تبلیغات
مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت

درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

چرا مدیران باید به وفادارى كاركنان خود توجه كنند

1398/02/25
03:21
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
كاركنان وفادار، سرمایه اى عظیم براى یك شركت قوى هستند. بسیارى از بنگاه ها تصور مى كنند كه كاركنان، فقط به این دلیل كه حقوقى منظم دریافت مى كنند، به صورت خودكار وفادارند. حقیقت این است كه وفادارى، فروشى نیست؛ بلكه باید از طریق نحوه برخورد با كاركنان به دست آید. شما نمى توانید به تنهایى كسب و كارتان را حفظ كنید یا تغییر شكل بدهید. بدون همیارى یك تیم متعهد و وفادار، كسب و كار شما چندان نخواهد پایید. در محیط كنونى، داشتن یك استراتژى براى حفظ بهترین كاركنان، به ضرورتى براى سازمان ها تبدیل شده است. رقباى شما پشت در منتظرند تا با "رفتار خود" بهترین كاركنان شما را بفریبند. اگر با كاركنان خود به گونه اى رفتار كنید كه گویى به آسانى قابل جایگزینى هستند، مجبور خواهید  شد كه هزینه آنرا بپردازید. رفتن كاركنان خوب از شركت، علاوه بر خسارات مادى، ثٌبات تیم ها را نیز تحت تأثیر قرار مى دهد و باعث مى شود كه آنها نیز در وفادارى خود نسبت به شركت، تجدیدنظر كنند. از سوى دیگر، وفادارى كاركنان ضعیف مى تواند وجهه شركت را خدشه دار نماید. ریچارد برانسون مى گوید: "افرادتان را به اندازه كافى آموزش دهید تا بتوانند شما را ترك كنند، و آنقدر خوب با آنها رفتار كنید كه نخواهند شما را ترك كنند.". هنگامى كه كاركنان احساس كنند كه از شركت منفصل شده اند، ارزش خود را براى شركت از دست داده اند، و قدر كارهایشان دانسته نمى شود، چیزى طول نخواهد كشید كه آماده رفتن مى شوند و شغل دیگرى را جستجو مى كنند كه  مكارى و مشاركت ایشان را قدر بداند.
 تنها چیزى كه مى تواند یك كارمند كارآمد را از چنین تصمیمى منصرف سازد، آن است كه یك یا چند دلیل براى ماندن به او بدهید. توصیه هاى زیر به شما كمك مى كند تا بهترین كاركنان خود را نگه دارید:  با كاركنان خود مثل یك ماشین رفتار نكنید. كاركنان مایلند  بدانند كه رئیسشان نیاز به تعادل میان كار و زندگى را درك مى كند و اوقات شخصى ایشان را محترم مى شمارد.  براى كاركنانتان فرصت هایى براى رشد و توسعه فراهم كنید. همواره اطمینان حاصل كنید كه راه هایى وجود دارد تا كاركنانتان بتوانند رشد كنند و بتوانند كارهایى را انجام دهند كه برایشان الهام بخش باشد.  به تلاش هاى كاركنان خود پاداش بدهید. یك فرهنگ سازمانى باز با فضایى جهت به رسمیت شناختن و قدردانى، بسیار مهم است. اگر بهترین ها را مى خواهید، باید بهاى آنرا نیز بپردازید.  از مدیریت بر جزئیات بپرهیزید. به كاركنان خود اعتماد كنید. به آنها استقلال و فضایى براى نفس كشیدن بدهید تا كار خود را انجام دهند.  آموزش و پشتیبانى كافى ارائه كنید. آموزش، نشان دهنده آن است كه شركت نسبت به رشد شخصى و حرفه اى كاركنان خود متعهد مى باشد.  همدلى خود را نشان دهید. تعداد اندكى از كارفرمایان نسبت به اعضاى تیم خود همدلى نشان مى دهند،و این همدلى باعث مى شود كه روحیه و عملكرد كلى تیم بهبود یابد.


مدیریت زمان به حداقل رساندن حواس پرتى ها

1398/02/12
03:10
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
همه ما هر روز با مواردى روبرو هستیم كه حواس ما را از كارمان منحرف مى سازد و تمركزمان را بر هم مى زند. این حواس پرتى ها باعث كاهش بهره ورى و افزایش استرس مى شود. خوب فكر كنید و ببینید چه چیزهایى در طى اوقات كارى، تمركز شما را بر هم مى زند. در اینجا به 10 مورد از متداول ترینِ آنها اشاره مى كنیم:  تكنولوژى شخصى: گوشى هاى هوشمند و ساعت هاى هوشمند، مرز میان ارتباطات شخصى و كارى را از میان برده اند. ما اكنون ایمیل ها و تماس هاى تلفنى كارى را بر روى همان دستگاه هایى دریافت مى كنیم كه پیام هاى فیس بوك، عكس هاى اینستاگرام، و مجموعه اى از اطلاعات شخصى دیگر را دریافت مى نماییم.  ایمیل: بسیارى از ایمیل ها اهمیت چندانى ندارند. با این حال، معمولاً احساس مى كنیم كه به محض دریافت هر ایمیل باید آنرا ببینیم.  رسانه هاى اجتماعى: این رسانه ها شیوه هاى جدیدى از برقرارى ارتباط با تعداد بیشمارى از افراد را فراهم مى آورند. نتیجه آن مى تواند از بین رفتن بهره ورى، عدم توجه به وظایف كارى، و از میان رفتن تمركز ما باشد.  پیام رسان هاى فورى: بعضى از محیط هاى كارى از این پیام رسان ها استفاده مى  كنند تا اعضاى تیم را در ارتباط با یكدیگر نگه دارند. اما این برنامه ها، به لطف پیام هاى غیرضرورى و شكلك ها، مى توانند یكى از منابع منحرف كردن حواس افراد از كارشان باشند.  مرورگرهاى اینترنت: مطالعه آخرین عناوین خبرى، بررسى نتایج مسابقات ورزشى، سفارش دادن آنلاین لباس (حتى براى محل كار) به راحتى مى تواند 30 دقیقه از وقت ما را به خود اختصاص دهد. تماس هاى تلفنى: صداى زنگ تلفن معمولاً نیاز فورى به پاسخگویى را به ما القا مى كند، حتى اگر عمیقاً بر روى كارمان متمركز باشیم. براى به حداقل رساندن این منبع حواس پرتى مى توانید تمهیداتى در نظر بگیرید، مثلاً استفاده از پیام رسان هاى فورى جهت بررسى اینكه آیا فرد مورد نظر امكان پاسخگویى به تلفن را دارد یا خیر.  محیط كار: بوى غذا یا صداى بلند همكاران، منابع دیگرى براى پرت شدن حواس شما هستند. به جاى نادیده گرفتن آنها، از آنها فاصله بگیرید. مثلاً مى توانید به اتاق كنفرانس بروید تا در آرامش، تمركز خود را بازیابید.  ابهام و سردرگمى: سعى كنید همواره یك فهرست اقدامات To_Do_List) ) قابل مدیریت داشته باشید. اگر این فهرست، خیلى طولانى باشد، تعویق ها افزایش خواهد یافت و در مورد اینكه فعالیت بعدى شما كدام باید باشد،
 دچار سردرگمى خواهید شد.  افراد دیگر: همكارانى كه به كنار میز كار شما مى آیند تا شما را ملاقات كنند، منبع بزرگى براى حواس پرتى هستند، مگر آنكه عضوى از یك تیم مجازى باشید و چنین مراجعه كنندگانى نداشته باشید.  خود شما: شما به انرژى ذهنى و فیزیكى زیادى نیاز دارید تا اولویت هاى خود را رعایت كنید، مراجعه كنندگان را مدیریت نمایید، و نظم و انضباطى در استفاده مناسب از فناورى ها داشته باشید. پس ضرورى است كه از خودتان مراقبت كنید. بدین منظور به اندازه كافى بخوابید، مقدار زیادى اب بنوشید، هواى تازه استنشاق كنید، قدم بزنید، و از خوردن ناهار سنگین و تنقلات شیرین، كه مى تواند در ادامه روز باعث كاهش تمركز شما بشود، خوددارى نمایید. 


ساعت، توربیون و قطب نما

1398/02/4
10:06
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
چرخ دنده ها براى تغییر سرعت یا جهت حركت در سیستم هاى مكانیكى مورد استفاده قرار مى گیرند. با توجه به دایره محدود دانش مكانیكى من، هیچ فضایى به اندازه ساعت هاى مچى مرا شیفته چرخ دنده ها نمى كند (البته گیربكس خودرو هم به فاصله كمى از ساعت قرار دارد). ساعت ها از یك منظر به سه دسته  تقسیم مى شوند:  الكترونیكى،  اتوماتیك و  كوكى. 

اولى با باطرى كار مى كند و چرخ دنده اى در كار نیست. دسته دوم مكانیزم چرخ دنده ها را دارا مى باشد، اما با بهره گیرى از یك سكان كه به صورت خودكار و با حركت مچ و دست حركت مى كند، كوك مى شوند. اما دسته سوم را خودِ شما باید كوك  كنید، كه عمدتاً عمل كوك كردن، فنر داخل ساعت را فشرده كرده، با آزاد شدن تدریجى فنر، نیروى لازم جهت حركت چرخ دنده ها تولید مى گردد. هر چه ساعت  مكانیزم ساده تر و در عین حال خروجى هاى بیشتر داشته باشد، ارزش بالاترى هم خواهد داشت. لذا ساعت هاى كوكى كه قادر به نمایش وقت (ساعت، دقیقه و ثانیه) همراه با داده هاى دیگر مانند تقویم، هنگام شب یا روز، وقت دوم، و كورونومتر باشند، داراى بالاترین ارزش مالى هستند. البته یك نكته دیگر را هم باید اضافه كنم: حركت چرخ دنده ها، و به تبع آن عقربه هاى ساعت، متأثر از نیروى جاذبه قدرى كندتر از گذر حقیقى زمان خواهد بود. لذا مشاهده مى كنید كه ساعت ها از زمان واقعى عقب مى افتند. مكانیزم دیگرى در ساعت ها تعبیه مى شود كه نامش توربیون است. من با چگونگى كاركرد آن آشنا نیستم اما نتیجه حركت سریع توربیون باعث خنثى كردن تأثیر نیروى جاذبه شده، عقربه ها با زمان واقعى تطبیق بیشترى پیدا مى كنند. در همینجا لازم است متذكر شوم كه قیمت یك ساعت مكانیكى (توربیون در ساعت هاى باطرى دار قرار نمى گیرد) با توربیون بین چهار تا هشت برابر قیمت همان ساعت بدون توربیون است!! نقش توربیون به تعبیر روزنامه نگاران "جمع كردن حاشیه ها" ست. توربیون اجازه مى دهد كه چرخ دنده ها آن كارى را كه باید انجام دهند، بدون درگیر شدن با حواشى، (در این مورد نیروى جاذبه) انجام دهند. در سازمان مدیریت پروژه مى توان بهترین چرخ دنده ها، سازمان مناسب همراه با نیروهاى خبره، را تأمین كرد اما اگر فكرى به حال حاشیه هاى محیط پروژه نكنیم با تأخیر در انجام وظایف محوله روبرو خواهیم شد (این به معناى تأخیر در اتمام پروژه نیست، اما فعلاً مجالى براى تشریح ندارم). نسبت قیمت ساعت ها به گونه اى كه در بالا به لحاظ استفاده از توربیون عرض كردم در پروژه ها هم با نسبت بسیار بالاتر وجود دارد. به پروژه هاى خود بنگرید، حاشیه ها را حس مى كنید؟ توربیون سازمان پروژه شما كجاست؟ ساعت با تمامى ظرافت ها و شگفتى هایش گذر زمان را با دقتى قابل برآورد نشان مى دهد. با استفاده از ساعت مى توان مدت زمان طى كردن مسیرى از نقطه a به نقطه b را اندازه گرفت؛ اما ساعت نمى تواند بگوید كه آیا نقطه b در جهت درست حركت ما قرار دارد یا خیر. چنین انتظارى از ساعت نمى رود، ولى به هنگام حركت، تشخیص جهت الزامى است. اگر ذره اى در جهت یابى اشتباه كنیم، تاوان آن را باید با برگشت ها و تنظیمات مجدد و با صرف هزینه هاى نجومى (مى گویند وقت طلاست) جبران كنیم. در این مورد نیاز ما به قطب نماست. قطب نما همیشه شمال واقعى را شناسایى كرده، بر حسب آن، جهت درست را نشان مى دهد. با وجود تمامى چرخ دنده ها در ساعت، حتى با استقرار یك توربیون بى نظیر، احتیاج به یك قطب نما براى رسیدن به مقصد، واضح است كه بدیهى است. البته در صورتى كه هدف، تنها حركت كردن باشد و جهت مشخصى مد نظر نباشد آنگاه به قطب نما نیازى نخواهد بود؛ چه بسا كه وجود قطب نما خود باعث بروز هیجانات بیمورد شود. اما با فرض اینكه در انجام و تكمیل یك پروژه، هدف و مقصدى مشخص مد نظر است، باید از خود سؤال كنیم كه در پروژه ما چه سازمان و یا چه شخصى نقش قطب نما را ایفا مى كند؟ اگر قرار شد كه در هم بلولیم، نیازى به ساعت و قطب نما نداریم. اما اگر قرار بر این شد كه پروژه انجام دهیم آنگاه باید در طراحى چرخ دنده ها زمان صرف كنیم و پارامترهاى آنرا، كه سایز چرخ دنده هاست، بدقت محاسبه كنیم، نحوه تعامل چرخ دنده ها را با یكدیگر تنظیم كرده، توربیون را مستقر كنیم و قطب نما را در كنار خود داشته باشیم. لذا باید از خود بپرسیم: 


 كدام ساختارها براى پروژه نیاز به تعریف دارند؟  دوره هاى زمانى یك برنامه را چگونه تدوین كنیم؟  افق برنامه ریزى را چگونه محاسبه كنیم؟  آیا آنانى كه در سِمَت مدیریت (جمع كردن حواشى) قرار گرفته اند، براى این كار مناسبند؟ (حداقل، دوره اى كلاسیك در مدیریت دیده اند؟)  قطب نماى پروژه، آن شخص و یا سازمانى كه باید از هدف پروژه حراست كند، كیست؟ با این همه چرخ دنده و پارامتر و اجزا، چه كسى مسئولیت ایجاد وحدت كلمه، حركت به سوى هدفى مشترك، را پاسدارى مى كند؟ 


5 دلیل براى استخدام افراد "بدون تجربه حرفه اى"

1398/01/13
16:37
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
 افراد دچار عادت هاى فكرى مى شوند. كسى كه كارمشابهى را در یك شركت دیگر انجام داده است، درباره فرآیندها، تصمیم ها، روش ها یا استراتژى ها، به راحتى یك فرد بى تجربه، سؤال یا مطالعه و بررسى نمى كند. بهترین پرسشى كه یك كارمند مى تواند بپرسد، این است كه: "چرا كارها را به این روش انجام مى  دهیم؟"؛زیرا با این پرسش، گفتگویى آغاز مى شود كه بشدت به آن نیاز هست. 
 هنگامى كه شرایط، وادارمان مى كند تا حرفه اى جدید را بیاموزیم، ما آنچه را كه در حرفه هاى دیگر آموخته ایم،به كار مى گیریم- و نتایج این امر مى تواند تكان دهنده باشد. تازه كاران حرفه اى توسط راهكارهاى برتر، كه همچون وحى مُنزَل به دفعات به آنها تحمیل شده است، محدود نگردیده اند. آنها از یك زاویه جدید به مسائل و مشكلات شما مى نگرند، و فرصت ها و راه حل هاى تازه اى را مى بینند.
 افرادى كه مشاغلى مشابه را بارها و بارها انجام داده اند،ممكن است نسبت به شیوه هاى سنتى خود متعصب باشند. اگر كسى را مى خواهید كه درباره كارى، از نو بیندیشد و تصویرى جدید از آن كار ایجاد نماید، چنین افراد متعصبى بدترین گزینه ها هستند. آنها تمایلى ندارند آنچه را كه در شركت شما متفاوت است، بیاموزند. آنها شیوه هاى استاندارد خود را دارند و به این شیوه ها  چسبیده اند! 
 وقتى كه فردى بدون تجربه حرفه اى را استخدام مى كنید، خودتان نیز به عنوان یك مدیر به چالش كشیده  مى شوید. شما او را وادار مى كنید كه با دنیاى شما مواجه شود، و این یك تجربه آموزنده است. شما مجبورید به گونه اى متفاوت او را آموزش دهید؛ در نتیجه، پرسش و  پاسخ هایى میان شما رد و بدل خواهد شد كه شاید سال ها یا حتى هرگز، به آنها نیندیشیده باشید. 
 با استخدام یك فرد بى تجربه به ایده هایى متفاوت دست خواهید یافت- و این، چیز ارزشمندى است كه هر مدیرى به آن نیازمند است.


مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر مدیریت,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|