درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر سازمان مدیریت پروژه


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

ﻓﺮﻫﻨﮓِ ﺳﺎزﻣﺎنِ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﭘﺮوژه

1396/12/24
22:51
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ﺣﺪود دوﺳــﺎل ﭘﯿﺶ ﻧﺰد ﻣﺪﯾــﺮان ﻫﻠﺪﯾﻨﮓ ﺑﺰرﮔﻰ رﻓﺘﻢ ﮐــﻪ ﺻﺎﺣﺐ ﺗﻌﺪاد زﯾﺎدى از ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎى ﭘﺘﺮوﺷﯿﻤﻰ اﯾﺮان ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد دادم ﮐﻪ ﺑﻪ وﺿﻌﯿﺖ ﺑﻬﺪاﺷــﺖ و ﺑﺨﺼﻮص اﯾﻤﻨﻰ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﭘﺘﺮوﺷﯿﻤﻰ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺟﻪ وﯾﮋه داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. اﻟﺒﺘﻪ ﭘﯿﺸــﻨﻬﺎد ﻣﻦ ﻣــﻮرد ﺗﻮﺟﻪ واﻗﻊ ﻧﺸــﺪ و ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﻣﺎه ﺑﻌﺪ ﭘﺘﺮوﺷــﯿﻤﻰ اﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ دﭼﺎر ﺣﺎدﺛﻪ اى اﺳﻔﻨﺎك ﺷﺪ و ﺑﺨﺸﻰ از ﺗﺎﻧﮏ ﻫﺎى آن دﭼﺎر ﺣﺮﯾﻖ ﮔﺸــﺘﻨﺪ و ﺻﺪﻣﻪ دﯾﺪﻧﺪ. اﻣﺎ اﯾﻦ ﺗﺎزه ﺷــﺮوع ﻣﺎﺟﺮا ﺑﻮد؛ ﭼﻮن ﻫﻔﺘﻪ اى ﻧﺒﻮد ﮐﻪ ﺧﺒﺮى از ﺣﺎدﺛﻪ اى ﺟﺪﯾﺪ در ﺻﻨﺎﯾﻊ ﭘﺘﺮوﺷــﯿﻤﻰ و ﯾﺎ ﻧﻔﺖ و ﮔﺎز ﻧﺒﺎﺷــﺪ. اﯾﻦ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﺣﻮادث ﺗﺎ آﻧﺠﺎ اداﻣﻪ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ از دﯾﺪ وزارت ﻧﻔﺖ، ﻣﻮﺿﻮع اﯾﻤﻨﻰ در ﺻﺪر اوﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎى اﯾﻦ وزارﺗﺨﺎﻧﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ. در ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺪت ﺑﺎ ﺷــﺮﮐﺖ ﻫﺎى ﻣﺘﻌﺪدى ﺗﻤﺎس داﺷــﺘﻢ ﺗﺎ از ﺗﺠﺎرب آﻧﻬﺎ در اﺳــﺘﻘﺮار اﯾﻤﻨﻰ در ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻣﻄﻠﻊ ﺷــﻮم. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺑﺤﺚ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﻫﺎ ﺷــﺮﮐﺖ ﻫﺎى ﺑﺰرگ و ﺻﺎﺣﺐ ﻧﺎم ﻧﻔﺘﻰ ﺑﺮاى ﻫﻤﮑﺎرى ﺗﻤﺎﯾﻞ ﭼﻨﺪاﻧﻰ ﻧﺸــﺎن ﻧﻤﻰ دادﻧﺪ. اﻣﺎ ﻣﺸــﺎورﯾﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺧﺼﻮﺻﻰ و ﺑﻌﻀﻰ دﯾﮕﺮ در ﻗﺎﻟﺐ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎى ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺣﺎﺿــﺮ ﺑﻪ ﻫﻤﮑﺎرى ﺑﻮدﻧﺪ. در ﺗﻤﺎس ﺑﺎ ﯾﮑﻰ از ﻣﺸــﺎورﯾﻦ ﺻﺎﺣﺐ ﻧﺎم اﯾﻤﻨﻰ ﮐــﻪ آﻣﺎدﮔﻰ ﺧﻮد را ﺑﺮاى اراﺋﻪ ﺧﺪﻣﺎت اﻋﻼم ﮐﺮده ﺑﻮد ﻣﻮﺿﻮع ﭘﺘﺮوﺷــﯿﻤﻰ اﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ را، در ﻫﻤﺎن اﻧﺪازه ﻫﺎﯾﻰ ﮐﻪ در ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎى ﺧﺒﺮى ﻣﻄﺮح ﺷﺪه ﺑﻮد، ﺑﻪ ﻣﯿﺎن آوردم. 
در ﺟﻮاب ارﺳﺎل دو ﻋﮑﺲ و ﯾﮏ ﭘﺎراﮔﺮاف ﺗﻮﺿﯿﺢ، ﮔﺰارﺷﻰ ده ﺻﻔﺤﻪ اى از ﻋﻮاﻣــﻞ ﺑﺮوز اﯾﻦ ﺣﺎدﺛﻪ و ﭼﮕﻮﻧﮕﻰ ارﺗﻘﺎى وﺿﻌﯿﺖ اﯾﻤﻨﻰ ﺑﺮاى ﻣﻦ ارﺳــﺎل ﮐﺮد، ﮐﻪ اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻌﺠﺒﻢ ﺷــﺪ. در اوﻟﯿــﻦ ﻧﮕﺎه، ﮔﺰارش اﯾﺸﺎن ﺑﻪ ﻧﻈﺮم ﻗﺪرى ﺗﺠﻤﻼﺗﻰ آﻣﺪ. ﺗﺠﻤﻼﺗﻰ از اﯾﻦ ﻧﻈﺮ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎى ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ اﺳــﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎ و ﮔﻮاﻫﯿﻨﺎﻣﻪ ﻫﺎ و دوره ﻫﺎى آﻣﻮزﺷــﻰ و ﺑﺮرﺳﻰ ﻋﻮاﻣﻞ ﻓﻨﻰ در اﯾﺠﺎد ﺣﺮﯾﻖ، ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻋﺠﯿﺒﻰ ﺑﺮ اﺳــﺘﻘﺮار و ارﺗﻘﺎى ﻓﺮﻫﻨﮓ اﯾﻤﻨﻰ داﺷــﺖ. ﺑﺎﯾﺪ اﻗﺮار ﮐﻨﻢ ﮐﻪ از ﺷــﻨﯿﺪن و ﯾﺎ ﺧﻮاﻧــﺪن اﯾﻦ واژه،  ﯾﻌﻨﻰ ﻓﺮﻫﻨﮓ، آﻧﭽﻨﺎن دﯾــﺪ ﻣﻨﻔﻰ ﭘﯿﺪا ﻣﻰ ﮐﺮدم ﮐﻪ ﺷــﺎﯾﺪ ﺗﻨﻬﺎ واژه ﻋــﺰم ﻣﻠﻰ" اﺛﺮى ﺑﻪ اﯾﻦ ﺣﺪ ﻣﻨﻔــﻰ ﺑــﺮ ﻣﻦ ﻣﻰ ﮔﺬارد. ﻓﺮض ﻣﻦ ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﻮده ﮐﻪ ﻫﺮ ﮔﺎه از ﻋﺰم ﻣﻠﻰ و ﯾﺎ ﻓﺮﻫﻨــﮓ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﺑﺰار و ﯾﺎ ﻫﺪف ﺻﺤﺒﺖ ﻣــﻰ ﮐﻨﯿﻢ، واﻗﻌﺎً ﻣﻨﻈﻮرﻣﺎن اﯾﻦ اﺳــﺖ ﮐﻪ ﻗﺮار ﻧﯿﺴــﺖ ﮐﺎرى اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ. ﻫﺮ ﻣﺪﯾﺮى، ﭼﻪ ﺧﺮد و ﭼﻪ ﮐﻼن، ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ از ﺣﻞ ﻣﺸــﮑﻼت ﺧﻮد ﺑﺎز ﻣﻰ ﻣﺎﻧﺪ، از ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﻋﺰم ﻣﻠﻰ ﺑﺮاى ﺣﻞ ﻣﺸﮑﻠﺶ ﺻﺤﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﯿﺎن ﻣﻰ آورد و ﯾﺎ اﮔﺮ ﻓﻌﻼً ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻬﻠﺘﻰ ﺑﮕﯿﺮد، ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ را ﻻزﻣﻪ ﺣﻞ ﻣﺸﮑﻠﺶ ﻣﻄﺮح ﻣﻰ ﮐﻨﺪ. ﻣﺜﻼً ﺣﻞ ﻣﺸﮑﻼت ﻟﯿﮓ ﺑﺪﻣﯿﻨﺘﻮن ﺧﻮاﻫﺮان در اﺳﺘﺎن ﭼﻬﺎرﻣﺤﺎل و ﺑﺨﺘﯿﺎرى ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﻋﺰم ﻣﻠﻰ و ﮐﻤﮏ ﻫﻤﻪ دارد! ﻫﻤﻪ آﺣﺎد اﯾﺮاﻧﻰ ﺑﺎﯾﺪ دﺳــﺖ ﺑﻪ دﺳﺖ ﻫﻢ دﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺸﮑﻞ ﺳﺮﭘﺮﺳــﺖ ﻟﯿﮓ ﻓﻮق را ﺣﻞ ﮐﻨﻨﺪ )ﻣﻨﻈﻮر ﺗﻮﻫﯿــﻦ ﺑﻪ ﺧﻮاﻫﺮان، ﺑﺪﻣﯿﻨﺘﻮن و ﯾﺎ ﭼﻬﺎرﻣﺤﺎل و ﺑﺨﺘﯿﺎرى ﻧﯿﺴــﺖ، اﻏﺮاق ﺟﻬﺖ ﺗﻘﺮﯾﺐ ذﻫﻦ اﺳــﺖ(. اﻣﺎ در ﮔﺰارش اﯾﻦ ﮐﺎرﺷــﻨﺎس، ﻋﺠﯿﺐ ﺑﺮ روى اﯾﻦ واژه ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺷﺪه ﺑﻮد. در ﺑﺎر دوم ﮐﻪ ﮔﺰارش را ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻰ ﮐﺮدم، ﺑﻪ ﺗﻌﺮﯾﻔﻰ از ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺮﺧﻮردم ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎل ﻧﺪﯾــﺪه ﺑﻮدم. ﻓﺮﻫﻨﮓ را دﻫﺨﺪا ﺗﺮﺑﯿﺖ و ﺗﻌﻠﯿﻢ،  و ﻣﻌﯿﻦ داﻧﺶ و ﻋﻠﻢ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮده اﻧﺪ. اﻣﺎ اﯾﻦ ﻣﺸﺎور ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻣﯿﺰان رﻋﺎﯾﺖ ﻗﻮاﻧﯿﻦ اﯾﻤﻨﻰ اﺳﺖ. ﻣﺜﻞ اﯾﻨﮑﻪ ﺧﻂ ﮐﺸﻰ را ﺗﺮﺳﯿﻢ ﮐﺮده ﺑﻮد ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﻣﯿﺸﺪ ﺑﺎ آن ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺮ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻰ را در ﻣﻮارد ﻣﺨﺘﻠﻒ اﻧﺪازه ﮔﯿﺮى ﮐﺮد. اﻣﺎ ﭘﯿﺶ از آن ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮاى ﮐﺎرﺑﺮد اﯾﻦ ﺧﻂ ﮐﺶ، ﻣﻠﺰوﻣﺎﺗﻰ را ﻓﺮاﻫﻢ ﮐﺮد. 

ﭼﻨﺎﻧﭽــﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ را ﻣﯿﺰان رﻋﺎﯾﺖ ﻗﻮاﻧﯿﻦ از ﻃﺮف ﻓﺮد و ﯾﺎ ﺳــﺎزﻣﺎن در ﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ، آﻧﮕﺎه اﻧﺪازه ﮔﯿﺮى آن ﻣﺴﺘﻠﺰم داﺷﺘﻦ دو ﭘﯿﺸﻨﯿﺎز اﺳﺖ:
 اول اﯾﻨﮑﻪ ﻗﻮاﻧﯿﻦ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ و دوم اﯾﻨﮑﻪ اﯾﻦ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺑﻪ اﻃﻼع اﻓﺮاد ﺳــﺎزﻣﺎن رﺳــﯿﺪه ﺑﺎﺷــﻨﺪ و ﺗﻮﺳﻂ 
اﯾﺸﺎن درك ﺷﺪه ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻣﺎ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﻣﺮدﻣﻰ ﻗﺪﯾﻤﻰ و داراى ﺗﺎرﯾﺨﻰ ﮐﻬﻦ ﻫﺴــﺘﯿﻢ، ﮐﻪ اﺳــﺘﻨﺒﺎط ﻣﻦ اﯾﻦ اﺳــﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع حسن اﺳﺖ. اﻣﺎ آﯾﺎ داراى ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺜﻼً راﻧﻨﺪﮔﻰ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﯿﻢ؟
 اول: آﯾﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦ راﻫﻨﻤﺎﯾﻰ و راﻧﻨﺪﮔﻰ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ و ﻣﺴﺘﻨﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﺜﺒﺖ اﺳﺖ.
 دوم:  آﯾﺎ اﯾﻦ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺑﻪ اﻃﻼع راﻧﻨﺪﮔﺎن رﺳﯿﺪه و آﻧﺎن درك ﮐﺮده اﻧﺪ؟ ﺑﺎز ﻫﻢ ﭘﺎﺳــﺦ ﻣﺜﺒﺖ اﺳﺖ، ﭼﺮا ﮐﻪ ﻫﺮ راﻧﻨﺪه ﺑﺮ اﺳﺎس درك اﯾﻦ ﻗﻮاﻧﯿﻦ در اﻧﺪازه ﻣﺘﻌﺎرف اﻣﺘﺤﺎن ﻣﻰ ﺷﻮد. ﭘﺲ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻨﻰ را ﮐﻪ ﻣﻰ ﺷﻨﺎﺳــﯿﻢ رﻋﺎﯾﺖ ﻧﻤﻰ ﮐﻨﯿﻢ، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اِﻧﺬار اﯾﻦ ﻣﺸــﺎور، ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻰ ﻧﺪاﺷــﺘﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ راﻧﻨﺪﮔﻰ اﺳــﺖ. ﺑﺮاى اﻧﺪازه ﮔﯿﺮى ﻓﺮﻫﻨﮓ اﯾﻤﻨﻰ ﻫﻢ در اﺑﺘﺪا ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻔﺤﺺ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ آﯾﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﯾﻤﻨﻰ ﻣﺴــﺘﻨﺪ ﺷﺪه اﻧﺪ؟ )ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﮔﻮاﻫﯿﻨﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﺑﺮاى ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﻈﻮر ﻃﺮاﺣﻰ ﺷﺪه اﻧﺪ( و ﺑﻌﺪ،  آﯾﺎ اﯾﻦ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺑﻪ اﻓﺮاد ﺳــﺎزﻣﺎن آﻣﻮزش داده ﺷــﺪه اﺳﺖ،  و آﻧﺎن ﻗﻮاﻧﯿﻦ را درك ﮐﺮده اﻧﺪ؟ آﻧﮕﺎه ﻣﻰ ﺗﻮان ﺗﻮﺟﻪ ﺳــﺎزﻣﺎن را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻗﻮاﻧﯿﻦ 
اﻧﺪازه ﮔﯿﺮى ﮐﺮد. در ﻣﻮرد ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﭘﺮوژه، ﻣﻮﺿﻮع روﺷــﻦ اﺳﺖ. آﯾﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﭘﺮوژه در ﺳــﺎزﻣﺎن ﺗﺪوﯾﻦ ﺷﺪه اﻧﺪ؟ آﯾﺎ ﻧﺤﻮه ﺗﻌﺎﻣﻼت،  ﺗﺤﻮﯾﻞ دادن و ﺗﺤﻮﯾﻞ ﮔﺮﻓﺘﻦ در ﭘﺮوژه ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷــﺪه اﺳــﺖ؟ و آﯾﺎ اﯾــﻦ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺑﻪ اﻓﺮاد ﻣﺴــﺘﻘﺮ در ﭘﺮوژه آﻣﻮزش داده ﺷﺪه اﺳﺖ؟ ﺑﺎ ﻓﺮض اﯾﻨﮑﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺮاى ﻫﺮ دو ﺳﺆال، ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﺪ آﻧﮕﺎه ﻣﻰ ﺗﻮان ﻣﯿﺰان رﻋﺎﯾﺖ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺗﻮﺳــﻂ ﺳــﺎزﻣﺎن را اﻧﺪازه ﮔﯿﺮى ﮐﺮد و ﻣﺤﺎﺳــﺒﻪ ﮐﺮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻰ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ" ﻣﻮاﺟﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﯾﺎ ﺑﺎ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻰ ﺑﻰ ﻓﺮﻫﻨﮓ". ﻫﻤﺎن ﺟﺎﯾﻰ ﮐﻪ ﻫﺴــﺘﯿﺪ و ﻣﺸــﻐﻮل اﺟﺮاى ﭘﺮوژه ﻫﺎ ﻣﻰ ﺑﺎﺷــﯿﺪ، اﻣﺘﺤﺎن ﮐﻨﯿﺪ. 


ادامه مطلب ادامه مطلب

واسطه ها در سازمان مدیریت پروژه

1395/08/25
06:57
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
واسطه ها در سازمان مدیریت پروژه

اصولاً واسطه در فرهنگ اقتصادی ما بار منفی با خود دارد. خیلی خوب نیست که به کسی عنوان واسطه بدهیم. بدتر از لفظ واسطه، واژه "دلال" است که شخصیتی چند چهره و منفی را در ذهن متبادر می کند. اما به راستی اگر این دلالان و واسطه ها در نظام اقتصادی ما نبودند، چه می شد؟
فرض کنید که بنگاه های خرید و فروش ملک نبودند. یقیناً با حجم وسیعی از عمارت های ساخته شده و در کنارش انبوهی از بی خانه ها را می یافتیم. آنچه به اصطلاح معامله را بین سازنده و خریدار "جوش" می دهد، همین حضور دلالان و واسطه هاست. آیا ما در درک اقتصادی خود و باور آنچه که ارزش دارد، جایگاهی برای سیستم توزیع و فروش قائل هستیم؟ آیا قبول داریم که یک محصول تولید شده به ازای توزیع مناسب و در نهایت فروش آن، دارای ارزش افزوده می گردد؟ یعنی اینکه اگر محصولی با قیمت A ریال تولید شد به هنگام حمل و نقل و توزیع قیمت آن به A+B افزایش پیدا می کند؟ و این افزایش قیمت و ارزش نه تنها به واسطه سودی است که یک نفر "مفت خور" در این بین برمی دارد، بلکه این افزایش قیمت به لحاظ افزایش ارزش همان محصول است. محصولی که در نقطه ای وجود داشت اما قابل دسترسی برای مصرف کننده نبود و حالا هست. به راستی توزیع و فروش محصولات دارای ارزش نیستند و تنها باید مخارج توزیع و فروش را حساب کرد؟
چند بار شنیده اید که کشاورزان محصول دسترنج خود را نمی برند بلکه این واسطه گران هستند که سود اصلی را برده، حاصل زحمت کشاورزان و روستائیان را به جیب می زنند؟ اگر کمی دیگر همین لحن را ادامه دهم تصور می کنم که در زمان حیات لنین و استالین مشغول نگارش هستم! اما مگر غیر از این است؟ آیا توجه داریم که اگر همین واسطه ها نبودند، کشاورزان با فرض اینکه به سیستم توزیع و فروش اشراف ندارند، قادر به فروش محصولات خود نمی بودند. مگر بدون نظام و سیستم و شبکه توزیع و فروش می توان جنسی را در دنیای امروز فروخت؟ بله، اگر حوزه اقتصادی کشاورزان را همان قریه و روستای آنان بدانیم، این امکان هست. اما اگر این را در نظر بگیریم که محصولات آنان باید از اقصی نقاط کشور به نقاط مصرف حمل گردیده، به فروش برسد، آنگاه این نگاه که واسطه گران را مفت خور می دانند و بدتر از آن را نثارشان می کنند، تنها دودش به چشم همان کشاورزان خواهد رفت.
فکر می کنم که سؤال مطرح این است که آیا قائل هستیم که دایره تولید و فروش، دو حوزه استعدادی مجزا هستند؟ ممکن است که شما دارای واحدی تولیدی باشید که بهترین محصول را تولید می کند اما استعداد بازاریابی و فروش آن را نداشته باشید. این بسیار طبیعی است که در این هنگام به سازمان هایی روی آورید که می توانند محصول شما را در بازار بفروشند. سلسله مراتب فروش و ایجاد مکانی به نام بازار بر اساس همین منطق از صدها سال پیش در عرصه اقتصادی دنیا به وجود آمده است. مطلبی با این سابقه که امروز آن را انکار می کنیم.
در سازمان مدیریت پروژه نیز باید بین فرآیند تولید و فروش، فاصله ای را در نظر گرفت. اگر کارشناسان شما قادر به تولید بهترین گزارشات و تحلیل ها و محاسبات هستند، این به آن معنی نیست که سازمان برنامه ریزی شما به خوبی کار می کند؛ خیر اینگونه نیست. بسیار شده است که در عین حالی که تولیدات این سازمان، قابل قبول بوده و به اصطلاح، استانداردهای کنترل کیفیت را رعایت می کنند، اما قابل فروش نیستند؛ فروش به کارفرما! چرا؟ به دلیل اینکه عمل فروش تحلیل ها و گزارشات را بدیهی فرض کرده ایم و در کنار تولید، برای فروش اهمیتی قائل نشده ایم. فروش محصولات مدیریت پروژه نیاز به افرادی با خصوصیات فردی متفاوت دارد. این افراد باید قدرت ایجاد ارتباط مؤثر را داشته و دارای وجهه و شأنی باشند که حرفشان در نزد شنوندگان، خریدار داشته باشد. تفکیک منطقی بین تولید و فروش خدمات مدیریت پروژه و تعیین کارشناسانی متناسب با این دو حوزه، کارایی و تأثیرگذاری این بخش را بسیار بیشتر خواهد کرد. فروشندگان خدمات مدیریت پروژه، همان واسطه هایی هستند که می دانند جنس را چگونه و به چه طریقی باید فروخت و به مانند تمامی سازمان های فروش اهمیت این دسته از کارشناسان، به دلیل اینکه در خط مقدم بنگاه قرار دارند، از تمامی واحدهای دیگر بیشتر است.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management





ادامه مطلب ادامه مطلب

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر سازمان مدیریت پروژه

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر سازمان مدیریت پروژه,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic