درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر داستان


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

ﻣﺎر و اره

1398/05/17
14:07
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ﺷــﺒﻰ ﻣﺎر ﺑﺰرﮔﻰ ﺑﺮاى ﭘﯿﺪا ﮐﺮدن ﻏﺬا وارد دﮐﺎن ﻧﺠﺎرى ﻣﻰ ﺷــﻮد. ﻋﺎدت ﻧﺠــﺎر اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ رﻓﺘﻦ، ﺑﻌﻀﻰ از وﺳــﺎﯾﻞ ﮐﺎرش را روى ﻣﯿﺰ ﺑﮕﺬارد. آن ﺷــﺐ ﻫﻢ اره روى ﻣﯿﺰ ﺑﻮد. ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﮐﻪ ﻣﺎر ﮔﺸــﺘﻰ ﻣﻰ زد ﺑﺪﻧﺶ ﺑﻪ اره ﮔﯿﺮ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ و ﮐﻤﻰ زﺧﻤﻰ ﻣﻰ ﺷﻮد. ﻣﺎر ﺧﯿﻠﻰ ﻧﺎراﺣﺖ ﻣﻰ ﺷﻮد و ﺑﺮاى دﻓﺎع از ﺧﻮد، اره را ﮔﺎز ﻣﻰ ﮔﯿﺮد ﮐﻪ ﺳــﺒﺐ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰى دور دﻫﺎﻧﺶ ﻣﻰ ﮔﺮدد. او ﻧﻤﻰ ﻓﻬﻤﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ اﺗﻔﺎﻗﻰ اﻓﺘﺎده و ﻓﮑﺮ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ اره ﺑﻪ او ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮده و اﮔﺮ ﮐﺎرى ﻧﮑﻨﺪ ﻣﺮﮔﺶ ﺣﺘﻤﻰ اﺳﺖ. ﺑﺮاى آﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎر از ﺧﻮد دﻓﺎع ﻣﻰ ﮐﻨﺪ و ﺑﺪﻧﺶ را دور اره ﻣﻰ ﭘﯿﭽﺪ و اره را ﻓﺸﺎر ﻣﻰ دﻫﺪ.
ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﻧﺠﺎر آﻣﺪ روى ﻣﯿﺰ ﺑﻪ ﺟﺎى اره، ﻻﺷــﻪ ﻣﺎرى ﺑﺰرگ و زﺧﻢ آﻟﻮد را دﯾﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ و ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﻰ ﻓﮑﺮى و ﺧﺸﻢ زﯾﺎد ﻣﺮده ﺑﻮد.

در ﻟﺤﻈﻪ ﺧﺸﻢ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﯿﻢ دﯾﮕﺮان را ﺑﺮﻧﺠﺎﻧﯿﻢ اﻣﺎ ﺑﻌﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺧﻮدﻣﺎن را رﻧﺠﺎﻧﺪه اﯾﻢ و ﻣﻮﻗﻌﻰ اﯾﻦ را درك ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﻰ دﯾﺮ ﺷــﺪه اﺳــﺖ. در زﻧﺪﮔﻰ ﻻزم اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮔﺬﺷﺖ و ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻰ ﮐﻨﯿﻢ از اﺗﻔﺎق ﻫﺎ، آدم ﻫﺎ، رﻓﺘﺎرﻫﺎ و ﮔﻔﺘﺎرﻫﺎ.


ﻣﻮﻧﺘﺎژ دوﭼﺮﺧﻪ

1398/05/10
14:05
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ﻣﺮدى از روى ﮐﺎﺗﺎﻟﻮگ، ﯾﮏ دوﭼﺮﺧﻪ ﺑﺮاى ﭘﺴﺮ ﺧﻮد ﺳــﻔﺎرش داده ﺑﻮد. ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ دوﭼﺮﺧﻪ را ﺗﺤﻮﯾﻞ ﮔﺮﻓﺖ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷــﺪ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ از اﺳﺘﻔﺎده از دوﭼﺮﺧﻪ ﺧﻮدش ﺑﺎﯾﺪ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﻌﻪ آن را ﺳﻮار ﮐﻨﺪ. ﺑﺎ ﮐﻤــﮏ دﻓﺘﺮﭼﻪ راﻫﻨﻤﺎ ﺗﻤﺎم ﻗﻄﻌﺎت را دﺳــﺘﻪ ﺑﻨﺪى ﮐﺮد و در ﮔﺎراژ ﮐﻨﺎر ﻫﻢ ﭼﯿﺪ. ﺑﺎ وﺟﻮد اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎرﻫــﺎ دﻓﺘﺮﭼﻪ راﻫﻨﻤﺎ را ﺑﻪ دﻗﺖ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺮد وﻟﻰ ﻣﻮﻓﻖ ﻧﺸــﺪ ﮐــﻪ ﻗﻄﻌﺎت دوﭼﺮﺧﻪ را ﺑﻪ درﺳــﺘﻰ ﺳﻮار ﮐﻨﺪ. ﻣﺘﻔﮑﺮاﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ اش ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺸﻐﻮل ﮐﻮﺗﺎه ﮐﺮدن ﭼﻤﻦ ﻫﺎى ﺣﯿﺎط ﻣﻨﺰل ﺧﻮد ﺑﻮد. ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ از او، ﮐﻪ در ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻓﻨﻰ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺎﻫﺮ ﺑﻮد، ﮐﻤﮏ ﺑﺨﻮاﻫﺪ.

ﻣﺮد ﻫﻤﺴــﺎﯾﻪ ﮐﻤﻰ ﺑﻪ ﻗﻄﻌــﺎت دوﭼﺮﺧﻪ ﮐﻪ در ﮔﺎراژ ﭼﯿﺪه ﺷــﺪه ﺑﻮد، ﻧﮕﺎه ﮐــﺮد. ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻣﻬﺎرت ﺷﺮوع ﺑﻪ ﺳﻮار ﮐﺮدن آﻧﻬﺎ ﻧﻤﻮد، ﺑﺪون اﯾﻨﮑﻪ ﺣﺘﻰ ﯾﮏ ﺑﺎر ﺑﻪ دﻓﺘﺮﭼﻪ راﻫﻨﻤﺎ ﻧﮕﺎه ﮐﻨﺪ. ﭘﺲ از ﻣﺪﺗﻰ ﮐﻮﺗﺎه ﺗﻤﺎﻣﻰ ﻗﻄﻌﺎت ﺑﻪ درﺳﺘﻰ ﺳﻮار ﺷﺪﻧﺪ. ﻣــﺮد ﮔﻔﺖ: واﻗﻌــﺎً ﻋﺠﯿﺐ اﺳــﺖ! ﭼﻄﻮر ﻣﻮﻓﻖ ﺷــﺪﯾﺪ ﺑﺪون ﺧﻮاﻧﺪن دﻓﺘﺮﭼــﻪ راﻫﻨﻤﺎ اﯾﻦ ﮐﺎر را اﻧﺠﺎم دﻫﯿﺪ؟"
ﻣﺮد ﻫﻤﺴــﺎﯾﻪ ﺑﺎ ﮐﻤﻰ ﺧﺠﺎﻟــﺖ ﮔﻔﺖ: اﻟﺒﺘﻪ اﯾﻦ ﻣﻮﺿــﻮع را اﻓــﺮاد ﻣﻌــﺪودى ﻣﻰ داﻧﻨــﺪ، اﻣﺎ ﻣﻦ ﺧﻮاﻧﺪن و ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ."
ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺘﻰ ﺳﺮﺷــﺎر از اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ، ﻟﺒﺨﻨﺪى زد و اﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮد: و آدﻣﻰ ﮐﻪ ﺧﻮاﻧﺪن و ﻧﻮﺷــﺘﻦ 
ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺪاﻗﻞ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﺪ."
ﻣﻨﺒﻊ: ﺳﺎﯾﺖ ﯾﮑﻰ ﺑﻮد


داستان موفقیت: ساب وِى، بزرگترین ساندویچ فروشى زنجیره اى دنیا

1398/03/1
03:24
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ساب وى ( Subway ) یكى از بزرگترین مجموعه رستوران هاى زنجیره اى آمریكایى است. این رستوران در منوى غذایى خود تنها ساندویچ هاى ساب مارین و سالاد عرضه مى كند. این برند نخستین بار توسط فِرِد دلوكا و با سرمایه پیتر باك در سال 1965 راه اندازى شد. ارائه غذاى سالم و خدمات باكیفیت به مشترى  ها باعث شد تعداد شعبه هاى این رستوران در دنیا با سرعت زیادى افزایش یاید و از مرز 44 هزار شعبه عبور كند. دفتر مركزى این برند در شهر میل فورد واقع در ایالت كنتیكت آمریكا قرار دارد و با وجود چالش هاى بسیار، همچنان به رشد خود ادامه مى دهد. داستان شكل گیرى برند ساب وى در سال 1965 ، فرد دلوكا مبلغ 1000 دلار از دوست خانوادگى خود به نام دكتر پیتر باك قرض گرفت تا رستورانى را به نام Pete's Subway  در شهر بریج پورت ایالت كنتیكت راه اندازى كند. آنها حدود یك سال بعد شركت Doctor's Associates را بنیانگذارى كردند. این شركت هیچ وابستگى به سازمان پزشكى ندارد و نام Doctor's Associates (دستیاران دكتر) از این جهت براى آن انتخاب شد كه دلوكا قصد داشت از طریق این كسب و كار، خرج شهریه دانشكده پزشكى خود را تأمین كند و در آینده دكتر شود. باك نیز در آن زمان مدرك دكترا داشت و همكارى آنها در واقع همكارى بین 2 دكتر بود. آنها در اولین سال تأسیس رستوران یك هدف براى خود تعیین كرده بودند و قصد داشتند در عرض 10 سال تعداد شعبات خود را به 32 واحد برسانند.  دلوكا خیلى زود اصول اولیه اداره كسب و كار را یاد گرفت و متوجه شد كه تهیه غذاى باكیفیت از مواد درجه یك، دادن سرویس عالى به مشترى ها، پایین نگه داشتن قیمت ها و پیدا كردن محل مناسب براى افتتاح شعبه از جمله مواردى است كه باعث موفقیت یك رستوران مى شود. رعایت كردن این موارد به آنها كمك كرد كه بتوانند شعبات خود را در آمریكا گسترش دهند. آنها تا سال 1974  توانستند 16 شعبه جدید در سراسر ایالت كنتیكت افتتاح كنند. آنها متوجه شدند كه نمى توانند این مقدار را به 32 واحد یعنى هدف اولیه خود برسانند؛ بنابراین تصمیم گرفتند شعبات خود را از طریق فرانشیز گسترش دهند. فرانشیز (فرنچایز یا حق امتیاز) نوعى كسب و كار است كه بر اساس آن به یك شركت اختیار فروش محصولات یا تولیدات یك شركت دیگر داده مى شود. در سال 1968 نام این رستوران به ساب وى تغییر كرد و شعبات خود را در آمریكا گسترش داد. اولین شعبه آن در خارج از آمریكا در سال 1984 و در بحرین افتتاح شد. نام این رستوران از سال 2007 به طور مداوم در لیست 500 فرنچایز برتر مجله Entrepreneur چاپ شده و توانسته است در سال 2012 رتبه دوم این لیست را كسب كند. این مجموعه رستوران همچنین در سال 2010 عنوان بزرگترین رستوران زنجیره اى جهان را از آن خود كرد و توانست 1012 شعبه بیشتر از رستوران مك دونالد افتتاح كند. 
البته ناگفته نماند كه صدها شعبه از این رستوران به دلیل ضرر دهى طى چند سال اخیر بسته شده اند؛ با این حال، این برند توانست عنوان بیشترین شعبه از یك رستوران در آمریكا را از آن خود كند.را در درازا برش مى دهند و داخل آن را با انواع گوشت، پنیر، سبزى ها و چاشنى هاى دیگر پر مى كنند. از جمله محصولات دیگر این رستوران مى توان به رپ ( Wrap )، سالاد، پنینى، كوكى، دونات و مافین اشاره كرد. البته منوى این رستوران با توجه به قوانین و فرهنگ هر كشور در سراسر جهان متفاوت است، اما ساندویچ هایى مانند گوشت، مرغ، بوقلمون و ... در همه آنها مشترك است. رستوران ساب وى در سال 2006 پیتزاى شخصى را در منوى خود وارد كرد. مواد اولیه این پیتزا نیز مانند ساندویچ توسط خود مشترى ها تعیین و به مدت 85 ثانیه گرم مى شود. منوى صبحانه و پیتزا در تمام شعبه هاى این رستوران وجود ندارد و تنها در برخى از آنها سرو مى شود. این برند در سال 2009 تصمیم گرفت قهوه Seattle's Best Coffee را كه متعلق به برند استارباكس است نیز به منوى صبحانه خود در آمریكا اضافه كند. ساب وى بعد از مك دونالد بزرگترین تبلیغ كننده فست فود است. این  رستوران مبلغ 516 میلیون دلار صرف تبلیغات در سال 2011 كرد. شعار تبلیغاتى این برند "تازه بخورید" است و در تبلیغات خود روى نان تازه پخته  شده و مواد اولیه تازه تمركز مى كند. آنها همچنین ساندویچ هاى خود را جلوى مشترى و با مشخصات دقیق مورد نظر او تهیه مى كنند. این ساندویچ ها توسط كارمندانى تهیه مى شود كه این برند لقب "هنرمندان ساندویچ ساب وى" را به آنها داده است. دلیل موفقیت برند ساب وى این رستوران به دلیل ابتكارى كه در نحوه ارائه ساندویچ هاى خود داشت بسیار مورد محبوبیت مشترى ها قرار گرفت. مشترى ها در این رستوران مى توانند ساندویچ خود را از منوى پیشنهادى این رستوران انتخاب كنند یا اینكه ساندویچ دلخواه خودشان را سفارش دهند. مشترى ها در مرحله اول باید نان ساندویچ خود را انتخاب كنند و سپس داخل آن را با انواع ژامبون ها یا گوشت هاى مورد علاقه خود پر كنند. سپس مى توانند از فروشنده بخواهند كه داخل ساندویچشان پنیر بریزد. در مرحله آخر مى توانند مخلفاتى مانند گوجه فرنگى، خیارشور، كاهو و ... را براى ساندویچ خود انتخاب كنند. اكنون ساب وى به عنوان بزرگترین رستوران زنجیره اى فروش ساندویچ شناخته مى شود و بیش از 44 هزار شعبه در 112 كشور دنیا دارد. (منبع: سایت شركت پگاه سیستم)


داﺳﺘﺎن ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ: ﻣﺎرك ﺑﻨﯿﻮف، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ ﮐﻪ ﺗﺎﺟﺮ ﺷﺪ

1397/12/7
20:18
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ﻣﺎرك ﺑﻨﯿﻮف" در  25ﺳــﭙﺘﺎﻣﺒﺮ  1964در ﺳــﺎن ﻓﺮاﻧﺴﯿﺴــﮑﻮى آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻪ دﻧﯿﺎ آﻣﺪ. ﭘﺪرش، راﺳــﻞ ﺑﻨﯿﻮف"، ﺻﺎﺣﺐ ﯾﮏ ﻓﺮوﺷــﮕﺎه ﻣﺤﻠﻰ ﺑﻮد. ﻣﺎرك دﺑﯿﺮﺳــﺘﺎن را در ﻣﺪرﺳــﻪ ﺑِﺮﻟﯿﻨﮕِﯿﻢ" ﮔﺬراﻧﺪ و در  1982دﯾﭙﻠﻢ ﮔﺮﻓﺖ. او از ﭘﯿﺶ از دﺑﯿﺮﺳﺘﺎن ﺑﻪ راﯾﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻋﻼﻗﻪ داﺷﺖ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ را ﺧﯿﻠﻰ زود ﯾﺎد ﮔﺮﻓﺖ. دﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻧﻰ ﺑﻮد ﮐﻪ اوﻟﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اش را، ﺑﻪ ﻧﺎم آﻣﻮزش ﺷﻌﺒﺪه ﺑﺎزى"، ﺑــﻪ ﻗﯿﻤــﺖ  75دﻻر ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺠﻠــﻪ راﯾﺎﻧﻪ ﻓﺮوﺧﺖ. در ﭘﺎﻧﺰده ﺳــﺎﻟﮕﻰ ﺑﺮاى ﺧﻮدش ﮐﺴــﺐ وﮐﺎرى راه اﻧﺪاﺧﺘﻪ ﺑﻮد و ﺗﺤﺖ ﻧﺎم Liberty Software ﺑﺎزى ﻣﻰ ﺳﺎﺧﺖ و ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﻻﻧﺶ ﻣﻰ ﻓﺮوﺧﺖ. در  16ﺳﺎﻟﮕﻰ و ﺑﺎ ﭘﺎﯾﺎن دﺑﯿﺮﺳﺘﺎن، از ﺣﻖ ﭘﺨﺶ آﺛﺎرش ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ  1500دﻻر درآﻣﺪ داﺷــﺖ ﮐﻪ در آن زﻣﺎن ﺑﺮاى ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎى داﻧﺸــﮕﺎه ﮐﺎﻓﻰ ﺑﻮد. ﻣﺎرك ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ، رﺷﺘﻪ ﺗﺠﺎرت را ﺑﺮﮔﺰﯾﺪ و در  1986از داﻧﺸــﮕﺎه ﮐﺎﻟﯿﻔﺮﻧﯿﺎى ﺟﻨﻮﺑﻰ )USC( ﻟﯿﺴﺎﻧﺲ ﮔﺮﻓﺖ. اﻟﺒﺘﻪ در ﻃﻰ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻫﯿﭽﮕﺎه ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ را رﻫﺎ ﻧﮑﺮد. ﺑﻨﯿﻮف ﺑﻌﺪ از ﻓﺮاﻏﺖ از ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻣﻰ ﺧﻮاﺳــﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ را ﺑﻪ ﻃﻮر ﺣﺮﻓﻪ اى دﻧﺒﺎل ﮐﻨﺪ وﻟﻰ ﯾﮑﻰ از اﺳــﺘﺎداﻧﺶ ﺑﻪ او ﺗﻮﺻﯿﻪ ﮐﺮد ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺷــﻐﻠﻰ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ راﯾﺎﻧﻪ وﻟﻰ ﻧﻪ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎً ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ ﺑﺮود؛ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮش ﻣﺎرك ﺑﯿﺸــﺘﺮ ﺑﻪ درد ﮐﺎرﻫﺎى ﺗﺠﺎرى ﻣﻰ ﺧﻮرد. او ﻫﻢ اﯾﻦ ﺗﻮﺻﯿﻪ را ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ و در ﺑﺨﺶ ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن ﺷﺮﮐﺖ اوراﮐﻞ" ﻣﺸﻐﻮل ﺑﻪ ﮐﺎر ﺷﺪ. ﺣﻀــﻮر ﻣﺎرك ﺑﻨﯿﻮف در اوراﮐﻞ  13ﺳــﺎل ﺗﻤﺎم ﺑﻪ ﻃــﻮل اﻧﺠﺎﻣﯿﺪ. ﻃﻰ اﯾﻦ ﻣﺪت، ﺳﻤﺖ ﻫﺎى اﺟﺮاﯾﻰ ﻣﺘﻌﺪدى در ﻓﺮوش، ﺑﺎزارﯾﺎﺑﻰ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺷــﺮﮐﺖ داﺷــﺖ. در  23ﺳــﺎﻟﮕﻰ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺗﺎزه ﮐﺎر ﺑﺮﺗﺮ اوراﮐﻞ اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪ و ﺳــﻪ ﺳــﺎل ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﺎوﻧﺖ ﻣﺪﯾﺮ ﻋﺎﻣﻞ ارﺗﻘﺎ ﯾﺎﻓــﺖ. او ﺑﺎ ﺣﻘﻮق  300ﻫﺰار دﻻر، ﺟﻮاﻧﺘﺮﯾﻦ ﻓﺮدى ﺑﻮد ﮐﻪ در اوراﮐﻞ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺳﻤﺖ ﻣﻰ رﺳﯿﺪ. در اﯾﻦ 13 ﺳﺎل، راﺑﻄﻪ ﺑﻨﯿﻮف ﺑﺎ "ﻟﺮى اﻟﯿﺴﻮن" )Larry Ellison(، ﻣﺆﺳﺲ ﺷﺮﮐﺖ، ﺑﺴﯿﺎر ﻧﺰدﯾﮏ ﺷﺪ. اﯾﻦ دو دوﺳﺖ و ﻫﻤﮑﺎر، روﺣﯿﺎﺗﻰ ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﻫﻢ داﺷﺘﻨﺪ و ﺳﻔﺮﻫﺎى زﯾﺎدى ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﻰ رﻓﺘﻨﺪ. ﻣﺎرك ﻣﻌﻤﻮﻻ در ﻗﺎﯾﻘﺮاﻧﻰ، ﻟﺮى را ﻫﻤﺮاﻫﻰ ﻣﻰ ﮐﺮد. آﻧﻬﺎ ﺣﺘﻰ ﺗﻌﻄﯿﻼت ﺳــﺎل ﻧﻮ را ﺑﺎ ﻫﻢ و در ﮐﻨﺎر ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎﯾﺸﺎن در ژاﭘﻦ ﻣﻰ ﮔﺬراﻧﺪﻧﺪ. 
 13ﺳﺎل ﮐﺎر در ﯾﮏ ﺟﺎ و درﺟﺎ زدن ﭼﯿﺰى ﻧﺒﻮد ﮐﻪ ﺑﻨﯿﻮف را راﺿﻰ ﻧﮕﻪ دارد؛ ﺑﺮاى ﻫﻤﯿﻦ، ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ از ﻣﺪﯾﺮان ارﺷﺪ و ﻗﺪﯾﻤﻰ اوراﮐﻞ اﯾﺪه ﻫﺎﯾﺶ را ﻣﻄﺮح ﮐﺮد. آﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﻣﻮاﻓﻘﺖ ﮐﺮدﻧﺪ و ﺳــﺮاﻧﺠﺎم در  1999ﭘﺎرك ﻫﺮﯾﺲ ، دﯾﻮﯾﺪ ﻣﻮﻟﻨﻮف" و ﻓﺮاﻧﮏ دوﻣﻨﮕﺰ" ﺑﻪ رﻫﺒﺮى ﻣﺎرك ﺑﻨﯿﻮف ﺷﺮﮐﺖ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس" )Salesforce( را ﺑﺎ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻧﺮم اﻓﺰارى ﺗﺄﺳــﯿﺲ ﮐﺮدﻧﺪ. اﯾﻦ ﺷــﺮﮐﺖ ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎى ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮى )CRM( ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ و آﻧﻬــﺎ را ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻧﺮم اﻓﺰار ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﺧﺪﻣﺖ" )SaaS( ﺑﻪ ﻓﺮوش ﻣﻰ رﺳﺎﻧﺪ. ﺗﺎ دﻫﻪ  90ﻣﯿﻼدى ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎى ﻧﺮم اﻓﺰارى، ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺻﻮرﺗﻰ ﻣﻰ ﻓﺮوﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺮﯾﺪاران ﺑﺮاى اﺳﺘﻔﺎده، ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺑﻮدﻧﺪ آﻧﻬﺎ را ﺑﺮ روى ﺳــﺮورﻫﺎى ﺧﻮد ﻧﺼﺐ ﮐﻨﻨﺪ. اﯾﺪه ﺑﺰرگ ﻣﺆﺳﺴﺎن ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎى ﺗﺠﺎرى ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻧﺤﻮى در اﺧﺘﯿﺎر ﻣﺸــﺘﺮى ﻗﺮار دﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﺮورﮔﺮ وب ﺑﻪ آن دﺳﺘﺮﺳــﻰ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﭘﺲ از ﻣﺪﺗﻰ راﺑﻄﻪ ﺑﻨﯿﻮف و اﻟﯿﺴــﻮن، ﺷﮑﺮاب ﺷــﺪ. ﺑﻨﯿﻮف ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻫﺪف اﺻﻠﻰ اﻟﯿﺴﻮن از ﻫﻤﮑﺎرى ﺑﺎ او و ﻋﻀﻮﯾﺖ در ﻫﯿﺌﺖ ﻣﺪﯾﺮه، ﮐﺴــﺐ اﻃﻼع از اﺳــﺮار و اﯾﺪه ﻫﺎى آﻧﻬﺎ ﺑﻮده؛ ﺣﺘﻰ ﮐﻤﻰ ﺑﻌﺪ ﻓﻬﻤﯿﺪ اوراﮐﻞ در ﻏﯿﺎب او در ﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﮏ ﻣﺤﺼﻮل ﺑﺮاى رﻗﺎﺑﺖ ﺑﺎ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس اﺳﺖ. ﺷــﺮﮐﺖ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس از ﺑﺤﺮان ﻣﻮﺳﻮم ﺑﻪ ﺣﺒﺎب دات ﮐﺎم" ﺟﺎن ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ در ﺑﺮد و ﺑﺴﺮﻋﺖ رﺷﺪ ﮐﺮد و ﺧﯿﻠﻰ زود ﺑﻪ ﯾﮑﻰ از ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ در ﺑﺎزار راﯾﺎﻧﺶ اﺑﺮى ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪ و در ﺑﻌﻀﻰ زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎ رﻗﯿﺐ ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳﺎﻓﺖ ﮔﺮدﯾﺪ. ﺳــﯿﻠﺰﻓﻮرس در ﺳــﺎل ﻫﺎى ﺑﻌﺪ ﺗﺤﺖ رﻫﺒﺮى ﺑﻨﯿﻮف ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎى زﯾﺎدى را در ﺧﻮد ادﻏﺎم ﮐﺮد و ﺣﻮزه ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﺶ را ﮔﺴــﺘﺮش داد، از ﺟﻤﻠﻪ ﺷــﺮﮐﺖ ﻫﺎى: ﺳــﻨﺪﯾﺎ ، ﮐﯿﺪن ، ﮐﻦ ﻟِﺖ ، ﮐﻮرال ، اﯾﻨﺴــﺘﺮاﻧﺖ ، ﮔﺮوپ اِﺳﻮﯾﻢ" و اﯾﻨﻔﺮﻣﺎورز". در ﺳــﺎل ﻫــﺎى  2010و  2011ﻫﻢ ﭼﻨﺪ ﺷــﺮﮐﺖ دﯾﮕﺮ را ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺧﻮد اﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮد.
زﯾﺮﺷــﺎﺧﻪ ﻫﺎى اﺻﻠﻰ ﺷــﺮﮐﺖ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس در ﺳﻪ ﮐﺸــﻮر ﺳﻮﺋﺪ، ﺳﻨﮕﺎﭘﻮر و ژاﭘﻦ ﻗﺮار دارﻧﺪ. ﺑــﺎ روى ﮐﺎر آﻣﺪن "ﺳــﺎﺗﯿﺎ ﻧﺎدﻻ" )Satya Nadella( در ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳــﺎﻓﺖ، ﺑﻨﯿــﻮف در ﭼﻨــﺪ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ، او را دوﺳــﺖ ﻧﺰدﯾﮏ ﺧﻮد ﺧﻄﺎب ﮐــﺮد. اﯾﻦ دو ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣــﻞ ﺗﻼش ﮐﺮدﻧﺪ در ﻣﻮاردى ﮐﻪ در رﻗﺎﺑﺖ ﻧﯿﺴــﺘﻨﺪ، ﻫﻤﮑﺎرى ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﺮاى ﻣﺜﺎل اﮐﻨﻮن ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳﺎﻓﺖ آﻓﯿﺲ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﻬﺘﺮى ﺑﺎ ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎى ﺗﻮﺳــﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ اﺳــﺖ. اﻟﺒﺘﻪ ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳﺎﻓﺖ ﯾﮏ ﺑﺎر ﺳﻌﻰ ﮐــﺮد ﺑــﺎ ﭘﺮداﺧﺖ  50ﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر، ﺳــﯿﻠﺰﻓﻮرس را ﺑﺨﺮد، اﻣــﺎ ﺑﻨﯿﻮف ﻗﯿﻤﺖ ﭘﯿﺸــﻨﻬﺎدى ﺧﻮد را  70ﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر اﻋﻼم ﮐﺮد و ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﻰ ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳــﺎﻓﺖ 
از ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﭘﺲ ﻧﺸﺴﺖ. ﺑﻨﯿﻮف ﯾﮑﻰ از رﻫﺒﺮان ﭘﯿﺸــﮕﺎم در اﯾﺠﺎد ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺷــﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﻰ ﺷــﻮد. در ﺳﺎل  2016ﻣﺠﻠــﻪ ﻓﻮرﭼــﻦ" او را ﺑــﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻼش ﻫﺎﯾــﺶ در ﺟﻬﺖ ﺑﺮﻗﺮارى ﻋﺪاﻟﺖ، در ﻓﻬﺮﺳــﺖ  50رﻫﺒﺮ ﺑﺮﺗﺮ ﺟﻬﺎن ﻗﺮار داد. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺧﻮاﻧﻨﺪﮔﺎن اﯾﻦ 
ﻣﺠﻠﻪ او را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺗﺎﺟﺮ ﺳﺎل اﻧﺘﺨﺎب ﮐﺮدﻧﺪ.
)ﻣﻨﺒﻊ: ﺳﺎﯾﺖ ﺷﺮﮐﺖ ﭘﮕﺎه ﺳﯿﺴﺘﻢ(


مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر داستان

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر داستان,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|