درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر داستانک

22.jpg (364×96)11.jpg (364×96)

ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

دو ریالی صلواتی

1396/01/20
11:10
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
دو ریالی صلواتی

من دکتر متخصص اطفال هستم. سالها قبل چکی از بانک نقد کردم و بیرون آمدم. کنار بانک، دستفروشی بساط باطری، ساعت، فیلم عکاسی و اجناسی دیگر پهن کرده بود. مقداری هم سکه دو ریالی در بساطش ریخته بود. آن زمان تلفن های عمومی با سکه های دو ریالی کار می کردند. جلو رفتم یک تومان به او دادم و گفتم: "دوزاری بده".
او با خوشرویی پولم را با دو سکه به من پس داد و گفت: "اینها صلواتی است".
گفتم: "یعنی چه؟".
گفت: "برای سلامتی خودت صلوات بفرست"، بعد به نوشته روی میزش اشاره کرد: "دو ریالی صلواتی موجود است".
باورم نشد، ولی چند نفر دیگر هم مراجعه کردند و به آنها هم همین را گفت.
گفتم: "مگر چقدر درآمد داری که این همه دو ریالی مجانی می دهی؟".
با کمال سادگی گفت: "۲۰۰ تومان، که ۵۰ تومان آنرا در راه خدا و برای این که کار مردم راه بیفتد دو ریالی می گیرم و صلواتی می دهم".
مثل اینکه سیم برق به بدنم وصل کردند. بعد از یک عمر که برای پول دویدم و حرص زدم، دیدم این دستفروش از من خوشبخت تر است که یک چهارم از مالش را برای خدا می دهد. در صورتی که من تاکنون به جرأت می توانم بگویم یک قدم به راه خدا نرفتم و یک مریض مجانی نیز نپذیرفتم. احساساتی شدم و دست کردم ده تومان به طرف او گرفتم. آن جوان با لبخندی مملو از صفا گفت: "برای خدا دادم که شما را خوشحال کنم".
این بار یک اسکناس صد تومانی به طرفش گرفتم و او باز همان حرفش را تکرار کرد. من که خیلی مغرور تشریف دارم، مثل یخی در گرمای تابستان آب شدم. به او گفتم: "چه کاری می توانم برایت بکنم؟".

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


گفت: "خیلی کارها آقا! شغل شما چیست؟".
گفتم: "پزشکم".
گفت: "آقای دکتر، شب های جمعه درِ مطب را باز کن و مریض صلواتی بپذیر. نمی دانید چقدر ثواب دارد!".
صورتش را بوسیدم و در حالی که گریان شده بودم، خودم را درون اتومبیلم انداختم و به منزل رفتم. دگرگون شده بودم، ما کجا اینها کجا؟!
از آن روز دادم تابلویی در اطاق انتظار مطبم نوشتند با این مضمون: "شب های جمعه مریض صلواتی می پذیریم".
دوستان و آشنایان طعنه ام زدند، اما گفته های آن دستفروش در گوشم همیشه طنین انداز بود و این ابیات سعدی:

گفت باور نمی کنـــم که تو را            بانگ مرغی چنین کند مدهوش
گفـتم این شرط آدمیت نیست            مرغ تسبیح گوی و من خاموش

(منبع: سایت یکی بود)

دوربین پولاروید

1395/12/15
21:12
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
دوربین پولاروید

در سال 1926، ادوین هربرت لند، پس از یک سال تحصیل در دانشگاه هاروارد، ترک تحصیل می کند تا خودش بر روی پولاریزاسیون نور تحقیق کند.
دو سال بعد، او فیلتر پولاریزه نور را اختراع و ثبت می کند. در سال 1937، لند شرکت پولاروید را تأسیس می کند و تولید محصولات مرتبط با نور و شیشه، مانند عینک و دوربین، را آغاز می کند.
در سال 1943، وقتی با خانواده اش برای تعصیلات به سفر رفته بود، در حال عکس گرفتن از دختر سه ساله اش بود که دختر کوچکش می پرسد چرا نمی تواند عکس ها را همان موقع ببیند؟
آن روز، این پرسش ساده و غیرعادی، موجب شکل گیری ایده دوربین فوری در ذهن لند می شود.
لند موفق می شود در سال 1948، اولین دوربین پولاروید خود را به بازار عرضه کند. عکس گرفته شده با این دوربین ها، پس از 60 ثانیه بر روی فیلم عکاسی ظاهر می شد.
او در سال 1963 موفق به تولید فیلم فوری می شود و پس از عرضه چندین مدل از دوربین های پولاروید، در سال 1977 دوربین کاملاً خودکار با قابلیت چاپ فوری عکس گرفته شده را ارائه می کند؛ محصولی که میلیون ها نسخه از آن به سراسر جهان عرضه شد و مردم برای خرید آن، پشت در فروشگاه ها صف می بستند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



ذهن باز و پاک یک کودک و فکر، دانش و خواست یک مرد، موجب اختراع دوربین پولاروید شد.

(منبع: سایت یکی بود)

دین و مذهب ما چیست؟

1395/12/15
21:11
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
دین و مذهب ما چیست؟

یک بازرگان ایرانی که برای عقد قرارداد بازرگانی به چین سفر کرده بود، تعریف می کرد که مدیر یکی از شرکت های چینی از او پرسیده بود: "دین و مذهب شما ایرانیان چیست؟"
بازرگان ایرانی هم تا حدی دین اسلام را برای مدیر شرکت چینی شرح داده بود و سپس علت این پرسش را از او جویا شده بود.
مدیر شرکت چینی جواب داده بود که چندی پیش بعضی از آقایان تجار بازار ایران برای سفارش دادن بعضی از اجناس چینی نزد او رفته بودند. وقت ناهار، او آنان را به صرف ناهار در شرکت دعوت کرده بود و برای آنان مرغ سوخاری آورده بود. تجار ایرانی از خوردن آن غذا خودداری کرده بودند، چون گفته بودند حرام است و ذبح شرعی نشده است؛ ولی همان اشخاص از او خواسته بودند که بر روی آن اجناس ساخت چین، بنویسد: "Made in Japan".
بنابراین می خواست بداند که دین و مذهب ما چیست!

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


********** به راستی دین و مذهب ما چیست!؟ **********

(منبع: سایت یکی بود)


قایقتان را به کدام ساحل بسته اید؟

1395/11/21
12:39
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
قایقتان را به کدام ساحل بسته اید؟

نیمه شبی چند دوست به قایق سواری رفتند و مدت زیادی پارو زدند. سپیده که زد گفتند: "چقدر رفته ایم؟ تمام شب را پارو زده ایم!".
اما دیدند درست در همان جایی هستند که شب پیش بودند! آنان تمام شب را پارو زده بودند، ولی یادشان رفته بود طناب قایق را از ساحل باز کنند!
در اقیانوﺱ بی پایان هستی، انسانی که قایقش را از ساحل باز نکرده باشد، هر چقدر هم که رنج ببرد، به هیچ کجا نخواهد رسید.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



شما قایقتان را به کدام ساحل بسته اید؟ ساحل افکار منفی، ناامیدی، ترس، زیاده خواهی، غرور کاذب، خود بزرگ بینی، گذشته یا ...

(منبع: سایت یکی بود)


مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر داستانک

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر داستانک,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|