درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر برنامه ریزی

22.jpg (364×96)11.jpg (364×96)

ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

ﺣﺪود و ﺛﻐﻮر ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى

1396/09/4
06:49
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
اﯾﻦ ﮔﺰاره ﮐﻪ ﺑــﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺧﻮب، ﻣــﻰ ﺗﻮاﻧﯿﻢ ﺑــﻪ ﻧﺘﯿﺠــﻪ ﻣــﻮرد اﻧﺘﻈﺎر ﺑﺮﺳــﯿﻢ" ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻋﻤﯿﻘﻰ در ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎ رﯾﺸــﻪ دواﻧﺪه اﺳــﺖ. ﻣﻨﻈﻮر ﻣﻦ از ﻣﺎ" ﻓﻘﻂ اﯾﺮاﻧﻰ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺮدم ﮐﺸــﻮرﻫﺎى دﯾﮕﺮى ﻫﻢ ﮐــﻪ ﯾﺎ ﺑﺎ آﻧﺎن ﮐﺎر ﮐﺮده ام و ﯾﺎ دﯾﺪارى ﺑﺎ آﻧﻬﺎ داﺷــﺘﻪ ام ﻧﯿﺰﭼﻨﯿﻦ ﺑــﺎورى دارﻧﺪ. دﻻﯾﻞ اﯾﻨﮑﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ اﯾﻦ ادﻋﺎ اﯾﻨﭽﻨﯿﻦ رﯾﺸــﻪ دواﻧﺪه اﺳــﺖ را ﻣﻦ در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ﻧﻤﻰ ﺗﻮاﻧﻢ ﺗﺸــﺮﯾﺢ ﮐﻨﻢ ﭼﻮن ﻧﻤﻰ داﻧﻢ. اﻣﺎ اﯾﻨﮑﻪ آﯾــﺎ اﯾﻦ ﺑﺎور واﻗﻌﯿــﺖ دارد ﯾﺎ ﻧﻪ را ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﻢ ﮔﻮاﻫﻰ دﻫﻢ ﮐﻪ ﺣﺘﻰ ﺑﺎ اﺳــﺘﻔﺎده از اﺑﺰارﻫــﺎى ﻋﻠﻤﻰ ﻧﻤــﻰ ﺗﻮان ﺻﺤﺖ آﻧﺮا ﻧﻤﺎﯾﺶ داد. ﯾﻌﻨﻰ اﮔﺮ ﺷــﻤﺎ ﻣﻮردى را ﻧﺸــﺎن دﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺳــﻞ ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺗﻮاﻧﺴــﺘﻪ اﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺧﻮد ﺑﺮﺳــﻨﺪ، ﻣﻦ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﻢ ده ﻣﻮرد دﯾﮕﺮ را ﻧﺸﺎن دﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ رﻋﺎﯾﺖ ﺗﻤﺎﻣﻰ اﺻﻮل ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻪ اﻧﺪ ﺣﺘﻰ ﺑﺨﺸﻰ از ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر را ﺑﺮآورده ﺳــﺎزﻧﺪ. اﮔﺮ ادﻋﺎ داﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺷــﯿﻢ ﮐﻪ درس ﺧﻮاﻧﺪن ﺧــﻮب ﻣﻮﺟﺐ ﻗﺒﻮﻟﻰ در اﻣﺘﺤﺎﻧﺎت و ﯾﺎ ورود ﺑﻪ داﻧﺸــﮕﺎه ﺧﻮب ﻣﻰ ﺷــﻮد، ﯾﺎ اﯾﻨﮑــﻪ ادﻋﺎ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭘﺸﺘﮑﺎر و ﻣﺮدم دارى و اﯾﺪه ﭘﺮدازى ﻣﻰ ﺗﻮان ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﺎﻟﻰ دﺳﺖ ﯾﺎﻓﺖ، ﺑﺎﯾــﺪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ وﻗﺘﻤﺎن را دارﯾﻢ ﺗﻠﻒ ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ. اﺷــﺘﺒﺎه ﻧﺸــﻮد، ادﻋﺎى اﯾﻦ ﻧﻮﺷــﺘﻪ اﯾﻦ ﻧﯿﺴــﺖ ﮐﻪ ﭘﺸــﺘﮑﺎر و اﯾﺪه ﭘﺮدازى و ﯾﺎ ﺧﻮب درس ﺧﻮاﻧﺪن ﺑﺪ اﺳــﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮﻋﮑﺲ،  اﺗﻔﺎﻗﺎً ادﻋﺎ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ اﯾﻦ ﮐﺎرﻫﺎ ﺧﻮب ﻫﺴﺘﻨﺪ و دﻗﯿﻘﺎً ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ اﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮب ﻫﺴــﺘﻨﺪ ﺑﺎﯾﺪ اﻧﺠﺎم ﭘﺬﯾﺮﻧﺪ،  ﻧﻪ اﯾﻨﮑﻪ اﻧﺠﺎم آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎى ﺗﻀﻤﯿﻦ ﺣﺼﻮل ﻧﺘﯿﺠﻪ اى ﻣﺸﺨﺺ و از ﻗﺒﻞ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻪ ﻗﻮل اﺳﺘﯿﻮن ﮐﺎوى ﻣﺎ در ﮐﻨﺘﺮل اﻋﻤﺎل ﺧﻮد ﻫﺴﺘﯿﻢ اﻣﺎ در ﮐﻨﺘﺮل ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎى آن ﻧﯿﺴــﺘﯿﻢ. اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎ ﻋﺮض ﭘﻮزش، اﯾﻦ ﺣﻘﯿﺮ ﺑﺎور دارم ﮐﻪ ﻣﺎ ﺣﺘﻰ در ﮐﻨﺘﺮل اﻋﻤﺎل ﺧﻮد ﻧﯿﺰ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ،  اﻣﺎ ﺷﺮح آﻧﺮا ﺑﺮاى ﻣﻮﻋﺪى دﯾﮕﺮ وا ﻣﻰ ﮔﺬارم. ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ رﯾﺰى ﻋﺒﺎرت ﺑﻮد از ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮى در زﻣﺎن ﺣﺎل ﺑﺮاى آﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﯿﻢ در آﯾﻨﺪه اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ". اﯾﻦ ﺗﻌﺮﯾﻒ دﻗﯿﻖ و درﺳــﺘﻰ اﺳﺖ. اﻣﺎ اﯾﻨﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺑﻪ ﻣﺒﺤﺜﻰ ﺷــﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﻣﺒﺎﺣﺚ دﯾﻨﻰ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪه ﮐﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﻮﻟﺪ و اﻧﮕﯿﺰه اﻧﺠﺎم آن ﺗﻠﻘﻰ ﻣﻰ ﺷــﻮد.

 ﯾﻌﻨﻰ ﭼﻮن ﻣﺎ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﯿﻢ در ﺳــﺎل 1400 ﮐﺸــﻮر ﺷــﻤﺎره ﯾﮏ در ﻣﻨﻄﻘﻪ، ﻣﺜﻼً در زﻣﯿﻨﻪ اﻗﺘﺼﺎدى ﺑﺎﺷــﯿﻢ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﻨﯿﻢ و اﮔﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﻨﯿﻢ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻫﺪف ﻧﺎﯾﻞ ﺧﻮاﻫﯿﻢ ﺷﺪ!! ادﻋﺎى ﺑﻨﺪه اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ اﻣﮑﺎن وﺟﻮد دارد ﮐﻪ ﺣﺘﻰ ﺑﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻫﺎ و رﻋﺎﯾﺖ ﺗﻤﺎﻣﻰ ﺟﻮاﻧﺐ آﻧﻬﺎ، در ﻫﻨﮕﺎم ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ اى ﻧﺮﺳﯿﻢ،  و ﯾﺎ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ، ﻣﺎ ﺑﺪون ﻫﯿﭻ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰﯾﻰ در ﺳــﺎل  1400ﻗﺪرت اول اﻗﺘﺼﺎدى ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺎﺷــﯿﻢ. ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺮاى اﯾﻨﮑﻪ ﻗﺪرت اول ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﻻزم ﻧﺒﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﻬﺒﻮدى در وﺿﻌﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدى ﺧﻮدﻣﺎن ﺑﺪﻫﯿﻢ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎ اﻗﺘﺼﺎدﺷﺎن ﻧﺎﺑﻮد ﺷﻮد!! ﭘﺲ ﭼﺮا ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ؟ ﺳﺆال ﺧﻮﺑﻰ اﺳﺖ.
در دوران ﺗﺤﺼﯿــﻞ، ﻫﻨﮕﺎﻣــﻰ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺒﺤــﺚ ﺗﺤﻘﯿﻖ در ﻋﻤﻠﯿــﺎت ﮐﺎر ﻣﻰ ﮐﺮدم، ﻓﮑﺮ ﻣﻰ ﮐﺮدم ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺴــﺎﺋﻞ روزﮔﺎر را ﻣﻰ ﺷﻮد ﺑﻪ ﺻﻮرت رﯾﺎﺿﻰ ﻣﺪﻟﺴــﺎزى ﮐﺮد. ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻣﻰ اﻧﺘﻈﺎراﺗﻢ ﭘﻰ ﺑﺮدم و ﻓﻬﻤﯿﺪم ﮐﻪ ﺑﻬﺮه ﮔﯿﺮى از اﯾﻦ روش، ﺣﺪود و ﺛﻐﻮرى دارد. در دوره اى دﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﻣﺒﺤﺚ ﺷــﺒﯿﻪ ﺳﺎزى آﺷﻨﺎ ﺷﺪم. از ﻗﻀﺎ ﯾﮑﻰ از ﺑﺰرﮔﺎن اﯾﻦ رﺷﺘﻪ، آﻗﺎى ﭘﮕﺪن، اﺳﺘﺎد ﺑﻨﺪه ﺑﻮد. در آن زﻣﺎن اﯾﻦ اﯾﺪه را داﺷــﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﻰ ﺷﻮد ﺑﻪ ﺟﺎى ﻣﺪﻟﺴﺎزى رﯾﺎﺿﻰ از ﺷﺒﯿﻪ ﺳــﺎزى ﺑﺮاى ﺑﺮرﺳﻰ ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺳــﺘﻔﺎده ﮐﺮد. ﭘﺲ از اﺳﺘﻔﺎده از اﯾﻦ ﺗﮑﻨﯿﮏ در ﭼﻨﺪ ﻣﻮرد ﺑﻪ ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﻫﺎى آن ﭘﻰ ﺑﺮدم و ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷــﺪم ﮐﻪ ﺣﺪودى دارد. ﻫﻤﯿﻦ ﻧﮕﺮش اﯾﻨﮏ در ﻣﻮرد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺻﺪق ﻣﻰ ﮐﻨﺪ. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺣﺪود و ﺛﻐــﻮرى دارد، ﮐﻪ ﻣﻄﻤﺌﻨﺎً ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ، ﯾﮑﻰ از ﻓﺮآورده ﻫﺎى آن ﻧﯿﺴــﺖ. اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻰ ﺷــﻨﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﭼﺮا ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ دﻟﺨﻮاه ﻧﺮﺳــﯿﺪﯾﻢ، و ﯾﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮاى رﺳــﯿﺪن ﺑﻪ ﻓﻼن ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﻨﯿﻢ، از دﯾﺪ ﺑﻨﺪه ﺗﻨﻬﺎ ﻧﮕﺎﻫﻰ ﮐﺎرﯾﮑﺎﺗﻮرى ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى اﺳــﺖ. ﻣــﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ ﭼﻮن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﺎرى درﺳــﺖ اﺳــﺖ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺸﺘﮑﺎر داﺷﺘﻦ، ﺻﺎدق ﺑﻮدن و ﯾﺎ ﻣﺮدم دار ﺑﻮدن. درﺳــﺘﻰ اﯾﻦ ﻓﻌﻞ ﺑﻪ ﭼﻪ دﻟﯿﻞ ﯾﺎ دﻻﯾﻞ اﺳــﺖ؟ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾــﺰى ﺑﺎﻋﺚ اﯾﺠــﺎد ارﺗﺒﺎط ﺑﯿﻦ ذﯾﻨﻔﻌﺎن ﻣﻰ ﺷــﻮد، ﯾﻌﻨﻰ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻼم ﻗﺎدر ﺑﻪ اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد. در ﻃﻰ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺗﺨﺼﯿﺺ ﻣﺴــﺌﻮﻟﯿﺖ ﻫﺎ، اﺧﺘﯿﺎرات و ﭘﺎﺳــﺨﮕﻮ ﮐﺮدن ﺳــﺎزﻣﺎن، ﻣﯿﺴﺮ ﻣﻰ ﮔﺮدد. اﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮ ﺑﻪ اذن ﺧﺪاوﻧﺪ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ارﺗﻘﺎى ﺷــﻌﻮر ﺳــﺎزﻣﺎﻧﻰ ﮐﻤﮏ رﺳﺎﻧﺪ. ﺑﺎ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ، اﯾﻦ اﻣــﮑﺎن وﺟﻮد دارد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻣﻮرد ﻋﻼﻗﻪ ﻧﺮﺳــﯿﻢ و اﯾــﻦ، ﻫﯿﭻ از اﻫﻤﯿﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﻢ ﻧﻤﻰ ﮐﻨﺪ. اﯾﻦ ﺳــﺆال ﮐﻪ ﭼﺮا ﺑﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﺮدﯾﻢ ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻧﺮﺳﯿﺪه اﯾﻢ، ﯾﮏ ﺳﺆال از اﺳﺎس ﻏﻠﻂ اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻫﺰاران دﻟﯿﻞ، ﺷﺎﯾﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮن ﻫﺎ دﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﺎ ﭘﻮﺷﯿﺪه اﺳﺖ، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر ﻣﺎ ﻗﺴﻤﺘﻤﺎن ﻧﺒﻮده و ﻧﺼﯿﺒﻤﺎن ﻧﺸﺪه. اﻣﺎ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﻰ ﺗﻮان ﻋﻤﻠﮑﺮدﻫﺎ را در ﻫﻤﺎن ﻗﺎﻟﺐ ﺗﻮاﻓﻘﺎت ﺑﺮرﺳﻰ ﮐﺮد و ﺑﺎ اِﻋﻤﺎل ﺿﻤﺎﻧﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎ ﺗﺮﺗﯿﺐ اﺛﺮ داد. ﻣﺜﻼً اﮔﺮ اَﻋﻤﺎل ﻣﺎ ﺑﺮ اﺳﺎس ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺑﻮده ﺗﺸﻮﯾﻖ و اﮔﺮ ﻧﺒﻮده ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺷﻮﯾﻢ. ﻣﺎ آﻧﻘﺪر ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ در ﮐﻨﺘﺮل ﻧﯿﺴــﺘﯿﻢ، و ﻣﻦ اﯾﻦ ﻋﺒﺎرت را ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺤﺘﺎﻃﺎﻧﻪ ﮔﻔﺘﻢ، ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﺎورم اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻋﻨﻮان در ﮐﻨﺘﺮل ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ و اﻧﺘﻈﺎر از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺟﻬﺖ ﺗﺤﻘﻖ ﻧﺘﺎﯾﺞ، ﺧﺎرج از ﺣﺪود و ﺛﻐﻮر اﯾﻦ ﻋﻤﻞ اﺳﺖ.

مسیربحرانی

1396/06/5
10:57
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
مسیربحرانی

کلا دو روش برای بحرانی به حساب آوردن فعالیت‌ها و در نتیجه تعیین «مسیر بحرانی»، یعنی مجموعه فعالیت‌های بحرانی که از قدیم علاقه داشتیم تو یه مسیر باشن وجود داره:
بر اساس حداکثر شناوری کل فعالیت‌هابر اساس قرار گرفتن روی طولانی‌ترین مسیر


روش اول:
 برای اکثر افراد آشناتره و معمولا جاهایی که تئوری CPM رو توضیح می‌دن از همین روش استفاده می‌کنن. تو این روش زودترین و دیرترین تاریخ‌های شروع و پایان هر فعالیت تو دو مرحله رفت و برگشت محاسبه می‌شه و تفاضل زودترین و دیرترین تاریخ‌ها دو مقدار شناوری شروع و شناوری پایان رو به وجود میاره. نرم‌افزارهای مختلف یا یکی از این دوتا رو شناوری کل می‌شناسن، یا حداقل اون‌ها رو، یا حتی انتخاب اون رو به شما بدن؛ البته این دو مقدار تو حالت‌های معمولی با هم برابر هستن. حالا حدی برای اون‌ها در نظر گرفته می‌شه و هر فعالیتی که شناوری کلش از اون مقدار بیشتر نباشه بحرانی به حساب میاد.

شناوری کل فعالیت‌ها تو برنامه‌ای که آزاد باشه از صفر کمتر نمی‌شه و این فرض تو حالت‌های قدیمی که تو تئوری‌ها توضیح داده می‌شه هم وجود داره. برای همین رسم بر این بوده که شناوری صفر بحرانی به حساب بیاد. حالا تو پروژه‌هایی که مدت زمانشون زیاد باشه و مدت زمان فعالیت‌هاشون هم خیلی کم نباشه، شناوری‌هایی مثل یک روز چندان با صفر فرق نمی‌کنه. به همین خاطر این گزینه هم وجود داره که حداکثر دیگه‌ای برای شناوری تعیین کنین و مثلا بگین که فعالیت‌هایی که شناوری‌شون بیشتر از یک روز نباشه بحرانی به حساب میاد.

اگه برنامه‌تون آزاد نباشه می‌تونه شناوری منفی هم داشته باشه، که در این صورت منفی‌ها هم بحرانی به حساب میان. البته می‌دونین که بهتره از برنامه‌های غیر آزاد استفاده نکنین و در نتیجه نباید انتظار شناوری منفی داشته باشین.


روش دوم:
تو روش دوم به جای شناوری کل، ازشناوری روابط برای تعیین «طولانی‌ترین مسیر» و به دنبال اون فعالیت‌های بحرانی استفاده می‌شه. هر رابطه بر اساس تفاضل تاریخ‌های پیش‌نیاز و پس‌نیازش مقداری داره که به اون هم می‌گیم شناوری. اگه شناوری صفر باشه، به رابطه حاکم (driver) گفته می‌شه. معمولا بین تمام روابطی که برای یه فعالیت تعریف شده فقط یکیشون حاکمه. اگه همه روابط رو به جز رابطه حاکم حذف کنین، زمان‌بندی‌تون تغییری نمی‌کنه. با این حال باید روابط غیر حاکم رو خیلی با دقت وارد کنین، چون هم روی شناوری‌ها اثر می‌ذاره و هم این‌که ممکنه بعد از مدتی به خاطر وارد کردن مقدارهای واقعی وضعیت تغییر کنه و رابطه دیگه‌ای حاکم بشه.

به هر حال، کار از انتهای برنامه شروع می‌شه. فعالیت انتهایی به عنوان آخرین عنصر «طولانی‌ترین مسیر» انتخاب می‌شه و بعد مسیر بر اساس روابط حاکم دنبال می‌شه و فعالیت‌های دیگه دونه دونه انتخاب می‌شن. مجموعه این فعالیت‌ها می‌شن طولانی‌ترین مسیر برنامه و می‌تونن بحرانی به حساب بیان.

پس مسیر بحرانی می‌تونه بر اساس شناوری فعالیت‌ها یا بر اساس شناوری روابط (قرار داشتن تو طولانی‌ترین مسیر) تعیین بشه. این دو روش تو شبکه‌های خیلی ساده، مشابه اون چیزهایی که برای توضیح دادن تئوری CPM به کار می‌رن نتیجه یکسانی داره، ولی تو برنامه‌های پیچیده‌ای که تو پروژه‌های واقعی داریم، به خاطر قیدهایی که ممکنه استفاده شده باشه، به خاطر تسطیح منابع، به خاطر تقویم‌ها و خیلی مسایل دیگه ممکنه تفاوت‌هایی بین نتایج اون‌ها وجود داشته باشه.

نظرهای متفاوتی وجود داره که کدوم روش بهتره. انتخاب ممکنه تا حدی به سبک برنامه‌ریزی هم برگرده؛ ولی به هر حال من شخصا روش مبتنی بر شناوری فعالیت‌ها رو ترجیح می‌دم، چون ساده‌تر با المان‌هایی مثل تقویم و تسطیح و قید کارش رو پیش می‌بره.

نویسنده: نادر خرمی راد

نکاتی درباره برآورد زمان

1396/03/31
17:08
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
برآورد زمان یکی از کارهای مهمی است که در مرحله طرح و برنامه‌ریزی انجام می‌گیرد.

- داشتن تسلط و آگاهی در زمینه تخمین زمان فعالیت‌ها، رابطه مستقیمی با آگاهی از روش‌های کنترل و مدیریت پروه نداشته و منحصراً مبتنی بر میزان تجربه و تسلط شخص تخمین زننده در عملیات اجرایی می‌باشد.

- هنگامی برآورد زمان صورت می‌گیرد که حداقل طرح اولیه منطق اجرای شبکه معین شده باشد و مرز بین فعالیت‌ها شناخته شده باشد. به عبارت دیگر تعریف مستقلی برای هر فعالیت ارائه شده باشد و فعالیت‌ها اشتراک زمانی (overlap) نداشته باشند. ممکن است در این مرحله تجدید نظر در تعریف بعضی فعالیت‌ها ضروری باشد و منجر به شبکه جدید گردد.

- انتخاب واحد برآورد زمان انجام فعالیت، به اندازه و حجم پروژه و فعالیت‌های تشکیل دهنده آن بستگی دارد. مثلاً واحد زمان در پروژه ممکن است ماه، هفته، روز، ساعت یا حتی گاهی اوقات ساعت باشد. این واحد برای کلیه فعالیت‌ها باید یکسان باشد. بنابراین نمی‌توان از واحدهای متفاوتی برای تخمین مدت زمان انجام فعالیت‌های گوناگون یک پروژه استفاده کرد.

- مدت زمان انجام هر فعالیت، به روش اجرای آن بستگی دارد. برای نمونه، عملیات حفاری حجم معینی از زمین به صروت دستی (با کارگر و با تجهیزاتی همچون بیل و کلنگ) با حفاری همان حجم از زمین مورد نظر با استفاده از دستگاه حفاری اتوماتیک، دارای مدت زمان یکسانی نخواهد بود. از این رو پیش از برآورد مدت زمان انجام هر فعالیت باید روش اجرای آن تعیین شود.

- محل جغرافیایی اجرای پروژه، فصل (شرایط آب و هوا)، راندمان کارگران محلی و راندمان تجهیزات به کار گرفته شده، همگی در تعیین مدت زمان اجرا، تاثیرگذار می‌باشند.

- استفاده از استانداردهای تهیه شده برای اجرای عناصر تشکیل دهنده فعالیت‌ها نیز در مواردی می‌تواند مفید باشد. این استانداردها،‌ معمولاً حجم نیروی انسانی یا تجهیزات لازم برای اجرای یک واحد از عناصر تشکیل دهنده فعالیت‌ها را ارائه نموده و شخص تخمین زننده با جمع این زمان‌ها مدت زمان لازم برای اجرای فعالیت مربوطه را تخمین می‌زند.

- بعضی از فعالیت‌ها با آنکه برای انجام نیازمند زمان هستند؛ از آن رو که انجام آنها به حضور نیروی انسانی احتیاج ندارد، ممکن است در ایام غیر کاری (زمان‌هایی که در تقویم کار پروژه تعطیل هستند) نیز انجام شوند. برای نمونه، اگر پر کردن یک مخزن بزرگ آب، 5 شبانه‌روز به طول بینجامد، لزومی ندارد که فقط در ساعات کاری روز انجام شود، بلکه در ساعات تعطیل شب نیز انجام شدنی است. اگر در برنامه‌ زمان‌بندی پروژه، زمان‌بندی این فعالیت به نحوی قرار گیرد که یک روز تعطیل از جمله جمعه و ... بین زمان شروع و پایان فعالیت قرار گیرد، در این صورت، پر کردن مخزن در روز تعطیل نیز ادامه می‌یابد و از این رو، مدت زمان آن، 4 روز در نظر گرفته می‌شود تا به علاوه یک روز تعطیل به 5 تبدیل شود.

- دقت برآورد با توجه به ماهیت فعالیت‌ها و هدف پروژه صورت می‌گیرد. به عنوان مثال اگر هدف طراحی اهرمی برای خلبان است تا به موقع عکس‌العمل لازم را انجام دهد. مسلم است که هم فعالیت‌ها و هم منطق اجرای آنها باید با جزئیات بیشتری تعریف گردد و زمان‌های پیش‌بینی شده از دقت بالایی برخوردار باشند، اما در برآورد مدت زمان انجام فعالیت‌های یک طرح عمرانی مثل ساختن یک بزرگراه، دیگر برآوردهایی به دقت فوق لازم نیست و حتی ممکن است زمان فعالیت‌ها از واحد روز ریزتر نشوند.

- در شرایطی که برای یک پروژه بیش از یک شبکه بصورت سلسله مراتبی (WBS) تهیه می‌گردد، برای فعالیت‌های شبکه اصلی یا مادر لازم نیست زمانی تخصیص داده شود.

به عبارت دیگر برآورد زمان فقط باید برای فعالیت‌های زیر شبکه صورت گیرد زیرا هر فعالیت از شبکه مادر در سطح زیرین خود شامل یک زیر شبکه است که زمان اتمام آن زیر شبکه در حقیقت نشان دهنده زمان فعالیت مادر است.

- اتفاقات غیر قابل پیش‌بینی نظیر پدیده‌های طبیعی از آتش سوزی، سیل، زلزله و ...) و نیز وقایع خاص در صورتیکه غیر قابل پیش‌بینی باشند مثل برق گرفتگی، اعتصابات و ... در نظر گرفته نمی‌شوند.

اما بدیهی است که اتفاقاتی نظیر بارندگی‌های فصلی، لازم است مد نظر باشند؛ برای داشتن تخمین‌های دارای دقت کافی باید زمان هر یک از فعالیت‌ها را به طور مجزا تخمین زده و تاثیر عوامل جوی را با توجه به طبیعت و روش اجرای هر فعالیت به صورت درصدی بابت تاثیرات جوی به آن اضافه کنید و بر آن بیفزایید.

- هنگام برآورد زمان یک فعالیت، میزان منابع را همیشه یک مقدار معقول و معمول در نظر می‌گیریم و فرض بر این است که این تعداد از هر منبع مستقل از نیاز سایر فعالیت‌ها به آن منبع است، مثلاً اگر زمان فعالیتی با تعداد 5 کارگر 3 روز پیش‌بینی شده است، دیگر به نیاز احتمالی سایر فعالیت‌ها به این 5 کارگر توجه نمی‌کنیم.

- برآورد مدت زمان انجام یک فعالیت در یک طرح باید مستقل از مدت زمان سایر فعالیت‌های آن طرح صورت گیرد. به عبارت دیگر برآورد نباید به حالت شرطی انجام شود.

 

مثلاً نگوئیم "مدت زمان فعالیت B بستگی به A دارد، بطوریکه اگر A دو روز طول بکشد، B سه روزه به اتمام خواهد رسید و اگر A چهار روز به طول بینجامد، B 5 روزه به اتمام خواهد رسید." اگر چنین حالات شرطی اجتناب ناپذیر بود، به دو روش زیر می‌توان عمل کرد:

الف) می‌توان در تعریف فعالیت‌ها تجدید نظر کرد بطوریکه چند فعالیت را ادغام یا به تعداد بیشتری تجزیه نمود تا حالات شرطی برطرف گردد.

ب) می‌توان یکی از حالات برآورد را قرار داد. اگر در حین اجرای پروژه (بعد از برنامه‌ریزی تغییری در یکی از برآوردها پیش آمده به راحتی می‌توان زمان واقعی آن فعالیت را به نرم افزار مربوطه داده و محاسبات شبکه را بهنگام نمود.)

روشهای کاهش مدت زمان اجرای پروژه:

چنانچه هیچ محدودیت زمانی برای اجرای پروژه وجود نداشته باشد، فعالیتها و در نتیجه پروژه در مدت زمان عادی یا معمولی خود انجام خواهند شد؛ اما اگر محدودیت زمانی وجود داشته باشد، برنامة زمان‌بندی اولیه که متضمن اجرای پروژه در مدت زمان عادی است، قابل قبول نیست. برای اینکه برنامة گفته شده به یک برنامة زمان‌بندی قابل قبول تبدیل گردد، باید به نحوی تغییر یابد تا مدت زمان اجرای پروژه کاهش پیدا کند و به میزان قابل قبول برسد. به روشهای گوناگونی می‌توان این کاهش زمان را انجام داد. بعضی از این روشها عبارتند از :

الف – افزایش منابع:

اغلب با افزایش تعداد یا مقدار منابع برای اجرای هر فعالیت می‌توان سرعت انجام فعالیت را اضافه کرد و در نتیجه مدت زمان آن را کاهش داد. از آن رو که مدت زمان اجرای پروژه، تابعی از مدت اجرای فعالیتها است، با کاهش مدت زمان فعالیتها، با استفاده از دو اکیپ بنایی، سریعتر از حالتی انجام می‌شود که فقط یک اکیپ بنایی در آن کار کند.

شایان ذکر است که بعضی از فعالیتها دارای ویژگیها و خصوصیاتی هستند که با افزایش منابع نمی‌توان مدت زمان اجرای آنها را کاهش داد.

ب- افزایش ساعات کار:

در این روش، تعداد ساعات کار روزانه افزایش می‌یابد (به صورت اضافه‌کاری) و در نتیجه میزان کار انجام شده در هر روز اضافه می‌شود و نهایتاً مدت زمان اجرای فعالیت کاهش می‌یابد. در این روش می‌توان روزهای تعطیل را نیز به روز کاری تبدیل کرد. این روش به نوعی افزایش منابع نیز محسوب می‌شود.

ج- تغییر روش اجرا:

مدت زمان اجرای هر فعالیت به روش اجرای آن بستگی دارد. بنابراین، با تغییر روش اجرای فعالیت می‌توان مدت زمان آن را نیز تغییر داد. افزایش اتوماسیون در انجام یک فعالیت، یکی از راه‌کارهای مهم برای کاهش مدت زمان آن است.

د- افزایش بهره‌وری:

نظر به اینکه بهره وری، میزان بهره‌گیری از منابع است، با افزایش بهره‌وری در اجرای فعالیتها می‌توان مدت زمان اجرای آنها را کاهش داد. انتخاب نیروی انسانی مجرب و ماهر و همچنین آموزشهای مورد نیاز، از جمله تمهیداتی است که برای افزایش بهره‌وری می‌توان صورت داد.

 

برنامه ریزی، دخالت در امور قُدسی؟

1396/01/20
11:52
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
برنامه ریزی، دخالت در امور قُدسی؟

از آنجا که برنامه ریزی به معنای "تصمیم گیری در زمان حال برای آنچه که می خواهیم در آینده انجام دهیم" است، عده ای بر این باور هستند که محدوده این عمل، یعنی برنامه ریزی، با حدود امور قُدسی، که همانا اطلاع از آینده است، ‌همپوشانی دارد و لذا باطل است. با تعریف حدود و ثغور برنامه ریزی می توان مشخص کرد که محسنات داشتن برنامه چیست، و در عین حال برنامه ریزی از امور فَرشی است و نه عَرشی.
بسیاری در محیط ما راجع به برنامه و برنامه ریزی صحبت می کنند، بدون اینکه از مختصات این محدوده از علم آگاهی داشته باشند. در ابتدا باید گفت که برنامه ریزی، فعل تهیه برنامه است. برنامه، مجموعه کارهایی است که می خواهیم در آینده انجام دهیم. مشخص است که خواست ما به معنای وقوع کارها در آینده نیست. من در بسیاری از برنامه های رادیویی، به خصوص موضوعات ورزشی، از گویندگان می شنوم که شکست ها و عقب ماندگی ها را به گردن نداشتن برنامه می اندازند. در صورتی که داشتن برنامه به معنی اطمینان از انجام کارها و موفقیت نیست. اگر چنین استنباطی در بین باشد، مطمئناً محدوده برنامه ریزی با پیشگویی های قُدسی همپوشانی خواهد داشت. گویندگان محترم واقف نیستند که آنچه را که عَلَم می کنند نه از برنامه و برنامه ریزی انتظار می رود و نه امکانپذیر است. در کنار و گوشه، همه ما مشاهده می کنیم که دولت بعد از دولت برنامه های پنج ساله تهیه می کنند و در بهترین حالت، مشاهده شده که تنها ۳۰ درصد از مجموع برنامه، انجام شده است. لذا این تفکر که داشتن برنامه ما را به موفقیت می رساند به نظر بنده کاملاً اشتباه است. حتی داشتن این تفکر که نداشتن برنامه، ما را به موفقیت نمی رساند نیز اشتباه محض است. بین برنامه داشتن و موفقیت، هیچ ارتباطی نیست. داشتن برنامه و تهیه کردن برنامه، به مانند بسیاری از تکنیک ها و روش های دیگر، زاییده تفکر ما انسان هاست، و چنانچه علمی نگریسته شود، ‌ابطال پذیر می باشد. ما در حال حاضر بر روی این موضوع اتفاق نظر داریم که داشتن برنامه، حُسن محسوب می شود و در همین چهارچوب به تبلیغ برنامه و برنامه ریزی اهتمام می ورزیم. اما اگر کسی ادعا کند که داشتن برنامه و یا نداشتن آن به فلان نتیجه ختم می گردد، به نظر این نگارنده، ایشان در محدوده عَرشی ادعا می کنند و از عرصه علمی فاصله نجومی دارند. به همین صورت آنانی که موفقیت نظام و یا سیستمی را مرهون داشتن برنامه می دانند، به نظر این نگارنده به بیراهه رفته اند، چرا که می توان، به مانند برنامه های پنج ساله جمهوری اسلامی، مثال های فراوانی را عرضه کرد که در عین حال که برنامه موجود بوده، موفقیتی حاصل نگشته است. بسیار خوب، توصیه اخلاقی بنده چیست؟ برنامه ریزی کنید برای اینکه این کار خوب است، نه برای اینکه این کار به موفقیت ختم می شود.
از آنجایی که برنامه یک امر فَرشی است، یعنی مربوط به ما انسان هاست، به مانند بسیاری از موضوعات مشابه، در اندازه یک توافق بین ذینفعان معنی دارد. داشتن برنامه و توافق بر سر آن، بین هر که در انجام آن درگیراست، به مانند داشتن یک قرارداد است. درست است که این قرارداد شاید در فرمت متفاوتی درج گردد، اما در انتها یک توافق و یک قرار است. لذا به مانند هر قرارداد دیگری احتمال وقوع و یا عدم وقوع دارد و برای هر گزینه، پیامدی بین ذینفعان مجدداً مورد توافق قرار می گیرد. اگر برنامه طبق آنچه که می خواستیم، انجام شد آنگاه به یک نحو نتیجه می دهد (مثلاً اگر پیمانکاران کارشان را طبق برنامه انجام دهند، اینوُیس آنان متعاقباً پرداخت می گردد) و اگر آنچه که می خواستیم، به دست نیامد به گونه ای دیگر نتیجه خواهد داد. لذا سؤال کردن در خصوص اینکه چرا آنچه که برنامه کرده بودیم انجام نشد، فی نفسه سؤال بی ربطی است. ممکن است که این سؤال برای بازی های فکری و یا رفع کنجکاوی بعضی مفید باشد، اما چه اهمیتی دارد؟ اگر برنامه انجام نشده است، باید معین شود که مسئول که بوده و طبق توافقی که شده است، رفتار گردد. با باز کردن در "چرا" باور کنید که مسیر برای عقده گشایی ها و تحقیر کردن ها به موازات موضوعات دیگر، که بعضاً ممکن است مفید باشند، باز می گردد. داشتن برنامه مفید است، به دلایل زیر:

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    باعث می گردد که جهت تحقق خواسته های خود، زمان آماده سازی داشته باشیم.
    برای انجام آنچه بر سرش توافق شده، مسئول مشخص تعیین شده است.
    در صورت حصول و یا عدم حصول نتیجه، تکلیف ذینفعان معین است.
    مهمترین دلیل آن این است که برای طول مدتی در آینده، تکلیف ذینفعان تعریف شده است.

در نتیجه، انتظار از برنامه و برنامه ریزی به عنوان پیشنیازی برای حصول نتایج، بچگانه است. ما برنامه ریزی می کنیم چرا که فعلاً حس می کنیم که این کار خوب است و شاید فعلاً تنها راهی است که می توانیم قرارهایمان را ساختیافته نماییم تا در تعامل با یکدیگر راهکاری داشته باشیم. نه می توان موفقیت پروژه ای را به داشتن برنامه منتسب کرد، و نه می توان شکست پروژه ای را به نداشتن آن. تنها موردی که می توان ادعا کرد این است که بدون داشتن برنامه، هیچ پروژه ای را نمی توان مدیریت کرد. این هم داستانی دارد که انشالله توضیح خواهم داد، چون باید پروژه را دوباره تعریف کنیم.


برچسب ها:برنامه ریزی ،

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر برنامه ریزی

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر برنامه ریزی,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|