درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر داستان

ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

دعای چوپان

1395/11/17
19:54
امیرحسین ستوده بیدختی
دعای چوپان

مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید: "چه کسی بر مرده های شما نماز می خواند؟".
چوپان گفت: "ما شخص خاصی برای این کار نداریم. خودم نماز آنها را می خوانم.".
مرد گفت: "خوب، لطف کن نماز پدر مرا هم بخوان!".
چوپان مقابل جنازه ایستاد و چند جمله ای زمزمه کرد و گفت: "نمازش تمام شد!".
مرد که تعجب کرده بود، گفت: "این چه نمازی بود؟".
چوپان گفت: "بهتر از این بلد نبودم.".
مرد ناچار پدر را دفن کرد و رفت. شب هنگام، در عالم رؤیا پدرش را دید که روزگار خوبی دارد. از او پرسید: "چه شد که اینگونه راحت و آسوده ای؟".
پدرش گفت: "هر چه دارم از دعای آن چوپان دارم!".
مرد، فردای آن روز به سراغ چوپان رفت و از او خواست تا بگوید که در کنار جنازه پدرش چه کرده و چه دعایی خوانده است.
چوپان گفت: "وقتی کنار جنازه آمدم و ارتباطی میان من و خداوند برقرار شد، با خدا گفتم: "خدایا اگر این مرد، امشب مهمان من بود، یک گوسفند برایش زمین می زدم. حالا این مرد، امشب مهمان توست. ببینم تو با او چگونه رفتار می کنی؟".

(منبع: سایت یکی بود)

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management






برچسب ها:داستان ،داستانک ،

محاکمه دزد نان

1395/11/17
19:54
امیرحسین ستوده بیدختی
محاکمه دزد نان

در یکی از شهرهای کانادا پیرمردی را به دادگاه احضار کردند، به خاﻃر دزدیدن نان. پیرمرد به اشتباهش اعتراف کرد ولی در توجیه کارش گفت: "خیلی گرسنه بودم و نزدیک بود بمیرم".
قاضی گفت: "تو خودت می دانی که دزد هستی و من ده دﻻر تو را جریمه خواهم کرد؛ اما می دانم که توان پرداخت آنرا نداری، به همین خاﻃر من به جای تو پرداخت می کنم".
در ﺁن لحظه همه سکوت کردند و دیدند که قاضی ده دﻻر از جیب خود درﺁورد و درخواست کرد که بابت حکم پیرمرد پرداخت شود.
سپس ایستاد و به حاضرین در دادگاه نگاهی کرد و گفت: "همه شما محکوم هستید و باید ده دﻻر جریمه پرداخت کنید، ﭼون در شهری زندگی می کنید که فقیری مجبور می شود یک نان دزدی کند".
در آن جلسه دادگاه حدود پانصد دﻻر جمع شد که قاضی آنرا به پیرمرد بخشید.

(منبع: سایت یکی بود)

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management






برچسب ها:داستان ،داستانک ،

موزفروشی كه كشورش را متحول كرد

1395/11/11
10:49
امیرحسین ستوده بیدختی
موزفروشی كه كشورش را متحول كرد

مهاتیر كوچكترین عضو خانواده 11 نفره ای بود كه شغل معلمی پدرش تكافوی برآوردن آرزوی او جهت خریدن دوچرخه برای رفت وآمد به دبیرستان را نمی كرد؛ بنابراین شروع به فروختن موز در خیابان بعد از اتمام اوقات مدرسه نمود.
مهاتیر بعد از اتمام دوره دبیرستان، وارد دانشگاه پزشكی كشور همسایه، سنگاپور شد و همزمان مسئولیت اتحادیه دانشجویان مسلمان آن دانشگاه را برعهده گرفت. سال 1953 پس از فارغ التحصیلی، به كشورش بازگشت و به عنوان پزشك جراح به استخدام نیروهای انگلیسی، كه كشورش را اشغال كرده بودند، درآمد. پس از خروج نیروهای انگلیسی، در سال 1957 با افتتاح مطبی شروع به طبابت نمود و نیمی از وقتش را صرف معالجه رایگان افراد فقیر کرد. از سال 1964 به مدت 5 سال به عنوان نماینده در مجلس ملی فعالیت نمود و در سال 1970 كتاب معروف خود به نام "آینده اقتصادی مالزی" را به رشته تحریر درآورد. مهاتیر در سال 1974 وارد مجلس سنا شد. در سال 1975 وزیر آموزش و پرورش و سپس نایب نخست وزیر گردید و بالأخره در سال 1981 به نخست وزیری رسید.
ولی پرسش اساسی این است كه آن جراح مالیزیایی چه كاری انجام داد ؟!!!

    ابتدا نقشه آینده مالزی را ترسیم نمود و اولویت ها، اهداف و نتایجی را كه می بایست در طی 10 سال و بعد 20 سال و نهایتا" تا سال 2020 به آنها دست یابند، مشخص نمود.
    سپس تصمیم گرفت كه آموزش همگانی و تحقیقات علمی در رأس برنامه ها قرار گیرد، پس بیشترین میزان بودجه و اعتبار را به آموزش همگانی،كسب مهارت های فنی، ریشه كنی بی سوادی، آموزش زبان انگلیسی و تحقیقات علمی اختصاص داد. او در همان سال ها هزاران نفر از دانشجویان را با پرداخت بورسیه به بهترین دانشگاه های جهان اعزام نمود.
    استراتژی و برنامه های خود را به صورت كاملاً شفاف و با صداقت با مردم كشورش در میان گذاشت؛ آنان را با نظام مالیاتی جدید آشنا نمود و از همه مهمتر از مردم یاری طلبید. مردم نیز چون او را صادق دیدند، باورش كردند و با او همراهی نمودند. او در اولین سال اقدام به كاشت یك میلیون اصله درخت روغنی نمود كه این امر طی تنها دو سال، مالزی را به عنوان بزرگترین و اولین كشور تولید كننده و صادر كننده روغن درختی به دنیا معرفی کرد.
    مهاتیر تصمیم گرفت صنعت جهانگردی مالزی را طی 10 سال، از درآمد 900 میلیونی سال 81 به درآمد 20 میلیارد دلاری برساند. وی برای رسیدن به این هدف پادگان های نظامی ژاپنی باقی مانده از جنگ جهانی دوم را به مناطق جهانگردی تبدیل کرد. او همچنین كوآلالامپور را مقر اصلی كنفدراسیون فوتبال آسیا قرار داد. مالزی در سال 1996 با رشدی معادل 46 درصد نسبت به سال های قبل در زمینه صنعت برق و الكترونیك، خود را به عنوان یكی از صادر كنندگان لوازم برقی و الكترونیكی به دنیا معرفی کرد.مهاتیر محمد با وضع قوانین شفاف، درهای اقتصاد كشور را به روی سرمایه گزاران خارجی گشود. او با تأسیس شركت عظیم پتروناس، بازار بورسی با یك میلیون دلار معامله در روز را پایه ریزی نمود.
    تأسیس بزرگترین دانشگاه اسلامی دنیا، گامی دیگر جهت جذب نخبگان علمی داخلی و خارجی بود.
    وی یک پایتخت اداری جدید با دو میلیون نفر جمعیت را در كنار پایتخت تجاری تأسیس کرد. او با تأسیس دو فرودگاه جدید و مدرن و ده ها جاده و اتوبان سریع السیر، رفت و آمد جهانگردان و سرمایه گزاران را به کشور تسهیل نمود.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


به طور خلاصه باید گفت حاج مهاتیر محمد طی مدت 21 سال، موفق گردید كشوری فقیر با درآمد سرانه 100 دلار را به كشوری توسعه یافته با درآمد سرانه 1600 دلار در سال و میزان سرمایه گذاری را از 3 میلیارد به 98 میلیارد دلار و میزان صادرات را به رقم قابل توجه 200 میلیارد دلار برساند.
مهاتیر محمد در سال 2003 با اراده شخصی تصمیم به كناره گیری از قدرت و سپردن زمام امور به نیروهای جوان و تازه نفس گرفت. او علیرغم درخواست مردم كشورش مبنی بر ماندن بر مسند قدرت، بدون اینكه بخواهد فردی از افراد خانواده اش را به قدرت برساند و یا حكومت را موروثی كند، به طور كلی از دنیای سیاست كناره گیری کرد تا جانشینانش بتوانند آرزوی طراحی شده او به نام "مالزی بیست.... بیست...." یا "مالزی در 2020" را به واقعیت تبدیل نمایند.
اینچنین بود كه یك موز فروش و یا به عبارتی یک پزشك جراح توانست با مهارت و عشق عمیق به كشور و مردمش و پشتكار عالی، مالزی را از یك موش به یك ببر آسیایی تبدیل نماید.
ولی سؤالی كه وجود دارد این است كه آیا دیگر جراحان كشورهای اسلامی نیز می توانند همان معجزه جراح مالیزیایی را تكرار كنند و یا تنها هنرشان آن است كه در یك عمل جراحی زیبائی یك شیر را به موش تبدیل نمایند ؟!!!!

(فرستنده: ثریا مرتضی رتکی)

داستان سرایی در کسب و کار

1395/11/11
10:43
امیرحسین ستوده بیدختی
داستان سرایی در کسب و کار

داستان سرایی در کسب و کار، هنر استفاده از داستان است برای برقراری ارتباط با کارکنان، مشتریان، تأمین کنندگان، شرکا و هر فرد دیگری که با سازمان شما در ارتباط است. هدف از داستان سرایی در کسب و کار، سرگرمی نیست؛ این داستان ها هدف یا نتیجه ای خاص را دنبال می کنند.
نکته مهم در گفتن یک داستان کاری خوب، این است که معتبر و موثق باشد. از داستان هایی استفاده کنید که در مورد اینکه شما کیستید و چرا در این موقعیت قرار دارید، مطالب بیشتری به دیگران بگویند. از گفتن داستان هایی که در مورد شکست، قضاوت ضعیف، یا اشتباهات شما می گوید، نترسید. اگر آمادگی این را داشته باشید که خود را آسیب پذیر نشان دهید، می توانید بسرعت اعتماد دیگران را جلب کنید و با آنها ارتباط برقرار نمایید.
انواع داستان های کاری عبارتند از:

    داستان های "من کیستم": این داستان ها از رؤیاها، اهداف، موفقیت ها، شکست ها، انگیزه ها، ارزش ها، یا تاریخچه شما می گویند.

    داستان های "چرا من اینجا هستم": این داستان ها بیان می کنند که یک دستور کار پنهانی ندارید، و شما و طرف مقابل، هر دو به صورت عادلانه، چیزی از این موقعیت به دست می آورید.

    داستان های آموزنده: این داستان ها نشان می دهند که چگونه یک تغییر در رفتار، دیدگاه، یا مهارت ها می تواند به نتایجی بزرگ منجر شود.

    داستان های الهام بخش: این داستان ها برای افراد، الهام بخش است و آنها را تشویق می کند که شاد و امیدوار باشند. شما با این داستان ها مخاطبان خود را متقاعد می کنید که سختکوشی و فداکاری آنها، ارزشمند است.

    داستان های ارزش در عمل: این داستان ها، ارزش هایی را که مایلید مخاطبانتان از خود ظاهر سازند یا به آن بیندیشند، تقویت می کند. داستان های ارزش در عمل، می توانند مثبت یا منفی باشند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    داستان های "می دانم به چه می اندیشید": این داستان ها به شما امکان می دهد که اعتراضات، سوء ظن ها، پرسش ها، یا نگرانی های دیگران را، قبل از آنکه آنها را بیان کنند، مطرح نمایید.

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر داستان

مدل سازی اطلاعات ساختمانمدیریت منابع انسانی
قراردادمدیریت دانش
موفقیتبرنامه ریزی
مدیریت پروژهتکنیک های خلاقیت
مدیریت ساختاستراتژی
چابکی در پروژهداستان مدیریتی
ساخت و ساز نابمدیران
مهندسی ارزشتصمیم گیری
مدیریت ریسک دفتر مدیریت پروژه
مدیریتبتن
رهبریمدیران پروژه
تکنیک های مدیریتی مهارت های مدیریتی
توسعه پایداراستاندارد PMBOK
کنترل پروژهآزمون pmp
سازمانمدیریت ساخت در شبکه های اجتماعی
مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر داستان,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|