درحال مشاهده: مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر ارزش زمان


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

واى از اﻣﺮوز

1397/07/10
07:33
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ﮐﺪاﻣﯿﮏ ارزش ﺑﯿﺸــﺘﺮى ﺑﺮاى ﺷﻤﺎ دارد؛ دﯾﺮوز، اﻣﺮوز ﯾﺎ ﻓﺮدا؟ ﺟﺎﯾﮕﺎه اﻣﺮوز در ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺷــﻤﺎ ﮐﺠﺎﺳــﺖ؟ آﯾﺎ اﻣﺮوز زﻣﺎﻧﻰ ﺑﺮاى اﻧﺠﺎم ﻓﻌﻠﻰ ﻣﺆﺛﺮ اﺳﺖ ﯾﺎ دوره اى ﺑﺮاى ﮔﺬار؟ اﺣﺘﻤﺎل دارد ﮐﻪ از اﻣﺮوز ﺑﺮاى ﺣﺴﺮت ﺧﻮردن ﮐﺎرﻫﺎى دﯾﺮوز ﺧﻮد و ﯾﺎ ﺗﺸــﻮﯾﺶ و اﺿﻄﺮاب داﺷﺘﻦ ﺑﺮاى آرزوﻫﺎى آﯾﻨﺪه ﻣﺎن ﺑﻬﺮه ﺑﺒﺮﯾﻢ. ﺷﺎﯾﺪ اﻣﺮوز ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ دوره اى ﺗﺮاﻧﺰﯾﺘﻰ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ را از دﯾﺮوز ﺑﻪ ﻓﺮدا ﻣﻰ ﺑﺮد ﺑﺪون اﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮد ارزﺷــﻰ داﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺷــﺪ. از دﮐﺘﺮ ﺷﺮﯾﻌﺘﻰ )رﺣﻢ اﷲ ﻋﻠﯿﻪ( ﻧﻘﻞ ﺷــﺪه اﺳــﺖ ﮐﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ از دﯾﺮوز، اﺳﺘﻔﺎده از اﻣﺮوز و اﻣﯿﺪ ﺑﻪ ﻓﺮدا. اﻣﺎ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺳــﻪ ﺟﻤﻠﻪ دﯾﮕﺮ زﻧﺪﮔﯿﻤﺎن را ﺗﺒﺎه ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ: ﺣﺴــﺮت دﯾﺮوز، اﺗﻼف اﻣــﺮوز، ﺗﺮس از ﻓﺮدا." اﻟﺒﺘﻪ ﻣﻦ ﺷــﺨﺼﺎ ﺑﺎ ﻋﺒﺎرت ﺗﺠﺮﺑــﻪ از دﯾﺮوز ﻣﻮاﻓﻖ ﻧﯿﺴــﺘﻢ، ﭼﻮن ﮔﺬﺷــﺘﻪ را ﺻﺪ در ﺻﺪ ﺗﮑﺮار ﭘﺬﯾﺮ ﻧﻤﻰ داﻧﻢ . ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺘﻤﺎﯾﻞ ﺑﻪ از دى ﮐﻪ ﮔﺬﺷﺖ ﻫﯿﭻ از او ﯾﺎد ﻣﮑﻦ" ﻫﺴﺘﻢ. اﻣﺎ ﻓﺎرغ از اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺟﺰﯾﻰ، آﻧﭽﻪ اﯾﺸــﺎن ﺑﯿﺎن ﻣــﻰ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻢ اﻫﻤﯿﺖ ﺗﻠﻘﻰ ﮐﺮدن ﻣﺎ ﻣﺮدﻣﺎن از اﻣﺮوز" اﺳﺖ. ﭼﻨﺪى ﭘﯿﺶ در داﻧﺸﮕﺎه ﺑﺮاى داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن در ﻣﻮرد ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎى ﺣﺮﻓﻪ اى ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ رﺷﺘﻪ ﻣﻬﻨﺪﺳﻰ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻰ ﮐﺮدم. از ﺟﻤﻌﯿﺖ ﭼﻨﺪ ﺻﺪ ﻧﻔﺮى ﺣﺎﺿﺮ در ﺳــﺎﻟﻦ آﻣﻔﻰ ﺗﺌﺎﺗﺮ ﯾﮏ ﺻﺪاى واﺣﺪ ﻣﻰ ﺷــﻨﯿﺪم: آﯾﻨﺪه ﻣﺎ ﭼﻪ ﻣﻰ ﺷﻮد؟؟ ﺷﺎﯾﺪ ﻓﺮض ﺣﻀﺎر ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻣﻦ ﺟﺎﻣﻰ ﺷﯿﺸﻪ اى در اﺧﺘﯿﺎر دارم ﮐﻪ آﯾﻨﺪه را ﻣﻰ ﺑﯿﻨﻢ، وﻟﻰ واﻗﻌﯿﺖ اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺧﻮد را ﻋﺎﺟﺰ از ﭘﺎﺳــﺦ دادن و ﺑﺮﻋﮑﺲ ﻗﺎدر ﺑﻪ اﻗﺮار در ﻧﺪاﻧﺴﺘﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻰ دﯾﺪم. اﻣــﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﻪ ﻧﮕﺮان آﯾﻨﺪه ﺧﻮد ﺑﻮدﻧــﺪ، ﺑﺮاى ﻣﻦ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮد. ﺣﺲ ﻣﻦ اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﯾﮏ ﻧﻮع ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﻨﺪ، ﺗﻀﻤﯿﻦ اﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺷــﺒﺨﺖ ﻣﻰ ﺷــﻮﻧﺪ، ﺧﻮﺷﺤﺎل ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد، آراﻣﺶ ﺧﻮاﻫﻨﺪ داﺷﺖ و ﺑﺎﻋﺚ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪى اﻃﺮاﻓﯿﺎﻧﺸﺎن ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷــﺪ. ﮐﺪام ﺷﺮﮐﺖ ﺑﯿﻤﻪ ﺣﺎﺿﺮ اﺳــﺖ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﯿﻤﻪ ﻧﺎﻣﻪ اى را ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﻨــﺪ؟ اﯾــﻦ اﻧﺘﻈﺎرات از ﮐﺠﺎ ﻧﺸــﺄت ﮔﺮﻓﺘﻪ؟ آﯾﺎ ﭘﺪران ﻣــﺎ اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮدﻧﺪ، ﯾﺎ ﺑﯿﮕﺎﻧﮕﺎن اﯾﻨﭽﻨﯿﻦ ﻫﺴــﺘﻨﺪ؟ ﺑﮕﺬرﯾﻢ. در ﻣﻘﺎم ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻧﯿﺴــﺘﻢ ﭼﻮن ﺑﻪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻫﻢ اﻋﺘﻘﺎدى ﻧﺪارم. آﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﻣﻰ داﻧﻢ و ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﻢ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻋﻤﻠﻰ )ﮐﻪ اﯾﻦ ﻧﯿﺰ ﺧﻮد واژه اى ﺧﻨﺪه دار اﺳــﺖ( از آن دﻓﺎع ﮐﻨﻢ اﯾﻦ اﺳــﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ در ﮐﻨﺘﺮل ﻧﯿﺴــﺘﻢ و ﻓﺮﻣﺎن وﻗﺎﯾﻊ در اﺧﺘﯿﺎر ﻣﻦ ﻧﯿﺴــﺖ. آﻧﭽﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﮔﺬﺷﺘﻪ و ﺗﮑﺮار ﻫﻢ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷــﺪ. ﺟﺒﺮ ﺗﺎرﯾﺦ ﺟﻮﮐﻰ ﺑﺮاى ﺳﺮﮔﺮم ﮐﺮدن ﺑﻮده. آﻧﭽﻪ از ﺗﺎرﯾﺦ ﻣﻰ آﻣﻮزﯾﻢ، ﺟﺎﯾﮕﺎه ارزش ﻫﺎ و اﺻﻮل اﺳﺖ و ﻧﻪ ﺳﻨﺎرﯾﻮﻫﺎﯾﻰ ﮐﻪ اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎده اﻧﺪ. ﻣﺜﻼً اﮔﺮ در ﮔﺬﺷﺘﻪ دروﻏﻰ ﮔﻔﺘﻪ اﯾﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻫﺪف ﺧﻮد ﺑﺮﺳﯿﻢ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻌﻨﻰ ﻧﯿﺴــﺖ ﮐﻪ راه رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﻫﺪف دروغ ﮔﻔﺘﻦ اﺳﺖ. اﻣﺎ از وﻗﺎﯾﻊ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﯾﺎد ﻣﻰ ﮔﯿﺮﯾﻢ ﮐﻪ دروغ ﮔﻔﺘﻦ، ﻓﻌﻠﻰ ﻧﺎدرﺳــﺖ اﺳــﺖ. اﻣﯿﺪوارم ﮐﻪ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﻣﻨﻈﻮرم را ﺑﺮﺳﺎﻧﻢ. 
اﮔﺮ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﻢ ﮐﻪ از ﺑﯿﻦ دﯾﺮوز، اﻣﺮوز و ﻓﺮدا اﯾﻦ اﻣﺮوز اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد، آﻧﮕﺎه ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮات اﺳﺎﺳﻰ در ﻧﮕﺎه ﺧﻮد ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى و زﻣﺎﻧﺒﻨﺪى ﻧﯿﺎز ﺧﻮاﻫﯿﻢ داﺷــﺖ. آﯾﺎ از ﺧﻮد ﻣﻰ ﭘﺮﺳــﯿﻢ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻣﻨﻔﻌﺘﻰ ﻧﺼﯿﺐ ﻣﺎ از ﻗﺒﻞ ﭘﻨﺞ )؟(  دوره ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻟﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ؟  آﺧﺮ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎ در  1400ﻣﯿﺨﻮاﻫﯿﻢ ﮐﺠﺎى ﺧﺎورﻣﯿﺎﻧﻪ و ﯾﺎ دﻧﯿﺎ ﺑﺎﺷــﯿﻢ، ﯾﮏ ﻫﺪف اﺳــﺖ ﯾﺎ آرزو؟ اﻣﺮوز ﺟﺎﯾﮕﺎه اﺳــﺘﺎﻟﯿﻦ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎى ﺻﻨﻌﺘﻰ ﮐﺮدن روﺳﯿﻪ و ﺑﺎ آن ﺧﺸﻮﻧﺖ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ اﺻﻼً ﺧﻮد روﺳﯿﻪ ﮐﺠﺎ رﻓﺖ و اﻣﺮوز ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ اﯾﻦ ﭼﻪ ﺗﮑﺒﺮى اﺳــﺖ ﮐﻪ ﮐﻨﺘﺮل ﻣﺎ را ﺑﺮ ﻣﯿﻠﯿﺎردﻫﺎ واﻗﻌﻪ ﺻﺤﻪ ﻣﻰ ﮔﺬارد و اﯾﻦ ذﻫﻨﯿــﺖ را در ﻣﺎ اﯾﺠﺎد ﻣﻰ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﯾﯿﻢ ﮐﻪ آﯾﻨﺪه ﻣﺎن را ﻣﻰ ﺳــﺎزﯾﻢ؟؟ آﯾﺎ واﻗﻌﺎً ﻣﺎﯾﯿﻢ؟ ﺷــﻌﺎرﻫﺎ داده ﻣﻰ ﺷــﻮد، ﮐﺘﺎب ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮد ﮐﻪ اى اﻧﺴﺎن ﻧﺎدان، آﯾﻨﺪه ات را در دﺳــﺖ ﺑﮕﯿﺮ و ﺑﺴــﺎز. در ﭘﺲ اﯾﻦ ﺷﻌﺎرﻫﺎ ﻫﻢ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﻫﺎﯾﻰ اراﺋﻪ ﻣﻰ ﺷــﻮد ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻮدﺷــﺎن ﻫﻤﺎن ﭘﻮﻟﻰ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﯿﺐ ﮔﺰاﻓﻪ ﮔﻮﯾﺎن رﯾﺨﺘﻪ ﻣﻰ ﺷــﻮد. ﺣﺪود ﮐﻨﺘﺮل ﻣﺎ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﻨﺪه، اﺧﺘﯿﺎر در اﻣﺮوز اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻓﺮﺿﯿﺎﺗﻰ ﮐﻪ در زﻣﺎﻧﺒﻨﺪى ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﻫﺎى ﺑﺴﺘﻪ وﻟﻰ ﺑﺎ رگ ﻫﺎى ﺑﺎد ﮐﺮده ﻣﻰ ﭘﺬﯾﺮﯾﻢ ﺑﺮ اﺳﺎس ﮐﺪام ﻣﺒﺎﻧﻰ اﺳﺖ؟ ﺑﻪ واﻗﻊ اﮔﺮ ﮐﺎرى را ﺳﻪ ﮐﺎرﮔﺮ در ﻋﺮض ده روز اﻧﺠﺎم ﻣﻰ دﻫﻨﺪ اﮔﺮ ﺑﺎ  6ﮐﺎرﮔﺮ اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ  5روز ﻃﻮل ﻣﻰ ﮐﺸــﺪ؟ آﯾﺎ ﺑﻬﺮه ورى ﺳﻪ ﮐﺎرﮔﺮ دﻟﺸﺎد ﺑﯿﺸﺘﺮ از ده ﮐﺎرﮔﺮ ﻧﺎﺧﻮش ﻧﯿﺴﺖ؟ آﯾﺎ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﻦ ﺑﻬﺮام اﻣﺎﻣﻰ زاده ﺑﺮ اﺳﺎس ﺗﺎﺑﻊ ﺗﻮزﯾﻊ ﻧﻤﺎﯾﻰ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﻰ ﺷﻮد؟ ﻧﮕﺮش ﮐﺎرﯾﮑﺎﺗﻮرى ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى، ﻧﺘﯿﺠﻪ اش ﻫﻤﯿﻦ ﺷــﺪه ﮐﻪ ﻫﻤﻪ از آن و ﻓﻮاﯾﺪش ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ اﻣﺎ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﻋﻤﻞ، ﮐﺴﻰ ﻣﺤﻮ ﮐﺎرﯾﮑﺎﺗﻮر ﻧﺸﺪه و ﺟﺪى ﻧﻤﻰ ﮔﯿﺮﻧﺪش. ﺑﺴﯿﺎر ﺧﺐ، اﮔﺮ ﭼﻨﯿﻦ اﺳﺖ ﭼﻪ ﻣﺘﺪى را ﺑﺮاى ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻣﻰ دﻫﯿﻢ؟

در اﻧﺠــﺎم ﭘﺮوژه ﺑﺎ اﺳــﺘﻔﺎده از ﻣﺘﺪ اَوِك، ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎ را ﺷﻨﺎﺳــﺎﯾﻰ ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ. ﺗﻮاﻟﻰ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎ را ﺑﺮ اﺳﺎس ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺧﻮد ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﻰ ﻧﻤﺎﯾﯿﻢ. ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﻰ ﺗﻮاﻟﻰ و ﻧﺤﻮه ارﺗﺒﺎط ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﻬﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺑﺮاى ﻫﺮ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ، ﺗﻤﺎﻣﻰ ﮐﺎرﻫﺎى آﻣﺎده ﺳــﺎزى را ﺷﻨﺎﺳــﺎﯾﻰ ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ. ﻟﺬا در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﭘﺮوژه دو دﺳــﺘﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺧﻮاﻫﯿﻢ داﺷــﺖ: ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎى اﺟﺮاﯾﻰ ﭘــﺮوژه و ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎى آﻣﺎده ﺳــﺎزى. ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎى آﻣﺎده ﺳﺎزى را ﺑﺮ اﺳﺎس ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺗﺨﻤﯿﻦ ﻟﯿﺪ ﺗﺎﯾﻢ در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ اﺟﺮاﯾﻰ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ. در ﻫﺮ روز دو دﺳــﺘﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ را ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﻰ ﮐﺮده، دﺳﺘﻮر اﺟﺮاﯾﻰ ﺻﺎدر ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ. ﯾﻌﻨﻰ در ﻫﺮ روز ﺗﯿﻢ ﭘﺮوژه ﯾﺎ ﻣﺸﻐﻮل اﻧﺠﺎم ﮐﺎرﻫﺎى اﺟﺮاﯾﻰ ﭘﺮوژه اﺳﺖ ﯾﺎ ﺳﺮﮔﺮم آﻣﺎده ﺳﺎزى ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز ﺑﺮاى اﻧﺠﺎم ﮐﺎرﻫﺎى اﺟﺮاﯾﻰ. ﺑﺪون اﯾﻦ دﺳــﺘﻪ دوم، اﺣﺘﻤﺎل ﻣﻰ دﻫﻢ ﮐﻪ اﻣﺮوز ﻫﺪر رود.
ﻣﺎ در ﭘﺮوژه ﺧﻮد در ﺷــﺮﮐﺖ آﻟﺴﺘﻮم ﻣﺸــﻐﻮل ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﺑﻮدﯾﻢ و ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﭘﯿﺸــﺮﻓﺖ ﭼﻨﺪاﻧﻰ ﻣﺸــﺎﻫﺪه ﻧﻤﻰ ﺷــﺪ. ﺿﻤﻦ اﯾﻨﮑﻪ رﺿﺎﯾﺖ ذﯾﻨﻔﻌﺎن ﻧﯿﺰ ﺣﺎﺻﻞ ﻧﺸــﺪه ﺑﻮد. ﺗﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺠﻮزﻫﺎى اﻧﺠﺎم ﮐﺎر روزاﻧﻪ ﻣﺸــﻐﻮل ﺷﺪﯾﻢ. ﻫﺮ روز ﺑﺮاى ﻫﻤﺎن روز دﺳﺘﻮر ﮐﺎر ﺻﺎدر ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ. ﭘﺮوژه ﺑﺎ ﻧﺸــﺎط ﺷﺪه، ذﯾﻨﻔﻌﺎن ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻰ ﺑﯿﻨﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﻓﻌﺎﻟﻨﺪ. ﻣﺎ اﻣﺮوز ﺑﻪ ﺳﺆال ﭼﻄﻮر ﮐﺎرى اﻧﺠﺎم ﻧﺸــﺪ و ﯾﺎ ﻫﺪﻓﻰ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻧﺸــﺪ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﯿﻢ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺪﻫﯿﻢ، اﻣﺎ ﻗﺎﺻﺮ از اﯾﻨﮑﻪ ﭼﺮا اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺷﺪ؟  ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻰ داﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ.


ارزش زمان حال

1395/09/28
22:57
امیرحسین ستوده بیدختی امیرحسین ستوده بیدختی
ارزش زمان حال

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیـــامده اسـت فریاد مکن
بر آمــــده و نامـده بنــــیاد مکن
حالی خوش باش و عمـر بر باد مکن

(خیام)

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


بسیار بر این نکته تأکید شده که قدر زمان حال را بدانیم و سعی کنیم که از آن استفاده کنیم. در عین حال برای بهره گیری از زمان حال، توصیه شده است که به گذشته و آینده نیز توجه چندانی نداشته باشیم. اما رعایت این توصیه های به ظاهر ساده چگونه امکانپذیر است؟ چرا که مشاهده می کنیم یا در حسرت فرصت های از دست رفته می سوزیم یا در آرزوهای خیالی سیر می کنیم. این دو باعث شده تا از زمان حال غافل شده، به جامعه ای که خوشحال نیست تبدیل شویم. البته تمامی این فرضیات و نتیجه گیری ها در اندازه های نظریه نویسنده معتبر است و جنبه تحقیقاتی ندارد.
ولی باید اقرار کنیم که عمل به این توصیه ساده چندان هم ساده نیست، چرا که شاعر مکانیزمی برای تحقق اندرز خود ارائه نمی کند. ما هدف را می شناسیم، اما راه رسیدن به آنرا تدوین نکرده ایم. به نظر من راه جامه عمل پوشانیدن به این نگرش عمیق، تمرکز و ارزش دادن به کاری است که هم اینک به آن می پردازیم. از آنجایی که عمل و تمرکز بر عمل به کاری که در حال حاضر در دست داریم باعث جدایی ما از زمان های گذشته و آتیه می گردد، رسیدن به هدف را امکانپذیر می سازد. فرض کنید جوشکاری که به کار جوشکاری خود در زمان انجام جوشکاری توجه می کند، هم کیفیت بهتری از کار را تولید می کند و هم از نتیجه ای که به دست آورده رضایت بیشتری حاصل می نماید و هم انرژی بیشتری برای ارتقای کاری خود به دست می آورد. در زمانی که در دانشگاه تدریس می کردم، یک منشی داشتیم که هر وقت متنی را برای تایپ به ایشان واگذار می کردیم، دو برابر زمان تایپ باید برای اصلاح متن تایپ شده وقت می گذاشتیم. مشهور بود که ایشان به هنگام تایپ به فکر تهیه شام شب و برنامه های بعدی خود بودند.
بسیار خب، سعی می کنیم که بر روی کارهای تعریف شده در زمان حال تمرکز کنیم. اما آیا این به معنای این است که برنامه ریزی را، که خود با آینده سر و کار دارد، کنار بگذاریم؟ به هیچ عنوان. تهیه برنامه، خود فعلی است که در زمان حال باید به آن پرداخته شود. خروجی برنامه، مجموعه ای از فعالیت هایی است که در آینده انجام می شود. هدف از اینکه ما کارهایی را در زمان حال تعیین می کنیم که واقعاً در آینده خیال انجامشان را داریم، این است که از زمان حال تا آینده ای که برای اجرا تعیین کرده ایم فرصت آماده سازی داشته باشیم. یعنی اگر به ترتیب فهرست کنیم، ابتدا برنامه ریزی قرار می گیرد، بعد آماده سازی و بعد اجرا، بعد از اجرا هم کارهای مربوط به گزارش و کنترل به میان می آیند. لذا در هر دوره ای از برنامه دو دسته فعالیت وجود خواهد داشت:

    دسته اول، فعالیت هایی هستند که به آماده سازی می پردازند و باعث کسب پیشرفت پروژه بر اساس محاسبات متداول نمی شوند؛
    و دسته دوم، فعالیت هایی هستند که به اجرا می پردازند و باعث کسب پیشرفت محاسباتی می گردند.

برای مثال در نظر بگیرید که برای اجرای ریختن بتن در یک فونداسیون، فعالیتی را در هفته آتی برنامه ریزی نموده اید. اجرای فونداسیون به طور معمول دارای هشت فاز کاری است:

    Excavation
    Compaction
    Megr
    Barbending
    Forming
    Concrete pouring
    Coating and back filling

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


حال در نظر بگیرید که به هنگام ریختن بتن، بچینگ پلنت درست کار می کند، تراک میکسرها آماده هستند، ویبراتورها عمل می کنند، کارگران حاضرند، مجوزها اخذ شده است، ناظران حضور دارند و شوت هم سالم است. با صحت تمامی این فرضیات، عمل ریختن بتن بسیار بدیهی می نماید. در عین حال و با توجه به اینکه این کار به شرط رعایت مفروضات فوق بدیهی است، اما در برنامه ما جای دارد. آنچه که در برنامه ما حضور ندارد، همین مفروضاتند. یعنی کارهایی که باید در راستای آماده سازی انجام داد تا به هنگام اجرای برنامه و فعالیت های آن ضریب اطمینان از حصول نتیجه بالا باشد. حال توجه نمایید که ما برای برآورد منابع خود، به خصوص در زمینه نیروی انسانی، با توجه به کارهایی که باید انجام دهیم محاسبه می کنیم، و نه با توجه به کارهایی که باید برای آماده سازی هم انجام دهیم. یکی از دلایلی که پروژه ها به تأخیر می افتند هم این است که برآوردهای نیروی انسانی مورد نیاز پروژه ها تنها در چهارچوب کارهایی که باید انجام گیرند، ونه همزمان با کارهای آماده سازی، صورت می پذیرد. اگر ما توجه داشته باشیم که در زمان حال باید یا:

    کارهایی را انجام دهیم که قرار بوده انجام دهیم،
    و یا کارهایی را که نیاز آماده سازی فعالیت هایی است که در آینده باید انجام دهیم،

آنگاه هم برای تمرکز بر زمان حال بهانه های بیشتری داریم و هم برنامه ریزی مؤثرتری را اعمال می کنیم.





مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر ارزش زمان

مهندسی و مدیریت ساخت پروژه - مطالب ابر ارزش زمان,مدیریت ساخت ,مدیریت پروژه, مدیریت پروژه های ساخت, مدیریت پروژه و ساخت,مدل سازی اطلاعات ساختمان,مدیریت ساخت
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مهندسی و مدیریت ساخت پروژه است. |طراحی و توسعه:امیرحسین ستوده بیدختی|