درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت برنامه

22.jpg (364×96)11.jpg (364×96)

ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

ﻗﺪاﺳﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى

1396/10/19
20:13
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ در ﮐﻼس ﻫﺎى درس، ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾــﺰى را ﺗﺪرﯾﺲ ﻣــﻰ ﮐﺮدم، ﻫﯿﭽــﮕﺎه آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻫﺪﻓــﻢ اﯾﺠــﺎد درآﻣﺪ و ﯾﺎ ﻣﺤﺎﻓﻈــﺖ از درآﻣﺪى ﮐﻪ داﻧﺸــﮕﺎه ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ﺗﺪرﯾﺲ اﯾﻦ درس ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣــﻰ داد، ﻧﺒﻮدم. اﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ اﻋﺘﺮاف ﮐﻨﻢ ﮐﻪ از ﺿﻤﯿﺮ ﻧﺎﺧــﻮدآﮔﺎه ﺧﻮدم ﻫﻢ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻧﺒــﻮدم. ﯾﻌﻨﻰ ﻣﻦ ﻫﯿﭽﮕﺎه اﯾﻦ روش را ﺑﺎ روش ﻫﺎى دﯾﮕﺮ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﮑﺮده ﺑﻮدم ﺗﺎ ﺑﻪ ﺻﺪاﻗﺖ ﮐﺎرآﯾﻰ آن ﭘﻰ ﺑﺮده و ﺑﺎ اﻃﻤﯿﻨﺎن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان روش ﺑﺮﺗﺮ ﻣﻄﺮح ﮐﺮده ﺑﺎﺷﻢ. آﯾــﺎ روش ﻫﺎى دﯾﮕﺮى ﺑﻪ ﻏﯿــﺮ از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻫﻢ ﻫﺴــﺖ ﮐﻪ ﮐﺎرآﯾﻰ ﺑﻬﺘــﺮى دارﻧﺪ؟ آﯾﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣﺜﻼً در ﻣﻘﺎﯾﺴــﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﺨﺎره ﮐﺮدن، ﻣﺆﺛﺮﺗﺮ ﺑﻮده؟  آﯾﺎ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣﻰ ﺗﻮان ﺑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺠﻰ ﺑﻬﺘﺮ از آﻧﭽــﻪ از ﻃﺮﯾﻖ رﻣﻞ و اﺳــﻄﺮﻻب ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻰ ﮔﺮدد، رﺳﯿﺪ؟ اﮔﺮ ﻓﺮض ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﮐﻪ روش ﻣﺎ اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ در ﻣﺴﯿﺮى، ﻣﺜﻞ ﻗﺮارداد ﯾﮏ ﭘﺮوژه، ﻗﺮار ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ و در ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻣﻮﺿﻮع، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷــﺮوع ﺧﺎﮐﺒﺮدارى، ﺷــﯿﺮ ﯾﺎ ﺧﻂ را ﻣﻌﯿﺎر ﻗﺮار دﻫﯿﻢ، اﮔﺮ ﺷــﯿﺮ آﻣﺪ ﺧﺎﮐﺒﺮدارى را ﺷــﺮوع ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ و اﮔﺮ ﺧﻂ آﻣﺪ ﺑﻪ وﻗﺖ دﯾﮕﺮى ﻣﻮﮐﻮل ﺧﻮاﻫﯿﻢ ﮐﺮد، آﯾﺎ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﻞ ﭘــﺮوژه ﺑﻬﺘﺮ ﯾﺎ ﺑﺪﺗﺮ از ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﻰ ﺑﻮد؟؟ ﻣﻦ ﭼﻨﯿﻦ آﻣﺎرى را در اﺧﺘﯿﺎر ﻧﺪارم. اﻣﺎ ﺑﺎ اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺧﺪﻣﺖ ﺷــﻤﺎ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﻢ ﻋﺮض ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ادﻋﺎى رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾــﺰى در اﻧــﺪازه ﺣﺘﻰ ﺣﺮف ﻣﻔﺖ ﻫﻢ ﻧﯿﺴــﺖ، ﺑﺴﯿﺎر ﻧﺎزﻟﺘﺮ اﺳﺖ. درﺳﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮاى ﻣﺴﺨﺮه ﮐﺮدن و ﯾﺎ اﺣﯿﺎﻧﺎً ﺗﺤﻘﯿﺮ روش ﻫﺎى دﯾﮕﺮ، داﺳﺘﺎن ﻫﺎ ﻣﻰ ﺳﺎزﯾﻢ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ آﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﺧﻮد در ﮐﻼس ﻫــﺎ درس ﻣﻰ دﻫﯿﻢ، ﺣﻖ ﺟﻠﻮه دﻫﯿﻢ، اﻣﺎ واﻗﻌﯿﺖ ﭼﯿﺰ دﯾﮕﺮﯾﺴﺖ. 
ﻣﻰ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺎه ﺳﻠﻄﺎن ﺣﺴﯿﻦ در زﻣﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﻣﺤﻤﻮد و اﺷــﺮف اﻓﻐﺎن در ﭘﺸــﺖ دروازه ﻫﺎى اﺻﻔﻬﺎن ﺑﻮدﻧﺪ، ﺟﻬﺖ دﻓﺎع از ﺷــﻬﺮ ﺑﻪ اﺳﺘﺨﺎره روى آورده ﺑﻮد! ﺑﺎﻷﺧﺮه ﺗﺎرﯾﺦ اﺳﺖ و داﺳــﺘﺎن ﺑﺎﯾﺪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ. ﮔﻮﯾﻨﺪﮔﺎن اﯾﻦ ﻟﻄﺎﯾﻒ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻣﻄﻠﺐ دﯾﮕﺮى ﻫﺴــﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾــﮏ روش در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﻤﺠﯿﺪ از روﺷــﻰ ﮐﻪ ﻧﺎن آور اﺳــﺖ ﯾﮏ ﺟﻠــﻮه آن ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺎﺷــﺪ. اﻣﺎ ﻣﮕﺮ آﻟﻤــﺎن ﻧﺎزى ﺑﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺗﯿﻢ و ﻣﺘﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺑﺎ ﺧﺎك ﯾﮑﺴﺎن ﻧﺸﺪ؟ ﻣﮕﺮ ارﺗﺸﻰ ﮐﻪ ﻣﻈﻬﺮ ﻧﻈﻢ و اﻧﻀﺒﺎط و ﺗﺪوﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻫﺎى ارﺗﺒﺎﻃﺎﺗﻰ ﺑﻮد، در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻟﺸﮑﺮﯾﺎن روس ﻣﭽﺎﻟﻪ ﻧﺸﺪ؟ ﺷﺎﯾﺪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷــﻮد ﮐــﻪ ﻋﻮاﻣﻞ دﯾﮕﺮ ﻫــﻢ در اﯾﻦ ﻗﻀﺎﯾﺎ دﺧﯿــﻞ ﺑﻮده اﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ دﻗﯿﻘــﺎ ﻫﻤﺎن ﻣﻄﻠﺐ اﯾﻦ ﺷﻤﺎره ﭘﻰ ام اﺳﺖ، ﻋﻮاﻣﻞ دﯾﮕﺮ.ﻣﺎ دﯾﺪه اﯾﻢ، اﻟﺒﺘﻪ ﻧﻪ در اﯾﺮان، ﺑﻠﮑﻪ در ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﻰ ﮐــﻪ ادﻋﺎى ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾــﺰى آﻧﺎن ﮔﻮش ﻓﻠﮏ را ﮐﺮ ﮐﺮده اﺳــﺖ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻃﻰ ﯾﮏ ﭘﺮوژه  32ﺳــﺎﻟﻪ ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ را ﺑﻪ ﻣﺮﯾﺦ ﻓﺮﺳﺘﺎده اﻧﺪ. در ﻫﻤﯿﻦ ﺣﯿﻦ ﺷــﺎﻫﺪ ﺑﻮده اﯾﻢ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ رﯾﺰى، ﭘــﺮوژه اى را ﺑﺎ  700درﺻﺪ ﺗﺄﺧﯿﺮ ﺑﻪ اﻧﺠﺎم رﺳــﺎﻧﯿﺪه اﻧــﺪ. اﻣﺎ آﻧﭽﻪ در اﺧﺒﺎرﺷــﺎن اﻧﻌــﮑﺎس ﭘﯿﺪا ﻣﻰ ﮐﻨﺪ، داﺳــﺘﺎن ﻫــﺎى ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﺳــﺖ ﻧﻪ آن اﻧﺒﻮه ﺷﮑﺴــﺖ ﻫﺎ. ﻫﺎﻟﯿــﻮود ﻧﯿﺰ از داﺳــﺘﺎن ﻫﺎى ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺧﻮﺷــﺶ ﻣﻰ آﯾﺪ و آﻧﻬﺎ را آﻧﭽﻨﺎن آﮔﺮاﻧﺪﯾﺴــﻤﺎن ﻣﻰ ﮐﻨــﺪ ﮐﻪ ﺑﯿﻨﻨﺪه در ﻣﻐــﺰ ﺧﻮد ﺗﺤﻘﯿﺮ، اﻣﺎ در روح ﺧﻮد ﻣﺤﺸــﻮن ﻣﻰ ﮔــﺮدد. رزﻧﺎﻧﺲ اﯾﻦ دروغ ﭘــﺮدازى ﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم اﺻﺎﺑــﺖ ﺑﺎ ﺑﺪﻧﻪ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺣﻘﯿﺮ، آﻧﭽﻨﺎن ﻣﺴــﺆﻟﯿﻦ را ﺗﺤــﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﺮار ﻣﻰ دﻫﺪ ﮐــﻪ آﻧﺎن ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾــﺰى ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ آﯾﺎت ﻣﻘﺪس ﻧﮕﺎه ﮐﺮده، ﺻﺤﺒﺖ ﻫﺎﯾﻰ را ﻣﻄﺮح ﻣﻰ ﮐﻨﻨــﺪ ﮐﻪ ﻧﻌﻮذ ﺑﺎﷲ اﮔﺮ ﻧﻤﻰ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪﺷــﺎن ﻓﮑﺮ ﻣﻰ ﮐﺮدﯾﺪ ﺑﻪ ﺷﺮك ﮔﺮوﯾﺪه اﻧــﺪ. ﺧﻼﺻﻪ اﯾﻨﮑﻪ اﻧﺘﻈــﺎرات از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى را ﺑﺎﯾــﺪ ﮐﺎﻟﯿﺒﺮه ﮐﺮد. اﯾﻨﮑﻪ ﺳــﺆال ﮐﻨﯿــﻢ ﮐﻪ ﭼﺮا ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﺮدﯾﻢ و ﻧﺸــﺪ، ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪه ﺑﻨﺪه ﯾﮏ ﺳﺆال ﺣﻘﯿﺮاﻧﻪ اﺳﺖ، ﻣﻮﺿﻮﻋﯿﺘﻰ ﻧﺪارد. ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﯿﻢ ﺑﭙﺮﺳــﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﺮدﯾﻢ و ﺑﭙﺮﺳــﯿﻢ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻧﺸــﺪ، اﻣﺎ ﻧﻤﻰ ﺗﻮان ادﻋــﺎ ﮐﺮد ﮐﻪ ﻫﻤﺎن ﻋﻮاﻣﻠﻰ ﮐﻪ ﺗﻮاﻟﻰ آﻧﻬﺎ و ارﺗﺒﺎﻃﺎﺗﺸــﺎن ﺑﻪ ﻧﺸــﺪن ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺧﺘﻢ ﺷــﺪ، اﮔﺮ دوﺑﺎره ﺗﮑﺮار ﺷــﻮﻧﺪ ﻫﻤﺎن ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷــﺪ. اﻣﯿــﺪوارم ﮐﻪ ﻣﻄﻠﺐ را ﺗﻮاﻧﺴــﺘﻪ ﺑﺎﺷــﻢ اﻧﺘﻘﺎل ﺑﺪﻫﻢ، ﻣﺎ ﺑﻪ ﺟﺒﺮ ﺗﺎرﯾﺦ ﮐــﻪ ﺑﺎور ﻧﺪارﯾﻢ. ﺷــﻤﺎ ﻣﺠﻤﻮﻋــﻪ اى از ﮐﺎرﻫﺎ را اﻧﺠــﺎم ﻣــﻰ دﻫﯿﺪ و ﺑﻪ ﯾﮏ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﻰ رﺳــﯿﺪ،  و ﺑــﺎر دﯾﮕﺮ ﻫﻤــﺎن ﮐﺎرﻫﺎ را ﻣﻰ ﮐﻨﯿــﺪ و ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ اى دﯾﮕﺮ ﻣﻰ رﺳﯿﺪ. اﮔﺮ ﺑﺨﻮاﻫﻢ راﺟﻊ ﺑﻪ ﺿﺮﯾﺐ اﻃﻤﯿﻨﺎن و اﺣﺘﻤــﺎﻻت ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻢ، ﮐﺎر ﺑﻪ درازاﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺸــﯿﺪ. ﭘﺲ ﻓﻘﻂ اﯾﻦ ﺳﺆال را ﻣﻄﺮح ﻣﻰ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ اﮔﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺗﺤﻘﻖ ﻧﺘﺎﯾﺞ را ﺿﻤﺎﻧﺖ ﻧﻤﻰ ﮐﻨﺪ، و ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﺸــﮑﻠﻰ ﺑﺮﺧــﻮرد ﮐﺮدﯾﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻧﺪاﺷﺘﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، اﯾﻦ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﮔﺮﯾﺒﺎﻧﻤﺎن را ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳــﺖ، آﻧﮕﺎه ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺑﻪ ﭼﻪ دردى ﻣﻰ ﺧﻮرد؟
ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾــﺰى را اﮔﺮ از ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻓــﮏ ﮐﻨﯿﻢ، ﯾﻌﻨﻰ ارزش ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى را در ﻧﺘﯿﺠﻪ اى ﮐﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﮐﺎرى ﮐﻪ ﺣﺴﻨﻪ اﺳﺖ اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ، آﻧﮕﺎه ﺑﺮاﯾﺶ دو ﺳﻮد ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺘﺸﺨﺺ را ﻣﻰ ﺗﻮان ﺑﺮﺷﻤﺮد:
 ﯾﮑﻰ اﯾﻨﮑﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى، ﺑﺴﺘﺮ اﯾﺠﺎد 
ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﺑﯿﻦ ذﯾﻨﻔﻌﺎن ﺑﺮﻗﺮار ﻣﻰ ﮔﺮدد،
  و دﯾﮕﺮ اﯾﻨﮑﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣﻰ ﺗﻮان 
ﺣﺴﺎﺑﺪﻫﻰ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ را ﻣﻌﯿﻦ ﮐﺮد.
ﻣــﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ ﭼﻮن ﺧﻮب اﺳــﺖ، ﻧﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻘﺪس اﺳــﺖ، ﻧﻪ ﺑــﺮاى اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻘﯿﻪ روش ﻫــﺎ را ﺗﺨﻄﺌﻪ ﮐﻨﯿﻢ، ادﻋﺎ ﮐﻨﯿــﻢ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﻋﯿﺐ و ﮐﺎﺳــﺘﻰ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺪاﺷــﺘﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اﺳﺖ، ﻧــﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ وﺟــﻪ. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣــﻰ ﮐﻨﯿﻢ ﭼﻮن ﻓﻌﻞ ﺣﺴــﻨﻪ اى اﺳــﺖ، ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ درس ﺧﻮاﻧﺪن،  ﺧﻮب اﺳــﺖ. اﻣﺎ ﮐﺴﻰ ادﻋﺎ ﻧﻤﻰ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ راه ﻣﻌﺮﻓﺖ، درس ﺧﻮاﻧﺪن اﺳﺖ و ﺑﻘﯿﻪ راه ﻫﺎ ﻋﺒﺚ و ﺑﻰ ﻓﺎﯾﺪه. ﺗﻼش ﮐﺮدن ﻓﻰ ﻧﻔﺴﻪ ﺧﻮب اﺳﺖ، اﻣﺎ ﮐﺴﻰ ﻧﻤﻰ ﺗﻮاﻧﺪ ادﻋﺎ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﻼش ﻣﻰ ﺗﻮان ﺑﻪ آرزوﻫﺎ رﺳــﯿﺪ، ﯾﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﺗﻨﻬﺎ راه رﺳــﯿﺪن ﺑﻪ ﺧﻮاﺳــﺘﻪ ﻫﺎ ﺗﻼش ﮐﺮدن اﺳــﺖ. اﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎ در ﺳﺎل  1400ﮐﺠﺎ ﺧﻮاﻫﯿﻢ ﺑﻮد، اول ﯾﺎ آﺧﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪ، دﺳﺖ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ، آﻧﭽﻪ ﮐﻪ دﺳﺖ ﻣﺎﺳﺖ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﻨﯿﻢ و ﺗﻼش ﮐﻨﯿﻢ، و از ﺳﺎزﻧﺪه زﻣﯿﻦ و زﻣﺎن ﺑﺨﻮاﻫﯿﻢ آﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺮ اﺳــﺖ ﺑﺮاى ﻣﺎ ﻣﻘﺪر ﺳﺎزد.

مدیریت طرح و مدیریت سبد پروژه ها

1395/10/15
07:59
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت طرح (برنامه) و مدیریت سبد پروژه ها (پورتفولیو)
پروژه های درون یک سازمان اغلب با یکدیگر در ارتباطند و لازم است به شکل یک مجموعه یکپارچه مدیریت شوند. در ادامه به دو رویکرد مدیریت طرح و مدیریت سبد پروژه ها برای مدیریت مجموعه پروژه ها پرداخته می شود.

مدیریت طرح

طرح مجموعه ای از پروژه های مرتبط و هماهنگ با یکدیگر است که برای هدف خاصی تعریف شده اند. به طوری که اگراین پروژه ها به تنهایی و بدون ارتباط و هماهنگی با یکدیگر تعریف و اجرا می شدند دستیابی به آن هدف امکان پذیر نبود.

وظیفه مدیریت طرح مدیریت مجموعه پروژه های مرتبط برای دستیابی به اهداف طرح است. لازم به ذکر است که هر دسته ای از پروژه ها تشکیل یک طرح نمی دهند. برای اینکه تعدادی پروژه تشکیل یک طرح بدهندو بتوان آنها را از طریق این طرح مدیریت کرد لازم است شرط زیر برآورده شود.

· پروژه ها باید با یکدیگر مرتبط باشند.

· اینکه این ارتباط صرفا در حد یکی بودن مشتری، تکنولوژی استفاده شده یا منابع باشد کافی نیست بلکه لازم است این مجموعه از پروژه ها دارای هدف یکسانی باشند. یا به عبارتی این پروژه ها در راستای رسیدن به یک هدف خاص تعریف واجرا شوند.

برای مثال در یک شرکت لبنی با جذب شیر روزانه هزار تن هدف افزایش جذب شیر تا دو هزار تن را می توان  یک طرح نامید. برای دستیابی به اهداف این طرح لازم است پروژه های متعددی تعریف شوند. این پروژه ها شامل: افزایش سطح تولید، افزایش ظرفیت و توان سیستم های تاسیسات، افزایش حجم انبارها، بهبود و افزایش ظرفیت تصفیه فاضلاب و پروژه های متعدد دیگری می شوند. این پروژه ها همگی در یک نقطه مشترکند: همه ی  این پروژه ها در راستای رسیدن به جذب شیر دو هزار تن تعریف و اجرا می شوند. هیچکدام از این پروژه ها را به تنهایی نمی توان تعریف کرد چرا که به نتیجه خاصی منجر نمی شوند. از طرفی اگر همه پروژه ها اجرا شوند و فقط یکی از این پروژه هااجرا نشود سازمان به هدف تعیین شده نخواهد رسید یا اینکه به شکل ناقصی به هدف دست می یابد.


مدیریت پورتفولیو

مجموعه ای از پروژه ها و طرح ها که برای مدیریت موثرتر آنها در جهت رسیدن به اهداف استراتژیک سازمان گرد هم آورده می شوند، یک پورتفولیو را تشکیل می دهند.

وظیفه مدیر پورتفولیو این است که مجموعه طرح ها و پروژه هایی که تحت عنوان یک پورتفولیو به وی سپرده شده است را به گونه ای مدیریت کند که منجر به دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان شوند.

در یک طرح لازم است تمام پروژه های درونش با یکدیگر برای رسیدن به هدف خاصی در ارتباط باشند.اما در پورتفولیو چنین شرطی لازم نیست. نقطه مشترک پروژه ها در یک طرح هدف نهایی طرح است اما در پورتفولیو نقطه مشترک پروژه ها منابع لازم برای اجرایشان است.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


  در همان مثال قبل مطمئنا در این شرکت لبنی علاوه برپروژه هایی که در راستای هدف جذب شیر  تعریف شده و به شکل یک طرح در می آیند. پروژه هایی نیز وجود دارند که لزوما با این طرح در ارتباط نیستند اما به هر دلیل لازمند. مثلا ممکن است در آینده پروژه ای تحت عنوان افزایش سطح ایمنی کارخانه در مقابل زلزله یا آتش سوزی تعریف شود. یا مثلا سردخانه یکی از واحدها نیاز به بازسازی داشته باشد. این پروژه ها گرچه با هم در ارتباطند ( مثلا منابع، مکان اجرا، کارفرما، طراح و..) اما از انجا که مجموعه این پروژه ها به یک هدف مشترک نمی رسند نمی توان آنها را طرح نامید و در حقیقت تشکیل یک پورتفولیو را می دهند.

6 مرحله برای مدیریت برنامه زمانبندی

1395/10/2
22:18
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
6 مرحله برای مدیریت برنامه زمانبندی

فرآیندی که برای مدیریت برنامه زمانبندی به کار می برید، بسته به اندازه پروژه، متفاوت خواهد بود. مراحل زیر برای مدیریت برنامه زمانبندی اکثر پروژه ها قابل استفاده است:

    برنامه زمانبندی را به صورت هفتگی مورد بازنگری قرار دهید.
    فعالیت هایی را که در طی هفته گذشته کامل شده اند، مشخص کنید و برنامه را به روز نمایید تا نشان دهد که آن فعالیت ها به اتمام رسیده اند.
    تعیین کنید که آیا فعالیت هایی وجود دارد که باید تکمیل شود یا خیر. با افرادی که به این فعالیت ها تخصیص یافته اند، صحبت کنید و ببینید وضعیت فعالیت های مذکور چگونه است. تعیین کنید که چه مقدار تلاش و زمان برای تکمیل این فعالیت ها لازم است، و بر آن اساس برنامه را به روز نمایید.
    کار باقیمانده را ارزیابی کنید و ببینید آیا پروژه به موقع خاتمه می یابد یا خیر.
    اگر پروژه از برنامه عقب افتاده است، به تکنیک های مدیریت زمانبندی که می تواند شما را به برنامه بازگرداند، بیندیشید. اگر به نظر می رسد که پروژه در موعد مقرر نمی تواند خاتمه یابد، به گزارش وضعیت پروژه، یک ریسک زمانبندی بیفزایید.
    برنامه زمانبندی را تعدیل کنید، به گونه ای که کار باقیمانده را منعکس نماید، و تا حد امکان دقیق باشد.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت برنامه

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت برنامه,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|