درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر برنامه


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

10 نكته براى ایجاد یك دفتر برنامه ریزى موفق

1399/06/28
15:46
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
 قبل از شروع كار، استراتژى، برنامه و هزینه هاى جمع آورى داده ها را تهیه كنید.
  اصــول و قواعد راهبــردى را تعیین نمایید. 
 ســاختار ســازمانى را به طور كامل ترســیم نماییــد؛ این ســاختار باید تمامى افراد كلیدى را شامل شود.
 برنامه اى را جهت مدیریت داده ها و تعیین كیفیت آنها مورد اســتفاده قرار دهید.
  اســتاندارهایى را جهت تهیه برنامه تمامى پــروژه ها تعیین نمایید و در سراســر طــول عمر پــروژه به كار بندید.
  تیمى جهت بهبود فرآیند و مدیریت كیفیــت، در دفتــر برنامــه ریــزى تشكیل دهید.
 استراتژى و ابزار نگهدارى اطلاعات را مشخص سازید.
  برنامه نیروى انســانى متخصص و سایر كاركنان را تهیه نمایید. 
 تیمى جهت آموزش افراد تشــكیل دهید.
  افراد را مطابق برنامه، در كار درگیر نماییــد و بــا اســتفاده از ابزارهاى مناســب، اجراى مــوارد مذكور در قراردادها را پیگیرى كنید.


ادامه مطلب ادامه مطلب

سطوح برنامه ریزى در پروژه هاى EPC

1399/06/15
08:11
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
در سازمان پروژه سه سطح از ذینفعان، با حوزه هاى معین مسئولیت ها، اختیارات و پاســخگویى ها مشــخص هســتند: صاحب/كارفرما، مدیریت، و پیمانكاران. بر همین اســاس واحدهاى عملیاتى در ً سه ســطح تعریف مى شوند. مثلا واحد كنتــرل كیفیت را درنظــر بگیرید. واحد كنترل كیفیت در ســازمان پیمانكار، كه محــدوده اجــراى كار را دربرمى گیرد، در اصطــلاح ســطح اول كنترل كیفیت نامگذارى شــده اســت (Party First Control Quality .(ســازمان مدیریت پــروژه نیز براى تحویل گرفتن كارهــا از پیمانكاران نیاز به واحد كنترل كیفیت خود دارد كه در سطح دقیقترى به مشخصات و استانداردهاى كیفیت توجه ً مى نماید.


 به این واحد اصطلاحا ســطح دوم كنترل كیفیت مى گویند (Second Control Quality Party .(امــا كارفرمــا یا صاحب پــروژه براى تحویل گیرى نتیجه كار نیــاز به بدنه اى مورد اعتماد دارد كه بدون اریب بتواند راجع به كیفیت كار نظر بدهد. این مجموعه نباید تحت تأثیر سازمان مدیریت و یا سازمان پیمانكار قرار بگیــرد، چرا كه بعد از این كارفرما مى تواند بــا آرامش به تولید بر اساس استانداردها بپردازد. سازمان اخیر، ســطح ســوم كنترل كیفیت را تشكیل مى دهــد (Quality Party T Control .(سه سازمان كنترل كیفیت در یك زمان در پروژه فعال مى شــوند. به تحقیق هیچگاه ادعــا نمى گردد كه چون نحوه قرارداد پروژه EPC اســت پس نیــازى به ســازمان كنترل كیفیت در نــزد كارفرمــا و یــا مدیریــت پروژه نیســت. از آنجاكه بالأخــره كار تحویل نتایج مد نظر مى باشــد، پــروژه ها نیاز به بدنــه هایى دارند كــه انتقال صحیح را تضمین نمایند. همین نگرش نســبت به واحدهــاى عملیاتى دیگر مانند مالى، مهندســى، تداركات، اسناد و ادارى قابل تعمیم است. اما به عملیــات برنامه ریــزى و كنترل پروژه از همین دیدگاه نگاه نمى شــود. كم نیســتند پروژه هایــى كه به صورت EPC و یا حتــى EPCC عقد قرارداد شــده اند، و به همین دلیل فرض شــده كه كار برنامــه ریزى را تیــم پیمانكار، كه اینــك متولى اجرا و مدیریت شــده اســت، به عهده خواهد داشت. فرض بر این اســت كه به دلیل تضمین پیمانكار EPC در تحویل بــه موقع پروژه دیگر نیازى به داشــتن واحــد برنامه ریزى و كنترل پــروژه در تیــم كارفرما/صاحب پروژه نیســت. یا اگر هم واحدى در این ســازمان با این مأموریت تشكیل گردد آنقدر رقیق خواهد بود كه به جاى تعامل بــا پیمانكار به یك بدنــه دریافت كننده گزارشات تبدیل خواهد شد. اما واقعا این نگرش صحیح است؟ در حالیكه سازمان كنتــرل كیفیت در نــزد كارفرما كیفیت اقــلام پروژه را چك مى كند، ســازمان برنامــه ریزى و كنترل پروژه باید متولى زمــان تحویــل اقلام و امور قــراردادى ً مربوط به آنها باشــد. این موضوع كاملا بدیهى اســت. بــه مانند كیفیــت، زمان تحویل اقلام و مســتندات آنها در سایه تعامــل فعال تیــم كارفرما بــا پیمانكار EPC حاصل مى گردد. نبود بدنه برنامه ریزى قوى در نزد كارفرما نه تنها باعث كاســتى هاى فراوان در نزد كارفرما مى گردد بلكه كارآیى و بهره ورى پیمانكار را نیــز كاهش خواهــد داد. در انتها این پروژه است كه از این فقدان ضرر خواهد كرد. تیم كارآ و پر انرژى برنامه ریزى و كنترل پــروژه كارفرما در تعامل فعال با پیمانكار، اعتماد ضمانت اجراى مناسب پروژه را افزایش مى دهد. به نظــر اینجانب این نگــرش كه چون پروژه EPC اســت پس كارها به عهده پیمانكار اســت، براى بردن پیمانكار به دادگاه و محكوم كردن وى ممكن است توجیه داشــته باشــد، ولى براى اتمام به ً موقع پــروژه اصلا مورد قبــول نخواهد بود.



ادامه مطلب ادامه مطلب

ﭼﺮا ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ؟

1396/11/27
07:50
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
 وﻗﺖ ﻃﻼﺳـﺖ. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻃﺒﻖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻋﺒﺎرت اﺳــﺖ از ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿــﺮى در زﻣﺎن ﺣﺎل ﺑﺮاى آﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﯿﻢ در آﯾﻨﺪه اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ". ﺑﻪ اﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﯿﻦ اﺗﺨﺎذ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺗﺎ اﺟﺮاى ﺗﺼﻤﯿﻢ، ﮐﻪ در اﺻﻄﻼح ﺑﻪ آن ﻟﯿﺪ ﺗﺎﯾﻢ" ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻰ ﺷــﻮد، ﮔﻨﺠﯿﻨــﻪ اى را در اﺧﺘﯿﺎر ﻣﺎ ﻗﺮار ﻣﻰ دﻫﺪ ﮐﻪ وﻗﺖ اﺳــﺖ. وﻗــﺖ دارﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺮاى اﺟــﺮاى ﮐﺎرﻫﺎﯾﻰ ﮐﻪ ﻗﺼﺪ اﻧﺠﺎﻣﺸــﺎن را دارﯾﻢ آﻣﺎده ﺷــﻮﯾﻢ. اﻟﺒﺘﻪ ﺗﺒﻠﻮر ﻃﻼﯾــﻰ ﺑﻮدن اﯾﻦ وﻗﺖ، ﻣﻮﻗﻌﻰ ﻣﺤﻘﻖ ﻣﻰ ﺷﻮد ﮐﻪ آﻧﺮا ﻫﺪر ﻧﺪﻫﯿﻢ و ﺑﺮاى ﻣﻘﺼﻮد آﻣﺎده ﺳﺎزى ﻣــﻮرد ﺑﻬﺮه ﺑﺮدارى ﻗــﺮار دﻫﯿﻢ. در ﺻﻮرﺗﻰ ﮐﻪ ﻟﯿﺪ ﺗﺎﯾﻢ را ﺑﻰ ﺗﻮﺟﻪ رﻫﺎ ﮐــﺮده، ﻣﻨﺘﻈﺮ رﺳــﯿﺪن ﻣﻮﻗﻊ اﺟﺮاى ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت ﺧﻮد ﺷــﻮﯾﻢ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮاى ﺳﻨﺎرﯾﻮﻫﺎى ﮐﻤﺪى ﻗﯿﺮ و ﻗﯿﻒ" ﻫﻢ آﻣﺎده ﺷﻮﯾﻢ. راﺳﺘﺶ ﺑﻬﺮه ﺑﺮدن از ﻫﻤﯿﻦ ﻟﯿﺪ ﺗﺎﯾﻢ ﺑﺮاى ﻣﻦ ﺗﻔﺎوت ﺑﯿﻦ ﺻﺒﺮ و اﻧﺘﻈﺎر را ﻣﺤﺴــﻮس ﮐﺮده. اﺳﺘﻔﺎده از ﻟﯿﺪ ﺗﺎﯾﻢ، ﯾﻌﻨﻰ اﺻﺮار ﺑﺮ ﻣﻮﺿﻊ ﺧﻮد ﺟﻬﺖ آﻣﺎده ﺑﻮدن ﺑﺮاى اﻧﺠﺎم ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت"، ﮐﻪ در ﻧﺰد ﻣﻦ ﻣﻌﻨﻰ ﺻﺒﺮ را دارد، ﯾﮏ ﻓﻌﻞ ﻓﻌﺎل. از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ دﺳﺘﺮﺳــﻰ ﺑﻪ ﻟﯿﺪ ﺗﺎﯾﻢ و ﻫﺪر دادن آن ﺗﺎ ﻫﻨﮕﺎم رﺳــﯿﺪن ﺑﻪ زﻣــﺎن اﻧﺠﺎم ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت را ﻋﻤﻠﻰ ﻣﻨﻔﻌﻼﻧﻪ ﻣﻰ ﭘﻨﺪارم ﮐﻪ از آن ﺑﻪ اﻧﺘﻈﺎر ﯾــﺎد ﻣﻰ ﮐﻨﻢ. ﺻﺒﺮ را ﻓﻌﺎل و اﻧﺘﻈﺎر را ﻣﻨﻔﻌﻞ ﻣﻰ ﭘﻨﺪارم و ﻟﺬا ﺗﻮﺻﯿﻪ ﺑﻪ 
ﺻﺒﺮ ﻣﻰ ﮐﻨﻢ. 
 ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى، ﺑﺎ ﺣﺎل" ه. ﯾﮑﻰ از دوﺳــﺘﺎﻧﻢ، آﻗﺎى ﻣﻬﻨﺪس زﻣﺎﻧﻰ، ﺑﻨــﺪه را ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻌﻨﻰ دﻗﯿــﻖ اﯾﻦ اﺻﻄﻼح در ﻧﺰد ﻣﺎ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﮐﺮد ﮐﻪ در ﺗﻤﺠﯿﺪ از ﻣﻮﺿﻮﻋﻰ ﭘﺴــﻮﻧﺪ ﺑﺎﺣﺎﻟﻪ" را اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ. اﯾﺸﺎن ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷــﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻨﻈــﻮر ﺗﻮﺟﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻮرد ﺑﺤﺚ ﺑﻪ زﻣــﺎن ﺣﺎل ﺑﻮده. ﯾﻌﻨﻰ ﻫﺮ آﻧﭽﻪ از آن ﺑﻪ ﻣﻄﻠﻮﺑﯿﺖ ﯾﺎد ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ ﻧﻪ در ﮔﺬﺷــﺘﻪ ﮔﯿﺮ ﮐﺮده و ﻧﻪ در ﺳــﺮاب آﯾﻨﺪه ﮔﺮﻓﺘﺎر ﺷــﺪه،  ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ زﻣﺎن ﺣﺎل اﺳﺖ. در ﻧﺘﯿﺠﻪ از ﺻﻔــﺖ ﺑــﺎ ﺣﺎل در ﺗﻌﺮﯾﻒ از آن ﻣﻮﺿﻮع اﺳــﺘﻔﺎده ﻣــﻰ ﮐﻨﯿﻢ. اﯾﻦ ﺑﺎ ﺣﺎل" ﺑﻮدن دﻗﯿﻘﺎً ﻫﻤﺎن ﭼﯿﺰى اﺳــﺖ ﮐﻪ از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى اﻧﺘﻈﺎر دارﯾﻢ. ﺑﺎ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮى در ﻣﻮرد آﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﯿﻢ در آﯾﻨﺪه اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ، ﺗﮑﻠﯿﻒ ﺧﻮد را ﺑﺮاى زﻣﺎن ﺣﺎل ﻣﻌﯿﻦ ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ. ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻰ ﺷﻮد ﮐﻪ در زﻣﺎن ﺣــﺎل ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣــﻮاردى ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺮداﺧﺖ ﺗﺎ آﻣﺎده ﺑﺎﺷــﯿﻢ. ﻟﺬا در ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى، ﻣﺎ ﻣﺸﻐﻮل ﺑﻪ دو ﻓﻌﻞ ﻫﺴﺘﯿﻢ: 
1- آﻧﭽﻪ ﻗﺮار ﺑﻮده اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ و اﯾﻨﮏ ﺑﺮاى اﻧﺠﺎﻣﺶ آﻣﺎده ﻫﺴﺘﯿﻢ و2- آﻧﭽﻪ ﺑﺮاى آﻣﺎده ﺳﺎزى ﮐﺎرﻫﺎى آﺗﻰ ﺑﺎﯾﺪ اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ.
     ﺑﻪ واﻗﻊ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺑﺎ ﺣﺎل .
 ﻓﺮﻫﻨـﮓ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﻢ از دﺳــﺘﻪ آن ﮐﻠﻤﺎﺗﻰ اﺳــﺖ ﮐــﻪ در ﻃﻰ زﻣﺎن ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻫﺎى ﻣﺘﻔﺎوت ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ. آن ﺗﻌﺮﯾﻔﻰ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﺪ ﻧﻈﺮ دارم ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از رﻓﺘﺎر ﻣﺎ در ﻗﺒﺎل ﺗﻮاﻓﻘﺎﺗﻤﺎن". ﻣﺜﻼً اﮔﺮ ﺗﻮاﻓﻖ ﮐﺮده اﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﺑﯿﻦ دو ﺧﻂ راﻧﻨﺪﮔﻰ ﮐﻨﯿﻢ و ﻧﻤﻰ ﮐﻨﯿﻢ، ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻌﻨﻰ اﺳــﺖ ﮐﻪ از ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺎﯾﯿﻦ راﻫﻨﻤﺎﯾﻰ و راﻧﻨﺪﮔﻰ ﺑﺮﺧﻮردار ﻫﺴــﺘﯿﻢ و ﺑﺮﻋﮑﺲ. ﯾﺎ اﮔﺮ ﺗﻮاﻓــﻖ ﮐﺮده اﯾﻢ ﮐﻪ ﻗﺎﻧﻮن را رﻋﺎﯾــﺖ ﮐﻨﯿﻢ و ﻧﻤﻰ ﮐﻨﯿﻢ،  ﻓﺎرغ از اﯾﻨﮑﻪ ﭼــﻪ ادﺑﯿﺎت و ﯾــﺎ ﺗﺎرﯾﺨﻰ دارﯾﻢ، از ﻧﻈﺮ اﺟﺘﻤﺎﻋــﻰ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻰ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﻫﺴــﺘﯿﻢ و ﺑﺮﻋﮑﺲ. اﻣﺎ ﺑــﺮاى اﻧﺪازه ﮔﯿﺮى ﻓﺮﻫﻨﮓ و رﺳــﯿﺪن ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ اى از ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎﻻ ﯾﺎ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺳﻪ ﻧﮑﺘﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮد:
1-آﯾﺎ ﻗﻮاﻋﺪ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺴــﺘﻘﺮ ﺷــﺪه اﻧﺪ؟ (آﯾﺎ ﻗﺎﻧﻮن ﺗﺪوﯾﻦ ﺷﺪه اﺳﺖ؟)
2- آﯾﺎ اﻓﺮاد در ﻣﻮرد ﻗﻮاﻋﺪ، ﺗﻔﻬﯿﻢ ﺷﺪه اﻧﺪ؟
3-آﯾﺎ ﻣﯿﺰاﻧﻰ ﺑﺮاى اﻧﺪازه ﮔﯿﺮى ﮐﺮدن رﻓﺘﺎر ﻧﺴــﺒﺖ ﺑﻪ ﻗﻮاﻋﺪ در دﺳــﺖ 
ﻫﺴﺖ ﯾﺎ ﺧﯿﺮ؟   ﭘــﺲ،  در ﻣــﻮرد راﻧﻨﺪﮔﻰ: آﯾــﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦ راﻫﻨﻤﺎﯾﻰ و راﻧﻨﺪﮔﻰ ﻣﺪون ﺷــﺪه اﻧﺪ؟ ﭘﺎﺳــﺦ ﻣﺜﺒﺖ اﺳــﺖ. آﯾﺎ اﯾﻦ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺑﻪ راﻧﻨﺪﮔﺎن ﺗﻔﻬﯿﻢ ﺷﺪه اﺳﺖ؟ ﻋﻠﻰ اﻟﻘﺎﻋﺪه ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺎﺳــﺦ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﺪ، ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﺮاى ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮔﻮاﻫﯿﻨﺎﻣﻪ، از راﻧﻨﺪﮔﺎن آزﻣﻮن ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻰ ﺷــﻮد. آﯾﺎ رﻓﺘﺎر راﻧﻨﺪﮔﺎن ﻣﺆﯾﺪ اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﻗﻮاﻧﯿﻦ اﺳﺖ؟ ﭘﺎﺳﺦ آن ﺑﻪ وﺿﻮح ﻣﻨﻔﻰ اﺳﺖ. ﭘﺲ در اﻣﺮ راﻧﻨﺪﮔﻰ، ﻣﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ اى ﺑﻰ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺴــﺘﯿﻢ. ﺣﺎل ﻣﺤﯿﻂ ﭘﺮوژه را در ﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. آﯾﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﻣﺤﯿﻂ ﻣﺪون ﺷﺪه اﺳــﺖ؟ در ﺻﻮرت ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى، ﭘﺎﺳﺦ ﻣﺜﺒﺖ اﺳﺖ. آﯾﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺑﻪ دﺳﺖ اﻧﺪرﮐﺎران ﭘﺮوژه ﺗﻔﻬﯿﻢ ﺷﺪه اﺳﺖ؟ در ﺻﻮرت ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى، ﭘﺎﺳــﺦ ﻣﺜﺒﺖ اﺳﺖ. رﻓﺘﺎر دﺳﺖ اﻧﺪرﮐﺎران ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﭼﮕﻮﻧﻪ اﺳﺖ؟ ﺑﺎ داﺷــﺘﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، ﻣﯿﺰاﻧﻰ دارﯾﻢ ﮐﻪ اﯾﻦ رﻓﺘﺎر را ﻣﻰ ﺗﻮان اﻧــﺪازه ﮔﯿﺮى ﮐﺮد. ﺑــﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻰ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘــﺮوژه اى ﮐﺎر ﮐﺮدن ﺧﻮد را ﺑﺎ داﺷﺘﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﺮدن ﻣﻰ ﺗﻮان ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﻰ ﮐﺮد. 
ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺿﻤﻦ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻘﺪس ﻧﯿﺴﺖ، اﻣﺎ اﻧﺠﺎﻣﺶ ﻓﻮاﯾﺪ ﻓﻮق و ﭼﻨﺪ دﻟﯿﻞ دﯾﮕﺮ ﻫﻢ دارد. 


ادامه مطلب ادامه مطلب

ﻗﺪاﺳﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى

1396/10/19
20:13
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ در ﮐﻼس ﻫﺎى درس، ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾــﺰى را ﺗﺪرﯾﺲ ﻣــﻰ ﮐﺮدم، ﻫﯿﭽــﮕﺎه آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻫﺪﻓــﻢ اﯾﺠــﺎد درآﻣﺪ و ﯾﺎ ﻣﺤﺎﻓﻈــﺖ از درآﻣﺪى ﮐﻪ داﻧﺸــﮕﺎه ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ﺗﺪرﯾﺲ اﯾﻦ درس ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣــﻰ داد، ﻧﺒﻮدم. اﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ اﻋﺘﺮاف ﮐﻨﻢ ﮐﻪ از ﺿﻤﯿﺮ ﻧﺎﺧــﻮدآﮔﺎه ﺧﻮدم ﻫﻢ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻧﺒــﻮدم. ﯾﻌﻨﻰ ﻣﻦ ﻫﯿﭽﮕﺎه اﯾﻦ روش را ﺑﺎ روش ﻫﺎى دﯾﮕﺮ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﮑﺮده ﺑﻮدم ﺗﺎ ﺑﻪ ﺻﺪاﻗﺖ ﮐﺎرآﯾﻰ آن ﭘﻰ ﺑﺮده و ﺑﺎ اﻃﻤﯿﻨﺎن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان روش ﺑﺮﺗﺮ ﻣﻄﺮح ﮐﺮده ﺑﺎﺷﻢ. آﯾــﺎ روش ﻫﺎى دﯾﮕﺮى ﺑﻪ ﻏﯿــﺮ از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻫﻢ ﻫﺴــﺖ ﮐﻪ ﮐﺎرآﯾﻰ ﺑﻬﺘــﺮى دارﻧﺪ؟ آﯾﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣﺜﻼً در ﻣﻘﺎﯾﺴــﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﺨﺎره ﮐﺮدن، ﻣﺆﺛﺮﺗﺮ ﺑﻮده؟  آﯾﺎ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣﻰ ﺗﻮان ﺑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺠﻰ ﺑﻬﺘﺮ از آﻧﭽــﻪ از ﻃﺮﯾﻖ رﻣﻞ و اﺳــﻄﺮﻻب ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻰ ﮔﺮدد، رﺳﯿﺪ؟ اﮔﺮ ﻓﺮض ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﮐﻪ روش ﻣﺎ اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ در ﻣﺴﯿﺮى، ﻣﺜﻞ ﻗﺮارداد ﯾﮏ ﭘﺮوژه، ﻗﺮار ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ و در ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻣﻮﺿﻮع، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷــﺮوع ﺧﺎﮐﺒﺮدارى، ﺷــﯿﺮ ﯾﺎ ﺧﻂ را ﻣﻌﯿﺎر ﻗﺮار دﻫﯿﻢ، اﮔﺮ ﺷــﯿﺮ آﻣﺪ ﺧﺎﮐﺒﺮدارى را ﺷــﺮوع ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ و اﮔﺮ ﺧﻂ آﻣﺪ ﺑﻪ وﻗﺖ دﯾﮕﺮى ﻣﻮﮐﻮل ﺧﻮاﻫﯿﻢ ﮐﺮد، آﯾﺎ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﻞ ﭘــﺮوژه ﺑﻬﺘﺮ ﯾﺎ ﺑﺪﺗﺮ از ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﻰ ﺑﻮد؟؟ ﻣﻦ ﭼﻨﯿﻦ آﻣﺎرى را در اﺧﺘﯿﺎر ﻧﺪارم. اﻣﺎ ﺑﺎ اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺧﺪﻣﺖ ﺷــﻤﺎ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﻢ ﻋﺮض ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ادﻋﺎى رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾــﺰى در اﻧــﺪازه ﺣﺘﻰ ﺣﺮف ﻣﻔﺖ ﻫﻢ ﻧﯿﺴــﺖ، ﺑﺴﯿﺎر ﻧﺎزﻟﺘﺮ اﺳﺖ. درﺳﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮاى ﻣﺴﺨﺮه ﮐﺮدن و ﯾﺎ اﺣﯿﺎﻧﺎً ﺗﺤﻘﯿﺮ روش ﻫﺎى دﯾﮕﺮ، داﺳﺘﺎن ﻫﺎ ﻣﻰ ﺳﺎزﯾﻢ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ آﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﺧﻮد در ﮐﻼس ﻫــﺎ درس ﻣﻰ دﻫﯿﻢ، ﺣﻖ ﺟﻠﻮه دﻫﯿﻢ، اﻣﺎ واﻗﻌﯿﺖ ﭼﯿﺰ دﯾﮕﺮﯾﺴﺖ. 
ﻣﻰ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺎه ﺳﻠﻄﺎن ﺣﺴﯿﻦ در زﻣﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﻣﺤﻤﻮد و اﺷــﺮف اﻓﻐﺎن در ﭘﺸــﺖ دروازه ﻫﺎى اﺻﻔﻬﺎن ﺑﻮدﻧﺪ، ﺟﻬﺖ دﻓﺎع از ﺷــﻬﺮ ﺑﻪ اﺳﺘﺨﺎره روى آورده ﺑﻮد! ﺑﺎﻷﺧﺮه ﺗﺎرﯾﺦ اﺳﺖ و داﺳــﺘﺎن ﺑﺎﯾﺪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ. ﮔﻮﯾﻨﺪﮔﺎن اﯾﻦ ﻟﻄﺎﯾﻒ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻣﻄﻠﺐ دﯾﮕﺮى ﻫﺴــﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾــﮏ روش در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﻤﺠﯿﺪ از روﺷــﻰ ﮐﻪ ﻧﺎن آور اﺳــﺖ ﯾﮏ ﺟﻠــﻮه آن ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺎﺷــﺪ. اﻣﺎ ﻣﮕﺮ آﻟﻤــﺎن ﻧﺎزى ﺑﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺗﯿﻢ و ﻣﺘﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺑﺎ ﺧﺎك ﯾﮑﺴﺎن ﻧﺸﺪ؟ ﻣﮕﺮ ارﺗﺸﻰ ﮐﻪ ﻣﻈﻬﺮ ﻧﻈﻢ و اﻧﻀﺒﺎط و ﺗﺪوﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻫﺎى ارﺗﺒﺎﻃﺎﺗﻰ ﺑﻮد، در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻟﺸﮑﺮﯾﺎن روس ﻣﭽﺎﻟﻪ ﻧﺸﺪ؟ ﺷﺎﯾﺪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷــﻮد ﮐــﻪ ﻋﻮاﻣﻞ دﯾﮕﺮ ﻫــﻢ در اﯾﻦ ﻗﻀﺎﯾﺎ دﺧﯿــﻞ ﺑﻮده اﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ دﻗﯿﻘــﺎ ﻫﻤﺎن ﻣﻄﻠﺐ اﯾﻦ ﺷﻤﺎره ﭘﻰ ام اﺳﺖ، ﻋﻮاﻣﻞ دﯾﮕﺮ.ﻣﺎ دﯾﺪه اﯾﻢ، اﻟﺒﺘﻪ ﻧﻪ در اﯾﺮان، ﺑﻠﮑﻪ در ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﻰ ﮐــﻪ ادﻋﺎى ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾــﺰى آﻧﺎن ﮔﻮش ﻓﻠﮏ را ﮐﺮ ﮐﺮده اﺳــﺖ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻃﻰ ﯾﮏ ﭘﺮوژه  32ﺳــﺎﻟﻪ ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ را ﺑﻪ ﻣﺮﯾﺦ ﻓﺮﺳﺘﺎده اﻧﺪ. در ﻫﻤﯿﻦ ﺣﯿﻦ ﺷــﺎﻫﺪ ﺑﻮده اﯾﻢ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ رﯾﺰى، ﭘــﺮوژه اى را ﺑﺎ  700درﺻﺪ ﺗﺄﺧﯿﺮ ﺑﻪ اﻧﺠﺎم رﺳــﺎﻧﯿﺪه اﻧــﺪ. اﻣﺎ آﻧﭽﻪ در اﺧﺒﺎرﺷــﺎن اﻧﻌــﮑﺎس ﭘﯿﺪا ﻣﻰ ﮐﻨﺪ، داﺳــﺘﺎن ﻫــﺎى ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﺳــﺖ ﻧﻪ آن اﻧﺒﻮه ﺷﮑﺴــﺖ ﻫﺎ. ﻫﺎﻟﯿــﻮود ﻧﯿﺰ از داﺳــﺘﺎن ﻫﺎى ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺧﻮﺷــﺶ ﻣﻰ آﯾﺪ و آﻧﻬﺎ را آﻧﭽﻨﺎن آﮔﺮاﻧﺪﯾﺴــﻤﺎن ﻣﻰ ﮐﻨــﺪ ﮐﻪ ﺑﯿﻨﻨﺪه در ﻣﻐــﺰ ﺧﻮد ﺗﺤﻘﯿﺮ، اﻣﺎ در روح ﺧﻮد ﻣﺤﺸــﻮن ﻣﻰ ﮔــﺮدد. رزﻧﺎﻧﺲ اﯾﻦ دروغ ﭘــﺮدازى ﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم اﺻﺎﺑــﺖ ﺑﺎ ﺑﺪﻧﻪ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺣﻘﯿﺮ، آﻧﭽﻨﺎن ﻣﺴــﺆﻟﯿﻦ را ﺗﺤــﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﺮار ﻣﻰ دﻫﺪ ﮐــﻪ آﻧﺎن ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾــﺰى ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ آﯾﺎت ﻣﻘﺪس ﻧﮕﺎه ﮐﺮده، ﺻﺤﺒﺖ ﻫﺎﯾﻰ را ﻣﻄﺮح ﻣﻰ ﮐﻨﻨــﺪ ﮐﻪ ﻧﻌﻮذ ﺑﺎﷲ اﮔﺮ ﻧﻤﻰ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪﺷــﺎن ﻓﮑﺮ ﻣﻰ ﮐﺮدﯾﺪ ﺑﻪ ﺷﺮك ﮔﺮوﯾﺪه اﻧــﺪ. ﺧﻼﺻﻪ اﯾﻨﮑﻪ اﻧﺘﻈــﺎرات از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى را ﺑﺎﯾــﺪ ﮐﺎﻟﯿﺒﺮه ﮐﺮد. اﯾﻨﮑﻪ ﺳــﺆال ﮐﻨﯿــﻢ ﮐﻪ ﭼﺮا ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﺮدﯾﻢ و ﻧﺸــﺪ، ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪه ﺑﻨﺪه ﯾﮏ ﺳﺆال ﺣﻘﯿﺮاﻧﻪ اﺳﺖ، ﻣﻮﺿﻮﻋﯿﺘﻰ ﻧﺪارد. ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﯿﻢ ﺑﭙﺮﺳــﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﺮدﯾﻢ و ﺑﭙﺮﺳــﯿﻢ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻧﺸــﺪ، اﻣﺎ ﻧﻤﻰ ﺗﻮان ادﻋــﺎ ﮐﺮد ﮐﻪ ﻫﻤﺎن ﻋﻮاﻣﻠﻰ ﮐﻪ ﺗﻮاﻟﻰ آﻧﻬﺎ و ارﺗﺒﺎﻃﺎﺗﺸــﺎن ﺑﻪ ﻧﺸــﺪن ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺧﺘﻢ ﺷــﺪ، اﮔﺮ دوﺑﺎره ﺗﮑﺮار ﺷــﻮﻧﺪ ﻫﻤﺎن ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷــﺪ. اﻣﯿــﺪوارم ﮐﻪ ﻣﻄﻠﺐ را ﺗﻮاﻧﺴــﺘﻪ ﺑﺎﺷــﻢ اﻧﺘﻘﺎل ﺑﺪﻫﻢ، ﻣﺎ ﺑﻪ ﺟﺒﺮ ﺗﺎرﯾﺦ ﮐــﻪ ﺑﺎور ﻧﺪارﯾﻢ. ﺷــﻤﺎ ﻣﺠﻤﻮﻋــﻪ اى از ﮐﺎرﻫﺎ را اﻧﺠــﺎم ﻣــﻰ دﻫﯿﺪ و ﺑﻪ ﯾﮏ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﻰ رﺳــﯿﺪ،  و ﺑــﺎر دﯾﮕﺮ ﻫﻤــﺎن ﮐﺎرﻫﺎ را ﻣﻰ ﮐﻨﯿــﺪ و ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ اى دﯾﮕﺮ ﻣﻰ رﺳﯿﺪ. اﮔﺮ ﺑﺨﻮاﻫﻢ راﺟﻊ ﺑﻪ ﺿﺮﯾﺐ اﻃﻤﯿﻨﺎن و اﺣﺘﻤــﺎﻻت ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻢ، ﮐﺎر ﺑﻪ درازاﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺸــﯿﺪ. ﭘﺲ ﻓﻘﻂ اﯾﻦ ﺳﺆال را ﻣﻄﺮح ﻣﻰ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ اﮔﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺗﺤﻘﻖ ﻧﺘﺎﯾﺞ را ﺿﻤﺎﻧﺖ ﻧﻤﻰ ﮐﻨﺪ، و ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﺸــﮑﻠﻰ ﺑﺮﺧــﻮرد ﮐﺮدﯾﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻧﺪاﺷﺘﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، اﯾﻦ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﮔﺮﯾﺒﺎﻧﻤﺎن را ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳــﺖ، آﻧﮕﺎه ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺑﻪ ﭼﻪ دردى ﻣﻰ ﺧﻮرد؟
ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾــﺰى را اﮔﺮ از ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻓــﮏ ﮐﻨﯿﻢ، ﯾﻌﻨﻰ ارزش ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى را در ﻧﺘﯿﺠﻪ اى ﮐﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﮐﺎرى ﮐﻪ ﺣﺴﻨﻪ اﺳﺖ اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ، آﻧﮕﺎه ﺑﺮاﯾﺶ دو ﺳﻮد ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺘﺸﺨﺺ را ﻣﻰ ﺗﻮان ﺑﺮﺷﻤﺮد:
 ﯾﮑﻰ اﯾﻨﮑﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى، ﺑﺴﺘﺮ اﯾﺠﺎد 
ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﺑﯿﻦ ذﯾﻨﻔﻌﺎن ﺑﺮﻗﺮار ﻣﻰ ﮔﺮدد،
  و دﯾﮕﺮ اﯾﻨﮑﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣﻰ ﺗﻮان 
ﺣﺴﺎﺑﺪﻫﻰ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ را ﻣﻌﯿﻦ ﮐﺮد.
ﻣــﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ ﭼﻮن ﺧﻮب اﺳــﺖ، ﻧﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻘﺪس اﺳــﺖ، ﻧﻪ ﺑــﺮاى اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻘﯿﻪ روش ﻫــﺎ را ﺗﺨﻄﺌﻪ ﮐﻨﯿﻢ، ادﻋﺎ ﮐﻨﯿــﻢ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﻋﯿﺐ و ﮐﺎﺳــﺘﻰ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺪاﺷــﺘﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اﺳﺖ، ﻧــﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ وﺟــﻪ. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﻣــﻰ ﮐﻨﯿﻢ ﭼﻮن ﻓﻌﻞ ﺣﺴــﻨﻪ اى اﺳــﺖ، ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ درس ﺧﻮاﻧﺪن،  ﺧﻮب اﺳــﺖ. اﻣﺎ ﮐﺴﻰ ادﻋﺎ ﻧﻤﻰ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ راه ﻣﻌﺮﻓﺖ، درس ﺧﻮاﻧﺪن اﺳﺖ و ﺑﻘﯿﻪ راه ﻫﺎ ﻋﺒﺚ و ﺑﻰ ﻓﺎﯾﺪه. ﺗﻼش ﮐﺮدن ﻓﻰ ﻧﻔﺴﻪ ﺧﻮب اﺳﺖ، اﻣﺎ ﮐﺴﻰ ﻧﻤﻰ ﺗﻮاﻧﺪ ادﻋﺎ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﻼش ﻣﻰ ﺗﻮان ﺑﻪ آرزوﻫﺎ رﺳــﯿﺪ، ﯾﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﺗﻨﻬﺎ راه رﺳــﯿﺪن ﺑﻪ ﺧﻮاﺳــﺘﻪ ﻫﺎ ﺗﻼش ﮐﺮدن اﺳــﺖ. اﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎ در ﺳﺎل  1400ﮐﺠﺎ ﺧﻮاﻫﯿﻢ ﺑﻮد، اول ﯾﺎ آﺧﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪ، دﺳﺖ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ، آﻧﭽﻪ ﮐﻪ دﺳﺖ ﻣﺎﺳﺖ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﻨﯿﻢ و ﺗﻼش ﮐﻨﯿﻢ، و از ﺳﺎزﻧﺪه زﻣﯿﻦ و زﻣﺎن ﺑﺨﻮاﻫﯿﻢ آﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺮ اﺳــﺖ ﺑﺮاى ﻣﺎ ﻣﻘﺪر ﺳﺎزد.


ادامه مطلب ادامه مطلب

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر برنامه

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر برنامه,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic