درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر داستانک

22.jpg (364×96)11.jpg (364×96)

ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

داستان سرایی در کسب و کار

1395/11/11
10:43
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
داستان سرایی در کسب و کار

داستان سرایی در کسب و کار، هنر استفاده از داستان است برای برقراری ارتباط با کارکنان، مشتریان، تأمین کنندگان، شرکا و هر فرد دیگری که با سازمان شما در ارتباط است. هدف از داستان سرایی در کسب و کار، سرگرمی نیست؛ این داستان ها هدف یا نتیجه ای خاص را دنبال می کنند.
نکته مهم در گفتن یک داستان کاری خوب، این است که معتبر و موثق باشد. از داستان هایی استفاده کنید که در مورد اینکه شما کیستید و چرا در این موقعیت قرار دارید، مطالب بیشتری به دیگران بگویند. از گفتن داستان هایی که در مورد شکست، قضاوت ضعیف، یا اشتباهات شما می گوید، نترسید. اگر آمادگی این را داشته باشید که خود را آسیب پذیر نشان دهید، می توانید بسرعت اعتماد دیگران را جلب کنید و با آنها ارتباط برقرار نمایید.
انواع داستان های کاری عبارتند از:

    داستان های "من کیستم": این داستان ها از رؤیاها، اهداف، موفقیت ها، شکست ها، انگیزه ها، ارزش ها، یا تاریخچه شما می گویند.

    داستان های "چرا من اینجا هستم": این داستان ها بیان می کنند که یک دستور کار پنهانی ندارید، و شما و طرف مقابل، هر دو به صورت عادلانه، چیزی از این موقعیت به دست می آورید.

    داستان های آموزنده: این داستان ها نشان می دهند که چگونه یک تغییر در رفتار، دیدگاه، یا مهارت ها می تواند به نتایجی بزرگ منجر شود.

    داستان های الهام بخش: این داستان ها برای افراد، الهام بخش است و آنها را تشویق می کند که شاد و امیدوار باشند. شما با این داستان ها مخاطبان خود را متقاعد می کنید که سختکوشی و فداکاری آنها، ارزشمند است.

    داستان های ارزش در عمل: این داستان ها، ارزش هایی را که مایلید مخاطبانتان از خود ظاهر سازند یا به آن بیندیشند، تقویت می کند. داستان های ارزش در عمل، می توانند مثبت یا منفی باشند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    داستان های "می دانم به چه می اندیشید": این داستان ها به شما امکان می دهد که اعتراضات، سوء ظن ها، پرسش ها، یا نگرانی های دیگران را، قبل از آنکه آنها را بیان کنند، مطرح نمایید.

ماستمالی کردن

1395/10/6
13:04
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ماستمالی کردن

قضیه ماستمالی کردن از حوادثی است که در عصر رضا شاه پهلوی اتفاق افتاد و شادروان محمد مسعود این حادثه را در یکی از شماره های روزنامه مرد امروز به این صورت نقل کرده است: "هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیله راه آهن جنوب تهران وارد شوند، از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند. در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود، بخشدار دستور می دهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود، دیوارها را موقتاً سفید نمایند. ... به این ترتیب، با خرید مقدار زیادی ماست، همه دیوارها را ماستمالی کردند."
این کار مدتها موضوع اصلی شوخی های محافل و مجالس بود و در عصر حاضر نیز به معنی سر و ته کاری را بهم آوردن و ظاهر قضایا را به نحوی درست کردن به کار می رود.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


(منبع: سایت یکی بود)
برچسب ها:داستان ،داستانک ،

مؤسسه اتومبیل کرایه دو دوست

1395/10/6
13:03
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
مؤسسه اتومبیل کرایه دو دوست

مایکل و جک، شریکی یک مؤسسه اتومبیل کرایه داشتند. وضعیت کسب و کارشان وخیم بود. اختلاف نظر در مدیریت هم شرایط را بدتر می کرد.
یک روز مایکل پیشنهاد کرد که در یک رستوران قرار بگذارند تا در مورد ادامه کارشان تصمیم بگیرند. او در یک رستوران مجلل جا رزرو کرد و محل و تاریخ قرار را به جک اطلاع داد. جک که دیر به محل قرار رسیده بود، با دیدن چهره بشاش مایکل تعجب کرد و علت را جویا شد. مایکل گفت: "نشسته بودم که لی آیاکوکا (مدیرعامل کرایسلر) وارد رستوران شد! دوستانش را به ناهار دعوت کرده بود، اما چون هنوز نرسیده بودند، با هم گفتگو کردیم و من هم مشکلات کارمان را با او در میان گذاشتم."
جک هیجان زده از مایکل خواست تا پاسخ لی آیاکوکا را بگوید. مایکل گفت: "او گفت که ما با کرایه دادن کوتاه مدت اتومبیل نمی توانیم به جایی برسیم. بهتر است نیرویمان را روی کرایه های دراز مدت متمرکز کنیم. خب، اگر او چنین نظری دارد، چرا دست به کار نشویم؟"
آنها همین کار را انجام دادند. در شش ماه اول سودی عایدشان نشد. اما پس از یک سال، کاسبی رونق گرفت و سود مناسبی بردند. سه سال نگذشته بود که مؤسسه آنها به بزرگترین و سودآورترین مؤسسه اتومبیل کرایه ایالت تبدیل شد.
یک شب در یک مهمانی بزرگ، جک موفق به دیدن لی آیاکوکا شد و از او بابت رهنمودی که به شریکش داده بود، تشکر و قدردانی کرد. آیاکوکا اظهار بی اطلاعی کرد و گفت: "من در تمام عمرم به آن رستوران نرفته ام."
جک با نارحتی به مایکل زنگ زد و گفت: "من چند لحظه قبل با لی آیاکوکا بودم. او گفت که رهنمودی به تو نداده و تو را نمی شناسد! تو به من دروغ گفتی! رهنمود مال او نبود، همه اش مال خودت بود."
لحظه ای سکوت حاکم شد. سپس مایکل پرسید: "اگر سه سال پیش می دانستی که همه آن حرف ها مال من است، آیا مرا همراهی می کردی؟"

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


(منبع: سایت یکی بود)

گردو یا سبد؟

1395/10/4
05:44
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
گردو یا سبد؟

حکایت می کنند که روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد، آن را پشت اسبش گذاشت و وارد بازار دهکده شد. سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت: "این سبد گردو را هدیه می دهم به مردم این دهکده، فقط در صف بایستید و هر کدام یک گردو بردارید. به اندازه تعداد اهالی، گردو در این سبد هست و به همه می رسد".
او این را گفت و رفت. مردم دهکده پشت سر هم در صف ایستادند و یکی یکی از داخل سبد گردو برداشتند. پسربچه باهوشی هم در صف بود، اما وقتی نوبتش رسید، کنار سبد ایستاد و نوبتش را به نفر بعدی داد. به این ترتیب هر کسی یک گردو برمی داشت و پی کار خود می رفت. مردی که خیلی احساس زرنگی می کرد، با خود گفت: "نوبت من که رسید دو تا گردو برمی دارم و فرار می کنم".
او چنین کرد و دو گردو برداشت و در لابلای جمعیت گم شد. سرانجام وقتی همه گردوهایشان را برداشتند و رفتند، پسرک با لبخند سبد را از روی زمین برداشت و بر دوش خود گذاشت و گفت: "من از همان اول گردو نمی خواستم، این سبد ارزشی بسیار بیشتر از همه گردوها دارد". این را گفت و با خوشحالی راهی منزل خود شد.

نکته: خیلی ها دلشان به گردوها خوش است و از این غافلند که آنچه ارزش بسیار بیشتری دارد، سبدی است که گردوها در آن جمع شده اند. خیلی ها وقتی در شرکت یا مؤسسه ای کار می کنند، اِبایی ندارند از اینکه در حق بقیه افراد مجموعه ظلم روا دارند تا سهم بیشتری به دست آورند. آنها از این نکته غافلند که شرکتی که آنها را گرد هم جمع کرده، مانند سبدی است که گردوها را در خود نگه می دارد و حفظ این سبد، به مراتب مهمتر از به دست آوردن چند گردوی اضافه است.
بیایید در هر جمعی که هستیم، سبد و تور نگهدارنده اصلی را ببینیم و آنرا قدر نهیم و نگذاریم تار و پود سبد ضعیف شود.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


(فرستنده: ثریا مرتضی رتکی)


برچسب ها:داستان ،داستانک ،

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر داستانک

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر داستانک,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|