درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر برنامه ریزی

ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

نکاتی درباره برآورد زمان

1396/03/31
17:08
امیرحسین ستوده بیدختی
برآورد زمان یکی از کارهای مهمی است که در مرحله طرح و برنامه‌ریزی انجام می‌گیرد.

- داشتن تسلط و آگاهی در زمینه تخمین زمان فعالیت‌ها، رابطه مستقیمی با آگاهی از روش‌های کنترل و مدیریت پروه نداشته و منحصراً مبتنی بر میزان تجربه و تسلط شخص تخمین زننده در عملیات اجرایی می‌باشد.

- هنگامی برآورد زمان صورت می‌گیرد که حداقل طرح اولیه منطق اجرای شبکه معین شده باشد و مرز بین فعالیت‌ها شناخته شده باشد. به عبارت دیگر تعریف مستقلی برای هر فعالیت ارائه شده باشد و فعالیت‌ها اشتراک زمانی (overlap) نداشته باشند. ممکن است در این مرحله تجدید نظر در تعریف بعضی فعالیت‌ها ضروری باشد و منجر به شبکه جدید گردد.

- انتخاب واحد برآورد زمان انجام فعالیت، به اندازه و حجم پروژه و فعالیت‌های تشکیل دهنده آن بستگی دارد. مثلاً واحد زمان در پروژه ممکن است ماه، هفته، روز، ساعت یا حتی گاهی اوقات ساعت باشد. این واحد برای کلیه فعالیت‌ها باید یکسان باشد. بنابراین نمی‌توان از واحدهای متفاوتی برای تخمین مدت زمان انجام فعالیت‌های گوناگون یک پروژه استفاده کرد.

- مدت زمان انجام هر فعالیت، به روش اجرای آن بستگی دارد. برای نمونه، عملیات حفاری حجم معینی از زمین به صروت دستی (با کارگر و با تجهیزاتی همچون بیل و کلنگ) با حفاری همان حجم از زمین مورد نظر با استفاده از دستگاه حفاری اتوماتیک، دارای مدت زمان یکسانی نخواهد بود. از این رو پیش از برآورد مدت زمان انجام هر فعالیت باید روش اجرای آن تعیین شود.

- محل جغرافیایی اجرای پروژه، فصل (شرایط آب و هوا)، راندمان کارگران محلی و راندمان تجهیزات به کار گرفته شده، همگی در تعیین مدت زمان اجرا، تاثیرگذار می‌باشند.

- استفاده از استانداردهای تهیه شده برای اجرای عناصر تشکیل دهنده فعالیت‌ها نیز در مواردی می‌تواند مفید باشد. این استانداردها،‌ معمولاً حجم نیروی انسانی یا تجهیزات لازم برای اجرای یک واحد از عناصر تشکیل دهنده فعالیت‌ها را ارائه نموده و شخص تخمین زننده با جمع این زمان‌ها مدت زمان لازم برای اجرای فعالیت مربوطه را تخمین می‌زند.

- بعضی از فعالیت‌ها با آنکه برای انجام نیازمند زمان هستند؛ از آن رو که انجام آنها به حضور نیروی انسانی احتیاج ندارد، ممکن است در ایام غیر کاری (زمان‌هایی که در تقویم کار پروژه تعطیل هستند) نیز انجام شوند. برای نمونه، اگر پر کردن یک مخزن بزرگ آب، 5 شبانه‌روز به طول بینجامد، لزومی ندارد که فقط در ساعات کاری روز انجام شود، بلکه در ساعات تعطیل شب نیز انجام شدنی است. اگر در برنامه‌ زمان‌بندی پروژه، زمان‌بندی این فعالیت به نحوی قرار گیرد که یک روز تعطیل از جمله جمعه و ... بین زمان شروع و پایان فعالیت قرار گیرد، در این صورت، پر کردن مخزن در روز تعطیل نیز ادامه می‌یابد و از این رو، مدت زمان آن، 4 روز در نظر گرفته می‌شود تا به علاوه یک روز تعطیل به 5 تبدیل شود.

- دقت برآورد با توجه به ماهیت فعالیت‌ها و هدف پروژه صورت می‌گیرد. به عنوان مثال اگر هدف طراحی اهرمی برای خلبان است تا به موقع عکس‌العمل لازم را انجام دهد. مسلم است که هم فعالیت‌ها و هم منطق اجرای آنها باید با جزئیات بیشتری تعریف گردد و زمان‌های پیش‌بینی شده از دقت بالایی برخوردار باشند، اما در برآورد مدت زمان انجام فعالیت‌های یک طرح عمرانی مثل ساختن یک بزرگراه، دیگر برآوردهایی به دقت فوق لازم نیست و حتی ممکن است زمان فعالیت‌ها از واحد روز ریزتر نشوند.

- در شرایطی که برای یک پروژه بیش از یک شبکه بصورت سلسله مراتبی (WBS) تهیه می‌گردد، برای فعالیت‌های شبکه اصلی یا مادر لازم نیست زمانی تخصیص داده شود.

به عبارت دیگر برآورد زمان فقط باید برای فعالیت‌های زیر شبکه صورت گیرد زیرا هر فعالیت از شبکه مادر در سطح زیرین خود شامل یک زیر شبکه است که زمان اتمام آن زیر شبکه در حقیقت نشان دهنده زمان فعالیت مادر است.

- اتفاقات غیر قابل پیش‌بینی نظیر پدیده‌های طبیعی از آتش سوزی، سیل، زلزله و ...) و نیز وقایع خاص در صورتیکه غیر قابل پیش‌بینی باشند مثل برق گرفتگی، اعتصابات و ... در نظر گرفته نمی‌شوند.

اما بدیهی است که اتفاقاتی نظیر بارندگی‌های فصلی، لازم است مد نظر باشند؛ برای داشتن تخمین‌های دارای دقت کافی باید زمان هر یک از فعالیت‌ها را به طور مجزا تخمین زده و تاثیر عوامل جوی را با توجه به طبیعت و روش اجرای هر فعالیت به صورت درصدی بابت تاثیرات جوی به آن اضافه کنید و بر آن بیفزایید.

- هنگام برآورد زمان یک فعالیت، میزان منابع را همیشه یک مقدار معقول و معمول در نظر می‌گیریم و فرض بر این است که این تعداد از هر منبع مستقل از نیاز سایر فعالیت‌ها به آن منبع است، مثلاً اگر زمان فعالیتی با تعداد 5 کارگر 3 روز پیش‌بینی شده است، دیگر به نیاز احتمالی سایر فعالیت‌ها به این 5 کارگر توجه نمی‌کنیم.

- برآورد مدت زمان انجام یک فعالیت در یک طرح باید مستقل از مدت زمان سایر فعالیت‌های آن طرح صورت گیرد. به عبارت دیگر برآورد نباید به حالت شرطی انجام شود.

 

مثلاً نگوئیم "مدت زمان فعالیت B بستگی به A دارد، بطوریکه اگر A دو روز طول بکشد، B سه روزه به اتمام خواهد رسید و اگر A چهار روز به طول بینجامد، B 5 روزه به اتمام خواهد رسید." اگر چنین حالات شرطی اجتناب ناپذیر بود، به دو روش زیر می‌توان عمل کرد:

الف) می‌توان در تعریف فعالیت‌ها تجدید نظر کرد بطوریکه چند فعالیت را ادغام یا به تعداد بیشتری تجزیه نمود تا حالات شرطی برطرف گردد.

ب) می‌توان یکی از حالات برآورد را قرار داد. اگر در حین اجرای پروژه (بعد از برنامه‌ریزی تغییری در یکی از برآوردها پیش آمده به راحتی می‌توان زمان واقعی آن فعالیت را به نرم افزار مربوطه داده و محاسبات شبکه را بهنگام نمود.)

روشهای کاهش مدت زمان اجرای پروژه:

چنانچه هیچ محدودیت زمانی برای اجرای پروژه وجود نداشته باشد، فعالیتها و در نتیجه پروژه در مدت زمان عادی یا معمولی خود انجام خواهند شد؛ اما اگر محدودیت زمانی وجود داشته باشد، برنامة زمان‌بندی اولیه که متضمن اجرای پروژه در مدت زمان عادی است، قابل قبول نیست. برای اینکه برنامة گفته شده به یک برنامة زمان‌بندی قابل قبول تبدیل گردد، باید به نحوی تغییر یابد تا مدت زمان اجرای پروژه کاهش پیدا کند و به میزان قابل قبول برسد. به روشهای گوناگونی می‌توان این کاهش زمان را انجام داد. بعضی از این روشها عبارتند از :

الف – افزایش منابع:

اغلب با افزایش تعداد یا مقدار منابع برای اجرای هر فعالیت می‌توان سرعت انجام فعالیت را اضافه کرد و در نتیجه مدت زمان آن را کاهش داد. از آن رو که مدت زمان اجرای پروژه، تابعی از مدت اجرای فعالیتها است، با کاهش مدت زمان فعالیتها، با استفاده از دو اکیپ بنایی، سریعتر از حالتی انجام می‌شود که فقط یک اکیپ بنایی در آن کار کند.

شایان ذکر است که بعضی از فعالیتها دارای ویژگیها و خصوصیاتی هستند که با افزایش منابع نمی‌توان مدت زمان اجرای آنها را کاهش داد.

ب- افزایش ساعات کار:

در این روش، تعداد ساعات کار روزانه افزایش می‌یابد (به صورت اضافه‌کاری) و در نتیجه میزان کار انجام شده در هر روز اضافه می‌شود و نهایتاً مدت زمان اجرای فعالیت کاهش می‌یابد. در این روش می‌توان روزهای تعطیل را نیز به روز کاری تبدیل کرد. این روش به نوعی افزایش منابع نیز محسوب می‌شود.

ج- تغییر روش اجرا:

مدت زمان اجرای هر فعالیت به روش اجرای آن بستگی دارد. بنابراین، با تغییر روش اجرای فعالیت می‌توان مدت زمان آن را نیز تغییر داد. افزایش اتوماسیون در انجام یک فعالیت، یکی از راه‌کارهای مهم برای کاهش مدت زمان آن است.

د- افزایش بهره‌وری:

نظر به اینکه بهره وری، میزان بهره‌گیری از منابع است، با افزایش بهره‌وری در اجرای فعالیتها می‌توان مدت زمان اجرای آنها را کاهش داد. انتخاب نیروی انسانی مجرب و ماهر و همچنین آموزشهای مورد نیاز، از جمله تمهیداتی است که برای افزایش بهره‌وری می‌توان صورت داد.

 

برنامه ریزی، دخالت در امور قُدسی؟

1396/01/20
11:52
امیرحسین ستوده بیدختی
برنامه ریزی، دخالت در امور قُدسی؟

از آنجا که برنامه ریزی به معنای "تصمیم گیری در زمان حال برای آنچه که می خواهیم در آینده انجام دهیم" است، عده ای بر این باور هستند که محدوده این عمل، یعنی برنامه ریزی، با حدود امور قُدسی، که همانا اطلاع از آینده است، ‌همپوشانی دارد و لذا باطل است. با تعریف حدود و ثغور برنامه ریزی می توان مشخص کرد که محسنات داشتن برنامه چیست، و در عین حال برنامه ریزی از امور فَرشی است و نه عَرشی.
بسیاری در محیط ما راجع به برنامه و برنامه ریزی صحبت می کنند، بدون اینکه از مختصات این محدوده از علم آگاهی داشته باشند. در ابتدا باید گفت که برنامه ریزی، فعل تهیه برنامه است. برنامه، مجموعه کارهایی است که می خواهیم در آینده انجام دهیم. مشخص است که خواست ما به معنای وقوع کارها در آینده نیست. من در بسیاری از برنامه های رادیویی، به خصوص موضوعات ورزشی، از گویندگان می شنوم که شکست ها و عقب ماندگی ها را به گردن نداشتن برنامه می اندازند. در صورتی که داشتن برنامه به معنی اطمینان از انجام کارها و موفقیت نیست. اگر چنین استنباطی در بین باشد، مطمئناً محدوده برنامه ریزی با پیشگویی های قُدسی همپوشانی خواهد داشت. گویندگان محترم واقف نیستند که آنچه را که عَلَم می کنند نه از برنامه و برنامه ریزی انتظار می رود و نه امکانپذیر است. در کنار و گوشه، همه ما مشاهده می کنیم که دولت بعد از دولت برنامه های پنج ساله تهیه می کنند و در بهترین حالت، مشاهده شده که تنها ۳۰ درصد از مجموع برنامه، انجام شده است. لذا این تفکر که داشتن برنامه ما را به موفقیت می رساند به نظر بنده کاملاً اشتباه است. حتی داشتن این تفکر که نداشتن برنامه، ما را به موفقیت نمی رساند نیز اشتباه محض است. بین برنامه داشتن و موفقیت، هیچ ارتباطی نیست. داشتن برنامه و تهیه کردن برنامه، به مانند بسیاری از تکنیک ها و روش های دیگر، زاییده تفکر ما انسان هاست، و چنانچه علمی نگریسته شود، ‌ابطال پذیر می باشد. ما در حال حاضر بر روی این موضوع اتفاق نظر داریم که داشتن برنامه، حُسن محسوب می شود و در همین چهارچوب به تبلیغ برنامه و برنامه ریزی اهتمام می ورزیم. اما اگر کسی ادعا کند که داشتن برنامه و یا نداشتن آن به فلان نتیجه ختم می گردد، به نظر این نگارنده، ایشان در محدوده عَرشی ادعا می کنند و از عرصه علمی فاصله نجومی دارند. به همین صورت آنانی که موفقیت نظام و یا سیستمی را مرهون داشتن برنامه می دانند، به نظر این نگارنده به بیراهه رفته اند، چرا که می توان، به مانند برنامه های پنج ساله جمهوری اسلامی، مثال های فراوانی را عرضه کرد که در عین حال که برنامه موجود بوده، موفقیتی حاصل نگشته است. بسیار خوب، توصیه اخلاقی بنده چیست؟ برنامه ریزی کنید برای اینکه این کار خوب است، نه برای اینکه این کار به موفقیت ختم می شود.
از آنجایی که برنامه یک امر فَرشی است، یعنی مربوط به ما انسان هاست، به مانند بسیاری از موضوعات مشابه، در اندازه یک توافق بین ذینفعان معنی دارد. داشتن برنامه و توافق بر سر آن، بین هر که در انجام آن درگیراست، به مانند داشتن یک قرارداد است. درست است که این قرارداد شاید در فرمت متفاوتی درج گردد، اما در انتها یک توافق و یک قرار است. لذا به مانند هر قرارداد دیگری احتمال وقوع و یا عدم وقوع دارد و برای هر گزینه، پیامدی بین ذینفعان مجدداً مورد توافق قرار می گیرد. اگر برنامه طبق آنچه که می خواستیم، انجام شد آنگاه به یک نحو نتیجه می دهد (مثلاً اگر پیمانکاران کارشان را طبق برنامه انجام دهند، اینوُیس آنان متعاقباً پرداخت می گردد) و اگر آنچه که می خواستیم، به دست نیامد به گونه ای دیگر نتیجه خواهد داد. لذا سؤال کردن در خصوص اینکه چرا آنچه که برنامه کرده بودیم انجام نشد، فی نفسه سؤال بی ربطی است. ممکن است که این سؤال برای بازی های فکری و یا رفع کنجکاوی بعضی مفید باشد، اما چه اهمیتی دارد؟ اگر برنامه انجام نشده است، باید معین شود که مسئول که بوده و طبق توافقی که شده است، رفتار گردد. با باز کردن در "چرا" باور کنید که مسیر برای عقده گشایی ها و تحقیر کردن ها به موازات موضوعات دیگر، که بعضاً ممکن است مفید باشند، باز می گردد. داشتن برنامه مفید است، به دلایل زیر:

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    باعث می گردد که جهت تحقق خواسته های خود، زمان آماده سازی داشته باشیم.
    برای انجام آنچه بر سرش توافق شده، مسئول مشخص تعیین شده است.
    در صورت حصول و یا عدم حصول نتیجه، تکلیف ذینفعان معین است.
    مهمترین دلیل آن این است که برای طول مدتی در آینده، تکلیف ذینفعان تعریف شده است.

در نتیجه، انتظار از برنامه و برنامه ریزی به عنوان پیشنیازی برای حصول نتایج، بچگانه است. ما برنامه ریزی می کنیم چرا که فعلاً حس می کنیم که این کار خوب است و شاید فعلاً تنها راهی است که می توانیم قرارهایمان را ساختیافته نماییم تا در تعامل با یکدیگر راهکاری داشته باشیم. نه می توان موفقیت پروژه ای را به داشتن برنامه منتسب کرد، و نه می توان شکست پروژه ای را به نداشتن آن. تنها موردی که می توان ادعا کرد این است که بدون داشتن برنامه، هیچ پروژه ای را نمی توان مدیریت کرد. این هم داستانی دارد که انشالله توضیح خواهم داد، چون باید پروژه را دوباره تعریف کنیم.


برچسب ها:برنامه ریزی ،

مهندسی نجومی

1395/12/15
21:38
امیرحسین ستوده بیدختی
2 تکنیک برای کمک به برنامه ریزی پروژه

    بر روی منشور پروژه، برنامه زمانبندی و بودجه به طور همزمان کار کنید. هیچگونه ترتیب و توالی الزام آوری میان تعریف (برنامه ریزی) پروژه و تهیه زمانبندی و بودجه وجود ندارد. بعضی از بخش های منشور پروژه، مانند برآوردهای هزینه و مدت زمان، بدون آغاز طرح ریزی کلی زمانبندی نمی تواند تکمیل شود. در عین حال، نمی توانید زمانبندی را تکمیل کنید، مگر آنکه در مورد منشور پروژه، موافقت های لازم را کسب کرده باشید.
    اقلام قابل تحویل اصلی، منشور پروژه، زمانبندی و بودجه باید به صورت موازی توسعه یابند. شما درخواهید یافت که با جمع آوری اطلاعات در مورد محدوده و اقلام قابل تحویل، می توانید طرح ریزی زمانبندی کلی را آغاز نمایید. هنگامی که اقلام قابل تحویل، محدوده، فرضیات و رویکرد به طور کامل مشخص شوند، اطلاعات کافی برای تکمیل زمانبندی کلی را در اختیار خواهید داشت. آنگاه می توانید از این زمانبندی کلی برای برآورد بودجه مورد نیاز استفاده کنید؛ که به نوبه خود برای تکمیل منشور پروژه، مورد استفاده قرار می گیرد.

    مطمئن شوید که تمامی افراد، نقش ها و مسئولیت ها را درک کرده اند. در پروژه های کوچک، سازمان پروژه بسیار ساده است. کسی که پروژه را مدیریت می کند، ممکن است تنها کسی باشد که واقعاً بر روی پروژه کار می کند. با این حال، در پروژه های بزرگ ممکن است یک ساختار سازمانی سنگین و رسمی وجود داشته باشد. هر چه تعداد افراد درگیر در پروژه بیشتر باشد، اهمیت اینکه تمامی افراد نقش ها و مسئولیت های خود را به طور شفاف بدانند، بیشتر می شود.
    شما می توانید نقش ها و مسئولیت های نوعی را از قبل برای سازمان خود تعریف کنید و سپس آنرا از پروژه ای به پروژه دیگر، متناسب با پروژه، اصلاح نمایید.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


مؤثر بودن یا نبودن، سؤال برنامه ریزی این است

1395/11/17
20:37
امیرحسین ستوده بیدختی
مؤثر بودن یا نبودن، سؤال برنامه ریزی این است

طراحی سیستم مدیریت پروژه های شرکتی معظم و بسیار مدرن در اراک بر عهده من بود. به همین مناسبت هر هفته به کارخانه رفته، در مورد نحوه انجام و گردش کار تفحص می کردم. در همین دوره بود که متوجه شدم مدیر عامل شرکت، همراه با تمامی مدیران پروژه، روزهای دوشنبه هر هفته در محل کارخانه جلسه بررسی برنامه های پروژه ها را برگزار می کند. زمان حضور من در کارخانه روزهای سه شنبه بود. در روزی که من در کارخانه بودم، به سختی می توانستم مدیر پروژه ای را پیدا کنم تا در مورد محدوده کارش قدری اطلاعات به دست آورم. به نظر می رسید که جلسه طولانی روزهای دوشنبه به قدری بر مدیران فشار می آورد، و حدس من این بود که دستاورد این جلسات به قدری احساس پیشرفت در کار بین حضار ایجاد می کرد، که مدیران پروژه فکر می کردند که واقعاً کاری انجام شده است و اینک نیاز به استراحت دارند. هر هفته همین برنامه بود، و من متوجه شدم که این جلسات برنامه ریزی بی شباهت به دارونماها و یا همان پلاسیبوها نیست. همانگونه که پلاسیبوها هیچ اثر دارویی ندارند، این جلسات نیز هیچ اثری بر پروژه ها نداشتند، اما به مانند پلاسیبوها این حس را در شرکت کنندگان ایجاد می کردند که با برگزاری این جلسات، واقعاً پروژه به پیش خواهد رفت. تفاوت جلسات فوق با داروهای پلاسیبو در این بود که داروها در بسیاری از اوقات اثری مطلوب بر بیماران می گذارند، در حالیکه این جلسات هیچگاه اثر مطلوب بر پروژه نمی گذارد- جلسات برنامه ریزی غیرمؤثر. اما درد کجا بود؟
برنامه ریزی طبق تعریف، تصمیم گیری در زمان حال است برای آنچه که می خواهیم در آینده انجام دهیم. این تعریف به درستی اهمیت برنامه ریزی و اثربخشی آنرا تشریح می کند. از قدیم گفته بودند وقت طلاست. حال از طریق برنامه ریزی، هر مرجعی می توانست طلا بخرد! تفاوت بین زمان حال و آینده، که در اصطلاح به آن لید تایم گفته می شود،‌ فضا و دوره ای را در اختیار ذینفعان قرار می دهد که خود را برای اجرای آن تصمیمی که در زمان حال برای انجام در آینده گرفته اند، آماده سازند. لذا اثربخشی برنامه ریزی در گرو تشخیص این فضای لید تایم و انجام تمامی فعالیت های آماده سازی جهت اجرایی کردن تصمیماتی است که گرفته شده است. بدون اجرا کردن فعالیت های آماده سازی، انجام تصمیمات غیرممکن خواهد بود. در نتیجه ضمن اینکه برنامه ریزی صورت پذیرفته، اما به دلیل قصور در انجام نیازهای آماده سازی، اجرای تصمیمات ممکن نیست و برنامه ریزی عملاً غیرمؤثر خواهد بود.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


یکی از روش های معمول برنامه ریزی در سیستم های تولیدی، MRP است. در این روش، بر اساس سیاهه مواد از محصول نهایی شروع کرده، با احتساب لیدتایم، زمان شروع ساخت و یا خرید هر قطعه را پیش بینی و به صورت سیستمی و از طریق مستندات، دستورات خرید و ساخت را صادر می کنند. به نظر من می رسد که چنین سیستمی را در محدوده مدیریت پروژه ها نیز نیاز داریم. یعنی با فرض اینکه فرآیند برنامه ریزی صورت پذیرفته و مشخص گشته که چه کارهایی در چه زمان هایی باید انجام گردد، بلافاصله باید به پیشنیازهای لجستیکی انجام کارها پرداخته شده، لیدتایم هرکدام تعیین شود و در نهایت منجر به صدور دستورات تأمین این پیشنیازها گردد. مثلاً شما قرار می گذارید که از اول ماه آینده کارهای لوله کشی واحد پتروشیمی خود را شروع کنید. اما برای اینکه این کار در زمان معین خود میسرگردد، لازم است که قبلاً WPS انتخاب شده باشد. علاوه بر آن، جوشکارها تعیین شده و پس از تست PQR گواهینامه های لازم را اخذ کرده باشند. دستگاه های جوش و لوازم جوشکاری تأمین شده باشد. مواد جوشکاری (الکترود) خریداری شده باشد. سازمان جوشکاری، از سرپرست تا مدیران، تشکیل شده باشد. مستندات کنترل کیفیت و نحوه انجام آن بین تمامی ذینفعان یکی شده باشد. اگر تمامی این کارها انجام شده باشند آنگاه می توان از اول ماه آینده کارهای جوشکاری را شروع کرد. اما اگر تنها بر روی کاغذ یک خط در گانت گنجانده شود که اعلام می کند از اول ماه عملیات جوشکاری قرار است شروع گردد،‌ با رسیدن اول ماه باید منتظر داد و بیداد کارفرما بود و دنبال دلایل توجیهی بنی اسرائیلی گشت. برنامه ریزی با تمامی محسناتی که دارد، اگر به صورت مؤثر اجرا نشود، در بهترین حالت یک پلاسیبو (دارونما) است، که اتفاقاً هیچوقت منجر به بهبود وضعیت پروژه نمی گردد. تأثیر عملی برنامه ریزی در گرو رسیدگی به فراهم نمودن پیشنیازهای اجرایی آن است.




برچسب ها:برنامه ،برنامه ریزی ،

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر برنامه ریزی

مدل سازی اطلاعات ساختمانمدیریت منابع انسانی
قراردادمدیریت دانش
موفقیتبرنامه ریزی
مدیریت پروژهتکنیک های خلاقیت
مدیریت ساختاستراتژی
چابکی در پروژهداستان مدیریتی
ساخت و ساز نابمدیران
مهندسی ارزشتصمیم گیری
مدیریت ریسک دفتر مدیریت پروژه
مدیریتبتن
رهبریمدیران پروژه
تکنیک های مدیریتی مهارت های مدیریتی
توسعه پایداراستاندارد PMBOK
کنترل پروژهآزمون pmp
سازمانمدیریت ساخت در شبکه های اجتماعی
مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر برنامه ریزی,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|