درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر افراد موفق


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

داﺳﺘﺎن ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ: ﻣﺎرك ﺑﻨﯿﻮف، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ ﮐﻪ ﺗﺎﺟﺮ ﺷﺪ

1397/12/7
20:18
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ﻣﺎرك ﺑﻨﯿﻮف" در  25ﺳــﭙﺘﺎﻣﺒﺮ  1964در ﺳــﺎن ﻓﺮاﻧﺴﯿﺴــﮑﻮى آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻪ دﻧﯿﺎ آﻣﺪ. ﭘﺪرش، راﺳــﻞ ﺑﻨﯿﻮف"، ﺻﺎﺣﺐ ﯾﮏ ﻓﺮوﺷــﮕﺎه ﻣﺤﻠﻰ ﺑﻮد. ﻣﺎرك دﺑﯿﺮﺳــﺘﺎن را در ﻣﺪرﺳــﻪ ﺑِﺮﻟﯿﻨﮕِﯿﻢ" ﮔﺬراﻧﺪ و در  1982دﯾﭙﻠﻢ ﮔﺮﻓﺖ. او از ﭘﯿﺶ از دﺑﯿﺮﺳﺘﺎن ﺑﻪ راﯾﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻋﻼﻗﻪ داﺷﺖ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ را ﺧﯿﻠﻰ زود ﯾﺎد ﮔﺮﻓﺖ. دﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻧﻰ ﺑﻮد ﮐﻪ اوﻟﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اش را، ﺑﻪ ﻧﺎم آﻣﻮزش ﺷﻌﺒﺪه ﺑﺎزى"، ﺑــﻪ ﻗﯿﻤــﺖ  75دﻻر ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺠﻠــﻪ راﯾﺎﻧﻪ ﻓﺮوﺧﺖ. در ﭘﺎﻧﺰده ﺳــﺎﻟﮕﻰ ﺑﺮاى ﺧﻮدش ﮐﺴــﺐ وﮐﺎرى راه اﻧﺪاﺧﺘﻪ ﺑﻮد و ﺗﺤﺖ ﻧﺎم Liberty Software ﺑﺎزى ﻣﻰ ﺳﺎﺧﺖ و ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﻻﻧﺶ ﻣﻰ ﻓﺮوﺧﺖ. در  16ﺳﺎﻟﮕﻰ و ﺑﺎ ﭘﺎﯾﺎن دﺑﯿﺮﺳﺘﺎن، از ﺣﻖ ﭘﺨﺶ آﺛﺎرش ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ  1500دﻻر درآﻣﺪ داﺷــﺖ ﮐﻪ در آن زﻣﺎن ﺑﺮاى ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎى داﻧﺸــﮕﺎه ﮐﺎﻓﻰ ﺑﻮد. ﻣﺎرك ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ، رﺷﺘﻪ ﺗﺠﺎرت را ﺑﺮﮔﺰﯾﺪ و در  1986از داﻧﺸــﮕﺎه ﮐﺎﻟﯿﻔﺮﻧﯿﺎى ﺟﻨﻮﺑﻰ )USC( ﻟﯿﺴﺎﻧﺲ ﮔﺮﻓﺖ. اﻟﺒﺘﻪ در ﻃﻰ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻫﯿﭽﮕﺎه ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ را رﻫﺎ ﻧﮑﺮد. ﺑﻨﯿﻮف ﺑﻌﺪ از ﻓﺮاﻏﺖ از ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻣﻰ ﺧﻮاﺳــﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ را ﺑﻪ ﻃﻮر ﺣﺮﻓﻪ اى دﻧﺒﺎل ﮐﻨﺪ وﻟﻰ ﯾﮑﻰ از اﺳــﺘﺎداﻧﺶ ﺑﻪ او ﺗﻮﺻﯿﻪ ﮐﺮد ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺷــﻐﻠﻰ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ راﯾﺎﻧﻪ وﻟﻰ ﻧﻪ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎً ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﻰ ﺑﺮود؛ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮش ﻣﺎرك ﺑﯿﺸــﺘﺮ ﺑﻪ درد ﮐﺎرﻫﺎى ﺗﺠﺎرى ﻣﻰ ﺧﻮرد. او ﻫﻢ اﯾﻦ ﺗﻮﺻﯿﻪ را ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ و در ﺑﺨﺶ ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن ﺷﺮﮐﺖ اوراﮐﻞ" ﻣﺸﻐﻮل ﺑﻪ ﮐﺎر ﺷﺪ. ﺣﻀــﻮر ﻣﺎرك ﺑﻨﯿﻮف در اوراﮐﻞ  13ﺳــﺎل ﺗﻤﺎم ﺑﻪ ﻃــﻮل اﻧﺠﺎﻣﯿﺪ. ﻃﻰ اﯾﻦ ﻣﺪت، ﺳﻤﺖ ﻫﺎى اﺟﺮاﯾﻰ ﻣﺘﻌﺪدى در ﻓﺮوش، ﺑﺎزارﯾﺎﺑﻰ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺷــﺮﮐﺖ داﺷــﺖ. در  23ﺳــﺎﻟﮕﻰ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺗﺎزه ﮐﺎر ﺑﺮﺗﺮ اوراﮐﻞ اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪ و ﺳــﻪ ﺳــﺎل ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﺎوﻧﺖ ﻣﺪﯾﺮ ﻋﺎﻣﻞ ارﺗﻘﺎ ﯾﺎﻓــﺖ. او ﺑﺎ ﺣﻘﻮق  300ﻫﺰار دﻻر، ﺟﻮاﻧﺘﺮﯾﻦ ﻓﺮدى ﺑﻮد ﮐﻪ در اوراﮐﻞ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺳﻤﺖ ﻣﻰ رﺳﯿﺪ. در اﯾﻦ 13 ﺳﺎل، راﺑﻄﻪ ﺑﻨﯿﻮف ﺑﺎ "ﻟﺮى اﻟﯿﺴﻮن" )Larry Ellison(، ﻣﺆﺳﺲ ﺷﺮﮐﺖ، ﺑﺴﯿﺎر ﻧﺰدﯾﮏ ﺷﺪ. اﯾﻦ دو دوﺳﺖ و ﻫﻤﮑﺎر، روﺣﯿﺎﺗﻰ ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﻫﻢ داﺷﺘﻨﺪ و ﺳﻔﺮﻫﺎى زﯾﺎدى ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﻰ رﻓﺘﻨﺪ. ﻣﺎرك ﻣﻌﻤﻮﻻ در ﻗﺎﯾﻘﺮاﻧﻰ، ﻟﺮى را ﻫﻤﺮاﻫﻰ ﻣﻰ ﮐﺮد. آﻧﻬﺎ ﺣﺘﻰ ﺗﻌﻄﯿﻼت ﺳــﺎل ﻧﻮ را ﺑﺎ ﻫﻢ و در ﮐﻨﺎر ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎﯾﺸﺎن در ژاﭘﻦ ﻣﻰ ﮔﺬراﻧﺪﻧﺪ. 
 13ﺳﺎل ﮐﺎر در ﯾﮏ ﺟﺎ و درﺟﺎ زدن ﭼﯿﺰى ﻧﺒﻮد ﮐﻪ ﺑﻨﯿﻮف را راﺿﻰ ﻧﮕﻪ دارد؛ ﺑﺮاى ﻫﻤﯿﻦ، ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ از ﻣﺪﯾﺮان ارﺷﺪ و ﻗﺪﯾﻤﻰ اوراﮐﻞ اﯾﺪه ﻫﺎﯾﺶ را ﻣﻄﺮح ﮐﺮد. آﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﻣﻮاﻓﻘﺖ ﮐﺮدﻧﺪ و ﺳــﺮاﻧﺠﺎم در  1999ﭘﺎرك ﻫﺮﯾﺲ ، دﯾﻮﯾﺪ ﻣﻮﻟﻨﻮف" و ﻓﺮاﻧﮏ دوﻣﻨﮕﺰ" ﺑﻪ رﻫﺒﺮى ﻣﺎرك ﺑﻨﯿﻮف ﺷﺮﮐﺖ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس" )Salesforce( را ﺑﺎ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻧﺮم اﻓﺰارى ﺗﺄﺳــﯿﺲ ﮐﺮدﻧﺪ. اﯾﻦ ﺷــﺮﮐﺖ ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎى ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮى )CRM( ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ و آﻧﻬــﺎ را ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻧﺮم اﻓﺰار ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﺧﺪﻣﺖ" )SaaS( ﺑﻪ ﻓﺮوش ﻣﻰ رﺳﺎﻧﺪ. ﺗﺎ دﻫﻪ  90ﻣﯿﻼدى ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎى ﻧﺮم اﻓﺰارى، ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺻﻮرﺗﻰ ﻣﻰ ﻓﺮوﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺮﯾﺪاران ﺑﺮاى اﺳﺘﻔﺎده، ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺑﻮدﻧﺪ آﻧﻬﺎ را ﺑﺮ روى ﺳــﺮورﻫﺎى ﺧﻮد ﻧﺼﺐ ﮐﻨﻨﺪ. اﯾﺪه ﺑﺰرگ ﻣﺆﺳﺴﺎن ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎى ﺗﺠﺎرى ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻧﺤﻮى در اﺧﺘﯿﺎر ﻣﺸــﺘﺮى ﻗﺮار دﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﺮورﮔﺮ وب ﺑﻪ آن دﺳﺘﺮﺳــﻰ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﭘﺲ از ﻣﺪﺗﻰ راﺑﻄﻪ ﺑﻨﯿﻮف و اﻟﯿﺴــﻮن، ﺷﮑﺮاب ﺷــﺪ. ﺑﻨﯿﻮف ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻫﺪف اﺻﻠﻰ اﻟﯿﺴﻮن از ﻫﻤﮑﺎرى ﺑﺎ او و ﻋﻀﻮﯾﺖ در ﻫﯿﺌﺖ ﻣﺪﯾﺮه، ﮐﺴــﺐ اﻃﻼع از اﺳــﺮار و اﯾﺪه ﻫﺎى آﻧﻬﺎ ﺑﻮده؛ ﺣﺘﻰ ﮐﻤﻰ ﺑﻌﺪ ﻓﻬﻤﯿﺪ اوراﮐﻞ در ﻏﯿﺎب او در ﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﮏ ﻣﺤﺼﻮل ﺑﺮاى رﻗﺎﺑﺖ ﺑﺎ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس اﺳﺖ. ﺷــﺮﮐﺖ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس از ﺑﺤﺮان ﻣﻮﺳﻮم ﺑﻪ ﺣﺒﺎب دات ﮐﺎم" ﺟﺎن ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ در ﺑﺮد و ﺑﺴﺮﻋﺖ رﺷﺪ ﮐﺮد و ﺧﯿﻠﻰ زود ﺑﻪ ﯾﮑﻰ از ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ در ﺑﺎزار راﯾﺎﻧﺶ اﺑﺮى ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪ و در ﺑﻌﻀﻰ زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎ رﻗﯿﺐ ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳﺎﻓﺖ ﮔﺮدﯾﺪ. ﺳــﯿﻠﺰﻓﻮرس در ﺳــﺎل ﻫﺎى ﺑﻌﺪ ﺗﺤﺖ رﻫﺒﺮى ﺑﻨﯿﻮف ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎى زﯾﺎدى را در ﺧﻮد ادﻏﺎم ﮐﺮد و ﺣﻮزه ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﺶ را ﮔﺴــﺘﺮش داد، از ﺟﻤﻠﻪ ﺷــﺮﮐﺖ ﻫﺎى: ﺳــﻨﺪﯾﺎ ، ﮐﯿﺪن ، ﮐﻦ ﻟِﺖ ، ﮐﻮرال ، اﯾﻨﺴــﺘﺮاﻧﺖ ، ﮔﺮوپ اِﺳﻮﯾﻢ" و اﯾﻨﻔﺮﻣﺎورز". در ﺳــﺎل ﻫــﺎى  2010و  2011ﻫﻢ ﭼﻨﺪ ﺷــﺮﮐﺖ دﯾﮕﺮ را ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺧﻮد اﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮد.
زﯾﺮﺷــﺎﺧﻪ ﻫﺎى اﺻﻠﻰ ﺷــﺮﮐﺖ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس در ﺳﻪ ﮐﺸــﻮر ﺳﻮﺋﺪ، ﺳﻨﮕﺎﭘﻮر و ژاﭘﻦ ﻗﺮار دارﻧﺪ. ﺑــﺎ روى ﮐﺎر آﻣﺪن "ﺳــﺎﺗﯿﺎ ﻧﺎدﻻ" )Satya Nadella( در ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳــﺎﻓﺖ، ﺑﻨﯿــﻮف در ﭼﻨــﺪ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ، او را دوﺳــﺖ ﻧﺰدﯾﮏ ﺧﻮد ﺧﻄﺎب ﮐــﺮد. اﯾﻦ دو ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣــﻞ ﺗﻼش ﮐﺮدﻧﺪ در ﻣﻮاردى ﮐﻪ در رﻗﺎﺑﺖ ﻧﯿﺴــﺘﻨﺪ، ﻫﻤﮑﺎرى ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﺮاى ﻣﺜﺎل اﮐﻨﻮن ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳﺎﻓﺖ آﻓﯿﺲ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﻬﺘﺮى ﺑﺎ ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎى ﺗﻮﺳــﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺳﯿﻠﺰﻓﻮرس ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ اﺳــﺖ. اﻟﺒﺘﻪ ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳﺎﻓﺖ ﯾﮏ ﺑﺎر ﺳﻌﻰ ﮐــﺮد ﺑــﺎ ﭘﺮداﺧﺖ  50ﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر، ﺳــﯿﻠﺰﻓﻮرس را ﺑﺨﺮد، اﻣــﺎ ﺑﻨﯿﻮف ﻗﯿﻤﺖ ﭘﯿﺸــﻨﻬﺎدى ﺧﻮد را  70ﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر اﻋﻼم ﮐﺮد و ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﻰ ﻣﺎﯾﮑﺮوﺳــﺎﻓﺖ 
از ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﭘﺲ ﻧﺸﺴﺖ. ﺑﻨﯿﻮف ﯾﮑﻰ از رﻫﺒﺮان ﭘﯿﺸــﮕﺎم در اﯾﺠﺎد ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺷــﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﻰ ﺷــﻮد. در ﺳﺎل  2016ﻣﺠﻠــﻪ ﻓﻮرﭼــﻦ" او را ﺑــﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻼش ﻫﺎﯾــﺶ در ﺟﻬﺖ ﺑﺮﻗﺮارى ﻋﺪاﻟﺖ، در ﻓﻬﺮﺳــﺖ  50رﻫﺒﺮ ﺑﺮﺗﺮ ﺟﻬﺎن ﻗﺮار داد. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺧﻮاﻧﻨﺪﮔﺎن اﯾﻦ 
ﻣﺠﻠﻪ او را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺗﺎﺟﺮ ﺳﺎل اﻧﺘﺨﺎب ﮐﺮدﻧﺪ.
)ﻣﻨﺒﻊ: ﺳﺎﯾﺖ ﺷﺮﮐﺖ ﭘﮕﺎه ﺳﯿﺴﺘﻢ(


14 ﭼﯿﺰ ﮐﻪ اﻓﺮاد ﻣﻮﻓﻖ ﻫﺮ روز اﻧﺠﺎم ﻣﻰ دﻫﻨﺪ

1397/12/1
20:14
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
داﺷﺘﻦ دﺳﺘﺮﺳﻰ ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ اﻓﺮاد ﻓﻮق اﻟﻌﺎده ﻣﻮﻓﻖ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﺪ اﻃﻼﻋﺎﺗﻰ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎورﻧﮑﺮدﻧﻰ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺪﻫﺪ در ﻣﻮرد اﯾﻨﮑﻪ آﻧﻬﺎ واﻗﻌﺎً ﮐﯿﺴــﺘﻨﺪ، ﭼﻪ ﭼﯿﺰى آﻧﻬﺎ را ﺑﺮﺟﺴــﺘﻪ و ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﻣﻰ ﺳﺎزد، و از ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮ اﯾﻨﮑﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰى آﻧﻬﺎ را ﺗﺎ اﯾﻦ ﺣﺪ ﺳﺎزﻧﺪه و ﻣﻮﻓﻖ ﮐﺮده اﺳﺖ. ﮐِﻮﯾــﻦ ﮐﺮوس ﺑﺎ ﺑﯿﺶ از  200ﻧﻔﺮ از اﻓــﺮاد ﻓﻮق اﻟﻌﺎده ﻣﻮﻓﻖ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﮐﺮده اﺳــﺖ، از ﺟﻤﻠﻪ  7ﻣﯿﻠﯿــﺎردر،  13ﻗﻬﺮﻣﺎن اﻟﻤﭙﯿﮏ، و ﮔﺮوﻫــﻰ از ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﺎن ﻣﻮﻓﻖ. آﻧﻬﺎ در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﯾﮏ ﭘﺮﺳﺶ ﺳﺎده و ﺑﺎز، اﻃﻼﻋﺎت ﺟﺎﻟﺒﻰ را اراﺋﻪ داده اﻧﺪ، و آن ﭘﺮﺳﺶ اﯾﻦ ﺑﻮده: اوﻟﯿﻦ راز ﭘﺮﺑﺎزده ﺑﻮدن ﺷﻤﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟". ﮐﺮوس در ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﺎﺳــﺦ ﻫﺎى آﻧﻬﺎ، ﺟــﻮاب ﻫﺎ را ﮐﺪﮔﺬارى ﮐﺮد ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﻧﮑﺎت ﻣﻔﯿﺪى را اراﺋﻪ ﮐﻨﺪ. ﻣﻮارد زﯾﺮ، ﺑﺮﺧﻰ از ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎى اوﺳﺖ:
 واﺣﺪ زﻣﺎن ﺑﺮاى آﻧﻬﺎ دﻗﯿﻘﻪ اﺳــﺖ، ﻧﻪ ﺳــﺎﻋﺖ؛ و ﺑﺮاى ﺗﮏ ﺗﮏ دﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎى ﺧﻮد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ دارﻧﺪ.
 در ﻫﺮ زﻣﺎن ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻫﺮ روز ﺻﺒﺢ ﯾﮏ ﯾﺎ دو ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪون وﻗﻔﻪ ﺑﺮ روى ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ وﻇﯿﻔﻪ ﺧﻮد ﮐﺎر ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ.
 از To_Do_List اﺳــﺘﻔﺎده ﻧﻤﻰ ﮐﻨﻨــﺪ و ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ را ﺑﺮ روى ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻮد، زﻣﺎﻧﺒﻨﺪى ﻣﻰ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ دﭼﺎر اﺳــﺘﺮس ﻧﺎﺷﻰ از ﮐﺎرﻫﺎى اﻧﺠﺎم ﻧﺸﺪه، ﻧﻤﻰ ﮔﺮدﻧﺪ.
 آﻧﻬﺎ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﻰ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰى ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ آﯾﻨﺪه ﺷﺎن را ﺧﺮاب ﮐﻨﺪ، و اﻣﺮوز راه ﺣﻠﻰ ﺑﺮاى آن ﻣﻰ ﯾﺎﺑﻨﺪ.
 ﻋﻼوه ﺑﺮ ﮐﺎر، ارزش دﯾﮕﺮى ﻫﻢ در زﻧﺪﮔﻰ ﺧﻮد دارﻧﺪ. اﯾﻦ ارزش ﺑﺮاى اﻓﺮاد ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﻣﺘﻔﺎوت اﺳــﺖ؛ ﺑﺮاى ﺑﻌﻀﻰ، اوﻗﺎﺗﻰ اﺳــﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮاده ﺳﭙﺮى ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﺮاى ﺑﺮﺧﻰ ورزش و ﺑﺮاى ﺑﺮﺧﻰ دﯾﮕﺮ، ﻣﺮور ﺧﺎﻃﺮات ﮔﺬﺷــﺘﻪ. آﻧﻬﺎ آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ  1440دﻗﯿﻘﻪ ﻫﺮ روز ﺧــﻮد را ﻣﯿﺎن اﯾﻦ ارزش ﻫﺎ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ.
 آﻧﻬﺎ ﻫﻤﻮاره ﯾﮏ دﻓﺘﺮﭼﻪ ﯾﺎدداﺷــﺖ ﺑﺎ ﺧــﻮد دارﻧﺪ؛ ﻫﺮ ﻧﮑﺘﻪ اى ﮐﻪ ﻣﻰ آﻣﻮزﻧﺪ ﯾﺎ ﻫﺮ ﻓﮑﺮى ﮐﻪ ﺑﻪ ذﻫﻨﺸــﺎن ﺧﻄﻮر ﻣﻰ ﮐﻨﺪ، ﯾﺎدداﺷﺖ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ و ﺑﺎ اﯾﻦ ﮐﺎر، ذﻫﻦ ﺧﻮد را آزاد ﻣﻰ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.
آﻧﻬــﺎ ﻓﻘﻂ در اوﻗﺎﺗﻰ ﺧﺎص، ﻃﺒــﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، اﯾﻤﯿﻞ ﻫﺎ و ﭘﯿﺎم ﻫﺎى ﺧﻮد را ﺑﺮرﺳﻰ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ، آن ﻫﻢ ﻣﺨﺘﺼﺮ و ﻣﻔﯿﺪ.ﺗﺎ ﺣﺪ اﻣﮑﺎن از ﺷﺮﮐﺖ در ﺟﻠﺴﺎت ﻣﻰ ﭘﺮﻫﯿﺰﻧﺪ.
ﺗﻘﺮﯾﺒــﺎً ﺑــﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻧﻪ" ﻣﻰ ﮔﻮﯾﻨﺪ زﯾﺮا ﻣــﻰ داﻧﻨﺪ ﮐﻪ در ﻫﺮ روز ﻓﻘﻂ 1440 دﻗﯿﻘﻪ دارﻧﺪ و ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ آﺳﺎﻧﻰ اﯾﻦ دﻗﺎﯾﻖ را از دﺳﺖ ﺑﺪﻫﻨﺪ. ﻗﺎﻋــﺪه  80/20را دﻧﺒــﺎل ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻣﻰ داﻧﻨﺪ ﮐــﻪ ﮐﺪام ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎ ﺑﯿﺸــﺘﺮﯾﻦ ﻧﺘﺎﯾﺞ را ﺑﻪ دﺳــﺖ ﻣﻰ دﻫﺪ؛ ﺑﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻣﻰ 
ﮐﻨﻨﺪ و از ﺑﻘﯿﻪ ﺻﺮف ﻧﻈﺮ ﻣﻰ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﺗﻘﺮﯾﺒــﺎً ﺗﻤﺎﻣﻰ ﮐﺎرﻫــﺎ را ﺑﻪ دﯾﮕﺮان واﮔﺬار ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻧﻤﻰ ﭘﺮﺳــﻨﺪ: ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﻢ اﯾﻦ ﮐﺎر را اﻧﺠﺎم دﻫﻢ؟"، در ﻋﻮض ﻣﻰ ﭘﺮﺳــﻨﺪ: اﯾﻦ ﮐﺎر ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﺪ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد؟". ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﺎر ﺑﻪ ﺳﺮاغ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﻣﻰ روﻧﺪ. ﻣﺜﻼً اﮔﺮ اﯾﻤﯿﻠﻰ را ﺑﺎز ﮐﻨﻨﺪ، آﻧﺮا ﻧﻤــﻰ ﺑﻨﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻌﺪاً دوﺑﺎره ﺑﻪ آن رﺳــﯿﺪﮔﻰ ﮐﻨﻨﺪ؛ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ و ﻫﻤﺎن ﻣﻮﻗﻊ ﺗﮑﻠﯿﻔﺶ را روﺷﻦ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﯾﮏ روال ﻣﻌﻤﻮل ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﻰ دارﻧﺪ. اﯾﻦ ﻋﺎدت ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺘﻔﺎوﺗﻨﺪ و از ﻓﺮدى ﺑﻪ ﻓﺮد دﯾﮕﺮ ﻓﺮق ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. ﭘﺮورش ﺟﺴﻢ از ﻃﺮﯾﻖ ﺷﺴﺘﺸﻮ ﺑﺎ آب، ﺧﻮردن ﯾﮏ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺳــﺎﻟﻢ، ورزش ﺳﺒﮏ، ﭘﺮورش ذﻫﻦ از ﻃﺮﯾﻖ ﻣﺪﯾﺘﯿﺸــﻦ ﯾﺎ ﻧﯿﺎﯾﺶ، ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﻟﻬــﺎم ﺑﺨﺶ ﯾﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ روزﻧﺎﻣﻪ، از ﺟﻤﻠﻪ 
اﯾﻦ ﻋﺎدات ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ. آﻧﻬﺎ از وﻋﺪه ﻫﺎى ﻏﺬاﯾﻰ، ﺧﻮاب و اﺳﺘﺮاﺣﺖ ﺧﻮد ﺻﺮف ﻧﻈﺮ ﻧﻤﻰ ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﺮاى اﯾﺸــﺎن ﻏﺬا ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﺳﻮﺧﺖ، ﺧﻮاب ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﺑﺎزﯾﺎﺑﻰ، و اﺳﺘﺮاﺣﺖ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎﯾﻰ ﺑﺮاى ﺷــﺎرژ ﻣﺠﺪد اﺳــﺖ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﮐﺎر ﺑﯿﺸﺘﺮى اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ.


15 تفاوت افراد موفق با دیگران

1395/10/1
22:34
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
15 تفاوت افراد موفق با دیگران

افراد موفق، از بسیاری جهات، شبیه افراد ناموفق هستند. آنها ممکن است دارای هر نوع پیش زمینه ای باشند، ممکن است از هر نوع جمعیتی برخاسته باشند، ممکن است دارای هر سطحی از تحصیلات، تجربه و تخصص باشند، ...
با این حال، در نگاهی نزدیکتر و دقیق تر به آنان، خواهید دید که از جهات کلیدی و اصلی، خیلی خیلی با دیگران متفاوتند. کیفیت هایی که افراد استثنایی را از دیگران متمایز می سازد، شامل موارد زیر است:

    آنها از سیاست بازی، بیزارند.
    دوست دارند همه کسانی که کاری جذاب انجام می دهند، برنده باشند و مورد تقدیر قرار گیرند.
    بشدت مایلند که به ثمر رسیدن ایده ها را ببینند.
    آنها فوق متفکرند؛ به این معنی که به شیوه های جدید اندیشیدن می اندیشند تا از این طریق، شیوه هایی جدید برای عمل کردن بیابند.
    ترجیح می دهند قوانین را به وجود آورند یا بهبود بخشند.
    معتقدند هیچ چیزی مطلق نیست.
    عاشق حل کردن مسائل هستند.
    در ارزیابی خود، عالی عمل می کنند و با خود صادقند.
    بازخوردهای غیر فنی را با آغوش باز می پذیرند.
    آینده خود را فعالانه خودشان ایجاد می کنند و دائماً در تلاشند که فردا از امروز بهتر باشند.
    تمایل بسیار دارند که سر خود را خلوت نگه دارند؛ مثلاً وقت و توان ذهنی خود را برای تصمیم گرفتن در مورد اینکه چه بپوشند یا چه بخورند، هدر نمی دهند.
    آنها از خودستایی و بزرگ شمردن دستاوردهای خود، بیمناکند.
    باور دارند که موفقیت یا شکستشان کاملاً تحت کنترل خودشان است؛ چیزی را به شانس یا بدشانسی نسبت نمی دهند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    ... بنابراین وقتی شکست می خورند، غرورشان جریحه دار نمی شود.
    هر کاری را با قصد و نیتی انجام می دهند. هیچیک از کارهایشان "تصادفی" نیست. از چیزی نمی ترسند و به ایده ها و شیوه های عملکرد خود، وابستگی احساسی ندارند. فقط می خواهند بهتر باشند و دنیا را بهتر کنند.

و بهتر از همه اینکه:

آنها می دانند که می توانند-- و خواهد شد.

چگونه افراد موفق تصمیمات هوشمندانه می گیرند

1395/09/30
22:16
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
چگونه افراد موفق تصمیمات هوشمندانه می گیرند

با توجه به اینکه هر روز مجبوریم تصمیمات کوچک و بزرگ بسیاری اتخاذ کنیم، لازم است بیاموزیم که چگونه آنها را اولویت بندی کنیم و چگونه تصمیمات مؤثر اتخاذ نماییم. در اینجا به تعدادی از استراتژی هایی که افراد موفق جهت تصمیم گیری مورد استفاده قرار می دهند، اشاره می شود:

    آنها تصمیمات کوچک را به روال تبدیل می کنند. بدین ترتیب، ذهن خود را برای تصمیمات پیچیده تر، آزاد می سازند؛ مثلاً همواره یک جور لباس می پوشند تا مجبور نباشند هر روز در مورد اینکه چه بپوشند، تصمیم بگیرند.

    تصمیمات بزرگ را صبح اتخاذ می کنند. آنها تصمیم گیری های پیچیده را در آغاز روز که ذهن، شاداب است انجام می دهند و تصمیم گیری های کوچک را به بعد از کار موکول می نمایند.

    به احساسات خود توجه دارند. افراد موفق، احساسات خود را می شناسند و می دانند که چه تأثیری می تواند بر رفتارشان داشته باشد. آنها می توانند احساسات خود را کنار بگذارند و تصمیمات عقلانی اتخاذ نمایند.

    گزینه ها را ارزیابی می کنند. افراد موفق، نسبت به مجموعه مشخصی از معیارها، به گزینه های مختلف، وزن می دهند زیرا می دانند که این کار، تصمیم گیری را آسانتر و مؤثرتر می سازد.

    به خود فرصت می دهند ... این فرصت به آنها امکان می دهد که با تمرکز و وضوح فکری بیشتر به مسئله بیندیشند.

    ... اما نه برای مدت زمانی طولانی. آنها می دانند که جمع آوری اطلاعات تا حداکثر میزان ممکن، چقدر اهمیت دارد اما در عین حال مطمئنند که صرف کردن وقت بیش از حد برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات، کار تصمیم گیری را فلج خواهد ساخت.

    از ورزش برای تجدید قوا استفاده می کنند. استرس یک تصمیم گیری بزرگ به طور طبیعی کورتیزول تولید می کند. این ماده شیمیایی باعث می شود که نتوانید به طور واضح و منطقی فکر کنید. 30 دقیقه ورزش می تواند شفافیت فکری شما را به حالت عادی بازگرداند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


    همواره به اصول اخلاقی خود توجه دارند. آنها از اهمیت پایبندی به اصول اخلاقی در تصمیم گیری ها آگاهند و می دانند که این اصول هنگامی که احساسات، شما را به جهت های دیگر می کشاند، به عنوان یک راهنمای مورد اعتماد عمل می کند.

    با دیگران مشورت می کنند. هنگام تصمیم گیری، ما به طور طبیعی تمایل داریم که گزینه ای را انتخاب کنیم و سپس به جمع آوری اطلاعاتی بپردازیم که این انتخاب را تأیید کند. مشورت با افرادی که دارای دیدگاه های دیگر هستند، راهی است برای مقابله با این گرایش نادرست.

    تصمیمات قبلی خود را مد نظر دارند. بدین ترتیب اشتباهات گذشته خود را تکرار نخواهند کرد.

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر افراد موفق

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر افراد موفق,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|