄﻼح در ﻧﺰد ﻣﺎ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﮐﺮد ﮐﻪ در ﺗﻤﺠﯿﺪ از ﻣﻮﺿﻮﻋﻰ ﭘﺴــﻮﻧﺪ ﺑﺎﺣﺎﻟﻪ" را اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ. اﯾﺸﺎن ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷــﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻨﻈــﻮر ﺗﻮﺟﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻮرد ﺑﺤﺚ ﺑﻪ زﻣــﺎن ﺣﺎل ﺑﻮده. ﯾﻌﻨﻰ ﻫﺮ آﻧﭽﻪ از آن ﺑﻪ ﻣﻄﻠﻮﺑﯿﺖ ﯾﺎد ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ ﻧﻪ در ﮔﺬﺷــﺘﻪ ﮔﯿﺮ ﮐﺮده و ﻧﻪ در ﺳــﺮاب آﯾﻨﺪه ﮔﺮﻓﺘﺎر ﺷــﺪه،  ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ زﻣﺎن ﺣﺎل اﺳﺖ. در ﻧﺘﯿﺠﻪ از ﺻﻔــﺖ ﺑــﺎ ﺣﺎل در ﺗﻌﺮﯾﻒ از آن ﻣﻮﺿﻮع اﺳــﺘﻔﺎده ﻣــﻰ ﮐﻨﯿﻢ. اﯾﻦ ﺑﺎ ﺣﺎل" ﺑﻮدن دﻗﯿﻘﺎً ﻫﻤﺎن ﭼﯿﺰى اﺳــﺖ ﮐﻪ از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى اﻧﺘﻈﺎر دارﯾﻢ. ﺑﺎ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮى در ﻣﻮرد آﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﯿﻢ در آﯾﻨﺪه اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ، ﺗﮑﻠﯿﻒ ﺧﻮد را ﺑﺮاى زﻣﺎن ﺣﺎل ﻣﻌﯿﻦ ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ. ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻰ ﺷﻮد ﮐﻪ در زﻣﺎن ﺣــﺎل ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣــﻮاردى ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺮداﺧﺖ ﺗﺎ آﻣﺎده ﺑﺎﺷــﯿﻢ. ﻟﺬا در ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى، ﻣﺎ ﻣﺸﻐﻮل ﺑﻪ دو ﻓﻌﻞ ﻫﺴﺘﯿﻢ: 
1- آﻧﭽﻪ ﻗﺮار ﺑﻮده اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ و اﯾﻨﮏ ﺑﺮاى اﻧﺠﺎﻣﺶ آﻣﺎده ﻫﺴﺘﯿﻢ و2- آﻧﭽﻪ ﺑﺮاى آﻣﺎده ﺳﺎزى ﮐﺎرﻫﺎى آﺗﻰ ﺑﺎﯾﺪ اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ.
     ﺑﻪ واﻗﻊ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺑﺎ ﺣﺎل .
 ﻓﺮﻫﻨـﮓ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﻢ از دﺳــﺘﻪ آن ﮐﻠﻤﺎﺗﻰ اﺳــﺖ ﮐــﻪ در ﻃﻰ زﻣﺎن ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻫﺎى ﻣﺘﻔﺎوت ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ. آن ﺗﻌﺮﯾﻔﻰ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﺪ ﻧﻈﺮ دارم ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از رﻓﺘﺎر ﻣﺎ در ﻗﺒﺎل ﺗﻮاﻓﻘﺎﺗﻤﺎن". ﻣﺜﻼً اﮔﺮ ﺗﻮاﻓﻖ ﮐﺮده اﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﺑﯿﻦ دو ﺧﻂ راﻧﻨﺪﮔﻰ ﮐﻨﯿﻢ و ﻧﻤﻰ ﮐﻨﯿﻢ، ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻌﻨﻰ اﺳــﺖ ﮐﻪ از ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺎﯾﯿﻦ راﻫﻨﻤﺎﯾﻰ و راﻧﻨﺪﮔﻰ ﺑﺮﺧﻮردار ﻫﺴــﺘﯿﻢ و ﺑﺮﻋﮑﺲ. ﯾﺎ اﮔﺮ ﺗﻮاﻓــﻖ ﮐﺮده اﯾﻢ ﮐﻪ ﻗﺎﻧﻮن را رﻋﺎﯾــﺖ ﮐﻨﯿﻢ و ﻧﻤﻰ ﮐﻨﯿﻢ،  ﻓﺎرغ از اﯾﻨﮑﻪ ﭼــﻪ ادﺑﯿﺎت و ﯾــﺎ ﺗﺎرﯾﺨﻰ دارﯾﻢ، از ﻧﻈﺮ اﺟﺘﻤﺎﻋــﻰ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻰ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﻫﺴــﺘﯿﻢ و ﺑﺮﻋﮑﺲ. اﻣﺎ ﺑــﺮاى اﻧﺪازه ﮔﯿﺮى ﻓﺮﻫﻨﮓ و رﺳــﯿﺪن ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ اى از ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎﻻ ﯾﺎ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺳﻪ ﻧﮑﺘﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮد:
1-آﯾﺎ ﻗﻮاﻋﺪ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺴــﺘﻘﺮ ﺷــﺪه اﻧﺪ؟ (آﯾﺎ ﻗﺎﻧﻮن ﺗﺪوﯾﻦ ﺷﺪه اﺳﺖ؟)
2- آﯾﺎ اﻓﺮاد در ﻣﻮرد ﻗﻮاﻋﺪ، ﺗﻔﻬﯿﻢ ﺷﺪه اﻧﺪ؟
3-آﯾﺎ ﻣﯿﺰاﻧﻰ ﺑﺮاى اﻧﺪازه ﮔﯿﺮى ﮐﺮدن رﻓﺘﺎر ﻧﺴــﺒﺖ ﺑﻪ ﻗﻮاﻋﺪ در دﺳــﺖ 
ﻫﺴﺖ ﯾﺎ ﺧﯿﺮ؟   ﭘــﺲ،  در ﻣــﻮرد راﻧﻨﺪﮔﻰ: آﯾــﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦ راﻫﻨﻤﺎﯾﻰ و راﻧﻨﺪﮔﻰ ﻣﺪون ﺷــﺪه اﻧﺪ؟ ﭘﺎﺳــﺦ ﻣﺜﺒﺖ اﺳــﺖ. آﯾﺎ اﯾﻦ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺑﻪ راﻧﻨﺪﮔﺎن ﺗﻔﻬﯿﻢ ﺷﺪه اﺳﺖ؟ ﻋﻠﻰ اﻟﻘﺎﻋﺪه ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺎﺳــﺦ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﺪ، ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﺮاى ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮔﻮاﻫﯿﻨﺎﻣﻪ، از راﻧﻨﺪﮔﺎن آزﻣﻮن ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻰ ﺷــﻮد. آﯾﺎ رﻓﺘﺎر راﻧﻨﺪﮔﺎن ﻣﺆﯾﺪ اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﻗﻮاﻧﯿﻦ اﺳﺖ؟ ﭘﺎﺳﺦ آن ﺑﻪ وﺿﻮح ﻣﻨﻔﻰ اﺳﺖ. ﭘﺲ در اﻣﺮ راﻧﻨﺪﮔﻰ، ﻣﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ اى ﺑﻰ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺴــﺘﯿﻢ. ﺣﺎل ﻣﺤﯿﻂ ﭘﺮوژه را در ﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. آﯾﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﻣﺤﯿﻂ ﻣﺪون ﺷﺪه اﺳــﺖ؟ در ﺻﻮرت ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى، ﭘﺎﺳﺦ ﻣﺜﺒﺖ اﺳﺖ. آﯾﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺑﻪ دﺳﺖ اﻧﺪرﮐﺎران ﭘﺮوژه ﺗﻔﻬﯿﻢ ﺷﺪه اﺳﺖ؟ در ﺻﻮرت ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى، ﭘﺎﺳــﺦ ﻣﺜﺒﺖ اﺳﺖ. رﻓﺘﺎر دﺳﺖ اﻧﺪرﮐﺎران ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﭼﮕﻮﻧﻪ اﺳﺖ؟ ﺑﺎ داﺷــﺘﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، ﻣﯿﺰاﻧﻰ دارﯾﻢ ﮐﻪ اﯾﻦ رﻓﺘﺎر را ﻣﻰ ﺗﻮان اﻧــﺪازه ﮔﯿﺮى ﮐﺮد. ﺑــﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻰ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘــﺮوژه اى ﮐﺎر ﮐﺮدن ﺧﻮد را ﺑﺎ داﺷﺘﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﺮدن ﻣﻰ ﺗﻮان ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﻰ ﮐﺮد. 
ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺿﻤﻦ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻘﺪس ﻧﯿﺴﺖ، اﻣﺎ اﻧﺠﺎﻣﺶ ﻓﻮاﯾﺪ ﻓﻮق و ﭼﻨﺪ دﻟﯿﻞ دﯾﮕﺮ ﻫﻢ دارد. 


مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت منابع

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت منابع,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|